براى مقام هاى بغداد در روزهاى پایانى سال میلادى اتفاقى از این تلخ تر نبود که آتش جنگ تازه در مرزهاى شمالى این کشور افروخته شود. دامنه مناقشه ترکیه و عراق اکنون به نقطه اى رسیده که انتظار هر رخداد ناگوارى از آن مى رود. آخرین اظهارات ۲ رهبر کردتبار عراق ( طالبانى و بارزانى ) در مهم ترین مصاحبه مطبوعاتى شان در یکشنبه اربیل گویاى این واقعیت ناخوشایند بود که فعلاً از مذاکره و دیپلماسى در این شرایط کارى ساخته نیست. آنها گفتند نیروهاى پ.ک.ک - اپوزیسیون مسلح ترکیه - را تحویل نمى دهیم و تأکید کردند که امکان این که بغداد یک جبهه جنگ علیه این نیروها درشمال عراق بگشاید فراهم نیست.
پیامى که کاخ چانکایا ( نهاد ریاست جمهورى) ارتش مهیاى رزم ترکیه از این سخنان برداشت کرد همان بود که تیتر اغلب روزنامه هاى آنکارا شد یعنى این که اردوغان نباید کلید حل مسأله پ.ک.ک را در مناسبات دوستانه اش با زمامداران بغداد بجوید.
در نگاه اول به نظر مى آید که هرسه دولتى که پاى شان در تله بحران جدید گرفتار شده یعنى ترکیه، عراق و آمریکا راضى به گسترش این بازى خطرناک نیستند. زیرا تجربه وسابقه طولانى این بحران این درس را به آنها گوشزد مى کند که این کشمکش از آن دست بازى هاى پرهزینه است که برنده اى نداشته است. اما با آن که دیپلماسى هر ۳ کشور از میل به استفاده از ابزار مذاکره براى حل و فصل آن سخن به میان مى آورند اما هیچ کدام اراده جدى نشان نمى دهند به این دلیل ساده که فضایى از سوء ظن بر روابط آنها حکمفرماست. نباید این نکته مهم را از نظر دورداشت که مجوز این رویارویى بزرگ زمانى صادر شد که مردان آنکارا از پاسخ هاى واشنگتن به خواسته هاى راهبردى خویش مبنى بر قطع حمایت آنها از پ.ک.ک ناامید شدند.
بنابراین بحرانى که فضاى شهرهاى مرزى ۲ کشور همسایه را در ناامنى غوطه ور کرده است از دید بسیارى از ناظران، یک کشمکش کور است. بحرانى است که افق ها و هدف هاى آینده آن با ابهام سنگین روبرو است. آنچه از خبرهاى پشت صحنه این ماجرا پیداست فرصت هاى گفت و گو و مذاکره میان طرف هاى این بحران یکى پس ازدیگرى از دست مى رود و متأسفانه مرزهاى سوق الجیشى شمال عراق که در ۶ سال اخیر امنیتى نسبى را تجربه کرده بود به کارزار خونین جدید تبدیل مى شود.
روابط خارجى مقام هاى عراق در ۶ سال ایام اشغال با دولت آنکارا در فضایى از تفاهم پیش رفته بود - میان دولت اردوغان و دولت مالکى - طالبانى اعتمادى نظیر دوستى بغداد با تهران حاکم بود اما اکنون به نظر مى آید شخص اردوغان نیز که از ابتدا عزم خویش را بر همسویى با بغداد گذاشته بود از جانب ژنرال هاى ترک به سوى یک انتخاب جدید سوق داده مى شود.
پروژه اى که ارتش ترکیه امضاى آن را از مجلس و دولت اسلامگراى این کشور گرفت پروژه اى سخت و دشوار است.
فرماندهان ارتش ترکیه در آخرین جلسه شان با مقامات سیاسى ارشد ترکیه طرح جنجالى نابود کردن شورشیان حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) راتصویب کرده اند. حتى در بیانیه اى که صادر شد آمده که ترکیه براى مبارزه با چریک هاى «پ ک ک» آماده است هر بهایى را بپردازد.
با این تصمیم نه فقط مردم عراق بلکه مردم ترکیه که دوران ۵ ساله اول اردوغان را درآرامش و رفاه به سرکردند اکنون دلواپس آینده گشته اند. به این ترتیب در عالم سیاست، بحران امروز ترکیه و عراق ابعادى فراتر از یک مناقشه محلى پیدا مى کند. درست است که این کشمکش حلقه اى از زنجیره یک بحران ۳۰ ساله میان ارتش ترکیه و شورشیان کرد این کشور است که در ارتفاعات عراق پناه گرفته اند اما به دلیل پیوند پیچیده اى که جنگ داخلى عراق با نقش هاى آمریکا برقرار کرده باید به عنوان قطعه اى متفاوت در سیاست منطقه اى آنکارا دیده شود.
* مسأله چیست ؟
روشن است که توفانى که این بار از بستر مناسبات ترکیه با کردهاى ناراضى برخاسته است ریشه در زخمى کهنه دارد.
از آن زمان که نطفه یک هسته شورش مسلحانه در روستاى فیس شهرستان لیجه در استان دیاربکر بسته شد تاکنون پ.ک.ک با یگان ۵ هزار نفرى به فرماندهى سمى باییک به یک نیروى برهم زننده ثبات این کشور تبدیل شده است. سازمان شورشیان کرد ترکیه زمانى شکل گرفت که بسیارى از دیگر دهات کردنشین این منطقه در دهه ۱۹۹۰ تخلیه شد و ساکنانش به ناچار آنجا را ترک گفتند. عبدالله اوجالان نخستین بار در اواخر پائیز سال ۱۹۷۸ همرزمانش را در این روستا گرد هم آورد و سنگ بناى حزب کارگران کردستان (پارتیا کارکه رین کوردستان، پ ک ک) را در اینجا گذارد. در طول سال هاى ۲ دهه ۸۰ و ۹۰ میلادى، شرق و جنوب شرقى ترکیه شاهد جنگ هاى داخلى میان نیروهاى ترکیه و حزب جدایى طلب کارگران کردستان (پ ک ک) بوده که در طى آن بیش از ۳۰ هزار نفر جان خود را از دست دادند. پ ک ک با آن که مشى مسلحانه آن مورد اعتراض بسیارى از مردم کرد است و به اعتقاد سعاد، روزنامه نگار مستقل کرد، هراس مردم از پ.ک.ک و رهبر آن باعث شده که در طول این سال ها کسى نتواند در این منطقه خواسته قلبى و مخالفت واقعى خود را با این گروه به زبان بیاورد اما آنها با پرچم احیاى حقوق فرهنگى و سیاسى جامعه کرد ها سر به شورش برداشته اند.
در طول ۲ دهه گذشته صدها دختر و پسر جوان، بخصوص در دوران اوج فشار نظامى بر نواحى کردنشین راهى کوهستان ها شدند و تنها تعداد اندکى از آنها داوطلبانه خود را تسلیم کرده اند.
البته در سال ۲۰۰۳ دولت ترکیه اعلام کرد که اعضاى پ.ک.ک در صورت تسلیم داوطلبانه از بازجویى هاى سخت در امان خواهند ماند و تنها به ۲ تا ۵ سال زندان محکوم خواهند شد ولى تاکنون تعداد کمى حاضر به تسلیم شده اند.
بار دیگردر تابستان ۲۰۰۴ جدایى طلبان کردستان به دنبال آنچه خود عملیات حذفى مقامات ترکیه علیه جنگجویان خود نامیدند، آتش بس ۵ ساله بین خود و دولت ترکیه را شکستند. از آن زمان تاکنون زد و خورد هاى میان این ۲ گروه در جنوب شرقى ادامه دارد که در این خشونت ها افراد زیادى جان خود را از دست داده اند.
به اعتقاد یک روزنامه نگار که با ساکنان مناطق کردنشین ترکیه گفت و گو کرده است در حال حاضر کردهاى ترکیه از سویى هنوز اعتماد کافى به اصلاح مشى حاکمیت پیدا نکرده اند و از سوى دیگر بعضى نیز از واکنش سران پ.ک.ک مى هراسند. لذا موضوع ترس از هر ۲یعنى با لانه کردن پ.ک.ک در کوه هاى قندیل در شمال عراق از طرفى و اختلاف میان آنها و عبدالله اوجالان از طرف دیگر در کمرنگ شدن رابطه مردم جنوب شرقى ترکیه و این حزب تأثیرگذار بوده است. اما باز هم طرفداران پ.ک.ک به نوعى گروهى از مردم، بویژه طبقه پائین دست را تحت سیطره خود دارند. این روزنامه نگار تأکید مى کند که با این که رهبر این گروه اوجالان در زندان است سایه اش همچنان بر سر این نواحى حس مى شود.» وحداقل از هر خانواده در دیاربکر و شهرهاى اطراف یکى عضو این گروه است چنان که در بیشتر تظاهرات و حتى تجمع هاى غیرسیاسى این منطقه، همواره تصاویر اوجالان در کنار پرچم پ.ک.ک برافراشته مى شود.
در برهه کنونى به نظر مى آید که پ.ک.ک فرصت تازه براى مبارزه پیدا کرده است و این گروه با تشکیل یک حکومت خود مختار در اربیل پشتوانه تازه یافته است. دولت ترکیه همواره شکایت داشته که حزب کارگران کرد ترکیه (پ. ک. ک)همچنان در کردستان عراق پایگاههاى خود را دارد و نفرات این حزب هر بار پس از انجام دادن حملات خود در خاک ترکیه به آن سوى مرز مى گریزند و در خاک عراق پناه مى گیرند.
اما عامل دیگرى که روابط اربیل و آنکارا را بحرانى کرده است این که، دولت ترکیه نسبت به منابع نفت عراق در استان کرکوک که خارج از تسلط دولت خودگردان کرد است ادعا دارد و بارها تهدید کرده که با مداخله نظامى هم که شده اجازه نخواهد داد این منابع در اختیار کردها قرار گیرد. کرکوک با دارا بودن ۴ درصد ذخیره نفت جهان و ۴۰ درصد ذخیره نفت عراق، موضوع بسیار حساسى است. اگر کرکوک مملو از نفت پایتخت دولت کرد شمال عراق شود، آنکارا در مناطق کمتر توسعه یافته جنوب و شرق ترکیه به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت. به این صورت تحولات شمال عراق در ۱۵ سال اخیر آرام، آرام شکل استراتژیک جدى ترى به خود گرفته است و هر بار آنکارا با قول هاى واشنگتن، خویشتندارى خود را حفظ کرده است.
از آن روز تاکنون مقامات کرد عراقى بارها نسبت به احتمال مداخله نظامى ترکیه در عراق ابراز نگرانى کرده و هشدار داده اند. حتى مسعود بارزانى که اداره کردستان عراق را در دست دارد در مصاحبه اى به ترکیه هشدار داده بود که اگر به مداخله نظامى در مناطق کردنشین عراق دست بزند و نسبت به منابع نفتى این مناطق ادعاهایى مطرح کند، دولت کرد هم مدعى دیاربکر، بزرگترین شهر کردنشین ترکیه خواهد شد.
* پرونده بحران در دست اردوغان
براى دولت اردوغان که یکى از اصول سیاست آن حل و فصل معضلات استان هاى جنوب شرقى و تأمین حقوق اقلیت هاى کرد است در طلیعه دوران جدیدش این بحران یک بدشانسى بزرگ باید تلقى شود.
دولت اردوغان با آن که از حساسیت هاى افکار عمومى و ارتش این کشور نسبت به مسأله کرد ها با خبر بود نگاهى متفاوت در دوران ۵ سال گذشته به این مسأله نشان داد و تلاش کرد تا در عرصه سیاست خارجى راهى متفاوت را براى حل این مسأله در پیش گیرد.
این نگاه نوین اردوغان بلافاصله بازتاب عمیق خویش را در جریان انتخابات آشکار کرد به نحوى که او بخش غالبى از آراى خویش را از میان جمعیت۱۴ میلیون نفرى کرد این کشور بدست آورد.
محور اصلى برنامه اردوغان در حوزه هاى کردنشین این بود که به یک اعتمادسازى دست زد وکوشید تا رسوبات سنگین بدبینى را از نگاه مردم استان هاى جنوب شرقى بزداید تا حدى که سعى کرد بخشى از خواسته هاى این طیف مانند تعلیم زبان کردى یا ورود نمایندگان کرد به مجلس برآورده شود.
از طرف دیگر اردوغان از لطمه اى که پروژه نظامى شدن مسأله کردها بر چهره بین المللى این کشور وارد کرده بود آگاه بود و با این واقعیت روبرو شد که براى اصلاحات داخلى و گذشتن از دروازه اروپا هم باید به حل این مسأله و خارج کردن پوشه کردستان از فایل ژنرال ها مبادرت کند.
بنابراین از عوارض سوء بحران اخیر این است که اولاً برنامه راهبردى اردوغان را براى اصلاح سیاست میلیتاریستى آنکارا در استان هاى کردنشین متوقف مى کند و ثانیاً طرح نزدیکى او به اروپا را با وقفه جدى روبرو مى سازد.
در روزهاى اخیر این خطر به طور جدى حس شده که محافل یا کشورهایى که در ردیف رقیبان دولت اردوغان هستند یا آن که از قدرت یابى یک دولت اسلامگرا منافع خویش را در مخاطره مى بینند از این فرصت براى تضعیف او بهره بگیرند.
به این صورت مى توان گفت که جنگ در عمق خاک عراق براى اردوغان و گل یک انتخاب ناخواسته بلکه انتخابى است که شرایط و بازیگران محیط سیاسى بر آنها تحمیل مى کنند چنان که در روزهاى گذشته همه خبرها حاکى از این بود که دولت آنکارا از سوى افکار عمومى و ارتش تحت فشار است تا در مقابل حملات جدایى طلبان کرد از داخل خاک عراق، حرکت نظامى جدى نشان دهد.
حتى اکنون که صداى طبل جنگ برخاسته است هنوز تیم اردوغان براى تعدیل سیاست نظامیان یا اولویت دادن مذاکره بر جنگ تلاش مى کنند.
این نکته را از لحن بیانیه نهایى آنکارا مى توان فهمید که با آن که لحن آن بسیار تند است،اما این سند به نحوى تنظیم شده که ترکیه را متعهد به اقدام نظامى فورى در عراق نمى کند.
به این ترتیب از پرسش هاى مهم در بحبوحه لشکرکشى ارتش ترکیه به مرزهاى عراق این است که همراهى اردوغان با این حرکت در روابط ۲ جناح قدرت چه تحولى ایجاد خواهد کرد. سود و زیان جناح اسلامگراهاى حاکم بر دولت و مجلس ترکیه در امضاى تصمیم جنگى چیست. آیا درست است که این اتفاق موضع ارتش و لائیک ها را تقویت و پایگاه سیاسى و اجتماعى اردوغان و گل را تضعیف مى کند؟
در این راستا ۲ دیدگاه متفاوت مطرح شده است: از نگاه برخى ناظران حادثه اخیردرعین حال که نزد افکارعمومى ترکیه آزمونى برا ى سنجش میزان حساسیت دولت گل و اردوغان به اصول تمامیت ارضى این کشور است اما نخستین فرصت همکارى دولت اردوغان و رقیبان لائیک او است لذا او تلاش مى کند از این اتفاق براى ترمیم مناسبات خود با ارکان حاکمیت که هنوز میانه خوشى با اسلامگرایان ندارند بهره گیرد. لذا این ناظران تصمیم پارلمان اسلامگرا براى مقابله مسلحانه با پ.ک.ک را حاوى ۲ پیام همدلى این گروه با افکارعمومى خشمگین ترکیه و نیز ابراز همبستگى اردوغان با ژنرال هاى ترک که خواهان حمله به کردستان عراق اند مى دانند.
اما دیدگاه عده دیگر ناظران این است که این اتفاق در هر حال به ضرر حزب عدالت وتوسعه تمام خواهد شد زیرا برنده اصلى آن نظامیان هستند. زیرا آنها با این بحران، موقعیت ازدست رفته خویش را ترمیم خواهند کرد.
* محور تضاد در روابط آنکارا و آمریکا
دولت اردوغان در غائله اى که به پا شده است دست پنهان آمریکا را دخیل مى بیند. این مسأله که ابتدا در قالب تماس هاى محرمانه میان آنکارا و واشنگتن مطرح مى شد اکنون به صورت علنى تیتر رسانه هاى آنکارا مى شود که پ.ک.ک در دور جدید رویارویى با ارتش ترکیه به سلاح ونقشه هاى آمریکایى متکى است.
بنابراین به موازات این کشمکش و گلوله باران مرزهاى عراق شاهد یک آتش باران سیاسى میان ترکیه و آمریکا هستیم. حتى به نظر مى آید که تصمیم آنکارا به شروع جنگ این بدبینى را رفع نکرده است.
نخست وزیر ترکیه مى گوید کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، از وى خواسته اقدام نظامى را براى چند روز به تأخیر بیندازد.
از این روست که به تازگى کاخ سفید ۲ پیام به آنکارا مخابره کرده است. یک پیام براى اطمینان دادن به مردم ترکیه است که آمریکا نگرانى هاى آنها را جدى مى گیرد؛ تدبیرى که ممکن است احساسات ضد آمریکایى مردم ترکیه را، که اخیراً رو به افزایش بوده، کاهش دهد. پیام دیگر هم براى رهبرى دولت محلى کردستان عراق است؛ آمریکا با همکارى با ارتش ترکیه به آنها هشدار مى دهد که اگر مى خواهند مانع از حمله نظامى ترکیه به شمال عراق شوند باید علیه گروه پیکارجوى کارگران کردستان ترکیه (پ.ک.ک)، وارد عمل شوند.
البته برخى از ناظران براین باورند که دولت بوش و اردوغان در پس این بحران در پى کسب امتیازات سیاسى هم هستند از جمله این که آنکارا سعى مى کند در تقسیم قدرت آینده عراق سهم آن محفوظ شود و مانورهاى سیاسى دولت و پارلمان در ترکیه بیش از آن که زمینه سازى براى حمله نظامى به شمال عراق باشد، اقدامى براى تحت فشار قرار دادن آمریکا است؛ چرا که رهبران ترکیه بخوبى واقفند که در صورت مداخله نظامى در شمال عراق، خطرات مخالفت شدید آمریکا را به جان خواهند خرید، رئیس سرویس اطلاعاتى ترکیه چندى پیش گفت: سیاست صبر و میوه چینى، دیگر پاسخگوى نیازهاى ترکیه نیست و ترکیه لاجرم باید سیاست ابتکارى و تهاجمى خود را در عراق آغاز کند، بى صبرى ترکیه البته دلایل واقعى دارد. ترکیه معتقد است وقتى رهبران پ. ک. ک به راحتى براى مداوا و تجدید نیرو در حضور آمریکایى ها در شمال عراق رفت و آمد مى کنند، این امر نمى تواند بدون رضایت آمریکا باشد. آنکارا صریحاً از آمریکا خواسته است همان گونه که ترکیه از واشنگتن در مسأله حادثه ۱۱ سپتامبر حمایت کرد، آمریکا نیز باید از آنکارا در قبال پ. ک. ک حمایت کند.
اما شواهد موجود نشان مى دهد که تنش آمریکا و ترکیه دست کم در حال حاضربر سرسلاح هاى آمریکایى که پ.ک.ک با آن به قتل افسران ترکیه مى پردازد تا بدان حد است که مجالى براى این گونه زد و بندها باقى نمى ماند.