بصیرت: بحران سیاسی در قرقیزستان بار دیگر فضای ساکن آسیای مرکزی را دستخوش لرزههای خفیفی کرد. این تکان موجب شد یکی از قدیمیترین اختلافات قومی در منطقه آسیای مرکزی بار دیگر همانند زخمی کهنه سر باز کند که حاصل آن قتل، تجاوز، غارت و عمیقتر شدن بحرانی بود که میتوانست با گذر زمان و اقدامات دموکراتیک دولتهای منطقه آسیای مرکزی که هنوز با سایههای شوروی زندگی میکنند، به فراموشی سپرده شود. 3 عنصر جغرافیای سیاسی، انرژی و وابستگیهای قومی در آسیای مرکزی این منطقه را به عنوان بام خاورمیانه با مشکلات قابل توجهی مواجه کرده که کلید بسیاری از این بحرانها در صندوقچه کاخ کرملین است. روسیه به عنوان بزرگترین تولیدکننده انرژی تلاش میکند انحصار خود را در انتقال و صدور هیدروکربنها در منطقه حفظ کند و حضور رقابتی اتحادیه اروپا و آمریکا را تنها در راستای سلطه آنها و کاهش نفوذ خود میپندارد. این مساله درباره نقش چین در تحولات آسیای مرکزی نیز قابل بررسی است زیرا چین میتواند در آینده به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان هیدروکربن در جهان با تسخیر بازارهای منطقه جایگاه روسیه را تصاحب کند. مشکلات قومی در آسیای مرکزی توانسته است توسعه نهادهای دموکراتیک را در منطقه با چالش روبهرو کند. این اختلافات همواره با عواملی مانند انتقال و تولید انرژی تغییر شکل داده و نظامهای دیکتاتوری را در آسیای مرکزی ایجاد کرده است که بر اساس آن خریداران و انتقالدهندگان انرژی از حضور این دولتهای دیکتاتور در منطقه رضایت کافی دارند. بحران در قرقیزستان و سکوت جامعه جهانی نشان داد تسویهحسابهای منطقهای میتواند منطقه را تا مرز یک فاجعه انسانی پیش ببرد. روسیه در این مساله از مداخله نظامی پرهیز و این بحران را یک مشکل داخلی عنوان کرد، در حالی که اگر مورد مشابهی در گرجستان رخ میداد مقامات کرملین برای حفاظت از جایگاه خود وارد عمل میشدند.
بحران سیاسی در قرقیزستان بار دیگر فضای ساکن آسیای مرکزی را دستخوش لرزههای خفیفی کرد. این تکان موجب شد یکی از قدیمیترین اختلافات قومی در منطقه آسیای مرکزی بار دیگر همانند زخمی کهنه سر باز کند که حاصل آن قتل، تجاوز، غارت و عمیقتر شدن بحرانی بود که میتوانست با گذر زمان و اقدامات دموکراتیک دولتهای منطقه آسیای مرکزی که هنوز با سایههای شوروی زندگی میکنند، به فراموشی سپرده شود. 3 عنصر جغرافیای سیاسی، انرژی و وابستگیهای قومی در آسیای مرکزی این منطقه را به عنوان بام خاورمیانه با مشکلات قابل توجهی مواجه کرده که کلید بسیاری از این بحرانها در صندوقچه کاخ کرملین است. روسیه به عنوان بزرگترین تولیدکننده انرژی تلاش میکند انحصار خود را در انتقال و صدور هیدروکربنها در منطقه حفظ کند و حضور رقابتی اتحادیه اروپا و آمریکا را تنها در راستای سلطه آنها و کاهش نفوذ خود میپندارد. این مساله درباره نقش چین در تحولات آسیای مرکزی نیز قابل بررسی است زیرا چین میتواند در آینده به عنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان هیدروکربن در جهان با تسخیر بازارهای منطقه جایگاه روسیه را تصاحب کند. مشکلات قومی در آسیای مرکزی توانسته است توسعه نهادهای دموکراتیک را در منطقه با چالش روبهرو کند. این اختلافات همواره با عواملی مانند انتقال و تولید انرژی تغییر شکل داده و نظامهای دیکتاتوری را در آسیای مرکزی ایجاد کرده است که بر اساس آن خریداران و انتقالدهندگان انرژی از حضور این دولتهای دیکتاتور در منطقه رضایت کافی دارند. بحران در قرقیزستان و سکوت جامعه جهانی نشان داد تسویهحسابهای منطقهای میتواند منطقه را تا مرز یک فاجعه انسانی پیش ببرد. روسیه در این مساله از مداخله نظامی پرهیز و این بحران را یک مشکل داخلی عنوان کرد، در حالی که اگر مورد مشابهی در گرجستان رخ میداد مقامات کرملین برای حفاظت از جایگاه خود وارد عمل میشدند.
پازل آسیای مرکزی بهرغم پیوستگیاش با محافظهکاری روسی پیوند خورده و دولتهای منطقهای از سوی خریداران اصلی انرژیشان حمایتهای پنهانی میشوند؛ همانطور که حوادث اندیجان در آوریل 2005 در ازبکستان نتوانست جهان را از خواب بیدار کند. برای مصرفکنندگان انرژی و انتقالدهندگان بهصرفه است تا با دولتهای بدون تغییر در آسیای مرکزی وارد تجارت شوند. سرکوب گروههای معترض در این منطقه و تقویت دولتهای اقتدارگرا مانند حکومت نورسلطان نظربایف که از سال 1989 بر قزاقستان که یکی از تولیدکنندگان اصلی انرژی اورآسیاست، نشان میدهد موزائیکهای آسیای مرکزی بهرغم تلاشهای نهادهای مدنی بدون تغییر باقی مانده است. در جمهوریهایی مانند قرقیزستان هنوز مجسمههایی از ولادیمیر لنین، رهبر انقلاب اکتبر بلشویکی سرپا دیده میشود که این خود گواه محافظهکاری بطن اصلی جوامع آسیای مرکزی است. با نگاهی اجمالی به مبادلات تجاری کشورهای منطقه آسیای مرکزی این نکته نمایان میشود که فعالیتهای اقتصادی در این کشورها با کشورهای حوزه شوروی و به طور اخص با روسیه انجام میشود. عدم تنوع در بازیگران این منطقه موجب رکود سیاسی در منطقه شده است. بحران قرقیزستان از آوریل گذشته تاکنون مثال مناسبی است که در آن میتوان دستهای پدر معنوی منطقه یعنی روسیه را مشاهده کرد. حضور نظامی آمریکا در قرقیزستان تنها نمونه کوچکی از نگرانی روسیه در قبال دستنخورده ماندن حوزه نفوذش است. عدم تغییر در دیدگاههای سیاستمداران آمریکایی در نحوه تقابل با روسیه طی سالهای دوره بوش، مسکو را یک گام به عقب رانده است. اقدامات روسیه و آمریکا برخلاف فعالیتهای تشویقی اتحادیه اروپا مبنی بر بالا بردن آگاهیهای عمومی در جهت توسعه دموکراسی منطقه در حالتی از محافظهکاری عمومی با حمایت از دولتهای خودکامه در منطقه پیگیری میشود و تغییرات در آسیای مرکزی با چاشنی اختلافات میان مسکو و واشنگتن همراه است. این فرآیند تا زمانی که تفکرات مبتنی بر جنگ سرد در روسیه و آمریکا دنبال میشود ادامه خواهد داشت و کشورهای آسیای مرکزی روی آزادیهای مدنی را به خود نخواهند دید. توسعه نهادهایی مانند سازمان مشارکت و همکاری اروپا میتواند بر این چرخه میان روسیه و آمریکا و بعضا چین تاثیرگذار باشد و روند جذب کشورهای فوق در جامعه جهانی را همانند کشورهای حوزه بالتیک تسریع بخشد. استانداردهای روسی امنیت در منطقه آسیای مرکزی با محافظهکاری همراه است و تغییرات با تکیه بر حمایتهای آمریکایی برای ایجاد موقعیت خطر برای مسکو صورت میگیرد و نشان داده این بازی به صورت متناوب میان مسکو و واشنگتن ادامه دارد و کشورهای منطقه به فراخور رهبران و جایگاه استراتژیکشان در این صحنه تغییرات ظاهری میکنند اما به اصل صادرات انرژی و انتقال آن لطمهای وارد نمیشود.
سید بهزاد اخلاقی