بصیرت: اواخر پنجشنبهشب 20 خرداد 1389 (10ژوئن 2010) در شهر اوش مرکز استانی به همین نام در جنوب قرقیزستان، بین ازبکها با قرقیزها درگیری شدیدی رخ داد. ابعاد گسترده این درگیریها به گفته رزا آتانبایوا، رئیس دولت موقت قرقیزستان منجر به کشته شدن حدود 2هزار نفر شد. اگرچه این آمار اغراقآمیز به نظر میرسد و تلاشی برای گرفتن کمکهای بیشتر از خارج توصیف شده است اما منابع خبری مستقل از کشته شدن حداقل 200 نفر و مجروح شدن یکهزار نفر خبر میدهند. آنها میگویند بیشترین درگیریها در مرکز شهر اوش بود. تظاهراتکنندگان اتومبیلها را آتش زده و مغازهها را تخریب کردند. علاوه بر این حداقل 500 هزار نفر مجبور به ترک خانه خود شدند که از این تعداد در حدود یکصد هزار نفر به داخل مرز ازبکستان در مجاورت استان اوش قرقیزستان فرار کردند.
اواخر پنجشنبهشب 20 خرداد 1389 (10ژوئن 2010) در شهر اوش مرکز استانی به همین نام در جنوب قرقیزستان، بین ازبکها با قرقیزها درگیری شدیدی رخ داد. ابعاد گسترده این درگیریها به گفته رزا آتانبایوا، رئیس دولت موقت قرقیزستان منجر به کشته شدن حدود 2هزار نفر شد. اگرچه این آمار اغراقآمیز به نظر میرسد و تلاشی برای گرفتن کمکهای بیشتر از خارج توصیف شده است اما منابع خبری مستقل از کشته شدن حداقل 200 نفر و مجروح شدن یکهزار نفر خبر میدهند. آنها میگویند بیشترین درگیریها در مرکز شهر اوش بود. تظاهراتکنندگان اتومبیلها را آتش زده و مغازهها را تخریب کردند. علاوه بر این حداقل 500 هزار نفر مجبور به ترک خانه خود شدند که از این تعداد در حدود یکصد هزار نفر به داخل مرز ازبکستان در مجاورت استان اوش قرقیزستان فرار کردند.
شدت درگیریها به حدی بود که به استان جلالآباد نیز سرایت کرد. گسترش دامنه درگیریها به دیگر شهرها، دولت را به اعمال حکومت نظامی وادار کرد. از آنجا که دولت موقت تنها 2ماه پیش زمام امور متشنج قرقیزستان را برعهده گرفته است، به منظور کنترل بیشتر اوضاع از دیگر کشورها از جمله روسیه کمک خواست. روسیه اگرچه به این درخواست رسما پاسخ منفی داد اما با اعزام یک گردان چترباز به همراه مقادیری از کمکهای انسانی، تحت پوشش حمایت از روسهای مقیم قرقیزستان، مداخله خود را توجیه کرد. در همین حال رابرت بلیک، معاون وزارت خارجه آمریکا از اردوگاه پناهندگان در ازبکستان که قربانیان خشونتهای قومی قرقیزستان در آن اسکان گرفتهاند، دیدن کرد. او کوشید با اتخاذ موضع انسانی پوشش مناسبی برای توجیه حضور آمریکا در منطقه ایجاد کند. بلیک هنگام دیدار از اردوگاه آوارگان درگیریهای اخیر قرقیزستان وضع جنوب این کشور را فاجعهآمیز خواند. رابرت بلیک پس از دیدار با رئیس دولت موقت قرقیزستان سری هم به مناطق ناآرام جنوب قرقیزستان زد تا از نزدیک از عمق فاجعهای که در جنوب قرقیزستان شکل گرفته دیدن کند اما در واقع به نظر میرسد بلیک از مناطق درگیری بازدید کرد تا از نزدیک بتواند ارزیابی دقیقتری از تحولاتی که در حال شکلگیری در منطقه است، بهدست آورد.
ریشهیابی دلایل درگیریها در شهر اوش طی سالیان طولانی اکثریت قرقیز در کنار ازبکها با صلح و صفا زندگی کردهاند، از علت اصلی درگیریها هنوز گزارش دقیق و بیطرفانهای منتشر نشده است، به همین دلیل ریشهیابی علل درگیریهای قومی در شرایط کنونی بسیار دشوار است اما میتوان بر اساس قرائن و شواهد موجود خبری و نیز سوابق اینگونه درگیریها در منطقه آسیای مرکزی، به چند مورد اشاره کرد:
1- تضعیف دولت مرکزی:
به دلیل سرنگونی دولت باقیاف در فروردینماه گذشته، دولت موقت هنوز کاملا بر اوضاع کشور مسلط نشده و به دنبال برگزاری همهپرسی قانون اساسی در ششم تیرماه (27 ژوئن 2010) است. به همین دلیل انتظار ایجاد درگیریها گسترده در اوش را نداشت. بر این اساس بعضی از تحلیلگران بر این باورند که ازبکتبارهای مقیم اوش از فرصت بهوجود آمده برای کسب موقعیت بهتر استفاده کردند چرا که دیگر باقیاف و طرفدارانش در جنوب در حکومت نبودند که بتوانند آنها را سرکوب کنند. ازبکتبارهای قرقیز مدعی هستند دولت باقیاف به عنوان شهروند درجه دوم با آنها برخورد میکرد. این در حالی است که آنها در سالهای اخیر با برخورداری از پشتیبانی دولت ازبکستان، حضور خود را در جنوب قرقیزستان تثبیت کردهاند و در فعالیتهای مختلف اقتصادی مشارکت فعال دارند. اگر چه آنها از لحاظ جمعیت در مجموع 15 تا حداکثر 20 درصد از جمعیت 5/5 میلیون نفری قرقیزستان را شامل میشوند، ولی حضور آنها در مناطق جنوبی بسیار قابل توجه است. اما سوال اصلی در اینجاست که چه کسانی ازبکتبارها را به درگیر شدن با قرقیزها ترغیب کرده و طی 10 روز آنها را حمایت کرده است؟ این واقعیت که در گذشته هم بین گروههای قومی و مذهبی درگیری رخ میداد ذهنها را به عوامل داخلی برای ایجاد چنین درگیریهایی معطوف میکند اما در گذشته اینگونه درگیریها بهصورت محدود بود و چنین ابعاد گستردهای پیدا نمیکرد. دلیل گسترده شدن و تداوم آن را باید در عوامل بیرونی جستوجو کرد.
2- رقابتهای قدرتهای بازیگر در منطقه (روسیه- آمریکا):
در سالهای پس از فروپاشی شوروی، قرقیزستان صحنه منازعات و رقابتهای قدرتهای بازیگر از جمله روسیه و آمریکا بوده است. حداقل 2 بار، یکی در سال 2005 و دیگری در سال 2010 با دخالت غیرمستقیم این 2 کشور، حکومتهای عسگر آقایف و قربانبیک باقیاف سرنگون شدهاند. بر این اساس بعضی از تحلیلگران سیاسی معتقدند تحرکات اخیر بین ازبکتبارهای قرقیزستان با هدایت آمریکا به منظور بازگشت به قدرت باقیاف انجام شده است. در مقابل این تحلیل عده دیگری از صاحبنظران مسائل قرقیزستان معتقدند، با توجه به دستگیری ماکسیم باقیاف (پسر قربانبیک باقیاف) در انگلیس و موقعیت متزلزل رئیسجمهور معزول شده در خارج قرقیزستان، شرایط برای بازگشت به قدرت آنها اصلا فراهم نیست. همچنانکه دولت موقت با رضایت دادن به ادامه کار پایگاه نظامی آمریکا در مناس مناسبات خود را با واشنگتن در شکل جدیدی احیا کرده است. بر این اساس این عده از صاحبنظران نقش روسیه را برای ایجاد چنین بحرانی جدیتر میبینند. آنها معتقدند روسیه دنبال تثبیت موقعیت خود در جنوب قرقیزستان در مرزهای مشترک با ازبکستان است. اخیرا آمریکاییها برای گرفتن امتیاز پایگاه نظامی در استان مجاور اوش یعنی باتکن در قرقیزستان علاقه نشان داده بودند که این موضوع روسیه را به پیشدستی برای تثبیت اوضاع به نفع خود ترغیب کرده بود.
3- اختلافهای قومی و نقش هواداران باقیاف :
در دیدگاه سوم بعضی از تحلیلگران معتقدند درست است که قدرتهای سلطهجو از بحرانهای موجود سود میبرند اما ایجاد این بحرانها در منطقه حساسی چون دره فرغانه (شامل استانهای اوش، باتکن و جلالآباد در قرقیزستان؛ استان سُغد در تاجیکستان و استان اندیجان در ازبکستان) به عنوان مرکز اسلامگرایی در آسیای مرکزی، به نفع روسیه و آمریکا نیست چرا که متشنج شدن این دره بسیار مهم وضع منطقه را به «افغانستان دوم» برای آمریکا و روسیه تبدیل میکند. به همین دلیل ایجاد بحران تنها به نفع طرفداران باقیاف برای فراهم کردن شرایط در جهت بازگشت به قدرت جنوبیها در برابر شمالیهاست. در سالهای اخیر همیشه بین شمالیها به مرکزیت بیشکک پایتخت و جنوبیها به مرکزیت اوش دومین شهر بزرگ قرقیزستان، برای بهدست گرفتن قدرت رقابت بوده است. عسگر آقایف نماینده شمالیها بود و باقیاف نماینده جنوبیها، اکنون رزا آتانبایوا از شمالیها موقتا زمام امور را در دست دارد ولی نباید این واقعیت را از نظر دور داشت که ممکن است از تعارض شمال و جنوب قرقیزستان روسیه و آمریکا بهرهبرداری کنند اما در موقعیت حساس کنونی این 2 کشور مایل نیستند اوضاع بیثبات قرقیزستان به ازبکستان و تاجیکستان سرایت کند زیرا در آن صورت نه از «تاک» نشان خواهد ماند و نه از «تاکنشان».
جمع بندی بحث ا در نظر گرفتن همه جنبههای موجود در بحران قرقیزستان بهصورت قطعی نمیتوان گفت پشت صحنه این درگیریها کدام کشور با چه انگیزهای قرار دارد اما آنچه به احتمال زیاد میتوان گفت تاثیر این رویداد بر آینده انتقال مسالمتآمیز قدرت در قرقیزستان است. در شرایطی که این کشور خود را برای همهپرسی قانون اساسی در 6 تیرماه آماده میکند، اعلام وضع فوقالعاده در مناطقی که بیش از یکمیلیون نفر در آنجا زندگی میکنند، چالش جدی را در برابر دولت قرقیزستان قرار داده است. رزا آتانبایوا امیدوار است با تصویب قانون اساسی جدید به اختلاف نظرهای موجود در قرقیزستان پایان داده شود تا شرایط برای برگزاری انتخابات ریاستجمهوری و پارلمان جدید این کشور آماده شود. اکنون سازمان ملل برای جبران خسارتهای موجود درخواست بیش از 70 میلیون دلار کمک فوری کرده و از سوی دیگر کشورهای روسیه و آمریکا هر کدام به بررسی تاثیرات این رویداد بر موقعیت شکننده آسیای مرکزی میپردازند. برای این 2 کشور بیش ازسرنوشت مردم قرقیزستان، تثبیت شرایط به نفع خودشان اهمیت دارد. درگیریها و رقابتها رهبران محلی بهانه مناسبی برای آنها محسوب میشود. نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که رهبران محلی هم در دامن زدن به اختلافهای موجود نقش دارند. نباید همه چیز را به مداخله خارجی نسبت داد اما در سالهای پس از فروپاشی شوروی این مردم بودند که هم در عروسی و هم در عزا قربانی شدهاند.
حسن بهشتیپور کارشناس ارشد مسائل بین الملل