بسم الله الرحمن الرحیم
بصیرت: خبرگزاری آمریکائی "آسوشیتدپرس" روز پنجشنبه از تصویب طرح تحریمهای جدید توسط کنگره آمریکا به صورت یکطرفه علیه ایران خبر داد. این طرح قبلاً توسط سنای آمریکا به تصویب رسیده بود و اکنون بعد از آنکه کنگره یا مجلس نمایندگان این کشور نیز آنرا به تصویب رسانده، در انتظار امضاء باراک اوباما رئیسجمهور آمریکاست تا از نظر خود دولت آمریکا به عنوان یک قانون مطرح وبا توسل به آن، فشارهائی بر ایران وارد شود که جدای از قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و اقدامی جداگانه محسوب میگردد.
قبل از آنکه به کالبدشکافی این طرح بپردازیم، لازم است محتوای آنرا برابر گزارش همان خبرگزاری آمریکائی مرور نمائیم.
براساس این گزارش، طرح مشترک سنا و کنگره آمریکا، شرکتهای انرژی و مالی خارجی که با ایران تبادل تجاری دارند را هدف قرار میدهد. این تحریمها به رئیسجمهور آمریکا این امکان را میدهد که شرکتهای خارجی فروشنده بنزین و سایر فرآوردههای نفتی پالایش شده به ایران را مجازات کند. این طرح همچنین بانکهای آمریکائی را از انجام معاملات با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منع میکند.
خبرگزاریهای غربی پیش بینی کردهاند باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا این طرح را به زودی امضا و آنرا برای اجرا به دستگاههای ذیربط ابلاغ خواهد نمود.
برخلاف تبلیغات پر سرو صدائی که خبرگزاریهای آمریکائی و صهیونیستی درباره اهمیت این طرح بعمل آورده و میآورند، واقعیت اینست که این قبیل اقدامات بیش از آنکه تأثیر عملی داشته باشند، ظاهر تبلیغاتی دارند و از آنها برای ایجاد فضای روانی بهره برداری میشود. مهمترین نکاتی که در کالبدشکافی طرح تحریم آمریکا علیه ایران میتوان برشمرد اینها هستند:
1 - دولت باراک اوباما، این روزها در باتلاق افغانستان دست و پا میزند و در عراق نیز علیرغم همهی تلاشها و پول خرج کردنهای بی حساب و کتاب نتوانسته مهرههای دلخواه خود را به حاکمیت برساند. برکناری ژنرال مک کریستال از سرفرماندهی نیروهای نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان، نشان داد اوباما در شرایط بحرانی بسر میبرد و حتی در داخل کاخ سفید نیز دچار مشکل است. علیرغم حضور یکصد هزار نظامی آمریکائی در افغانستان، اخبار مربوط به تلفات همین نظامیان و سایر نظامیان عضو ناتو در این کشور و ناامنی گسترده، که تا پشت دیوار سفارت آمریکا در کابل نیز راه یافته، نشان میدهد آمریکا هر قدر بیشتر در باتلاق افغانستان دست و پا میزند بیشتر در این باتلاق فرو میرود. گزارشها حکایت از وخیمتر شدن وضعیت نظامیان آمریکائی مستقر در افغانستان در سال جاری نسبت به سالهای گذشته دارند. این، یعنی اوباما علیرغم شعارها و ژستهای فراوانش نه تنها کمترین موفقیتی در افغانستان به دست نیاورده بلکه دچار شرایط اسفناک تری شده است.
در چنین شرایطی، کاملاً طبیعی است که دولتمردان آمریکائی درصدد فرافکنی برآیند و دست به دامن طرحهائی از قبیل تشدید تحریمها علیه ایران شوند تا با استفاده از سودی که مصرف داخلی این قبیل اقدامات دارد تا حدودی خود را از نگاه منفی افکار عمومی آمریکا دور نگهدارند.
2 - بحرانهای داخلی آمریکا نیز عامل دیگری است که باراک اوباما را به توسل به چنین فرافکنیهائی وادار میسازد. بحران اقتصادی، بیکاری، فقر، تورم و اخیراً ناتوانی دولت در مهار لکههای نفتی خلیج مکزیک، اوباما را دچار شرایط بسیار سختی کرده است. طبعاً راه خروج اوباما از این بحران در سطح تبلیغاتی اینست که به اقداماتی از قبیل تشدید تحریم ایران متوسل شود.
3 - اصل صدور قطعنامه 1929 شواری امنیت سازمان ملل علیه ایران و طرح تشدید تحریمهای آمریکا هر دو برخلاف قانون صورت گرفتهاند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها در گزارشهای خود بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران تأکید نموده و اعلام کرده است که هیچ نشانی از انحراف به سوی نظامی گری در این فعالیتها دیده نشده است. مستندات شورای امنیت و سنا و کنگره آمریکا فقط جملات مبهمی هستند که عمداً در گزارشهای آژانس و شورای حکام گنجانده شدهاند که البته آنها نیز فرمایشی و دستوری است و ریشهای ندارد.
4 - هر چند بعضی مقامات آمریکائی که در ضدیت با ایران و هماهنگی با صهیونیستها معروفند مدعی شدهاند این تحریمها بسیار شدید و کارآمد هستند، لکن تحلیل گران بینالمللی با صراحت اعلام داشتهاند اینبار نیز تحریمها کارائی چندانی علیه ایران ندارند و ملت ایران باهوشیاری همیشگی خود این موج ضد ایرانی را نیز با موفقیت از سر خواهد گذراند.این، واقعیتی است که در 31 سال گذشته در همهی صحنهها از جمله جنگ تحمیلی، فشارهای سیاسی و تحریمهای گوناگون به اثبات رسیده و اکنون ملت ایران با کوله باری از تجربه سه دهه گذشته، راحتتر میتواند با این تحریمها مقابله کند.
شرط موفقیت مسئولان کشور برای مقابله با تحریمها و ناکام نمودن آمریکا اینست که اختلافات داخلی را کنار بگذارند و به وحدت کلمه روی آورند. محورهای این رویکرد مبارک در بیانات روز چهارشنبه گذشته رهبر معظم انقلاب اینگونه مشخص شده اند:
- هر سخن، حرکت و نوشتهای که موجب شکاف در جامعه و ظلم به افراد شود برخلاف مصالح کشور است.
- حفظ وحدت، همدلی و انسجام در جامعه و پرهیز از هرگونه اختلاف و شکاف، نظر رهبری در این برهه حساس است.
- رعایت طهارت دل و عمل، یکی از وظایف اصلی است و نباید با یک کلمه و یا نوشته و یا حرکتی نابجا در مورد فرد یا افرادی که مستحق آن نیستند به آنان ظلم شود.
آیا مومنان به انقلاب آمادگی دارند رهبری را در تحقق این منشور وحدت بخش یاری کنند؟