
رضا گرمابدرى
ارزش توجه و گردن نهادن به رهنمودها و توصیه های راهگشا و کلیدی در پاره ای از اوقات با زمان بیان آن توصیه ها و رهنمودها مرتبط است. این ارتباط زمانی آنچنان اهمیت دارد که اگر توجه به آن در زمان خودش صورت نگیرد ممکن است بی ارزش شود و در امر جبران خسارات ناشی از بی توجهی نیز ناتوان گردد. بیانات مقام معظم رهبری در هفته گذشته و در جمع اساتید بسیجی دانشگاه ها در زمره این رهنمودها و توصیه هاست. چنانچه جامعه و به ویژه مخاطبان خاص این بیانات درصدد باشند عالمانه و مشتاقانه از این بیانات استفاده کنند - که باید هم اینگونه باشد - زمان توجه و بهره گیری حداکثری همین الآن است. ربط دادن استفاده حداکثری از این بیانات با زمان حاضر بدین معنا نیست که در آینده نمی شود از این بیانات استفاده کرد، بلکه به این معناست که در شرایط حاضر و با توجه به عوامل موثر در شکل دادن به این شرایط که مشکلاتی را ایجاد کرده و چه بسا مشکلاتی را نیز به دنبال داشته باشد، راه علاج و برون رفت آن است که در بیانات معظم له بر آن تأکید شده است. بیانات مقام معظم رهبری در این جمع چند محور کلی دارد که نوشتار حاضر در پی پرداختن به محوری است که بر اهم مسائل داخلی با توجه به شرایط حاضر تأکید و دلالت دارد. محور مورد نظر چند موضوع را در بر دارد که به ترتیب به هر یک پرداخته می شود.
الف) کانون بحث: مقام معظم رهبری کانون بحث را در این فراز ارائه فرمودند: «امروز مهمترین نیاز کشور اتحاد و یکپارچگی است و هر گونه سخن، حرکت و نوشته ای که حتی با نیت صادقانه باشد، ولی موجب شکاف و انشقاق در جامعه و ظلم به افراد شود، برخلاف مصالح کشور و نظام اسلامی است.» ایشان مفهوم پیام فراز فوق را تأکیداً در بیانی دیگر اینگونه مورد اشاره قرار دادند: «حفظ وحدت، همدلی و انسجام در جامعه و پرهیز از هر گونه اختلاف و شکاف، نظر رهبری در این برهه حساس است.»
1- شرایط زمانی ایراد سخن: مقام معظم رهبری فراز فوق را با این عبارت آغاز کردند: «امروز مهمترین نیاز کشور اتحاد و یکپارچگی است و...» اتحاد و یکپارچگی در کشور نیازی همیشگی است. این نیاز در گذشته بوده در حال حاضر هم است و در آینده نیز خواهد بود، لکن برای درک ضرورت و میزان اهمیت آن در هر دوره و برهه ای لازم است شرایط آن دوره شناخته شود تا فهم و درک صحیح از این گنج کلامی و بیانی منجر به اقدام عملی در تحقق اتحاد و یکپارچگی شود، در غیر این صورت این گنج تبدیل به شعار تزئینی و فاقد برانگیختگی می شود. برای درک اهمیت «نیاز کشور به اتحاد و یکپارچگی در شرایط حاضر» لازم است مروری گذرا بر حوادث و رخدادهای یک سال اخیر شود. نتیجه این مرور این است که دشمن آماده و مهیا برای سوءاستفاده های کلان از موقعیت هایی که در ایران برایش فراهم می شود، از فتنه سبز و فتنه گران برای آسیب وارد کردن بر وحدت عمومی استفاده کرد و آسیب هایی را به این وحدت وارد ساخت و با وجود آنکه نظام توانست با هوشیاری و هدایت آتش فتنه را تا حد بسیار زیادی خاموش کند، اما آثار آن آسیب های وارده همچنان در اشکال مختلف مشاهده می گردد و این نشانگر عدم ترمیم و بازسازی کامل اجتماعی است که لازم است برای آن چاره جویی شود و بخشی از فرمایش مقام معظم رهبری نیز مشیر به این نکته است. نکته بعدی در این راستا این است که تحرکات دشمنان نظام در عرصه بین المللی نیز دقیقاً در ارتباط با موقعیت داخلی است که نسبت به گذشته از تمرکز و دقت بیشتری برخوردار است.
2- جامعه مخاطب: برای بهره برداری درست تر و بیشتر از فرمایشات مقام معظم رهبری و نیز کشف وظیفه از بیانات معظم له لزوم توجه به جامعه مخاطب ضروری است. بیانات ایشان خطاب به دو دسته مخاطب عام و خاص است. مخاطب عام در بیشتر اوقات با تأثیرپذیری از خواص اقدام می کند و چنانچه خواص با تشخیص صحیح و بهنگام به هدایت عوام بپردازند کارهای بزرگ انجام می پذیرد در غیر این صورت باید منتظر حوادث ناگوار بود. پس نقش مخاطب خاص مهم و تعیین کننده است.
ب) دشمن در کمین است: تداوم فتنه با وجودی که از روند نزولی و رو به هلاکت برخوردار است، دشمنی را که طی سال های طولانی از دست یافتن به جای پاهای محکم در نظام مأیوس کرده بود، دوباره امیدوار کرد و با آغاز فتنه حضورش را در محیط داخلی ایران پر رنگ تر ساخت و حمایت مستمر از فتنه گران که همچنان ادامه دارد حاکی از آن است که دشمن قصد ندارد از بستر ایجاد شده هر چند که دچار تنگنای جدی است، دست بردارد. معلوم است دشمن به برنامه های جدید برای به اجرا گذاشتن در این بستر می اندیشد که متأسفانه وجود برخی از مسائل در داخل کشور انگیزه و شوق دشمن برای ادامه مسیرش را تقویت می کند.
1- سلب آرامش: متعاقب برقراری آرامش در کشور که همانند سیلی محکم بر گوش فتنه گران بود و خبر از جمع شدن بساط آنها می داد، آنها در داخل و خارج دست به تحرکات مجدد زدند تا مانع حاکم شدن آرامش و اعتماد کامل در کشور شوند. آنها متوجه شده اند چنانچه کاملاً سررشته امور فتنه از دست آنها خارج شود و موضوع فتنه مشمول گذر زمان گردد و هواداران اندک و فعال آنها در داخل هم از کارآمدی فتنه ناامید و تبدیل به افراد خنثی شوند، برای سال های طولانی نمی توانند مجدداً اوضاع امنیتی اجتماعی نظام را مشابه فتنه پس از انتخابات برهم زنند، بنابراین تمام تلاش خود را به کار گرفته اند و از هر بهانه و فرصتی استفاده می کنند که احساس آرامش و اعتماد در بین مردم حاکم نگردد.
2-حرکت نامحسوس: وزیدن باد ناموافق از سوی جامعه و مردم به سمت فتنه گران داخلی و حامیان خارجی آنها، سبب شد تا فتنه گران در ادامه روندی که در فراز پیش به آن اشاره شد برای افزایش احتمال موفقیت و شدت بخشیدن به تحرکات شان راه جدید و خطرناکی را در پیش گرفتند که کاملاً نامحسوس به نظر می رسد. این برنامه جدید، شخصیت ها، مسئولان، گروه های دوستدار و وفادار به نظام و نهادها را مورد هدف قرار داده است. چنانچه این ادعا مشخصاً علیه فرد، شخص، مسئول، گروه و نهادی ابراز گردد قطعاً با انکار مواجه خواهد شد اما اگر بدون لحاظ نمودن مورد خاص حوادث و رخدادهای چندماه گذشته در عرصه ها و موضوعات مختلف با دقت و وسواس مورد بازخوانی و باز تحلیل قرار گیرد انکار وجود دست های نامرئی که از یک مرکز هوشمند هدایت می شوند سخت خواهد شد. مجموعه هایی که در معرض این احتمال بسیار قوی قرار دارند نباید فرافکنی کرده و از آن بگریزند، تصمیم عاقلانه و صحیح در خصوص این احتمال گزنده این است که مسائل مربوط به خود را براساس لحاظ نمودن این احتمال مورد بازبینی قرار دهند و از به خرج دادن هر گونه تعصب اجتناب ورزند. آیا می توان با قطعیت منکر وجود چنین هشداری در بیانات اخیر مقام معظم رهبری بود یا برعکس مواردی که به روشنی بر این مهم دلالت می کند در فرمایشات این وجود داشت؟
3- بار سنگین مسئولیت :بررسی هوشمندانه و دقیق رخدادهای اخیر احتمال پیش گفته را تقویت می کند و مهمترین اقدام برای مقابله با آن مسدود کردن منافذ رخنه دشمن است و در رأس این مسدود کردن پرداختن به خود است. همانطور که پیشتر اشاره شد بخش مهمی از مخاطب بیانات مقام معظم رهبری خواص هستند؛ خواصی که در حال حاضر بیشتر مناصب و مسئولیت های کشور را در اختیار دارند و طبیعتاً آنجایی که مقام معظم رهبری بیانات مسئولیت آور ابراز می دارند در وهله اول متوجه این گروه است و بار سنگین آن بر روی دوش آنها قرار می گیرد و آنها هستند که باید با رعایت دقیق فرمایشات معظم له راه را برای سودجویی و اجرای برنامه های خطرناک و ناپیدای دشمن مسدود کنند.
مقام معظم رهبری به جای توصیه نسبت به مسائل عدیده اخلاقی از یک سری امور عظیم و مبنایی سخن می گوید که در صورت گردن نهادن و انس با آن و تبدیل کردن آن به رویه و ملکه هم چهره ابلیس سیاه می شود و هم شیاطین بشری که در برابر نظام اسلامی صف آرایی کرده و تلاش می کنند با هر ترفندی به نظام خسارت های کلان وارد کنند. ایشان می فرمایند: «باید منصف و عادل بود و زیادتر از آن چیزی که واقعیت و بایسته است، نگفت.» معظم له در فراز بعدی تیغ انتقاد را تیزتر و نشانه های مصادیق را روشن تر کرده و فرمودند: «نباید اینگونه تصور شود که چون برخی افراد مجاهد، مبارز و انقلابی هستند، می توانند در مورد برخی افراد دیگر که به زعم خود از این لحاظ در درجات پایین تر قرار دارند، هر چه بخواهند بگویند.» مقام معظم رهبری در ادامه همین مبحث با اشاره به یک واقعیت که فهم درست آن حلال بسیاری از مشکلات خواهد بود و بازگشت به محور اصلی یعنی «اتحاد و انسجام» و القای این نکته که مجموعه مطالبی که در این مبحث بیان شد موثر در بحث هدف یعنی «اتحاد و انسجام» است، فرمودند: «با وجود تفاوت ایمان، در مقام زندگی جمعی باید ضمن رعایت عدالت و انصاف، اتحاد و انسجام حفظ شود.»
اینکه مطالب فوق با قرار گرفتن در کنار یکدیگر چگونه به بحث دشمن و مقابله با آن ارتباط پیدا می کند، موضوعی است به حق که نمی توان آن را نادیده گرفت. در توضیح آن باید گفت، دشمن در محیط آرامی که هر چیز در جای خودش قرار گرفته و افراد و سازمان ها در حیطه خود و مبتنی بر وظایف مشخص و در عین حال با تعامل سالم و به دور از هر گونه آلودگی اخلاقی زندگی می کنند و ملزم به رعایت ضوابط تعیین شده برای حل اختلاف ها هستند، نمی تواند ورود موفقی داشته باشد و چه بسا برای ورود به چنین محیط هایی باید سال ها تلاش و هزینه کند.
علت اصلی عدم موفقیت دشمن در نفوذ به چنین محیط هایی بسته ماندن منافذ رخنه است. مطمئن ترین چیزی هم که منافذ را مسدود می کند و مسدود نگه می دارد و ملت ایران برای سال های طولانی از آن سود جسته «اتحاد و انسجام» است که در شرایط موجود دشمن برای از بین بردن آن تلاش مرموزانه ای را آغاز کرده است.
ج) فراموش نکردن شاخص ها: برای رسیدن به اهداف بزرگ رعایت نکاتی الزامی است که در رأس آنها در اختیار داشتن شاخص و توجه مدام به آن به منظور عدم انحراف از مسیر اصلی است. حساسیت مقوله شاخص بسیار بالاست تا جایی که آثار غفلت از آن سریع آشکار می شود و محل آن هم رفتارهاست. غفلت از شاخص موجب وادادگی، لاابالی گری، بی تفاوتی، تن دادن به حوادث، از دست دادن حساسیت و ناتوانی در تشخیص درست خواهد شد به عبارت روشن تر بی توجهی و روی گردانی از شاخص ها مسیر تباهی را پیش روی افراد قرار می دهد. نظر به اهمیت مسئله شاخص ها، مقام معظم رهبری در ادامه رهنمودهای شان پس از ایراد فرازهایی در خصوص توجه به نکاتی که منشأ رفتار نیکو و انسجام بخش می شود که پیش تر به آن اشاره شد به منظور اینکه افراد از ویژگی های حرکت کلی باز نمانند و بتوانند هر از گاهی به ارزیابی خود و دیگران بپردازند و نسبت به وضعیت خود و اهداف کلان آگاه باشند، می فرمایند: «استکبار ستیزی، ایستادگی قاطع در مقابل حرکت کفر و نفاق در سطح جهان و مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین، شاخص های اصلی هستند.» مقام معظم رهبری از میان موضوعات متعددی که می تواند به عنوان معیار ارزیابی رفتار و عملکرد افراد و سازمان ها و گروه ها قرار گیرد با حساسیت تمام بر بحث مرزبندی شفاف با دشمنان تأکید کرده و می فرمایند: «اگر کسی مرزبندی شفاف با دشمنان انقلاب و دین نکند، قدر خود را کاهش داده است.» این موضوع از این جهت اهمیت دارد که تساهل نسبت به مرزبندی شفاف با دشمن در نهایت به سبب تأثیرپذیری هایی که فرد متساهل از دشمن می پذیرد می تواند تبدیل به رخنه و گذرگاهی برای نفوذ دشمن شود. این روزها کم نیستند افرادی که در گذشته ار مرزبندی شفاف با دشمن طفره می رفتند و در حال حاضر تبدیل به عامل دشمن شده اند. دشمن به این موضوع و اهمیت آن آنقدر حساس است که حتی از کسانی هم که مرزبندی شفاف از خود بروز می دهند دست برنمی دارد و سال ها تلاش می کند تا از راه ها و با شیوه های مختلف آنها را استحاله کند. اما در فرمایش پایانی مقام معظم رهبری در این مبحث، معیاری برای همگان عرضه شده تا افراد خارج شده از دایره نظام را بشناسند و فریب آنها را نخورند، آنجا که فرمودند: «... اگر به آنها (دشمن) گرایش پیدا کند، از دایره نظام خارج می شود.» به این عبارت در فرمایش مقام معظم رهبری دقت شود که ایشان نفرمودند کسی که به زیر پرچم دشمن رود و یا عامل دشمن شود، بلکه فرمودند: کسی که «گرایش» به دشمن پیدا کند، «گرایش» یعنی رو و سو به دشمن کردن، یعنی نقطه آغاز بریدن از خودی و تبدیل شدن به عامل دشمن.