صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۴۷۹۲۴
آشنایی با حزب کارگزاران سازندگی (3)

احزاب سیاسی ایران (بخش شصت و یکم)


عبدالله شمسى
نقش هاشمی رفسنجانی در تشکیل حزب کارگزاران سازندگی

خاستگاه اکثر احزاب چه پیش و چه بعد از انقلاب، دولت و یا اشخاص صاحب نفوذ دولتی بوده است. به همین علت عمر اینگونه احزاب نیز از عمر بنیانگذارانشان فراتر نمی رود. در ایران به دلایل متعدد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی احزاب شکل واقعی به خود نمی گیرند و ناچار به دنبال تکیه گاه هایی هستند که بتوانند خود را حفظ کنند و رشد خود را تنظیم نمایند. این ضعف بنیادین، احزاب بسیاری را در بر می گیرد . از این رو برخی از صاحب نظران معتقدند حزب واقعی در ایران وجود ندارد.(1)
حزب کارگزاران سازندگی نیز از این امر مستثنی نیست چرا که برای شکل گیری و استحکام خود محتاج تکیه گاه مطمئنی مانند آقای هاشمی رفسنجانی بود.از این رو برخی از ایشان به عنوان «رهبر» و «پدر خوانده» این حزب یاد می کنند و معتقدند گرچه ایشان به لحاظ سازمانی و رسمی در رأس حزب قرار ندارد ولی نفوذ ایشان در عملکرد و سیاست های حزب مشهود است و موید آن ، حضور چهار نفر از بستگان وی درحزب است.
در ابتدای شکل گیری بنیانگذاران حزب سراغ آقای هاشمی رفسنجانی رفتند و حتی در مقطعی به ایشان پیشنهاد رهبری حزب کردند،اما او به لحاظ جایگاه سیاسی و اجتماعی خود و از آنجا که قصد نداشت خود را محدود به یک حزب کند، این پیشنهاد را نپذیرفت و تنها طی مراحل مختلف، از این حزب حمایت ضمنی به عمل آورد. آقای هاشمی در مورد نحوه شکل گیری کارگزاران سازندگی می گوید:
«در آن فضا به نظر می رسید که اگر انتخاباتی برگزار شود ، یک طرفه خواهد بود. من هم سیاست همیشگی را دنبال می کردم و می گفتم مجموعه نیروهای انقلابی باید در صحنه باشند ... به هرحال این مسائل در سطوح بالای کشور ، دولت و جاه های دیگر مطرح شد. بعضی اعضای دولت تصمیم گرفتند که سازمانی مستقل تأسیس کنند و لیست بدهند ... این عده دلشان می سوخت که اگر در صحنه نباشند، ممکن است سازندگی آسیب ببیند.»(2)
به نظر می رسید در ابتدا آقای هاشمی رفسنجانی با جدا شدن کارگزاران مخالف بود، اما با مخالفت گروه های همسو با جامعه روحانیت با پیشنهاد ایشان ، او دیگر مخالفتی با تشکیل کارگزاران سازندگی به عمل نیاورد .
موضوع نقش هاشمی رفسنجانی در شکل گیری کارگزاران در آذر 1387 در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بار دیگر مطرح شد و آقای هاشمی رفسنجانی به این موضوع اشاره کرد که با شکل گیری حزب کارگزاران مخالف بوده است . این اظهار نظر عکس العمل های متفاوتی را موجب شد.
کارگزاران با اندکی سردرگمی سعی کردند این موضع گیری را به نحوی توجیه نمایند.کرباسچی حرکت حزب را «الهام گرفته یا هماهنگ با افکار ایشان » دانست.عطریانفر عضو ارشد کارگزاران گفت:
«کارگزاران بیانیه های اول و دوم خود را با موافقت و رأی هاشمی منتشر کرد و همیشه از حمایت عمومی ایشان برخوردار بوده است، اما مطابق با اطلاعات تاریخی موجود ، شکل گیری کارگزاران با اراده و اشاره ایشان نبوده است. » (3)
بهزاد نبوی در این باره اشاره می کند:«آقای هاشمی هم جدیداً گفتند کارگزاران برخلاف میل من راه اندازی شد. ایشان همان موقع[1374] گفتند منع را از دوستان برداشتم ، فی الواقع گفتند من باعث شدم کارگزاران به وجود آید.»(4)
رسانه های اصولگرا نیز قسمتی ازخاطرات ناطق نوری را منتشر کردند که در آن به هماهنگی قبلی تشکیل کارگزاران با هاشمی رفسنجانی اشاره شده بود. ایشان در خاطرات خود روایت می کند:
«استنباط من این است که ظاهراً با آقای هاشمی صحبت کرده بودند و تصمیم داشتند که یک تشکیلاتی راه بیندازند و فقط به دنبال بهانه بودند که توجیهی برای تشکیلاتشان بیابند... کارگزاران هیچ ربطی به ما نداشتند و آقایان مطرح شده توسط جناب آقای هاشمی هم هیچ ربطی به کارگزاران نداشتند. متأسفانه اکثر آنها عضو مجمع روحانیون بودند. آقای هاشمی هر کجا بحث می کنند همه مطلب را نمی گویند.»(5)
جدا از مخالفت یا موافقت اولیه آقای هاشمی با شکل گیری حزب کارگزاران، مجموع تحولات اعم از سیاست ها و برنامه های حزب که همسویی قابل توجهی را به خصوص در بخش اقتصادی با آقای هاشمی نشان می داد و نیز حضور بستگان ایشان در حزب و نوع اظهارنظرهای او درباره حزب و اعضای آن ، حداقل حکایت از حمایت های بعدی وی از حزب کارگزاران سازندگی دارد. در واقع می توان گفت تفکر و منویات هاشمی رفسنجانی همان چیزی است که تا حدودی در کارگزاران متبلور شده است.
دوم خرداد، تخریب هاشمی و عکس العمل کارگزاران
هاشمی رفسنجانی، کارگزاران سازندگی و در مجموع دوران سازندگی به عنوان عوامل اصلی پیروزی خاتمی و ظهور دوم خرداد محسوب می شوند و نقش آقای هاشمی هم در این میان قابل توجه بود. از این رو دوم خردادی ها به پاس این نقش در اوایل این دوره با لحن و ادبیاتی ملایم به نقد مواضع و عملکرد آقای هاشمی می پرداختند، اما وقایعی مانند محاکمه کرباسچی و عبدالله نوری ، قتل های زنجیره ای و کاندیدا شدن وی در انتخابات مجلس ششم، محل مواجهه با عناصری از جبهه دوم خرداد بود.
اوج انتقادات دوم خردادی ها زمانی بود که ایشان آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات مجلس ششم اعلام کرد. قریب به اتفاق نشریات دوم خردادی حجم زیادی از انتقادات را متوجه هاشمی رفسنجانی کردند. نکته قابل توجه این بود که اکثر روزنامه های منتقد در دوران تصدی مهاجرانی عضو ارشد کارگزاران بر وزارت ارشاد اسلامی مجوز انتشار گرفته بودند.
موارد زیر گوشه ای از انتقادات و تخریب هایی است که علیه ایشان صورت می گرفت :
1-متهم کردن هاشمی در قالب تعابیر مبهمی مانند عالی جناب سرخ پوش و عالی جناب خاکستری .
2-انتقاد از مستثنی کردن هاشمی از قانون انتخابات و استفاده ایشان از تریبون نماز جمعه و صدا و سیما برای تبلیغات.
3-رانت جویی طبقه جدید در جریان خصوصی سازی و فراهم شدن ثروت های باد آورده برای این طبقه در دوران سازندگی.
4-نسبت دادن فرصت طلبی به هاشمی رفسنجانی.
5-نسبت دادن رد صلاحیت های شورای نگهبان به ایشان.
6-هاشمی رفسنجانی همیشه و در مواقع حساس دوستان خود را تنها می گذارد.
7-اتحاد هاشمی و جناح راست در انتخابات مجلس ششم ، حرکتی است جهت تضعیف جریان دوم خرداد.
عکس العمل و مواضع آقای هاشمی در اغلب موارد بی اعتنایی همراه با سکوت بود . گرچه اطرافیان و دفتر وی با نوشتن کتاب هایی مانند« نقد ناتمام» ، «کارنامه سازندگی» ، «آمار سخن می گوید» و جوابیه هایی سعی در پاسخگویی داشتند.در مواردی صراحت و حجم انتقادات سبب خشم ایشان شد. وی در پاسخ به اظهارات گنجی گفت:«من یک ذره هم نمی توانم خودم را قانع کنم که این حرف ها با حسن نیت زده می شود . این حرف ها از کسانی است که هیچ اطلاعی ندارند و یا خیلی شیطان هستند.» (6)
حزب کارگزاران: در این مقطع دچار تناقض پیچیده ای شد ؛ ازیک سو اعضای حزب در دولت آقای خاتمی حضور داشتند و عضو جبهه دوم خرداد محسوب می شدند و روابط نزدیکی با عناصر حزب مشارکت داشتند، از طرف دیگر درگیر تخریب و تبلیغات منفی علیه پدر معنوی خود بودند.
مهاجرانی عضو ارشد کارگزاران که تصدی پست وزارت ارشاد را بر عهده داشت، در برابر ترور شخصیت هاشمی ، به جز موارد بسیار محدود ، سکوت اختیار کرد و حتی با سیاست های مطبوعاتی خود میدان را برای آنها مهیا نمود.(7)
انتظار می رفت روزنامه همشهری ارگان رسمی شهرداری تهران به سردبیری محمد عطریانفر به دفاع از هاشمی رفسنجانی بپردازد، اما این روزنامه از مواجهه رو در رو با نشریات منتقد طفره می رفت و حتی با آنها به گونه ای هم اندیشی داشت . روزنامه هم میهن نیز با رویه ای مشابه ، در صدد مقابله با تخریب کنندگان بر نیامد.
برخی از اعضای حزب نیز سیاست سکوت را در پیش گرفتند . در عین حال عطریانفر این مخالفت ها را استراتژیک نمی دانست ، از نظر او این مخالفت ها بیشتر به تسویه حساب شبیه بود که برخی دانسته یا ندانسته به دنبال بزرگ کردن ضعف هایی برآمدند که بخش اعظم آن در اختیار هاشمی رفسنجانی قرار نداشت.
واقعیت این بود که طیفی از کارگزاران نیز متأثر از فضای سیاسی بعد از دوم خرداد در صف منتقدان هاشمی قرار گرفتند. فلاحیان وزیر اطلاعات دوران سازندگی در این باره می گوید:
«[کارگزاران]خودشان الان معتقدند که تحلیل اشتباهی داشتند. تحلیل آنها این بود که جامعه با ارزش های دینی فاصله گرفته و از شعارهای انقلابی خسته شده ، مشخصاً آقای مهاجرانی که خیلی روشن ، آقای کرباسچی هم حرکت هایی که در روزنامه اش از دگر اندیشان در این زمینه استفاده می کرد . آقای عبدالله نوری در روزنامه اش بیشترین تبلیغات را می کرد.»(8)
نسبت کنونی کارگزاران با هاشمی
از دید کارگزاران سازندگی نسبتی که از ابتدا میان هاشمی رفسنجانی و حزب وجود داشت امروز نیز برقرار است. حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در این باره می گوید:
«همان نسبتی که قبلاً بود به جهت فکری در زمینه های اقتصادی توسعه کشور . آقای هاشمی یک روحانی است که از جایگاه روحانیت ، دین و انسان مبارز به ایران پیشرفته و مدرن اقتصادی می اندیشد. این برای کارگزاران خیلی امتیاز است .کارگزاران هم که شکل گرفت سعی کرد ارتباط خود با آقای هاشمی را حفظ کند.»(9)
مرعشی در جای دیگر ضمن اینکه آقای هاشمی رفسنجانی را به لحاظ نظرات توسعه ای پدر معنوی حزب کارگزاران می داند ، او را بنیانگذار اصلاحات نیز می خواند.(10)
حاصل آنکه، نوع رفتار و مواضع آقای هاشمی رفسنجانی در احزابی چون اعتدال و توسعه و کارگزاران سازندگی باز تولید و عملیاتی می گردد ؛ به خصوص بعد از انتخابات نهم ریاست جمهوری که نقش احزاب در صحنه سیاسی رو به افول و ضعف نهاد، کارگزاران به همراه سایر احزاب اصلاح طلب که پس از دوم خرداد از هاشمی فاصله قابل ملاحظه ای گرفته بودند ، بازگشت به وی را ضروری دانستند و بیشتر حول محور او جمع گردیدند؛ انگیزه مخالفت با دولت نهم و وقایع و روند انتخابات دهم ریاست جمهوری موجب شد نقش محوری هاشمی رفسنجانی میان اصلاح طلبان بسیار پر رنگ تر شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات