صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۶  ، 
کد خبر : ۱۴۷۹۶۷
تأملی بر مقوله افزایش جمعیت و توسعه اقتصادی

جمعیت و توسعه


بصیرت: از این رو، مسایل مربوط به جمعیت در این کشورها با ممالک صنعتی و پیشرفته جهان که میزان تولد و مرگ و میر آنها درسطحی نازل قرار دارد، قابل مقایسه نیست؛ زیرا در کشورهای اخیر به علت بالا بودن سطح فرهنگ و رشد اجتماعی،‌جمعیت خود به خود به جانب حدمطلوب گرایش می‌یابد، به همین دلیل به احتمال زیاد جمعیت این کشورها هماهنگ با تولید ملی افزایش می‌پذیرد؛ حال آن که در کشورهای کم‌توسعه،‌افزون به مشکلات یاد شده، ناکفایی کارگران متخصص و کارآزموده،‌نقصان سرمایه، نبود مدیریت صنعتی،‌کمبود زمین‌های جدید و قابل کشت هم مزید به علت است، و از این رو، اتخاذ سیاست جمعیت، برای بالا بردن سطح تولید سرانه و بر اثر آن تامین زندگی بهتر و ضرورت قطعی یافته است.
شک نیست که در برخی کشورهای کم‌توسعه برای نیل بدین منظور، کاهش میزان موالید می‌باید از خطوط اصلی سیاست جمعیت قرار گیرد. هند،‌مثال بارز این واقعیت است. ممکن است این کشور به مرور زمان، افراد جمعیت را از سطح زندگی برتری برخوردار سازد، ولی مادام که افزایش سالانه جمعیت رقم 2 تا 3 درصد را نشان می‌دهد، سطح زندگی مردم از «حداقل معیشت» فراتر نخواهد رفت.
بنابر مراتب مذکور،‌به نظر «تامپسون»‌و برخی دیگر از صاحبنظران، در کشورهای کم‌توسعه، بالا بردن سطح زندگی خارج از انتظار است،‌مگر آن که کاهشی محسوس در میزان موالید ملاحظه شود و از این رهگذر،‌میزان افزایش جمعیت، تقلیل پذیرد، اما،‌تامین زندگی بهتر از طریق کاهش محسوس میزان موالید، به طور دربست مورد قبول همه اقتصاددانان و جامعه‌شناسان قرار ندارد. بی‌مناسبت نخواهد بود که مشکلات اتخاذ این روش را از زبان آلفرد سووی جمعیت شناس معروف فرانسوی بشنویم:
دشواری کاری در آن است که کاهش جمعیت فقط از راه پایین آوردن میزان ولادت یا تشویق مهاجرت به خارج امکان‌پذیر است و در هر مورد،‌جامعه افراد جوان خود را از دست می‌دهد و سالخوردگی جمعیت بیشتر می‌شود.
مهاجرت دایم و مرتب به خارج برای جامعه از کمی میزان ولادت هم گرانتر تمام می‌شود. زیرا جامعه باید هزینه پرورش افرادی را تحمل کند که چون به سن تولید رسیدند،‌ترکش خواهند گفت. حتی حفظ میزان کنونی جمعیت هم باعث سالخوردگی است و کاهش تعداد متولدین، سالخوردگی جمیعت را سریع‌تر خواهد کرد. این سالخوردگی، موجب هزینه‌های اجتماعی اضافی خواهد شد، زیرا یک سالخورده بیش از یک کودک خرج دارد و چون مستقل‌تر است باید درآمد شخصی داشته باشد و همدردی و کمک‌های خانوادگی فقط قسمتی از حوایج او را بر می‌آورد... [و البته] وخیم‌ترین نتیجه سالخوردگی و رکود جمعیت‌ها،‌دگرگونی وضع روحی و فکری انسان‌ها در جهت عکس ترقی و توسعه، و رواج طرز فکر مالتوسی است.... در یک جامعه نوین،‌جدایی‌های بسیار میان واحدها وجود دارد که باید از میان برداشته شود. ممکن است تعداد اتومبیل‌های تولید شده بیش از مقدار لاستیک‌ها باشد و یا تعداد نویسندگان بیش از ماشین‌نویس‌ها یا تعداد کلاس‌های درس بیش از شمار معلمان. عکس‌العمل‌ پیروان مالتوس آن است که باید زواید را از میان برداشت و از راه کاهش،‌تعادلی به وجود آورد.
در حالی که نظر مترقی بر آن است که باید کمبودها را جبران کرد و از این راه به تعادل رسید.»175
بی‌گمان، نظر پروفسور سووی در بیان عقیدة یادشده متوجه زادگاه او فرانسه و کشورهای مشابه آن است.‌ به همین جهت برای بیان مفهوم رساتر و علمی‌تر، اصطلاح مناسب‌ترین آهنگ رشد یا آهنگ منطقی رشد176 را عنوان کرده و سرانجام نظریه خود را این طور بیان می‌کند «... در این شرایط، سخن گفتن از رشد منطقی ممکن است اظهارنظر قطعی در اساس مسأله تلقی شود. بنابراین بهتر است، تغییرات منطقی را عنوان کنیم، زیرا این تغییرات بسته به موارد مختلف ممکن است متمایل به رشد یا نقصان باشد»177.
«فردریک آسبورن»178، مدیرعامل پیشین شورای جمعیت ایالات متحده آمریکا، مانند آلفرد سووی، به نحوی مشابه از همان آهنگ منطقی رشد یاد می‌کند. به عقیده او حد مطلوب جمعیت را فقط با توجه به میزان و مقدار جمعیت نمی‌توان و نباید مطرح کرد؛ زیرا افراد بشر، علاوه بر خواست‌های اقتصادی دارای تمایلات اجتماعی، سیاسی، هنری و تمایلات مربوط به احساس و عواطف نیز هستند و این تمایلات خواه ناخواه در سرنوشت جمعیت اثر می‌گذارد. بنابراین، حد مطلوب جمعیت را فقط از دیدگاه اقتصادی و با توجه به تغییرات تولید نمی‌توان عنوان کرد و برای توجیه این مفهوم باید از تعریف رساتر و گویاتری مدد گرفت. این تعریف به عقیده آسبورن، نرخ مطلوب رشد جمعیت 179 خواهد بود که در تعیین آن نرخ افزایش یا کاهش توسعه اقتصادی 180 و همچنین نرخ افزایش یا کاهش هزینه‌های اجتماعی181 را می‌باید مطمح نظر قرار داد. حال اگر فرض کنیم که تولید و عرضه خدمات اجتماعی هر سال 3 درصد افزایش یابد، نرخ مطلوب رشد جمعیت پایین‌تر از 3 درصد و میزان واقعی آن از یک تا 3 درصد به نسبت حوایج فوری افراد جامعه تغییر خواهد کرد».182
بدین‌گونه، به نظر آسبورن، نرخ مطلوب رشد جمعیت از مفهوم ایده‌آل جمعیت مطلوب، گویاتر و عملی‌تر است. چه در این تشخیص و تعیین فقط میزان و مقدار جمعیت موردنظر نیست. موضوع مهم کیفیت جمعیت و توجه به ارزش‌های اجتماعی و انسانی است183.
آسبورن در تأیید نظر خود می‌گوید: «افزایش زاید بر حد جمعیت، فقط از جهت مشکل تغذیه جمعیت اضافی وحشت آور به نظر می‌رسد. مشکل واقعی، شرایط زندگی و محیط پرورش کودکان است که سال به سال بر تعداد آنان افزوده می‌شود. اگر در نظر آوریم که طرز تربیت کودک، در منزل، بیش از دیگر شرایط محیط زیست بر ذهن و نهاد کودک اثر می‌گذارد، به اهمیت موضوع بیشتر پی می‌بریم». به نظر او درباره این موضوع بسیار مهم و حیاتی هنوز مطالعات منسجم و منظمی انجام گرفته است و بدین روال، ارزش خدمات اجتماعی که به قیمت گران و با کار و کوشش فراوان در اختیار افراد جامعه قرار می‌گیرد، به رایگان از دست می‌رود»184
پی‌نوشت
175ـ همان مأخذ شماره 168، صص 97ـ95
176- RHYTHME OPTIMAL DE CROISSANCE
177ـ همان ماخذ، ص 96.
178- FREDERICK OSBORN
179- OPTIMUM RATE OF POPULATION GROWTH
180- RATE OF ECONOMIC DEVELOPMENT
181- RATE OF SOCIAL CHARGES AND FACILITIES
182- ROY G. FRANCIS, THE POPULATION AHEAD, MINESOTA UNIVER SITY
PRESS, P. 42-44
183 و184ـ همان متن، صص 49ـ48.

دکتر سیدعلی‌اصغر هدایتی ـ18
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات