بصیرت: شهر تهران با جذب 31 درصد از کل مهاجران کشور در صدر شهرهای مهاجرپذیر است.تهران با جذب31 درصد از کل مهاجران کشور در صدر شهرهای مهاجرپذیر است.بدون در نظر گرفتن ایجاد جاذبه برای شهرهای مبدأ هیچ سیاستی برای جلوگیری از مهاجرت نتیجه بخش نیست.22 درصد جمعیت استان تهران مهاجرانی هستند که در مدت سالهای 75 تا 85 به تهران وارد شدهاند، البته این استان به میزان 6 درصد جمعیت خود مهاجر به سایر شهرهای کشور فرستاده است. کمترین درصد میزان مهاجر به نسبت جمعیت در این دهه مربوط به استان سیستان با حدود 3.5 درصد و بیشترین آن مربوط به استان قم با 13.5 درصد بوده است؛ همچنین نسبت جمعیت مهاجر به کل جمعیت در استان تهران 12درصد است. وی با بیان اینکه تهران با جذب 31 درصد از کل مهاجران کشور در صدر شهرهای مهاجرپذیر است.همچنین تهران از لحاظ جابهجایی درون استانی نیز در صدر قرار دارد و 10 درصد جمعیت تهران مربوط به جابهجاییهای درون استانی است. حد متناسب جمعیت برای یک شهر و حداکثر میزان پذیرش جمعیت در یک فضای قابل زیست از مسائل مطرح در محافل علمی است و یک شهر با وجود دارا بودن زیربنای قوی، به دلیل آلودگی محیط زیست برای پذیرش جمعیت محدودیت دارد و این نکته که نباید شهرها این قدر متورم شوند سالهاست از سوی کارشناسان به مسئولان تذکر داده شده است.در طرح آمایش سرزمین یعنی توزیع متناسب جمعیت با امکانات، میزان جمعیت مناسب در هر منطقهای پیشبینی شده است.شهری مانند تهران نباید 50 سال به حال خود رها میشد.تهران در بدو تأسیس شهری بود با 150 هزار نفر جمعیت ولی به تدریج بزرگ شد و در نخستین سرشماری کشور در سال 1335 جمعیت آن به 1.5 میلیون نفر رسید و این نشان میدهد که از گذشته گرایشی به سمت تهران به دلایل مختلف مانند پایتخت شدن و تخصیص اعتبارات و تمرکز واحدهای سیاسی و اداری وجود داشته است.در سالهای نخست انقلاب مهاجرت عظیمی به شهر تهران رخ داد که مهاجرت بیرویه نامیده میشود زیرا این نوع از مهاجرت بر اساس دافعه مبدأ صورت میگیرد بدون اینکه جاذبهای از سوی مقصد وجود داشته باشد، این در حالی است که حتی اگر شهری با استانداردهای زیربنایی ساخته شود معمولاً توصیه نمیشود که جمعیت آن شهر از 50 هزار نفر تجاوز کند.شهر تهران در حال انفجار بوده و ساماندهی آن ضرورتی اجتنابناپذیر است ولی اگر در مبدأ فکری برای این مهاجران شود این جابهجایی جمعیت ساماندهی میشود.جابهجایی جمعیتی یک مسئله اجتماعی است که نباید بدون برنامهریزی رها شود.اجرای روشهای کنترل روی این جابهجایی مستلزم بررسی جامعی است. ابتدا باید جلوی رشد مهاجرت به تهران را بگیریم.برای عملی شدن مهاجرت معکوس از تهران نیاز به طرحی تحقیقاتی با مجموعه راهکارهایی که همزمان اجرا شوند داریم و طرحهای ضربتی جوابگو نیست. باید سیاستی اتخاذ شود که استخدام ادارات از نیروهای بومی انجام شود و همچنین سیاست فعلی گزینش دانشجو خود ترغیب کننده مهاجرت دانشجوهاست چرا که عمده دانشجویان شهرستانی بعد از اتمام تحصیل در تهران باقی میمانند و باید امکان تحصیل با اساتید خوب در شهرهای دیگر ایجاد شود.حدود 70 سال نسبت به موضوع جابهجایی جمعیت در کشور اغماض شده و ساماندهی جابهجایی جمعیت
یک شبه امکانپذیر نیست و باید بودجههایی برای مطالعه این موضوع اختصاص یابد.
شهلا کاظمیپور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه