بصیرت: میگویند در آرمانشهر کاربرد قوانین چه قوه مقننه، چه مجریه و چه قضائیه به مانند کاربرد کارت عابربانک میماند. کارت عابر بانک، کارتی است که به راستی معجزه میکند. کارت را در شکافی مینهی، فرمانی میدهی و پس از لحظهای از آن طرف هر چه نیت کرده باشی برایت پول سبز میشود.
میگویند آرمانشهر، همین گونه چیزی است. هر چه را نیاز داشته باشی همین که نیت کنی جلویت سبز میشود. درست مثل بهشت و اگر خواستهات مشکل قانونی داشته باشد قانون در لحظه رفع مشکل و راهکار پیشرفت را میگشاید و اگر مشکل قضایی، قوه قضائیه در یک چشم به هم زدن، گره از کارت میگشاید و من خدا را شاکر که کشور ما آخرین روز خرداد 89 ناگهان آرمانشهر گردید و در ظرف چند ساعت قوه مقننهای که از آغاز انقلاب تا به امروز هنوز نتوانسته این فرمان امام را اجرا کند «تا کی این مردم مظلوم باید رنج این ادارات طاغوتی را تحمل کنند» در یک چشم به هم زدن معضل پر پیچ و خم دانشگاه آزاد را حل و فصل فرمودند.
اشارهای به یکی از احکام دادگستری درمانده پیش از این حادثه میکنم. شخصی به گمان این که زمین افتادهای که جنب منزل ماست از آن من است، از من شکایت میکند که فلانی زمین مرا غصب کرده و چون زمین از من نیست اعتنایی به شکایتش نمیکنم و قاضی به او حکم تصرف میدهد. لیکن هنگام تصرف درمییابند که زمین از من نیست و چاره را چنین میاندیشند که زمین متعلق به فلانی بوده و چون مرده است اینان مالک گشتهاند و من برای به مسخره گرفتن دادگستری تمام اسناد مالکیت آنان و حکم صدور مرگم را به رئیس دادگستری وقت دادم. لیکن سالهاست هنوز نوبت رسیدگی به پرونده مرگ من نرسیدهاست. به برخی از مجلسیان نیز شکایت کردم، فرمودند قانون حکم قاضی را حکم نهایی میداند برو خدا را شکر کن که نمیآیند بگیرندت و بگویند چرا برخلاف قانون زنده ماندهای.
آری خدا را شکر که در یک چشم به هم زدن و معجزهوار در قوه قضائیه و مقننه ما چنین تحولی پدید آمد و کشورمان آرمانشهر گردید. بیهوده نیست که دانشگاه آزاد مثل ریگ مدرک دکتری میدهد.
حیدر رحیمپور ازغدی