بصیرت: فیلم «طلا و مس» از معدود فیلمهای سالهای اخیر است که میتوان با خانواده برای تماشای آن به سینما رفت. گذشته از محتوای فیلم، توجه به شرایط و اوضاع افرادی که این گونه زندگی میکنند، از حیث اجتماعی اهمیت بهسزایی دارد.
قشر اجتماعی موردنظر این نوشته از حیث اجتماعی دارای خصوصیات ویژهای است. از اصلیترین مشخصات آن، قرار نگرفتن در هیچیک از طبقهبندیهای اقتصادی است. نمیتوان افرادی از این دست را به هیچ طبقهای وابسته دانست. در بین طبقههای مختلف، افرادی پیدا میشوند که واقعا براساس حیثیتی که برای خود انتخاب کردهاند، مذهبی زندگی میکنند. ماکس وبر تقسیمبندی افراد براساس فرهنگ و خصایص اجتماعی را دستهبندی جامعه بر مبنای منزلت یا حیثیت نامیده است. رویکرد کاملا مذهبی، باورهای اعتقادی عمیق و بدون پیچیدگی و برخودار از شفافیت و صراحت. زندگی چنین افرادی قابل مشاهده است. زندگی شهید برونسی که در کتاب «خاکهای نرم کوشک» بدان پرداخته شده، چهارچوبهای عمومی این نوع زندگی را نمایش میدهد.
این قشر اجتماعی بیشتر در طبقات متوسط و ضعیف دیده میشوند. مسجد، روحانیت، نمادهای دینی و مناسک دینی، مداحان و کتاب مفاتیح بخشهای مهم این زندگی هستند که در فیلم طلا و مس نشان داده میشود.
مواجهه این بخش از جامعه با مدرنیسم و نمادهای آن از موضوعات حساس اجتماع ماست. برای کسانیکه رادیو معارف را بیشتر گوش میدهند و هیئت و جلسه مذهبی رفتن برایشان در حکم یک وظیفه است و به اماکن زیارتی سفر میکنند و در محرم و صفر سبک زندگی خاصی دارند و از سر اعتقاد در ماههای رجب و شعبان روزه مستحبی میگیرند، تماشای بخش زیادی از برنامههای تلویزیون و دیدن فیلمهای رایج سینمایی کاری نامطلوب یا دستکم برخوردار از اهمیت بسیار پایین است. این اعمال مصداق همان عمل لغوی محسوب میشود که همه از آن منع شدهاند. بگذریم از اثرات سوء تربیتی اینگونه تفریحات و محصولات بر آن نوع سبک زندگی.
آنها که باورهای مذهبی مانند شخصیتهای فیلم طلا و مس دارند، پایگاه اجتماعی اصلی انقلاب نیز هستند. خانواده شهداء و ایثارگران از این گروه اجتماعی محسوب میشوند؛ نمازجمعهایها، هیئتیها، کسانیکه در راهپیمایی شرکت میکنند و در یک کلام امت حزبالله بیشتر از این عده هستند.
یکی از مشکلات جامعه ما اینجا خود را نشان میدهد که متصدیان امور فرهنگی جامعه نمیدانند در برنامهریزی کدام قشر اجتماعی را باید خشنود نگهدارند. خیل عظیم جامعهای که به واسطه بیبرنامگی و با برنامههای غلط ما امروز ماهواره میبیند و زندگیاش با عناصر حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مدرنیسم آمیخته است (جالب اینکه بخشی از این قشر به انقلاب و آرمانهای امام و رهبری معتقد است و نباید دستهبندی فوق را ملاک موضعگیری در قبال انقلاب دانست)، مطالباتی دارد و ما برای کم شدن فاصلهاش با فرهنگ رسمی نظام، باید آن را حفظ کنیم و محصولاتی مناسب روحیات آن و البته در چهارچوب باورهایمان داشته باشیم. در سوی دیگر این میدان قشری اجتماعی قرار دارد که مطالبات مذهبی و ارزشی دارد و به دنبال طنز و فیلم و سریال مطلوب خویش است. این قشر ذائقه منسجم فرهنگی و هنری دارد. کتاب «دا» پرفروشترین کتاب خاطره و داستان تاریخ زبان فارسی میشود، فیلم «اخراجیها» را میبینند و پرفروشترین میشود و نمایش «خورشید کاروان» سالهای سال اجراء میشود. تضاد بین این دو مطلوب، گاهی چنان عمیق میشود که بروز اجتماعی پیدا میکند. کار سخت مسئولین فرهنگی کشور، تنظیم مدل تولید و توزیع محصولات و برنامههای فرهنگی است؛ بهطوریکه جامعه بیش از آنچه امروز دیده میشود، دچار تشنج و نابهسامانی فرهنگی نشود. چه محصولی باید به تولید برسد که در جامعه موجب ارتقاء سطح فرهنگ شود و مورد استقبال همگان قرار گیرد. اگرچه استقبال «همگان» ملاک خوب و مفید بودن یک اثر نیست، ولی امروزه همه آثار تأثیرگذار مورد بیمهری و غضب یک قشر اجتماعی قرار میگیرد. آنچه در این نوشته مورد نظر است، لزوم توجه به دغدغهها و مطالبات مردان و زنان مذهبی و معتقدی است که پایگاه اجتماعی اصلی انقلاب و نظام هستند
فریدالدین حدادعادل