بصیرت: 6، 24 تا 31 اینها اعدادی است که شمارش استانهای کشور را نشان داده و از روند رشد آنها خبر میدهد. گرچه تقسیم استانها در کشور به دوران هخامنشیان بازمیگردد اما پوشاندن رخت استان بر تن شهرها راهحلی است که مدیران کشوری آن را برای رفع مشکلات کنونی استانها دنبال میکنند. بازخوانی رشد و تکثیر استانها نشان از گسترش امکانات و ظرفیتهای کشور دارد اما از عصر هخامنشیان تاکنون در تقسیمات کشوری چه گذشته است؟
اینطور که مورخان نقل کردهاند، از روزگاران قدیم پادشاهان ایرانزمین برای سهولت در اداره و تأمین امنیت و بهبود اوضاع اجتماعی و اقتصادی، کشور را بر مبنای تاریخ و فرهنگ، اوضاع جغرافیایی و جمعیت و گاهی هم برحسب ملاحظات سیاسی به واحدهای کوچکتر تقسیم میکردند. با مرور برگهایی از تاریخ، درمییابیم که داریوش اول یکی از پادشاهان مقتدر سلسله هخامنشی نخستینبار فضای سرزمین خود را برای اداره بهتر به واحدهای کوچکتری تقسیم کرد. بعد از دوره هخامنشی، ساسانیان تقسیمات کشوری را دستخوش تغییرات قرار دادند. مولف تاریخ تمدن ایران ساسانی در اینباره چنین نوشته است:« ایران در دوره ساسانی از نوعی دولت متحد یا کنفدراسیون تشکیل شده بود. هر یک از کنفدراسیونها حکمران مستقلی داشته که اغلب موروثی و مربوط به خانواده معینی بودهاند». انوشیروان، پادشاه سلسله ساسانی در دوران حکومت خود کشور را به 4 قسمت یا به اصطلاح آن زمان به 4پاذگس شرقی: شامل خراسان و کرمان، غربی: شامل عراق و بینالنهرین، شمال: شامل ارمنستان و آذربایجان و جنوب شامل فارس و خوزستان تقسیم کرده بود. نصرالله واحدی، تاریخ شناس درباره پیشینه تقسیمات کشور به«وطن امروز» میگوید: «هخامنشیان پس از تشکیل حکومت خود کشور پهناوری را به وجود آوردند. حدود کشور در آن زمان از شرق و شمال، رود سیحون، دریای خزر، دریای سیاه و کوههای قفقاز و از جنوب، دریای عمان و خلیج فارس بود. داریوش کشور را به 30 خشتره یا شتره که به زبان امروزی همان کشور یا شهر است تقسیم کرد و برای هریک از آنها مامورانی به نامهای خشتربان یا شهربان گماشت. اما این موضوع بعد از پایان آن دوره دیگر ثبات نداشت و هر یک از پادشاهان بنا به سلیقه و برخی از سفارشات و ملاحظات تقسیمات را دستخوش تغییرات قرار دادند». او در ادامه به گوشه دیگری از وضع تقسیمات کشوری اشاره میکند:« پس از اسلام تا مدتها موضوع تقسیمات کشور به چند بخش یا استان مفهومی نداشت. از وضع تقسیمات ایران در دورههای طاهریان، صفاریان، سامانیان، آل زیار، آل بویه و... و همچنین دورههای بعد از آن اطلاعات چندانی در تاریخ موجود نیست. به استناد نقل قول یکی از تاریخنویسان، ایران باستان در دوران حکومت شاهان مغول به20 بخش تقسیم شده بود اما سرنوشت این بخشها پس از پایان حکومت مغولان به مرور زمان به تاریخ پیوست تا حکومت به دست سلسله صفویه افتاد و شاهعباس ثباتی دوباره به تقسیمات کشور بخشید. بعد از آن با استقرار سلسله قاجاریه دوباره قلمرو کشور دستخوش تغییر قرار گرفت. ناصرالدین شاه ولایتهای آن زمان را از جمله اصفهان، لرستان و کهگیلویه و بویر احمد به سلطانها که ولایات را اداره میکردند تیول میداد، یعنی در ازای دریافت پول و سکه در مقابل هرگونه اعمال ناپسند از جمله قتل و غارت مردم سکوت میکرد».
مشروطیت و قانون تشکیل ایالتها
چرخ روزگار چرخید تا نوبت به دوران مشروطیت رسید. اینطور که میگویند، در دوران انقلاب مشروطیت سعی بر این بود که کشور را دارای نظم و قوانین مشخصی کنند. بر همین اساس پرونده تقسیمات کشوری بعد از گذراندن این سیر تاریخی در نهضت مشروطیت کمی جدیتر پیگیری میشد تا جایی که در نخستین دوره قانونگذاری در سال 1285هجری قمری، قانونی تحت عنوان «قانون تشکیلات ایالات و ولایات» به تصویب رسید. در ماده 2 این قانون واژههای ایالت و ولایت چنین تعریف شده است: «ایالت قسمتی از مملکت است که دارای حکومت مرکزی و ولایت حاکمنشین جزء است و ولایت نیز قسمتی از مملکت است که دارای یک شهر حاکمنشین و توابع باشد، اعم از اینکه حکومت آن تابع پایتخت یا تابع مرکز ولایتی باشد». در آن قانون واحدهای دیگر تقسیماتی هم به عنوان بلوکات و ناحیه عنوان شده بود. در آن زمان ایران شامل 4 ایالات آذربایجان، کرمان و بلوچستان، فارس و بنادر و نیز خراسان و سیستان بود اما در سال 1341 هجری شمسی، ایران بر اساس قانون به 8 ایالت بزرگ تقسیم شد. 16 آبانماه همان سال، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران تصویب شد. با وجود این قانون تغییرات عمدهای در محدوده تقسیمات کشوری صورت نگرفت اما نام برخی از واحدها تغییر پیدا کرد». شاید دانستن نام برخی از شهرها در آن دوران برای شما هم جذاب باشد. واحدی، تاریخشناس در اینباره میگوید:« در دوران پهلوی اول، فرهنگستان ادبیات فارسی به ریاست محمدعلی فروغی تصویب کرد که نام شهرهای مرزی ایران باید تغییر کند. بدین ترتیب نام شهرهای خفاجیه به سوسنگرد، عبادان به آبادان، الاحواز به اهواز، اشرف به بهشهر، ترشیز به کاشمر، دزداب به زاهدان، مشهدسر به بابلسر، بارفروش به بابل، سختسر به رامسر و... تغییر پیدا کرد». بعد از آن هم بر اساس مصوبه قانون تقسیمات کشوری نامهای ایالت به استان، ولایت به شهرستان و نیز بلوکات به بخش و ناحیه به دهستان تغییر پیدا کرد. در16 آبانماه سال 1316، ایران به 6 استان و 50 شهرستان که هر استان مرکب از چند شهرستان و هر شهرستان مرکب از چند بخش و هر بخش مرکب از چند دهستان و هر دهستان مرکب از چند قصبه بود تقسیم شده بود اما 2 ماه بعد با اصلاح قانون تقسیمات کشوری و بر اساس ماده یک آن، ایران به 10 استان و 49 شهرستان تقسیم شد (توضیحات بیشتر درباره نام 10 استان و وضعیت تقسیمات کشور تا سال 57 را میتوانید در ستون نگاه بخوانید).
ارتقا به 24
سرانجام کشورمان با پشتسر گذاشتن فراز و نشیبهای خاص خود در سال 1357 دارای 24 استان، 165 شهرستان و 475 بخش شد. بعد از پشت سر گذاشتن آن سالها در سال 1362 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید؛ قانونی که مادهها و تبصرههای آن همچنان به قوت خود باقی است. در تعریف ماده 9 قانون تقسیمات کشوری در تعریف استان چنین آمده است:«واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده جغرافیایی معین که از به هم پیوستن چند شهرستان همجوار با موقعیتهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی تشکیل میشود». بر اساس این ماده، برای انتخاب استان باید پارامترهایی نظیر جمعیت البته با در نظر گرفتن تراکم(حداقل یک میلیون نفر)، شاخصهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... در نظر گرفته شود. تا سال 1366 خبری از تاسیس استان جدید نبود و نقشه ایران از تغییرات در امان بود اما آمار تاسیس شهرستانها رشد چشمگیری داشت. سال 1372 استان اردبیل در نقشه کشور ظهور پیدا کرد. 3 سال بعد یعنی در سال 1375 با تصویب مجلس شورای اسلامی شهر قم نیز به عنوان استان ثبت شد. در سال 1376 پرونده استان شدن 2 شهرستان گلستان و قزوین هم به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. همچنین در سال 1383 خراسان مرکزی به 2 استان دیگر به نامهای خراسان شمالی و خراسان جنوبی تقسیم شد اما امروز در سال 1389 شاهد آخرین تغییر در تقسیمات کشوری یعنی اضافه شدن استان البرز به عنوان سی و یکمین استان کشور هستیم. در حال حاضر ایران پهناور دارای 382 شهرستان و یکهزار و 113 شهر، 951 بخش و 2 هزار و 465 دهستان است.
... و کرج استان میشود
چند روزی است کرج؛ شهری که روزی از مادری به نام تهران متولد شد برای خود مستقل شده و در قالب استانی«البرز» بزودی در نقشه کشور خودنمایی میکند. کرج که تا چند دهه پیش «ده کرج» نامیده میشد، رفتهرفته آنقدر بزرگ شد که با جمعیتی نزدیک به
2 میلیون نفر در رده چهارمین کلانشهرهای کشور قرار گرفته است. با وسعت این شهر مشکلاتی چون کمبود تختهای بیمارستانی و سرانههای ناعادلانه پزشکی، کمبود فضای آموزشی و ضعف سیستم اداری، زیرساخت نامناسب شهری، آسیبهای فرهنگی و اجتماعی، عدم تناسب فضاهای ورزشی و فرهنگی با سرانه ملی و جهانی، بیکاری و... نیز رشد کردند و طاقت شهروندان کرجی را به طاق رساندند. با بروز چنین مشکلاتی که تقریبا همه جا وجود دارد این شهروندان به امید رفع حداقلی آنها رویای استان شدن شهرشان را در سر میپروراندند. کم و بیش صدای ساکنان غربی استان تهران به گوش رئیسجمهور رسید. دکتر محمود احمدینژاد هم برای کاهش مشکلات آنها در نخستین سفر استانی به کرج خبر خوشایندی که حاکی از استان شدن شهر داشت، به آنها داد. البته رئیسجمهور موافقت خود را با استان شدن کرج منوط به موافقت 5 نماینده غرب استان تهران در مجلس کرد و خوشبختانه بخت با مردم کرج یار بود و هر 5 نماینده موافقت خود را اعلام کردند. فاطمه آجرلو، نماینده مردم کرج در اینباره میگوید:« با وجود قرار گرفتن 2 سد بزرگ در شهرستان کرج و تأمین بخش اعظمی از آب شرب استان، وجود بزرگترین نیروگاه تولید برق در استان تهران، وجود 26 امامزاده، 250 حسینیه و مؤسساتی از جمله مؤسسه سرمسازی رازی و مؤسسه علوم دامی و مراکز دانشگاهی این شهر از ظرفیتهای ویژهای برخوردار است». به اعتقاد او ارتقای این شهرستان به استان البرز ضمن احیای این ظرفیتها زمینه تخصیص اعتبارات ویژه را نیز فراهم میکند. در حال حاضر، لایحه تشکیل استان البرز پس از تصویب دولت تقدیم مجلس و پس از طرح در کمیسیونهای مختلف با اقبال خوبی مواجه شده است. مسوولان شهرستان کرج که از این اقبال بسیار راضی به نظر میرسند تشکیل استان البرز را موجب رشد و توسعه کرج میدانند. علی آقازاده، شهردار کرج میگوید:«تشکیل استان البرز مهمترین دغدغه ماست و باید در شرایط حساس کنونی راهحل دیگر استانها که تجربه طی کردن این مسیر است را سرلوحه خود قرار دهیم».
لایحه البرز در مجلس
بخت شهرستان کرج در دولت دهم باز شد و رویاهای مردم این شهر در صحن علنی مجلس هشتم به واقعیت پیوست. ماده یک لایحه تاسیس استان البرز با 160 رای موافق، 10 رای مخالف و 13 رای ممتنع به تصویب نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی رسید. در واقع نمایندگان با تصویب این ماده به دولت اجازه دادند نسبت به تاسیس استان البرز به مرکزیت کرج و مشتمل بر شهرستانهای کرج، ساوجبلاغ و نظرآباد اقدام کند. در این میان غضنفرآبادی، نماینده بم یکی از مخالفان است چراکه به اعتقاد او« با استان شدن این شهر مشکل بیکاری حل نخواهد شد. موضوع اصلی را باید حل کرد، اعتبارات را باید بر اساس محرومیت، جمعیت و ... افزایش دهید». کواکبیان، نماینده سمنان هم که از مخالفان تاسیس استان البرز است به نوعی این لایحه را کارشناسی نشده میداند و میگوید:« صرف اینکه نام استان به کرج داده شود، نمیتواند حلال مشکلات مردم این شهرستان باشد». اما نظر موافق بهروز جعفری، عضو کمیسیون فرهنگی که گفته است:« با بررسی این لایحه تنها برای کرج تصمیم نمیگیریم بلکه برای تهران هم تصمیمگیری میکنیم. کرج منطقهای با اقلیم جغرافیایی طبیعی است و برخلاف برخی استانها که ممکن است موجب مهاجرت شود به واسطه کشاورزی و دامداری در این شهرستان مهاجرت صورت نخواهد گرفت». ولی اسماعیلی، عضو کمیسیون سیاست داخلی و شوراها درباره تصویب لایحه استان البرز به«وطن امروز» میگوید:«شهرستان کرج با توجه به وسعت، میزان جمعیت و شاخصهایی که وزارت کشور در قانون عنوان کرده است، قابلیت استان شدن را دارد. با این تفاسیر هیات دولت لایحه استان شدن این شهرستان را بررسی کرده و آن را به کمیسیون تخصصی یعنی سیاست داخلی و شوراها ارجاع داده است. این کمیسیون هم جلسهای با دعوت از کارشناسان، فرمانداران و نمایندگان منطقه و نیز کارشناسان حوزه تقسیمات کشوری برگزار کرده تا موضوع را مورد نقد و بررسی قرار دهند. بعد از آن هم نمایندگان کمیسیونهای فرعی مجلس نظرات موافق و مخالف خود را اعلام میکنند. هر چند این لایحه در برخی از کمیسیونها از جمله امنیت ملی و سیاست خارجی رای نیاورد اما اگر کمیسیون سیاست داخلی و شوراها رای بر کلیات بدهد آنوقت وارد جزئیات دیگر میشوند و در نهایت لایحه تقدیم هیات رئیسه و رایگیری مجلس میشود و استان شدن تایید و بعد به وزارت کشور تقدیم میشود». بهطور طبیعی استان شدن شهرستانی هزینههای زیادی را برای دولت به همراه دارد. با این وجود یکی از دلایل تاسیس استان البزر کاهش مشکلات پایتخت عنوان شده است. اسماعیلی در این باره میگوید:«منکر تحمیل هزینه بر دولت نمیتوان شد اما با توجه به وضعیت اجتماعی تهران و بافت قدیمی و فعال شدن گسلها و با در نظر گرفتن بحث انتقال پایتخت به این نتیجه رسیدیم که استانی نزدیک به تهران تشکیل شود و از آنجا که قسمتهای زیادی از شهر کرج روی گسل واقع نشده است و میتواند در مواقع بحران به تهران کمک کند با تصویب لایحه البرز موافق بودیم. هدفمان این است که با تصویب این لایحه هزینهها را به حداقل برسانیم. بیشتر نقل و انتقالات از کرج به تهران به این دلیل است که کرج اداره کل ندارد و کارمندان همیشه به دلیل یک نامهنگاری در راه اسیر بودند. کارکنان سازمانی، وسایل و تجهیزات، بودجه و اعتبارات مربوط به تناسب جمعیت و وضع جغرافیایی از محل امکانات قبلی کسر و به استان جدید تخصیص و منتقل میشود که این مصوبه با 146 رای موافق، 7 رای مخالف و 13 رای ممتنع به تصویب مجلس رسید و اینگونه اعتبارات تنها انتقال پیدا میکند». نقشه ایران از 6 استان در سال 1316 به 24 استان در سال 1357 تقسیم شد و امسال شاهد حضور 31 استاندار در شورای استانهای کشور هستیم. اما ظرفیتهای کشف نشده شهرهای بزرگ و وعده استان شدن شهرها چه پیشرفتهایی را پیش روی ساکنان آنها قرار میدهد؟ به نظر شما چند شهر بزرگ دیگر آمادگی استان شدن را دارد؟
سوگند میرزایی