بصیرت: این روزها با گذر از هر پیادهرو و سوارهرو، سر هر چهارراه و چارسوق، خودآگاه و ناخودآگاه، نگاه روی نوشتههای تبلیغاتی میلغزد و مفاهیمی به ذهن متبادر میشود. بخشی از تبلیغات جاری در شهر به طرق مختلف و با شیوههای گوناگون به تبلیغ کلاسهای اوقات فراغت اختصاص دارد و باز بخش دیگری از این تبلیغات به دعوت از علاقهمندان رشتههای فیلمسازی و خاصه هنر بازیگری سینما و تلویزیون، برای شرکت در کلاسهای آموزشی میپردازد.
کما اینکه کارگاههای آزاد بازیگری نه تنها به فصل تابستان، بلکه به چهارفصل سال اختصاص دارد، اما در تابستان تنور فعالیت این کارگاهها داغ است و کارگاههای برگزارکننده ضمن تضمین و تأئید آموزشهای خود، نه تنها در پایان گواهینامه معتبر به هنرجویان اعطا خواهند کرد بلکه بامعرفی هنرجویان یا هنرمندان به گروههای فیلمسازی سینما و تلویزیون به نوعی بازار کار و امنیت شغلی آنها را تأمین میکنند و معمولاً قلب تپنده این کارگاهها در تبلیغات خود، استفاده از چهرههای شناخته شده و بازیگران مطرح سینما و تلویزیون است و همین اصل اعتماد هنرجویان و خانوادهها را درپی دارد و آنچه اعتماد خانوادهها را دوچندان میکند فعالیت این کارگاهها با مجوز و تحتنظر وزارت ارشاد اسلامی است. تا به اینجا اگر این صورت مسأله را به اوضاع بازیگری امروز در سینما و تلویزیون پیوند بزنیم چندتعارض آشکار میشود که نگاهی اجمالی به آنها خواهیم داشت.
1ـ باتوجه به آزمون ورودی که از متقاضیان جهت پذیرفتهشدن آنها در کارگاههای بازیگری بهعمل میآید و باید گفت که این آزمونها غالباً جنبه سوری و تشریفاتی دارند و درنهایت تمام متقاضیان در کلاسها پذیرفته خواهند شد، درنتیجه تضمین بازیگر شدن متقاضیان با هیچ عقل سلیمی سازگار نیست. چرا که استعداد در هنر بازیگری که یکی از هنرهای بسیار پیچیده و مشکل است، شرط اصلی بقا و تداوم کار است که در اینگونه کلاسها با استعداد و بیاستعداد در یک رده قرار میگیرند.
2ـ مدرک اعطایی این کارگاهها مشتمل بر تأیید زمان خاصی است که یک شخص دریک مکان سپری کرده پس مدارکی از این دست به توان بازیگر مربوط نمیشود و هیچ کارگردانی در مرحله پیش تولید و انتخاب بازیگر از بازیگران مدرک مطالبه نمیکند، بلکه با تستی که به عمل میآورد درپی سنجش توان بازیگر است.
3ـ اصولاً بحث آموزش تا چه اندازه طبق معیارهای جهانی بازیگری است؟ برفرض محال اگر استادی حتی موفق به تزریق مو به موی اطلاعات و هنر خود به هنرجویان شود، آیا این اطلاعات و این هنر برای آن نسلی که آموزش میبیند مثمرثمر خواهد بود؟ چرا که امروزه ساختار بازیگری درحال دگرگونی است و ظهور مکاتب آوانگارد و پیشرو به این دگرگونی کمک خواهد کرد. به این مفهوم که امروزه در متد بازیگری مدرن بازی طبق اشل و اصول استانیسلاوسکی کمتر پذیرفته میشود و بازیگری مدرن براساس روانشناسی بنا میگردد. بنابراین این سؤال مطرح میشود که آیا این کلاسها براساس راهبرد بازیگری امروز جهان، مدام به روز خواهند شد؟
4ـ تأمین بازار کار که درقالب معرفی متقاضیان به گروههای فیلمسازی وعده داده میشود نیز امری محال است. چرا که در انتخاب یک بازیگر، فیزیک(بدن بازیگر) بیان(صدا)، میمیک(چهره و حرکت چهره)، جغرافیا، زبان و لهجه و... مطرح میشود که اگر این اصول را به تعداد فیلمهای ساخته شده پیوند بزنیم درخواهیم یافت که این وعده محقق نخواهد شد(چنان که تجربه ثابت کرده) و درصورت خوشبینی و با لحاظ استثناها اگر هنرجویی مرتبط به این کارگاهها هم در فیلم یا مجموعهای ظاهر شود، قطعاً نقش یک شخصیت را بازی نخواهد کرد و درنهایت در نقش هنرور یا سیاهی لشکر ظاهر خواهد شد که برای ایفای چنین نقشهایی نیازمندیهای نشریات گزینهای بهتر خواهند بود.
بنابراین با درنظر گرفتن شهریههای سنگین این کارگاهها بهنظر میرسد بهرهبرداریهای مالی انگیزه اصلی کارگاههای مذکور است که این امر تنها به اینجا ختم نمیشود و یکی از ضربههای مهلکی که به جامعه بازیگران سینما و تلویزیون ایران وارد آمده، اشباع بازار کار بازیگری توسط متقاضیانی است که طبعاً خود را در این صنف کاری محق میدانند و ازدیاد بازیگر و تولید کم آثار(آنچنان که شاهدیم) حوزه بازیگری را با حسادت و تنگنظری و درنهایت افت کمی و کیفی بازیهای فیلمها و سریالها مواجه ساخته است و از طرفی بهخاطر رقابت، دستمزدها تحتالشعاع قرار میگیرد که همین امر دلیل دیگری است که این روزها شاهد بازیهای درخشان و تأثیرگذار در سینما و تلویزیون نیستیم و هرکس بهقدر دستمزدی که دریافت میکند، انرژی خواهد گذاشت.
آزاده جوانمرد