صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۴۸۳۵۴

تغییر راهبرد فتنه سبز


دکتر یدالله جوانی
موفقیت ملت مسلمان و انقلابی ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی در عبور از فتنه 88 و به انزوا کشیده شدن سردمداران فتنه، موجب شد تا جریان فتنه انگیز بالاجبار تن به تغییر راهبرد دهد. راهبرد پیشین و اولیه جریان فتنه مبتنی بر فشار اجتماعی از طریق تحرکات خیابانی، اغتشاش و بی ثبات سازی فضای سیاسی کشور با هدف امتیازگیری از نظام اسلامی و رسیدن به قدرت سیاسی بود. در این راهبرد چندین گام تعریف شده بود که همگی با شکست مواجه گردید.
گام اول تسلط بر قدرت سیاسی از طریق رأی مردم در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود. جریان فتنه بر این باور بود که با سیاه نمایی از وضع موجود و تخریب دولت نهم و متهم ساختن رئیس دولت به دروغگو بودن و ... می تواند با ایجاد بدبینی در مردم نسبت به احمدی نژاد، رقیب را از صحنه خارج کرده و با رأی مردم بر قوه مجریه تسلط پیدا کند. گام دوم با این پیش فرض طراحی شده بود که اگر در گام اول نتیجه موردنظر حاصل نشد، با ادعای تقلب در انتخابات و کشاندن هواداران به خیابان ها، می تواند انتخابات را باطل نماید. جریان فتنه چندین ماه برای اجرای این گام کار کرده بود و در بخش قابل توجهی از هواداران چنین باوری را شکل داده بود که اگر غیر از میرحسین موسوی نام فرد دیگری به عنوان پیروز انتخابات اعلام گردید، حتماً در انتخابات تقلب صورت گرفته و حقوق مردم ضایع گشته و مردم باید برای مطالبه حقوق خود به خیابان ها بیایند. جریان فتنه به موفقیت خویش در وادار ساختن نظام به پذیرش ابطال انتخابات بسیار امیدوار بود. عوامل اصلی فتنه و طراحان پشت صحنه معتقد بودند با باطل ساختن انتخابات، زمینه برای تغییرات با فشار اجتماعی و استمرار حضور خیابانی و تداوم ناآرامی ها فراهم شده و اولین تغییرات در حوزه مدیریت انتخابات اعم از اجرایی و نظارتی خواهد بود. آنان اینگونه تصور می کردند که با سازوکارهای جدیدی که خود برای انتخابات مجدد ایجاد خواهند کرد از یک طرف و با بدبینی ایجاد شده در مردم نسبت به دولت و شورای نگهبان با جا انداختن ادعای تقلب از طریق اعتراضات خیابانی از طرف دیگر، در انتخابات بعدی حتماً موفق خواهند شد.
گام سوم به دنبال ناکامی جریان فتنه در به ابطال کشاندن انتخابات طراحی گردید. در این گام، جریان فتنه درصدد بود با تداوم حرکات خیابانی و اغتشاشات با ادعای عدم مشروعیت دولت دهم، زمینه های اعتراضات عمومی مردمی را در قالب تحصن های صنفی و راه پیمایی های گسترده علیه نظام و دولت فراهم ساخته و از این طریق نظام و دولت را در بن بست قرار داده و وادار به مذاکره و امتیازدهی نماید. باگذشت بیش از یکسال از زمان انتخابات دهم و شروع فتنه، وضعیتی پدیدار شد که عوامل فتنه را وادار به تغییر راهبرد کرد. در این وضعیت 2 نکته بیش از همه قابل توجه است:
1- نکته اول به صلابت، هوشیاری و قاطعیت نظام در برخورد با فتنه و کوتاه نیامدن در برابر آن برمی گردد. همراهی توام با بصیرت مردم با سیاست نظام در برخورد با فتنه گران، این جریان را نه تنها ناکام در رسیدن به خواسته های غیرقانونی گذاشت، بلکه به انزوا کشاند.
2- نکته دوم به خالی شدن دست سران فتنه از هوادارانی برمی گردد که حاضر باشند در زمین مورد نظر آنان و به ویژه در کف خیابان ها بازی کنند. بر خلاف تصور سران فتنه که انتظار داشتند امواج فتنه سبز با گذر زمان گسترده تر و پر انرژی تر گردد، این جریان رو به افول گذاشت و تلاش گسترده سردمداران فتنه در آستانه سالگرد انتخابات برای بسیج هواداران و کشاندن آنان به خیابان ها هیچ نتیجه ای در برنداشت.
شکست کامل راهبرد جریان فتنه، آنان را به این جمع بندی رساند که اساساً از اول، انتخاب این راهبرد اشتباه بوده و تداوم حرکت خیابانی نتیجه ای جز حذف کامل مدعیان اصلاحات از صحنه سیاسی کشور را به دنبال نخواهد داشت. در چنین فضایی فتنه گران راهبرد جدید خود را طراحی کرده و به دنبال اجرای آن می باشند. براساس راهبرد جدید یک تقسیم کار بین سران فتنه انجام شده و هر یک نقش خود را بازی خواهند کرد. آقایان موسوی و کروبی کماکان به اتخاذ مواضع و رفتار افراطی و ساختارشکنانه ادامه خواهند داد و افرادی چون خاتمی پرچمدار حرکت معتدل و در چارچوب قانون برای نجات جبهه مدعی اصلاحات خواهد بود.
هدف اصلی و اولیه راهبرد جدید، نجات جریان فتنه و جبهه اصلاحات از مرگ است. اکنون دغدغه اصلی افرادی چون خاتمی این است که جبهه اصلاحات و جریان دوم خرداد با مجموعه حوادثی که در یک سال گذشته رخ داده در حال متلاشی شدن و از بین رفتن می باشد. خاتمی و افراد همفکر با این تحلیل ، براساس راهبرد مذکور تلاش می کنند تا زمینه ها و بسترهای لازم برای احیا و بازگرداندن جریان اصلاحات به صحنه سیاسی کشور را فراهم سازند. اقدامات اساسی آنها در این راهبرد جدید عبارتند از:
1- تأکید بر قانونگرایی و حرکت در چارچوب قانون اساسی.
2- فاصله گرفتن از حرکات افراطی و سرزنش کسانی چون موسوی و کروبی که با حرکات افراطی جبهه اصلاحات را به این روز انداخته اند.
3- تلاش برای تطهیر جبهه اصلاحات از اتهامات براندازی و اتصال به بیگانه و این جبهه را مخالف و منتقد قانونی معرفی کردن ،نه یک جریان برانداز و وابسته.
4- ظرفیت سازی برای جریان مدعی اصلاحات در حوزه های گوناگون برای کسب پایگاه های اجتماعی.
5- استفاده از ظرفیت های قانونی نظام برای پیشبرد مقاصد براساس اصل استفاده از قانون علیه قانون.
6- برجسته سازی مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای ناکار آمدن نشان دادن دولت.
7- خود را مطالبه گر حقوق مردم نشان دادن.
8- تلاش برای بسترسازی های لازم جهت استفاده از فرصت های پیش رو مانند انتخابات برای بازگشت به قدرت و پیشبرد اصلاحات موردنظر از درون ساختار.
این راهبرد با اقدامات مورد اشاره در حالی اتخاذ شده که این آقایان طی یکسال گذشته تمامی ظرفیت های خود را برای مقابله با نظام فعال ساخته ولکن موفق به تحقق خواسته های مورد نظر نشدند. بنابراین ضروری است برای کاهش آسیب ها و جلوگیری از انحرافات درون ساختاری دو اقدام اساسی صورت پذیرد:
الف- بالا بردن بصیرت و آگاهی عمومی مردم برای شناخت بیشتر و عمیق تر نسبت به جریان های سیاسی، گروه ها و شخصیت ها از حیث مواضع واقعی و نسبت آنان با انقلاب، جمهوری اسلامی، ولایت فقیه و خط امام و رهبری.
ب- اصلاح ساز و کارهای انتخابات در کشور و جدی تر گرفتن نظارت استصوابی از سوی شورای نگهبان برای جلوگیری از ورود عناصر و افراد غیر معتقد به قانون اساسی و جمهوری اسلامی به ساختار قدرت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات