صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۴۸۳۵۸
صبح صادق واکنش ایران به قطعنامه 1929 را بررسی می‌کند

منطق ایران در مقابل بی‌منطقی غرب

على رحیمى اشاره: جمهوری اسلامی ایران در واکنش به قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل ضمن غیرقانونی خواندن آن اقدامات مختلفی را انجام داد از جمله مجلس شورای اسلامی دولت را مکلف کرد که سطح غنی سازی را از 5/3 درصد به 20 درصد ارتقا دهد، دولت از ورود بازرسان متخلف آژانس به تهران جلوگیری کرد؛ وزیرخارجه ایران نامه های اعتراض و توضیحی را برای دوازده عضو شورای امنیت سازمان ملل ارسال نمود، رئیس جمهور ایران پیش شرط هایی را برای مذاکره با گروه 1+5 اعلام نمود، رایزنی با ترکیه و برزیل درخصوص بیانیه تهران و مبادله سوخت با گروه وین انجام شد و ... اگر چه اقدامات موصوف، از جنس واکنش محسوب می شوند، اما در این میان، پیش شرط های ایران درباره مذاکره با گروه 1+5 بازتاب های زیادی را به دنبال داشته است. بر مبنای این اقدامات و بازتاب های آن این سوال مطرح می شود واکنش های فوق در مقابل تحریم های به اصطلاح فلج کننده کاخ سفید بر چه مبنایی صورت گرفته و تا چه میزان می تواند منطق زور کلوپ غرب را به چالش بکشد.

مبنای واکنش و شرط‌گذاری ایران
اصلی ترین مبنای واکنش ایران به کلوپ غرب مبتنی بر منطق نرم هوشمندانه در مقابل زور می باشد. این منطق، برخلاف غرب که قدرت فیزیکی ایران را مورد هدف قرار داده و با تکیه بر ابزار سخت، سعی در نتیجه گیری نرم علیه ایران دارد، مرجع و قدرت نرم کلوپ غرب را هدف گرفته و با قرار دادن دیپلماسی عمومی، ابزار نرم را در برابر ابزار سخت آنها قرار داد. در واقع همان طور که دیپلماسی به معنای هنر مهار قدرت تعریف شده، اقدام ایران عملاً نیز به معنای هنر مهار قدرت غرب از طریق درگیرسازی افکار عمومی دولت ها و ملت ها تلقی شده است. کلوپ غرب برمبنای منطق زور از یک سو به دنبال فشار مضاعف از بیرون و اختلال در مشروعیت درونی ایران است چنانچه وزیر خارجه آمریکا پس از صدور قطعنامه 1929 اعلام کرد ایران با تحریم جدید در انزوای بین المللی و سیاسی قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر آنها به دنبال ناکارآمدسازی دولت و ایجاد فشار از داخل هستند که از نظر آنها نتیجه نهایی این دو مسیر وادار کردن ایران به تسلیم خواسته های زورمدارانه آنهاست. در این چارچوب منطق نرم ایران متقابلاً مشروعیت رفتاری کلوپ غرب و مبانی ادعایی آنها در قبال ایران را هدف قرار داده است.
پیام شرط‌گذاری و منطق نرم ایران
بازتاب های اولیه پیش شرط های ایران برای مذاکره و سایر موضع گیری ها نشان دهنده انتقال پیام های منطق نرم ایران در بازی کلوپ غرب نسبت به برنامه هسته ای ایران است.
1- عزم و ایستادگی: اولین پیام رفتار ایران از جمله محتوای شرط گذاری برای مذاکره ، عزم و ایستادگی ایران بر حقوق هسته ای خود و مرعوب نشدن نسبت به قطعنامه 1929 و تحریم های انضمامی در کنگره آمریکا و اتحادیه اروپا است. به لحاظ استراتژیک در یک بازی یا مبارزه کسی برنده است که اراده و عزم رقیب خود را تضعیف کند و در هم شکند. بر این اساس،کلوپ غرب با طرح تحریم ها و بزرگنمایی آن در درجه اول سعی داشت که عزم و ایستادگی ایران بر موضع هسته ای اش را بشکند، اما اقدامات و مواضع ایران نشان داد که نسبت به حقوق ملت خود کوتاه نخواهد آمد.
2- اعتماد به نفس: طرح شرط هایی برای مذاکره و عدم اعتنا به فشارهای وارده، برای ناظران این پیام را داشته و دارد که جمهوری اسلامی ایران دارای ظرفیت هایی است که قادر است آن را در برابر فشارهای تحریمی حفظ و تهدیدهای ناشی از فشارها را به فرصت تبدیل نماید. در واقع برون داد رفتار واکنش ایران در دیدگاه و افکار عمومی این است که آرمان ها و انتظارات مطروحه از سوی ایران با توانایی های آن مطابقت دارد و این احساس و برداشت همان اعتماد به نفس ملی است. مروری اجمالی بر ادعاهای ایران در برابر فشارهای زورمدارانه غرب و اقدامات عملی ایران در زمینه فناوری هسته ای، مهار اثرات تحریم ها، پیدا کردن راه های بهینه و بی اثر کردن سیاست انزواسازی و ... همه برمبنای اعتماد به نفس ملی محقق گردید.
3- تعادل سیستمی و اجماع داخلی: از هدفهای اساسی دیگر کلوپ غرب در زمینه فشار و تحریم ایران، شکستن اجماع و بر هم زدن تعادل سیستم تصمیم گیری ایران بود، اما موضع گیری نمایندگان مجلس و واکنش های نخبگان و مردم از یک سوی و اقدامات دولت و شرط گذاری برای مذاکره و تداوم دیدگاه های گذشته برای غرب این پیام مهم را داشته که نه تنها سیستم تصمیم گیری ایران نامتعادل نگردید بلکه اجماع داخلی برای ایستادگی بیشتر و مواجهه با فشارها سخت تر و شتاب فعالیت های هسته ای افزون تر شده است.
4- رفتار معقولانه و هدفمند: غرب با فشارهای مضاعف و صدور قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل سعی داشت با عصبانی کردن ایران، آن را وادار به تصمیمات و رفتارهای غیر عقلانی نماید. یکی از رفتارهایی که از ابتدای تهاجم غرب علیه برنامه هسته ای ایران همواره مدنظر بود، خروج ایران از معاهده NPT و قطع همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی بود، اما علی رغم رفتارهای خصمانه بلوک غرب، جمهوری اسلامی ایران سخن از مذاکره به میان آورد منتهی با ماهیت اقتدارآمیز و بدون کوچک ترین عقب نشینی . در واقع دولتمردان آمریکا حدس می زدند که دولت ایران به یک واکنش غیرمنتظرانه ای دست خواهد زد، چنانچه کلینتون، وزیر خارجه آمریکا گفته بود، اما ماهیت این واکنش برای آنها نامشخص بود، لذا طرح پیش شرطهایی برای مذاکره از یک سو و اعلام دولت مبنی بر آمادگی ایران درخصوص تبادل سوخت بر مبنای بیانیه تهران، انتظارات و سناریو آنها را نقش بر آب کرد.
پیامدهای شرط‌گذاری
منطق نرم ایران در برخورد با منطق زور بلوک غرب دارای اثرات و پیامدهای تحول سازی در معادلات بازی هسته ای و خارج آن است:
1- اولین پیامد این منطق به چالش کشیده شدن ادعاهای اصلی و هدفمند بلوک غرب و آمریکا است. کلوپ غرب به رهبری آمریکا و انگلیس از طریق صدور قطعنامه سعی داشت ایران را به عنوان ناقض قواعد بین المللی، عامل بن بست های مسئله هسته ای و مذاکرات معرفی نمایند، اما اعلام آمادگی ایران برای مذاکرات با پیش شرطهای مشخص و اعلام آمادگی برای تبادل سوخت به افکار عمومی دولت ها و ملت ها نشان داد که ایران عامل اصلی التهابات بین المللی و مانع حل موضوع نیست، لذا به نظر می رسد همانطور که دیپلماسی ایران از سال 1382 تا 1387 موفق شد آمریکا را مانع اصلی حل دیپلماتیک هسته ای معرفی نماید و مآلاً باعث شد که کاخ سفید سیاست ورود به مذاکرات 1+5 را پیش گیرد اکنون نیز این انتظار می رود که منطق نرم ایران سیاست کنونی کلوپ غرب را نیز به چالش جدی بکشاند.
2- اولین پیامد منطق نرم ایران دشوارسازی تحقق و اجرای تحریم های کلوپ غرب است. غرب با اعمال فشارها و تحریم با این استدلال که ایران را وادار به مذاکره نماید حرکت خود را دنبال می کند، لذا استنکاف ایران از مذاکره می توانست توجیه مناسبی برای کلوپ غرب جهت متقاعدسازی دولت برای اجرای مفاد قطعنامه ها و قوانین داخلی تحریم ها باشد، اما طرح مذاکره هدفمند ایران و سایر اقدامات جانبی با اختلال در مبنای فشارها، اجرا و تحقق آن را با دشواری مضاعف روبه رو می سازد.
3- درگیرسازی در درون متحدین آمریکایی و شکننده کردن اجماع میان آنها از پیامدهای دیگر شرط گذاری مذاکره با 1+5 است. کارشناسان آمریکایی بر این باورند که آمریکا بدون اجماع و هماهنگی سایر کشورها قادر به برخورد با ایران نیست. از این رو اجماع برای کاخ سفید جنبه مبنایی و اساسی در تقابل با ایران دارد. از این منظر طرح مذاکره ایران همچنان که سابقاً موفق به ایجاد دیدگاه های مختلف میان متحدین غرب شده بود در شرایط فعلی نیز کارآمد بوده و اتحاد حاصله از سوی آمریکا را با چالش مواجه خواهد ساخت.
4- حفظ همکاران منطقه ای و بین المللی ایران در زمینه برنامه هسته ای از دیگر آثار فرمول ایران برای مذاکره با گروه1+5 می باشد. کاخ سفید در راهبرد منزوی ساختن ایران سرمایه گذاری زیادی انجام داد. به تعبیر جان بولتون کاخ سفید برای همراه سازی روسیه و چین و برخی دیگر از کشورها پول های زیادی خرج کرده است، اما به نظر می رسد منطق نرم ایران و سیاست های منطقی اتخاذ شده در برابر قطعنامه 1929 و عدم واکنش غیرمنطقی درخصوص کشورهای امضاکننده قطعنامه (به جز سه کشور فرانسه، انگلیس و آمریکا) و ارجاع همه خصومت ها به آمریکا، همکاران گذشته ایران را همچنان علی رغم برخی نامهربانی ها حفظ کرده است.
5- محتوای پیش شرط مذاکره ایران ادعای مبارزه با تکثیر سلاح های هسته ای کاخ سفید و متحدین وی را با تردید های جدی روبه رو می سازد. همه تلاش کلوپ غرب در قبال برنامه هسته ای ایران این است که آنها درصدد جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هسته ای و اشاعه آن هستند. حال چنانچه اکثر آنها به پیش شرط ایران به ویژه درخصوص رژیم صهیونیستی پاسخ مناسبی ندهند، بدون تردید در وضعیت پارادوکس قرار خواهند گرفت.
6- محتوای پیش شرط های ایران برای مذاکره همچنین، تأثیر قابل توجهی را بر افکار عمومی مسلمانان و به ویژه کشورهای خاورمیانه خواهد گذاشت. مسلمانان کشورهای منطقه خاورمیانه اکنون منتظر پاسخ شفاف و صریح کلوپ غرب نسبت به طرح بحث ایران هستند. تردیدی نیست که این امر کلوپ غرب را در وضعیت دشواری قرار می دهد زیرا پیش طرح های ایران با توجه به بسترهای منطقه ای آن مسئله هسته ای ایران را به رژیم صهیونیستی گره می زند و تا زمانی که کلوپ غرب پاسخ مناسبی برای برنامه اتمی این رژیم و بمب های آن نداشته باشد اقدام علیه ایران بی توجیه خواهد بود.
7- محتوای پیش شرط ها، قواعد بازی را نیز با چالش روبه رو ساخته است. قواعد بازی را قدرت های بزرگ طوری هدایت می کردند که قدرت های در حال توسعه و غیرمتعهدها در آن جایگاهی نداشتند. همچنین جهت بازی به گونه ای تعیین و تکلیف می شد که در جهت هدف نهایی آنها باشد و به طور کلی محور قاعده را زور تشکیل می داد، اما پیش شرط های ایران برای مذاکره همه این مولفه ها را بار دیگر تغییر خواهد داد. چنانچه در سال 1384 با ورود دیپلماسی جدید در عرصه بازی هسته ای، بازی تعریف شده غرب را متحول ساخت اکنون نیز این انتظار متصور است.
8- هدر رفتن تلاش های پر خرج آمریکا از پیامدهای منطق نرم است. کاخ سفید برای مهار ایران منابع زیادی را بسیج نمود و به ویژه برای تصویب قطعنامه 1929 هزینه های زیادی را متحمل گردیده، اما واکنش ایران و تأثیری که بدنبال خواهد داشت چنانچه شواهد بازتاب آن قابل رویت است، تمام این تلاش ها را با شکست روبه رو خواهد ساخت. در واقع این اقدام ایران بار دیگر توپ را در زمین دشمن قرار داده و با کمترین هزینه آنها را پاسخگوی رفتارهایشان کرده است، لذا کاخ سفید باید بار دیگر منابع زیادی جهت این موضوع بسیج نموده تا آب رفته را به جوی بازگرداند.
در هر صورت اگر چه آمریکا اعلام کرد در قبال ایران قدرت هوشمند را بکار گرفته است، اما به نظر، منطق نرم ایران با درگیر ساختن افکار عمومی و هدفگیری مراجع اصلی ادعاهای کلوپ غرب موفق شد ناکارآمدی این قدرت را به نمایش گذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات