قاسم غفورى
نیروهای بیگانه که نهمین سال حضور خود در افغانستان را سپری می کنند از آغاز عملیات جدید نظامی در قندهار سخن به میان آورده اند. در شرایطی که فرماندهان نظامی بر آمادگی ده ها هزار نیروی نظامی برای آغاز این عملیات سخن می گویند، سیاستمداران غربی نیز این عملیات را اقدامی مهم در رسیدن به اهداف خود در افغانستان عنوان می کنند.
اشغالگران که پیش از این عملیات در هلمند را اجرا کرده بودند اکنون براین ادعایند که به دنبال دور جدید حملات به مواضع طالبان در قندهار می باشند. این ادعا در حالی مطرح می شود که روند تحولات نشانگر تردید این کشورها برای آغاز این تحرکات در منطقه مذکور را دارد، چرا که برای رسیدن به این مسئله با چالشهایی مواجه هستند. این تردیدها چنان گسترده بوده که از هم اکنون محافل سیاسی و رسانه ای غرب برای آماده سازی افکار عمومی جهت پذیرش شکست در عملیات مذکور فعال شده اند. در باب آغاز عملیات در قندهار چند نکته قابل توجه است:
اولاً، به رغم ادعاهای مطرح شده از سوی اشغالگران عملیات آنها در هلمند به ویژه در منطقه مارجه چندان دستاوردی نداشته است، چنانکه طالبان همچنان به فعالیتهای خود در این مراکز ادامه می دهند. هراس از تکرار ناکامی های هلمند از موانع آغاز عملیات در قندهار می باشد. پس از عملیات هلمند نه تنها طالبان در حاشیه قرار نگرفته اند بلکه هر روز بر میزان تلفات اشغالگران افزوده شده است. روند تحولات افغانستان پس از 9 سال جنگ نشان می دهد که نه تنها طالبان ضعیف نشد ه اند بلکه به قدرت آنها افزوده گردیده است. انهدام تجهیزات و تانکرهای سوخت رسان برای ناتو و نیز بالا رفتن تلفات نیروهای خارجه گواهی بر این مسئله است. با تشدید جنایت اشغالگران، گرایشات مردمی به طالبان افزایش یافته که چالشهایی برای ناتو به همراه داشته است.
ثانیاً، برخلاف ادعاهای گذشته مبنی بر اتحاد میان اعضای ناتو، روند تحولات از چالشهای گسترده داخلی میان آنها حکایت دارد. اختلاف در تامین نیرو ، هزینه های جنگ ، طرح برخی کشورها مانند لهستان برای خروج از افغانستان، نارضایتی اعضا از فرماندهی مطلق آمریکا بر ناتو ازجمله این چالشها است. این اختلاف ها چنان گسترده شده که حتی راسموسن، دبیر کل ناتو در نشست بروکسل ضمن اعتراف به این مسئله، خواستار عدم کاهش بودجه نظامی اعضای ناتو شده است. ناتو برای جبران این مسئله حتی به روسیه نیز روی آورده است. روند تحولات نشان می دهد که ناتو نیروی نظامی آماده و کافی برای اجرای عملیات قندهار را ندارد و در حالی که بالا رفتن تلفات را نیز عامل تشدید فشارهای افکار عمومی بر خود می بیند، لذا با تردیدهای فزآینده ای به این عملیات می نگرد. این اختلافات حتی در میان نظامیان و سیاستمداران آمریکایی نیز مشاهده می شود که اظهارت «مک کریستال» فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان علیه «جو بایدن» معاون اوباما که به برکناری مک کریستال و جانشینی ژنرال پترائوس فرمانده مرکزی آمریکا در خاورمیانه و آفریقا منجر شد خود سندی بر عمق این اختلافات است.
ثالثاً، ناتو در حالی همچنان به سیاست جنگ و کشتار تأکید دارد که در مقابل، دولت مرکزی افغانستان به ریاست جمهوری کرزای اصل آشتی ملی و مذاکره با طالبان را در پیش گرفته است. این مسئله، اختلاف ناتو و دولت مرکزی افغانستان را به همراه داشته است. هر چند که دولت مرکزی افغانستان نیز بر مقابله با نا امنی ها تأکید دارد، اما راهبرد نظامی را عامل تشدید بحران ها دانسته و خواستار رویکرد به اصل مذاکره است در حالی که اشغالگران چندان تمایلی به این مسئله ندارند.
رابعاً، نگاه منفی مردم افغانستان به عملیات های صورت گرفته از سوی اشغالگران از دیگر موانع عملیات قندهار است. هر چند اشغالگران با ادعای مبارزه با طالبان و برقراری امنیت این عملیات ها را اجرا می کنند، اما در نهایت قربانی نهایی، غیر نظامیان می باشند. این امر صف بندی مردم در برابر اشغالگران را به همراه داشته است که خود از موانع اجرای عملیات های نظامی جدید است.
به هر تقدیر می توان گفت که ناتو برای آغاز عملیات در قندهار به رغم وعده های مطرح شده با چالشهای گسترده ای مواجه است که برگرفته از مشکلات داخلی آن و تحولات افغانستان و منطقه می باشد. امری که موجب شده تا بسیاری از ناظران سیاسی شکست زودهنگام این طرح را دور از ذهن ندانند. البته باید در نظر داشت که اشغالگران افغانستان در کنار برخی تحرکات نظامی برآنند تا با اعمال فشار بر پاکستان از یک سو و نیز تفرقه افکنی میان افغانستان و کشورهای همسایه به نحوی ضمن توجیه جنایت های آینده خود، از شرایط موجود برای ادامه اشغال افغانستان بهره برداری کنند هر چند که حجم بالای چالش های پیش رو، موجب شده تا آنها با تردیدها و ابهامات بسیاری اهداف و سیاست های خود را به مرحله اجرا در آورند. مواضع متناقض و چندگانه در قبال عملیات قندهار خود گواهی بر این مسئله می باشد.