صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۱۴۸۳۶۲
آشنایی با حزب کارگزاران سازندگی (4)

احزاب سیاسی ایران (بخش شصت و دوم)

عبدالله شمسى اشاره: اعضای برجسته هر حزب که معمولاً تشکیل دهندگان آن هستند، نقش تعیین کننده ای در پایه گذاری، تداوم و جهت دهی و هدایت کلی حزب و اعضای آن برعهده دارند. این امر در مورد حزب دولت ساخت کارگزاران هم صدق می کند.در ابتدای شکل گیری، متنفذین حزب کارگزاران عبارت از : غلامحسین کرباسچی ، عطاءالله مهاجرانی ، سید حسین مرعشی ، محمد هاشمی ، محمد عطریانفر ، علی هاشمی و ... بوده اند که بررسی عملکرد و معرفی برخی از آنها ما را در شناخت هرچه بیشتر این تشکل کمک خواهد کرد.

1- عطاءالله مهاجرانی
او یکی ازجنجالی ترین اعضای حزب طی سال های اخیر می باشد. وی در سال 1333 در اراک متولد و در سال 1352 وارد دانشگاه اصفهان شد و در سال 1356 فارغ التحصیل و بلافاصله در دانشگاه شیراز در رشته تاریخ و فرهنگ ایران به ادامه تحصیل پرداخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نماینده مردم شیراز وارد مجلس شد.پس از اتمام دوره مجلس، یکسال به عنوان رایزن فرهنگی ایران در پاکستان (سال 63-64) بود و از سال 64 تا 76 در سمت معاون حقوقی و پارلمانی نخست وزیر و رئیس جمهور خدمت می کرد و از سال 76 تا نیمه دوم سال 79 وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. وی در کنار مسئولیت های اجرایی، همواره با مطبوعات به ویژه روزنامه و موسسه اطلاعات همکاری نزدیک و مستمر داشت و مدتی هم عضو هیأت امنای بنیاد فارابی و شورای عالی خبرگزاری جمهوری اسلامی بود. وی در حال حاضر در لندن زندگی می کند و جزو حلقه پنج نفره اتاق فکر جریان برانداز سبز بر ضد جمهوری اسلامی فعالیت می کند.
وجه ممیزه مهاجرانی از دیگر اعضا ، صبغه فرهنگی و عملکرد وی در زمان تصدی پست وزارت فرهنگ و ارشاد است . او در مقاطع مختلف، مواضع و عملکردهای متفاوت و گاه متضاد ازخود بروز داده است که در ادامه به مواردی از آن اشاره خواهد شد.
الف-آقای مهاجرانی پس از توقیف روزنامه میزان (نشریه نهضت آزادی در سال1360)با حکم دادستانی کل انقلاب با تعدادی از نمایندگان دیگر مجلس مانند سید محمد موسوی خوئینی ها، سید عبدالواحدموسوی لاری، اسدالله بیات، با ارسال نامه ای به رئیس شورای عالی قضایی وقت ، خواستار اعمال روش های به اصطلاح منطقی- قانونی و پرهیز از «روحیه استبدادی و ایراد اتهام به هرکس» شدند.
درمرداد 1362 دوسال بعد از اعتراض به تعطیلی روزنامه میزان،مهاجرانی متناقض با مواضع قبلی وقتی که مهدی بازرگان با نطقی بحث بر انگیز در مجلس ، از آنچه استبداد و انحصارطلبی و تخلف از قانون اساسی می پنداشت انتقاد کرد ، مهاجرانی از نخستین افرادی بود که به تندی به تخطئه بازرگان پرداخت و در مقاله ای در روزنامه اطلاعات (20/5/1362) نوشت:«عراق جبهه ها را بمباران می کند و بازرگان پشت جبهه ها را ... »(1)
ب- در سال 1362 حضرت آیت الله خامنه ای (رئیس جمهور وقت) بعد از استعلام از شورای نگهبان در باره «قانون حفاظت توسعه صنایع و متمم آن» و ایراد یازده اشکال شرعی بر آن از سوی شورای نگهبان، آن را به نخست وزیر ابلاغ کرد. مصطفی هاشمی طبا(وزیر وقت صنایع) ایرادهای شورای نگهبان را وارد ندانست و از اجرای آن سرباز زد. شهید شیخ فضل الله محلاتی در صحن علنی مجلس به این موضوع معترض شد. در همان جلسه آقای مهاجرانی ضمن حمایت از اقدام هاشمی طبا، شهید محلاتی را متهم به نپرداختن به مسئله اصلی یعنی جنگ و وارد شدن به مسائل فرعی نمود.شهید محلاتی در نامه سرگشاده (25/3/1364)در پاسخ به مهاجرانی می نویسد:
«برادر عزیز آقای مهاجرانی! یکی از خطراتی که جمهوری اسلامی را تهدید می کند همین است که انسان دم از ولایت فقیه بزند، ولی از طرف دیگر خود را مجتهد دانسته و تسلیم قوانین ولی فقیه نباشد... باری نامه آقای هاشمی]طبا[ وزیر صنایع به نخست وزیر به دست اینجانب رسید؛ از مجموع نامه استفاده کردیم که ایشان خود را صاحب نظر دانسته و رسماً شورای نگهبان را رد می کند ...»(2)
ج- در ارتباط با قضیه سلمان رشدی نوعی پایبندی به اصول نظام در مهاجرانی مشاهده می گردد. وی متعاقب انتشار کتاب آیات شیطانی، در روزنامه اطلاعات سلسله مقالاتی ارائه نمود که بعدها به صورت کتاب درآمد. وی در آن مقالات ، کتاب آیات شیطانی را به عنوان توطئه غرب و «حلقه ای از زنجیره برخورد غرب باجهان اسلام» به نقد کشید.
د-آقای مهاجرانی در اواسط دوره اول ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ناگهان تغییر موضع داد و با لحنی ملایم مباحثی همچون مذاکره با آمریکا ، تأکید بر تکنو کراسی که از ملزومات نظام لیبرال دموکراسی است، تساهل و تسامح ، موضع گیری در مقابل ولی فقیه در قبال روزنامه های زنجیره ای و ... را مطرح کرد.
ه- عملکرد در پست وزارت ارشاد: با رأی اعتماد مجلس و آغاز به کار مهاجرانی به عنوان اولین وزیر ارشاد دولت اصلاحات انتظار می رفت وی به عنوان مسئول اجرای برنامه های فرهنگی نظام در چارچوب و مسیر حفظ و صیانت از دستاورد های آن بکوشد؛ خصوصاً اینکه کشور در برهه ای قرار داشت که جبهه فرهنگی دشمن ابعاد گسترده ای به خود گرفته بود. بر خلاف این انتظار ، وابستگان و عناصر نفوذی که از نوع سیاست ها و تفکرات حاکم بر این وزارتخانه مطلع بودند ، فرصت را غنیمت شمرده و در عرصه های فرهنگی و مطبوعاتی کشور نفوذ کردند. این شروعی بود بر هجوم موج های گسترده تبلیغاتی مسموم علیه مقدسات ، نظام و شخصیت های نظام، که هرروز ابعاد گسترده تری به خود می گرفت.این وضعیت ناشی از گفتمان غالب دوم خرداد و سیاست تساهل و تسامحی بود که مهاجرانی بر آن تأکید داشت.
وضعیت فوق از دید مقام معظم رهبری و دیگر علما و دلسوزان دور نماند و بارها در مورد قلم های مسموم هشدار دادند. علی رغم این هشدارها، روند توهین به ارزش ها و ارکان نظام ادامه پیدا کرد تا جایی که به دنبال حرمت شکنی قبلی و چاپ کاریکاتوری موهن در روزنامه آزاد در بهمن 1378، با تحصن طلاب در مسجد اعظم قم اعتراضات به نحوه عملکرد وزیر ارشاد به اوج خود رسید. حتی بزرگانی همچون آیت الله مشکینی ، آیت الله جوادی آملی ، آیت الله نوری همدانی و ... نیز به جمع معترضین پیوستند.
با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس ، این تحصن به توصیه مقام معظم رهبری پایان یافت، اما جریان تقدس زدایی و حمله به ارزش ها بعد از انتخابات مجلس ششم که اکثر کرسی های آن توسط جریان دوم خرداد تصاحب شده بود ابعاد تازه تری به خود گرفت و مطبوعات موسوم به زنجیره ای هر روز بیش از قبل به تاخت و تاز می پرداختند. در این زمان رهبر معظم انقلاب نقاب از چهره عوامل پشت پرده این جریان برداشت و در جمع جوانان فرمودند:«بعضی مطبوعات پایگاه دشمن هستند و باید جلوی آنها گرفته شود.»(3)
اما سخنان مقام معظم رهبری با نفی ضمنی مهاجرانی روبه رو شد، بعداز جلسه ای تصنعی با اصحاب مطبوعات که اکثر آنها همان گردانندگان روزنامه های زنجیره ای بودند، او اعلام کرد: «هیچ روزنامه ای در کشور پایگاه دشمن نیست. » (4) به دنبال هشدار رهبر انقلاب ، قوه قضائیه تعدادی از این مطبوعات را تعطیل نمود . بار دیگر مهاجرانی برخورد با مطبوعات را ناشی از یک فکر سیاسی دانست که مردم را محرم اسرار نمی شناسد.(5)
در زمان وزارت مهاجرانی مطبوعات هر چند با رشد کمی روبه رو بودند، اما باتبدیل شدن آنها به جولانگاه موافقان غرب گرای داخلی، عالی ترین مقدسات و ارکان نظام اسلامی زیر تیغ حملات آنها قرار گرفت و این مطبوعات از طریق نگارش مقالات ضد انقلابی، شایعه پراکنی و تحریک افکار عمومی مرتکب جرم های علنی شدند.(6) اعترافات روزنامه نگارانی مانند قوچانی، ابراهیم نبوی، بهنود و... بهترین تأیید بر این عملکرد منفی است. مسعود بهنود که برای اولین بار بعد از انقلاب در نشریه بهمن متعلق به مهاجرانی به عرصه مطبوعات پا نهاد در زمینه تحلیل روند شکل گیری جریانات سیاسی علیه نظام و ارتباط آنها با هم در نوارش که به عنوان سند در دادگاه پخش شد، می گوید:«برای اخذ نتایج دلخواه جهت براندازی و یا تضعیف نظام باید روشنفکران داخل و خارج متحد شوند و از اختلافات درون حکومت در ایجاد فضاهای لازم بهره برداری نمایند.»(7)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات