بصیرت: هفته گذشته و تنها چند روز پس از دیدار سران آمریکا و روسیه، آمریکا 10 جاسوس روس را در این کشور دستگیر و زندانی کرد و تحقیقات برای یافتن یازدهمین جاسوس که در قبرس دستگیر و سپس متواری شد، همچنان ادامه دارد. برخی معتقدند که دستگیری این گروه میتواند به عنوان مناقشهای جدید در روابط واشنگتن- مسکو و آغاز جنگ سردی دیگر تلقی شود. این در حالی است که بررسی روزنامههای روسی نشان میدهد که تمام این روزنامهها به صورت یکسان با محکوم کردن این ماجرا، جاسوس بودن افراد دستگیر شده را تکذیب کردند. آنها به صورت تلویحی قصد داشتند این موضوع را طبیعی نشان دهند که برای قدرتهای بزرگ، داشتن جاسوس و جاسوسی کردن، امری لازم است. همانطور که آمریکاییها در سراسر جهان بیشترین جاسوسها را در اختیار دارند. به عبارت بهتر مردم روسیه به نظر میرسد که نهتنها از این امر شگفتزده نشدند بلکه امری بسیار عادی برای آنها تلقی میشود زیرا در روسیه، داشتن جایگاه قابل توجه دولتی تقریبا مترادف با عضویت یا همکاری نزدیک با سیستم امنیتی است که این امر از دوران شوروی به آنها به ارث رسیده است. به عبارت دیگر روسها فکر میکنند که در تمام کشورهای دنیا، مقامات دولتی چنین شاخصهای را دارا هستند اما بررسی روزنامههای آمریکایی نشاندهنده هیاهویی هماهنگ است که حکایت از برنامهریزیهای دقیق از پیش تعیین شده دارد. با توجه به اینکه روزنامههای آمریکایی معترف هستند که آمریکا از قبل از جاسوس بودن این افراد مطلع بوده و حتی از جاسوسهای روسی حاضر در دیگر کشورها نیز اطلاع دارد و به مقامات و سیستمهای امنیتی این کشورها نیز اطلاعاتی را درباره این افراد ارائه داده است، کاملا سیاسی بودن این دستگیریها را تایید میکند. اما چرا در هنگام سفر دیمیتری مدودف به آمریکا، این مطلب منتشر شده است. به نظر میرسد که آمریکاییها سیاست چماق و هویج خود را درباره روسیه نیز پیاده کردهاند. آمریکاییها پس از آنکه امتیازاتی را به روسیه دادند و مقداری از حساسیتهای روسیه مانند سپر دفاع موشکی مستقر در چک و لهستان را کاهش دادند از روسها استفادههایی بردند. مثلا درباره ایران موفق شدند رای مثبت روسیه درباره قطعنامه اخیر شورای امنیت را کسب کنند و همچنین اعلام کردند که موشکهای S300 را به ایران تحویل نخواهند داد و جملات دوپهلویی در اینباره به ایران تحویل دادند، همچنین رئیسجمهور روسیه اظهار داشت که ایران نمیتواند به پیمان شانگهای بپیوندد با توجه به اینکه آمریکاییها درباره پیوستن ایران به پیمان شانگهای بسیار نگران بودند و عدم تکمیل نیروگاه بوشهر را نیز میتوان به عنوان آخرین مورد به این لیست افزود. پس از بهرهبرداریهایی که ایالاتمتحده از روسها کرد، این مساله فشاری بیشتر برای گرفتن امتیاز از روسیه تلقی میشود و به نظر نمیرسد که چالش عمیقی با وجود دستگیری این افراد در روابط واشنگتن – مسکو ایجاد کند، زیرا مراکز امنیتی هر 2 کشور تقریبا در کنترل دولتهایشان هستند و اقدامات این مراکز امنیتی در راستای منافع ملی کشورشان صورت میگیرد. با توجه به افول اقتصادی آمریکاییها و شکلگیری قطبهای جدید اقتصادی که میتوان چین و برزیل را در شمار این کشورها آورد؛ اوضاع کمی برای ایالاتمتحده متفاوت شده است. چین و برزیل به نسبت هندوستان که مقدار قابل توجهی با آمریکاییها همگرایی دارد، بسیار مستقلتر عمل کرده و نسبت بهآمریکا واگرایی دارد. روسها فاقد پتانسیل قطب اقتصادی بودن هستند اما به هر حال پس از آمریکا، دومین قدرت نظامی دنیا محسوب میشوند. همکاری بلامنازع روسها با آمریکاییها باعث خواهد شد که آنها مقداری از دغدغههای اقتصادی که راجع به چین دارند را از خود دور کنند و از طریق روسها مقداری چین را کنترل کرده و از تشکیل یک قطب بزرگ اقتصادی ضد آمریکایی جلوگیری کنند. البته مشغولیات چین در داخل و در اطراف مرزهایش به این خواسته آمریکا کمک بسیاری میکند. باید گفت که تبدیل شدن به یک قطب بزرگ اقتصادی، سازوکارهای نظامی و امنیتی بزرگ را نیز میطلبد که این امر در آینده آمریکا را بسیار نگران میکند. چین قدرت اول است، در کنار مرزهای آن روسیه و هندوستان واقع شده که این امر برای آمریکاییها خیلی مهم است. در این میان نیز کشور مهمی مانند برزیل وجود دارد که در صورت همگرایی با کشورهای مذکور میتوانند با کنترل و اشباع بازارهای دنیا از کالاهای خود، افول اقتصادی آمریکا را با سرعت بیشتری به جلو برانند. نکته ثالث و مهم دیگر روندی است که روسیه در آسیای مرکزی در پیش گرفته است که این روند بر بحث افغانستان تاثیر بسیاری میگذارد. آمریکاییها به آرامی در حال خارج کردن نیروهای خود از عراق هستند و هماکنون از حدود 140 هزار نیروی نظامی که در داخل عراق داشتند فقط 90 هزار نفر دیگر در این کشور حضور دارند و 50 هزار نفر را خارج کردهاند به جای این آمریکاییها نیروهای جدیدتر به افغانستان اعزام میکنند. به نظر میرسد که درگیری پشت پردهای بین آمریکا و روسیه در آسیای مرکزی به نفع کشور اخیر در جریان است. روسها درصدد هستند تا از طریق آسیای مرکزی ضمن وارد کردن فشار بیشتری به نیروهای آمریکایی امتیازاتی را دریافت کنند. به نظر میآید که آمریکاییها با طرح موضوع جاسوسی، درصدد برقراری موازنه روابط خود با روسیه هستند و از لحاظ ساختاری مشکل چندانی را در روابط 2 کشور به وجود نمیآورد، زیرا کشورهای بزرگ همیشه درک متقابلی از منافع ملی یکدیگر دارند که باعث میشود به رغم مشکلات و اختلافنظرهای عدیدهای که دارند، در بسیاری از جهات با یکدیگر همکاری کنند. در یک جمله، اگر این افراد جاسوس باشند این اتفاقات یک بازی سیاسی از سوی دولت آمریکاست تا دولت روسیه را تحت فشار بیشتری قرار دهد.
دکتر حسین احمدی ،مدیر حوزه سیاست خارجی مؤسسه تاریخ معاصر ایران