صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۴۸۵۳۲

انرژی هسته‌ای در آینه خائن و خادم


بصیرت: طی 2دهه اخیر، روابط ایران با کشورهای غربی تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله موضوع حقوق بشر، مساله فلسطین، حضور نیروهای نظامی خارجی در منطقه خلیج فارس، تروریسم و از همه مهم‌تر پرونده هسته‌ای بوده است. اینها موضوعات محوری در گفتمان روابط خارجی ایران و کشورهای غربی بوده و بهبود روابط دوطرف شدیدا منوط به حل اختلافات در این موضوعات شده است. از جمله حساس‌ترین و پیچیده‌ترین موضوعات در سال‌های اخیر در روابط ایران و غرب، پرونده هسته‌ای ایران بوده که در صدر فهرست مذاکرات قرار گرفته و شدیدا سمت و سوی روابط را تعیین کرده است. از یکسو ایران همواره بر حق خود در دستیابی به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای تاکید و بر این امر پا فشاری کرده که هیچ انحرافی ازNPT و موافقتنامه‌های بین‌المللی دیگر نداشته و از سوی دیگر کشورهای غربی اتهاماتی به ایران وارد و آن را تحت فشارهای سیاسی و حقوقی قرار داده‌اند. بدینگونه موضوع هسته‌ای جهت‌دهنده سیاست خارجی ایران در قبال غرب در چند سال اخیر بوده و دولتمردان ایران تلاش کرده‌اند با روش‌های مختلف در جهت تامین منافع ملی به حل مساله هسته‌ای بپردازند. بدون شک بررسی مقایسه‌ای رویکردها و سیاست‌های دولتمردان بویژه در قالب 2دولت هشتم(دولت اصلاح‌طلب آقای خاتمی) و دولت نهم(دولت اصولگرای آقای احمدی‌نژاد) می‌تواند به وضوح نشان‌دهنده میزان موفقیت ایران در راستای دستیابی به اهداف خود باشد. از این نظر، این پژوهش دارای اهمیت نظری و کاربردی قابل توجهی است. مقایسه سیاست‌های دولت هشتم و دولت نهم در حوزه هسته‌ای با توجه به تاثیرات گسترده‌ای که این مهم در حوزه‌های امنیت ملی، اقتدار سیاسی، پیشرفت‌های علمی و فناوری، عزت و جایگاه ملت سرافراز ایران در سطح جهان، شکست ابهت نظام سلطه و... دارد، مساله‌ای است که با رویکردی علمی در این تحقیق مورد کنکاش قرار خواهد گرفت که کدامیک از دولت‌ها موفق‌تر عمل کرده‌اند. ایران در طول چند سال پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 برای حل مساله برنامه هسته‌ای چالش‌برانگیز خود بیشترین تعاملات را با قدرت‌های بزرگ داشته است. دلیل این امر آن است که این قدرت‌ها اینگونه وانمود می‌کنند که بیشترین منافع را در مساله هسته‌ای ایران دارند. به تعبیر دیگر قدرت‌های بزرگ که در قالب گروه 1+5 موضوع برنامه هسته‌ای ایران را در دستور کار قرار داده‌اند، خود را نماینده جامعه بین‌المللی می‌دانند و عضویت دائمی آنها در شورای امنیت نیز به نوعی به آنها در این ارتباط مشروعیت می‌دهد. نوع واکنش قدرت‌های بزرگ در قبال فعالیت‌های هسته‌ای ایران آمیزه‌ای از فشار، چانه‌زنی، معامله، دادن وعده‌های اقتصادی به ایران و نظیر اینها بوده است. لذا دولت هشتم (دولت اصلاحات) محور اصلی سیاست خارجی خود را بر مبنای توسعه‌گرایی سیاسی و تشنج‌زدایی و نیز پذیرش پلورالسیم جهانی به معنی نفی نظام تک‌قطبی و پذیرش تساوی فرهنگ‌ها قرار داده بود. از ابتدای بحران هسته‌ای ایران، 3 رویکرد پیرامون حل این مساله در داخل کشور بود؛ رویکرد انفعال و تسلیم، رویکرد رادیکالی خروج از معاهدات و قطع همکاری و رویکرد منطقی با بهره‌گیری از راه دیپلماسی. نظام اسلامی برای حفظ و دفاع از برنامه‌های هسته‌ای، دیپلماسی و مذاکره را نسبت به دیگر راه‌ها ترجیح داد. این راه‌حل به‌رغم تغییر و تحول در تیم هسته‌ای ایران، همچنان به عنوان استراتژی ایران باقی است اما پرسش‌های متعددی پیرامون این موضوع مطرح است که چرا جمهوری اسلامی راه دیپلماسی را انتخاب کرد؟ از آنجا که دولت‌ها برای تحصیل، حفظ، افزایش و دفاع از منافع ملی خود از ابزار‌ها و شیوه‌های مختلف و متنوعی استفاده می‌کنند، دیپلماسی را می‌توان در شرایط جدید بین‌المللی یکی از مهم‌ترین و نافذترین شیوه‌ها دانست. ابزار دیپلماسی همانند «استراتژی میدان نبرد» دیپلمات‌ها و متخصصان سیاست خارجی دولت‌ها را در انجام وظایف کمک می‌کند. اساسا حل بحران‌های بین‌المللی در آغاز با دیپلماسی شروع می‌شود و پس از ناکامی دیپلماسی است که دیگر راه‌ها به میان می‌آید. نکته مهمی که در اینجا وجود دارد این است که شیوه‌ها و ابزار‌هایی که در پیشبرد مقاصد دیپلماسی به کار گرفته می‌شود دارای اهمیت تعیین‌کننده‌ای است؛ این روش‌ها نیز از حیث شرایط، اقتضائات و موقعیت کشورها، قابل تغییرند. از همین‌رو انتخاب دیپلماسی برای حل موضوع هم می‌تواند استراتژی و هم تاکتیک باشد. جمهوری اسلامی نیز همین نگاه را داشته و به همین جهت با وجودی که شاهد رویکرد‌های جدیدی در مسأله هسته‌ای از سوی ایران هستیم، در عین حال مقامات کشور بر راه‌حل دیپلماتیک تأکید دارند. دلیل دیگری که در راه اتخاذ راه‌حل مذاکره و دیپلماسی وجود دارد، این است که اساسا بحران پرونده هسته‌ای ایران بر (اتهام‌سازی و ابهام‌آفرینی استوار شده است. کاخ سفید در سال 1382 موفق شده بود افکار عمومی جهان را نسبت به برنامه‌های هسته‌ای ایران حساس کند. بیشتر دولت‌ها همداستان با آمریکا، خواهان شفاف‌سازی ایران درباره فعالیت‌های هسته‌ای‌اش بودند. با چنین فضاسازی‌هایی در شهریور سال 1382 قطعنامه‌ای با ضرب‌الاجل از سوی شورای حکام آژانس به صورت اجماع تصویب شد. در چنین شرایطی عدم اعتماد به دروغ‌پردازی‌های واشنگتن پیرامون پرونده هسته‌ای ایران او را محق می‌کرد، بنابراین اعتمادسازی و شفاف‌سازی در چارچوب استراتژی دیپلماسی ضروری بود. اگرچه اعتمادسازی و شفاف‌سازی، اروپا و کاخ سفید را قانع نکرده ولی جهان و دیگر کشور‌ها به صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران پی بردند.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات