عبدالله شمسى
مقرر شد با برخی از چهره های متنفذ حزب کارگزاران و نقش های آنها آشنا شویم. در شماره گذشته این بررسی با واکاوی تغییر و تحولات مواضع مهاجرانی آغاز شد. در این شماره به ادامه این بررسی می پردازیم.
مهاجرانی که سیاست های فرهنگی دولت اصلاحات را اجرا می کرد برای جبران تعطیلی روزنامه های زنجیره ای، مکانیسمی را پیش بینی کرده بود که در صورت تعطیلی و یا توقیف مطبوعات ساختارشکن، با حداقل زمان ممکن به دست اندرکاران همان مطبوعات مجوز روزنامه ای دیگر بدهند. در مقابل این امتیاز برای نشریات دوم خردادی، نشریات ارزشی به سختی و طی مدت طولانی موفق به اخذ مجوز می شدند. بهنود در این باره می گوید:
«روزنامه جامعه تعطیل شد. برای جلوگیری از تعطیلی آنها روزنامه صبح امروز، خرداد، پیام امروز، مناطق آزاد و چند روزنامه دیگر به یک مرتبه منتشر شد تا تعطیل یکباره مقدور نباشد... ما جای روزنامه تعطیل شده نشاط، عصر آزادگان را منتشر می کنیم که ستون هایی را من، شمس الواعظین و ابراهیم نبوی اداره می کنیم.» (1)
علاوه بر این که جریانات ضد انقلابی داخل از به وجود آمدن چنین فضای باز و بی قید و بندی اظهار رضایت می کردند اما راضی ترین افراد آمریکائی ها بودند؛ «هنری پرکت» مسئول میز ایران در وزارت خارجه ایالات متحده در اسفند ماه 1377 در تحلیلی از روند حرکت مطبوعات در ایران چنین اظهار می دارد:
اگر موجی که در مطبوعات اصلاح طلب ایران با امکان رابطه با آمریکا شروع شده و حالا به تردید در اساسی ترین وجوه انقلاب اسلامی مشغول است، بتواند از حریم روحانیت عبور کند و از آن طریق ولایت فقیه را بر کشتی تردید سوار کند، بار سنگینی از دوش آمریکا بر داشته خواهد شد. این بار سنگین همان است که امروز ایران را از غرب دور نگه داشته است و امکان صلح با اسرائیل را به حد صفر تنزل داده است.» (2)
در بخش کتاب و کتابخوانی نیز، برگزاری نمایشگاه های کتاب، تقویت ناشران شهرستانی و ارائه تسهیلات به آنان، برگزاری نمایشگاه های کتاب روستایی، تجهیز کتابخانه های عمومی سراسر کشور به کتاب های جدید و برگزاری نمایشگاه های قرآنی در مراکز استان ها و شهرستان ها از جمله عملکردهای مهاجرانی در وزارت ارشاد بود که رشد کمی قابل ملاحظه ای را نشان می داد. اما به لحاظ کیفی این بخش نیز مانند مطبوعات از نفوذ عناصر وابسته و رواج ادبیات ضد ارزشی مصون نماند. صدور مجوز برای کتاب هایی که تاریخ انقلاب را تحریف نموده و ارزش های ملی، انقلابی و دینی را مورد تهاجم قرار می داد، عدم برخورد با فروش کتاب های ممنوعه در کتابفروشی ها و احیای کانون نویسندگان که در سایه مجوز قانونی به کارهای تخریبی علیه نظام مشغول بود از مواردی است که در اثر سیاست تساهل و تسامح آقای مهاجرانی پدید آمده بود.
در حوزه سینما به اجرای خط مشی برگزاری جشنواره های سینمایی و هفته های (بزرگداشت) فیلم در سراسر کشور، حمایت از تأسیس کانون های سینمایی در نقاط مختلف، اجرای سیاست اکران همزمان فیلم در تهران و شهرستان ها و توجه به ساخت و ساز سالن های سینمایی پرداخته شد. اما در کنار این رشد کمی، شاهد رشد سینمای ضد ارزشی در این سال ها نیز بودیم که مورد انتقاد مردم و بعضی از مسئولان قرار گرفت. به عنوان مثال می توان از اکران فیلم هایی مانند مرد عوضی، مصائب شیرین، دو زن و... نام برد. جوایز متعدد بین المللی در این دوران نیز عمدتاً به فیلم هایی تعلق گرفت که چهره ای منفی از نظام دینی به نمایش می گذاشت. مانند فیلم دایره سوخته اثر جعفرپناهی که در 20 جشنواره بین المللی مورد تشویق قرار گرفت.
سینمای دینی و جنگ نیز در مقابل سینمای ضد ارزشی به شدت افت کرد؛ گویی که همه اربابان سیاست فرهنگی کشور دست به دست هم داده بودند تا سینمای ارزشی و دینی زمین بخورد. (3) این وضعیت اسفبار موجب شد تا سینماگرانی مانند مجیدی، سلحشور، کاسه ساز و شورجه نسبت به کشیده شدن سینمای ایران به ابتذال هشدار دهند. جمال شورجه در این باره می گوید: «مهاجرانی در کشاندن ابتذال به سینما موثر بود.» (4)
در بخش های دیگر مانند موسیقی نیز شاهد رواج موسیقی مبتذل و بی محتوا و ساخت و ساز هنرستان های موسیقی بودیم، گویی که تنها مشکل جامعه این مورد بوده است.
آقای مهاجرانی با سوءنیت و در تقابل با فرهنگ ارزشی انقلاب و با اعمال «سیاست نظارت بعد از انتشار بر محصولات فرهنگی» و همچنین گماردن افراد نالایق و غیر کارآمد در رأس مناصب فرهنگی ، از عوامل اصلی تهاجم فرهنگی و عامل به وجود آمدن مشکلات فراوان در بخش عمده ای از حوزه فرهنگ کشور گردید که متصدی آن دولت اصلاحات بود.
مهاجرانی بعد از تصدی پست وزارت ارشاد مسئولیت مرکز گفت وگوی تمدن ها را برعهده گرفت، او با خروج از کشور در سال 1383 در انگلستان سکونت گزید و تا شروع انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ظاهر نوعی گوشه گیری سیاسی را پیشه کرد، اما تحولات بعدی نشان داد وی در نهان با ارتباط گیری با عناصر اپوزیسیون و دولت های خارجی مانند انگلیس و آمریکا چندان هم از فعالیت های سیاسی دور نبوده است.
فعالیت وی در حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال 1388 علناً رنگ و بوی اپوزیسیونی به خود گرفت، او طی این وقایع با تلویزیون فارسی زبان بی بی سی که به منظور تأثیرگذاری بر انتخابات ایران زودتر از موعد راه اندازی شد، به صورت مستمر همکاری داشت، مصاحبه های وی با این تلویزیون، شبکه العربیه و دیگر رسانه های معاند، در برانگیختگی و هدایت آشوب های پس از انتخابات موثر بود.
مهاجرانی در پی وقایع روز عاشورای سال 1388 و توهین طرفداران آنها به مقدسات که واکنش گسترده و شدید مردم را در پی داشت و سران داخلی سبزها را به شدت منزوی کرد، نقش خود و همکارانش شامل کدیور، سروش، گنجی و بازرگان که به «حلقه جرس» معروف شدند را به عنوان «اتاق فکر جنبش سبز» آشکار نمود. این افراد کسانی بودند که به لحاظ فکری و سیاسی منحرف و سابقه نفی عصمت انبیا، نفی امام زمان (عج)، توهین به پیامبران الهی و تفکرات شبه سلفی گری داشتند.
اعلام اتاق فکر جنبش به اصطلاح سبز از سوی مهاجرانی به مذاق برخی از ضد انقلابیون خارج نشین خوش نیامد و همین امر موجب افشاگری های آنان علیه یکدیگر گردید. سایت ضد انقلابی «خودنویس» از ارتباطات مهاجرانی با محافل آمریکایی و صهیونیستی پرده برداشت که بعد ها فیلم مربوط به این جلسات نیز منتشر گردید. سایت خودنویس در این ارتباط نوشت:
«یکی از تولیدات اتاق فکر لندن شرکت عطاءالله مهاجرانی در اجلاس سالیانه واشنگتن اینستیتوت بود که اتاق فکر نئوکان ها و لابی اسرائیلی ها است. عطاءالله مهاجرانی در اجلاس 2009 آنها سخنرانی کرد و با اینکه خبر آن توسط بعضی از رسانه های آمریکا منتشر شد، اما در جرس، هیچ اشاره ای هم به این موضوع نشد که می توانست خبر اختصاصی باشد. اشاره ای هم به میزان حق سخنرانی و حضور در این مراسم نشده است. دلیل آن هم روشن بود؛ پس از آشکار شدن این موضوع، چند تن از اعضای شورای سیاستگذاری جرس، از جرس جدا شدند که یکی از آنها، استاد یکی از دانشگاه های شیکاگو [حمید دباشی] است.» (5)
حاصل آنکه نفوذ فلسفه پراگماتیسم بر احوالات شخصی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مهاجرانی که فرصت طلبی های فردی و حزبی، بی مبالاتی های اخلاقی، اختلاط های فاسد سیاسی، التقاط عقیدتی، بی غیرتی ملی و... را در پی دارد از او چهره ای سیال، متغیر و ژله ای معرفی می نماید. این نوع عملکرد مهاجرانی را نمی توان جدا از منویات حزب متبوعش دانست، زیرا پراگماتیسم و حرکت های ژله ای روح حاکم بر این حزب است. کارگزاران بدون توجه به رویکرد اصیل انقلاب اسلامی و با پیشه کردن مشی لیبرالی در طول دوران سازندگی، اصلاحات و فتنه سال 88 به نحو مستقیم و غیرمستقیم در حلقه مهاجمین به بنیان های انقلاب قرار گرفت.