بصیرت: چند سال قبل وقتی «میشل فوکو» دانش را به عنوان رکن پنجم قدرت اعلام کرد و یکی از آخرین رهیافت های علمی غرب را تحت عنوان «پسا مدرنیسم» بنیان نهاد، بسیاری از اندیشمندان علم و فلسفه بر این باور بودند که فوکو به کشف نظریه نوینی دست یافته است و این در حالی بود که او نسبت به تاکیدات دین اسلام بر کسب دانش بی اطلاع نبود.
جمهوری اسلامی برآمده از انقلاب ملت مسلمان ایران که به تعبیر فوکو نخستین انقلاب پسا مدرنی جهان می باشد، براساس دستورات شارع مقدس اسلام، کسب دانش و علم را عرصه جهاد و فریضه ای الهی می داند. برتری جایگاه علم در اندیشه مسلمانان هنگامی خود را نمایان می سازد که به وجوه تمایز مفهوم علم در اسلام و غرب و راههای کسب آن توجه شود.
به نظر می رسد ساحت اندیشه زمینی در غرب به جهت قطع رابطه خویش با ماوراءالطبیعه و محدود کردن علم به مشاهدات و تجربه گرایی درتنگنای فکری شدیدی به سر می برد که از آن به پایان تاریخ یا بن بست اندیشه ای غرب می توان یاد کرد.
این در حالیست که تئوریسین بزرگ نظام اسلامی در افقی وسیع راهبرد کلان کشور ایران را برداشتن گامهای بلند علمی تعریف نموده و مقصدی عالی را ترسیم فرموده اند که باور جهانیان در پیشتاز بودن شرق در علوم تجربی و عقلی بخشی از آن به حساب می آید.
از منظر مقام معظم رهبری اقتدار یک کشور به پیشرفتهای علمی و فناوری آن بستگی دارد. نهضت علمی که امروز خوشبختانه به عنوان یکی از متغیرهای اصلی اقتدار ملی کشورمان مطرح است براساس راهبردی شکل گرفت که رهبر معظم انقلاب از سالها پیش در ترسیم آن نقشآفرینی نموده و عملا پای به میدان نهادند.
تأکید معظمله بر لزوم پیشرفت علمی از آنرو صورت میپذیرد که ایشان عامل اصلی عقبماندگی کشور در زمینههای مختلف را در عقبماندگی علمی دانسته و در نگاهی کاملا عمیق، دقیق و راهبردی به علم در ابعاد مختلف آن، کلید پیشرفت کشور را کسب اقتدار علمی می دانند. نگاهی به ممشای مقام معظم رهبری در توصیه به نخبگان و اساتید و مسئولان کشورمان در مورد ضرورت حرکت و رشد سریع در عرصه علمی مبین این مدعاست:
1- علم فریضه است
«امروز در کشور، یکی از فرایض حتمی برای این نسل عبارت از تقویت بنیه علمی کشور است.»(29/12/73)
2- علم مقوم ایمان است
«هرچه علم پیشرفت کند پایههای ایمان دینی مستحکمتر خواهد شد.» (5/5/79)
3- علم قداست دارد
«علم را اسلام قدسیت بخشیده، علم یک امر مقدس است؛ دنبال علم رفتن دارای قدسیت است.»(29/10/84)
4- علم مساوی است با قدرت
«العلم سلطان، من وجده سأل و من لم یجده سیل علیه، یعنی علم اقتدار است، علم مساوی با قدرت.»(5/1/85)
5- علم جهاد است
«مجاهد فیسبیلالله تولید کننده است، باید هم علم را بیاموزیم و هم علم را تولید کنیم. ما باید یک کشور عالم بشویم.»(15/1/85)
6- اهمیت علم درجه یک است
«جوانان عزیز! ببینید اهمیت کار علمی، چقدر است، اهمیتش درجه یک است.»(19/7/78)
7- علم اقتدارآور است
«یک ملت، با اقتدار علمی است که میتواند سخن خود را به گوش همه افراد دنیا برساند. با اقتدار علمی است که میتواند سیاست برتر و دست والا را در دنیای سیاسی حائز شود.»(29/10/84)
8- علم از عناصر اقتدار ملی است
« وحدت ملی، پایبندی به اصول و پیشرفت در علم و فناوری سه عنصر اصلی تأثیرگذار بر اقتدار ملی است.»(19/5/87)
9- علم ابزار مقابله با استکبار جهانی است
« امروز کسانی که بر دنیا خدایی میکنند، آن دستهای مرموزی که اختیار منابع عظیم انسانی و مادی دنیا را در دست گرفتهاند و همه اقیانوسها و همه تنگههای حساس دریایی زیر چشمشان است و هرجا میخواهند دخالت میکنند، با ابزار علم بود که توانستند بشریت را به این خاکستر بنشانند! لذا برای مقابله با کار آنها، علم لازم است.»(9/12/79)
معظم له اخیرا نیز در خصوص اهمیت توسعه علمی رهنمودهای جدی و بسیار مهمی خطاب به اساتید بسیجی بیان نمودند و علت العلل دشمنی های غرب با ایران اسلامی را پیشرفت های علمی کشورمان دانسته و فرمودند:
«شما نگاه کنید امروز بسیاری از حسادتها و رقابتها و حسرتها و احساس عقبماندگیهای دشمنان بینالمللی ما به خاطر پیشرفت علمی شماست. آنهائی که امروز ملت ایران را تحسین میکنند، به خاطر علمش او را تحسین می کنند؛ آنهائی که دشمنی می ورزند به خاطر علم اوست که دشمنی می ورزند. پیشرفت علمی شما یک چنین اثری دارد.»
لزوم فعالیت جدی بسیج در عرصه جهاد علمی
ادامه بیانات ایشان در این دیدار، لزوم تلاش بسیجیان در عرصه جهاد علمی را ترسیم می کند. این الزامات عبارتند از:
1- توسعه علمی نیازمند جهاد است و بسیج جهادگر عرصه هاست
«بسیج در واقع یک ارتش بیرنگِ بیادعای همهگیر در سطح کشور است؛ و این ارتش برای مبارزهی در همهی عرصههاست؛ نه فقط در عرصهی نظامی. عرصهی نظامی یک گوشهمحدودِ گاهگاهی است. همیشه که جنگ پیش نمیآید.
عرصهحضور بسیج خیلی وسیعتر از عرصه نظامی است. اینی که من بارها گفتم و تکرار می کنم که نباید بسیج را یک نهاد نظامی به حساب آورد، تعارف نیست؛ بلکه حقیقت قضیه این است. بسیج عرصهی جهاد است، نه قتال. قتال یک گوشهای از جهاد است. جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این میشود جهاد.«جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این می شود جهاد.»
براین مبنا معظم له در مورد عرصه کنونی جهاد بسیجیان می فرمایند:
«جهاد با نفس کجاست؟فقط به این است که توی میدان جنگ برویم و جانمان را کف دست بگیریم؛ نه، یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژهتحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید. جهاد با نفس این است که از تفریحتان بزنید، از آسایش جسمانیتان بزنید، از فلان کار پرپول و پردرآمد - به قول فرنگیها پولساز - بزنید و تو این محیط علمی و تحقیقی و پژوهشی صرف وقت کنید تا یک حقیقت زندهی علمی را به دست بیاورید و مثل دستهی گل به جامعهتان تقدیم کنید؛ جهاد با نفس این است.»
2- لزوم تداوم حرکت علمی کشور
هر چند پیشرفت های علمی زیادی در کشور رخ داده است؛ اما معظم له تاکید می کنند که «این تازه در قدم اول است. ما هنوز کاری نکردیم. بله در نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، بحثهای هستهای، بحثهای هوا - فضا و رشتههای گوناگون علمی پیشرفتهائی شده که مهم و بزرگ است؛ اما اینها در مقیاس و معیار حرکت علمی یک کشور چیزی نیست. یکی از دوستان گفتند و بنده هم این آمار را دارم، که سرعت پیشرفت علمی و تولید علم در کشور ما یازده برابرِ متوسط دنیاست. این را یک مرکز تحقیقاتی غربی - مستقر در کانادا - با جزئیاتش ذکر کرده است. البته این یازده، متوسطش است؛ در بعضی از قسمت ها سی و پنج برابرِ سرعت رشد دنیاست؛ در بعضی جاها هم کمتر است؛ متوسطش می شود یازده برابر. یعنی سرعت پیشرفت علمی ما در طول این ده سال پانزده سال اخیر یازده برابرِ سرعتی است که دنیا داشته؛ این خیلی چیز مهمی است. لکن این آن چیزی نیست که ما توقع داریم و دنبالش هستیم؛ این خیلی کمتر از آن است. این سرعت بایستی با همین شدت ادامه داشته باشد تا ما به تراز مورد نظر برسیم؛ این در دانشگاه لازم است.»
3- اقتضائات شرایط حساس کنونی
رهبر معظم انقلاب اسلامی شرایط فعلی کشور را این گونه ترسیم کرده و می فرمایند:
«اگر من بخواهم آن لبّ تلقی و برداشت خودم را به شما عرض بکنم این است که مراکز استکباری جهانی در مقابلهی با حرکت اسلامی که نماد واقعیاش جمهوری اسلامی است، دارند آخرین تلاشهای خودشان را می کنند. در بسیاری از عرصهها تلاشهایشان و تدابیرشان به بنبست خورده و کار از دستشان در رفته است. این کمربندی که اینها بر دور مسائل جهانی کشیده بودند و حیطهبندیای که کرده بودند، در حساسترین نقاط روی زمین یعنی خاورمیانه، این کمربند پاره شده - یا سست شده، حداقلش این است؛ ولی به نظر من پاره شده - و از دستشان در رفته است.»
در شرایط ناامیدی دشمن از مواجه با ایران اسلامی، یک مسئله ضرورت اساسی می یابد و آن مستحکم کردن پایه های نظام در داخل کشور است؛ چرا که هرگونه اتفاق ناخوشایند در داخل می تواند امید دشمن را بارور کرده و انگیزه های او را برای مقابله با نظام تقویت نماید. هرچند بعد از افول فتنه گریهای جریان اصلاح طلب -که ذوق و شوق دشمنان خارجی را برای مقابله با نظام اسلامی دوچندان ساخت- حیات سیاسی اجتماعی عناصر داخلی دشمن به شدت کم رنگ شده است؛ اما یک موضوع در تقویت زمینه رشد تفکرات لیبرالی و مخالف نظام اسلامی هنوز ایفای نقش می کند و آن ناهمخوانی گرایشات بخش قابل توجهی از اساتید علوم اجتماعی کشور ( اعم از علوم سیاسی، جامعه شناسی، اقتصاد و...) با گرایشات و ماهیت نظام اسلامی است. در این شرایط وظیفه اساتید بسیجی و دلسوزان انقلاب به افزایش سطح علمی خود و نظریه پردازی برای اصلاح پایه های علوم انسانی کشور بر مبنای ویژگیهای اسلامی و ایرانی دو چندان می شود.
*حسین عبداللهیفر