فقط مردم فرانسه نیستند که از اتفاقات درون کاخ الیزه کلافه هستند و از پى داستا ن جدایى سیسیلیا و سارکوزى روزهاى آرام حاکمیت ژاک شیراک را آرزو مى کنند، در این سوى اتلانتیک هم تحمل رفتارهاى پر نوسان رهبر جوان فرانسه براى بسیارى از افراد دشوار شده است.
بدترین اتفاق براى یک رهبرسیاسى جوان که آرزوهایى در اندازه امثال ناپلئون دارد این است که نزد افکار عمومى تصویر یک فرد غیر قابل پیش بینى را پیدا کند. این مشکلى است که رهبر جمهورى جدید فرانسه با آن روبه رو است.
دست کم نزد افکارعمومى منطقه ما، خاورمیانه، به گواهى نظرسنجى هایى که در جهان عرب صورت گرفته، رهبر الیزه چنین تصویرى از خود برجاى گذاشته است. او در حالى که فقط ۵ ماه از ایام صدارتش بر فرانسه مى گذرد چندین نقش و طرح در سیاست خارجى و داخلى عرضه کرده است که شاید بتوان ویژگى مشترک آنها را ناسازگارى با واقعیت هاى محیط سیاست بین الملل و سنت هاى سیاست خارجى فرانسه قلمداد کرد.
کسى به این فکر نمى کند که سارکوزى و وزیر خارجه هم سلیقه اش از این نقش هاى بلند پروازانه چه اهدافى را دنبال مى کنند، و آیا هدف آنها نشاندن فرانسه گوشه گیر در کانون رهبرى اروپا است یا براى جبران « تأخیر تاریخى » مشارکت فرانسه در عرصه بین المللى به این سیاست هاى شتابان روى آورده اند، بلکه مسأله مورد توجه افکار عمومى این است که آنها تصویر جاافتاده دیپلماسى را در اذهان عمومى به هم ریخته اند.
نیکلا سارکوزى، برنارد کوشنر و نخست وزیر کابینه او، فرانسوا فیون در این ۵ ماه به معناى واقعى بحر سیاست خارجى کشورى که میراث دار دموکراسى است را متلاطم ساخته اند.
تصویر دیپلماسى فرانسه از زمان شارل دوگل تاکنون تصویرى آرام بخش بود که تار وپود آن با عنصر میانه روى و مستقل بودن تنیده شده بود. براى سال هاى طولانى پاریس زیر بیرق چنین سیاستى مى کوشید نقش محور ایجاد موازنه را میان شرق و غرب ایفا کند.
اما اکنون همه آن نگرانى هایى که در ایام انتخابات نسبت به چرخش عقربه سیاست خارجى این کشور پس از شیراک وجود داشت، به واقعیت پیوسته است. فرانسه معتدل و آرام در میادین دیپلماسى حتى بیش از ۲ همتاى انگلیسى و آلمانى مضطرب به نظر مى رسد.
در این چرخش از شرق به سوى غرب، سارکوزى سرمایه بزرگ میراث دیپلماسى عصر شیراک را از کف داده است بدون آن که چیز تازه اى را جایگزین او سازد. اعتماد و دوستى ملل شرق با مردان الیزه از اعراب تا ایران، امتیاز منحصر به فرد دولت هاى فرانسه در قیاس با دول غرب بود. اما با چرخش هایى که سارکوزى در تحکیم پیمان هاى دوستى با دولت هاى حریف اعراب و ایران شروع کرده است، آن امتیازهاى طلایى یکى پس از دیگرى در حال سوختن است.
تضاد نگاه الیزه با اعراب و کشورهاى اسلامى بیش از هر جا در بحران ها ومناقشات خاورمیانه جلوه کرده است. او در مسأله صلح در فلسطین ، کشمکش در عراق ، انتخابات در لبنان و بالاخره موضوع هسته اى ایران در نقطه اى ایستاده است که جبهه نومحافظه کاران کاخ سفید قرار دارند. تفکیک میان سیاست خارجى آمریکا دراین منازعات با آن چه خط مشى جورج بوش است بسیار دشوار شده است. جالب است که رهبر الیزه نه تنها این درجه از همصدایى را که در افکارعمومى جهان ضعف بزرگ پاریس تلقى شده، انکار نمى کند بلکه مغرورانه از آن دفاع مى کند.
شاید یاد آورى تحلیل جالبى که لوموند اخیراً از این همسویى سارکوزى ارائه کرد در اینجا خالى از لطف نباشد. تحلیلگر این روزنامه در نوشته خود که شاید سخن بسیارى از فرانسوى هاى نگران از مشى الیزه باشد گفته بود: معلوم نیست که دیپلماسى سارکوزى آیا سودى از ایستادن در کنار جورج بوش آن هم در بحران هاى خاورمیانه که میدان شکست آمریکا است مى برد. لوموند اضافه مى کند که سارکوزى شش سال دیر به این میدان ائتلاف سیاسى گام گذاشته است زیرا پیش از او مردان دیگرى دراین سوى آتلانتیک مانند بلر راه اتحاد با بوش را پیمودند وعاقبت چیزى هم عایدشان نشد.
واقعیت نیز جز این نیست که سارکوزى در دوره اى پرچم آتلانتیک گرایى بر افراشته و به یارى کاخ سفید شتافته است که متحدان دیرین آمریکا در دو جنگ عراق و افغانستان از انگلیس تا ژاپن و کره جنوبى اندک اندک عرصه را ترک مى کنند.
اما گویى مدت زمانى باید به انتظار نشست تا آثار خطرهایى که دوستان دورو نزدیک فرانسه گوشزد مى کنند، در الیزه لمس شود. تاکنون تیم سیاستگذار الیزه با گارد بسته با منتقدانشان روبه رو شده اند، و انتقاد و توصیه هیچ کدام از چهره هاى سیاسى و رسانه اى پاسخى درخور نیافته است.
اما بعید است که این وضع چندان دوام آورد، دست کم در حال حاضر که دولت ها با تعهدى مضاعف منافع ملى خویش را تعقیب مى کنند شانس چندانى براى سارکوزى در تداوم بازى مشترک با آمریکا دیده نمى شود. لذا انتظار نمى رود موج نارضایتى اعراب و کشورهاى اسلامى نسبت به رفتارهاى زیانبخش دیپلماسى سارکوزى به نقد و نصایح محدود بماند. سارکوزى در سیاست هاى جدید خویش منافع آشکار کشورهاى اسلامى وعربى را به تهدید انداخته است. اگر مواضع وزیرخارجه او در مسأله هسته اى ایران، دیپلماسى پاریس را در آماج خشم تهران قرار داده است اعراب و بویژه جهان اسلام از ضیافت اخیر او براى دولتمردان صهیونیست و پیمان همکارى که با اولمرت بست، بوى همدستى با دشمن را استشمام کرده اند.
اتفاق هاى اخیر در سفر اولمرت به پاریس براى جهان عرب این پیام تلخ را مخابره کرد که سارکوزى انتخاب ها و اولویت هاى دیپلماسى خاورمیانه اى فرانسه را تغییر داده است. سخنان اولمرت و سارکوزى در شام ضیافت الیزه به وضوح گویاى همه واقعیت بود. اولمرت گفت که تل آویو دوست تازه اى در اروپا یافته است و سارکوزى و نخست وزیرش فیون گفتند که امنیت اسرائیل براى آنها نیز حیاتى است و بر سر منافع این رژیم با هیچ کس معامله نخواهند کرد.
بى سبب نبود که روزنامه اسرائیلى «هاآرتص» در بحبوحه این دیدار ایهود اولمرت به فرانسه نوشت: این براى نخستین بار در چهل سال گذشته است که پاریس همانند لندن سیاست هایى اینچنین دوستانه و نزدیک نسبت به اسرائیل اتخاذ مى کند.
براى جهان عرب شاید مرحله نخست چرخش هاى سارکوزى در نزدیک شدن به کاخ سفید قابل تحمل بود اما تغییر نگاه او به سوى تل آویو قطعاً حادثه اى فاجعه بار است. سارکوزى با این تصمیم کفه دیپلماسى اروپایى را به طرز بى سابقه اى علیه مسلمانان واعراب تغییر مى دهد و این تفسیر همان سخنى است که هاآرتص با خرسندى به زبان مى آورد. بنابراین لازم نیست براى درک زوایاى اندیشه و رفتار شگفت ساکن جدید الیزه در تبار و نسب یهودى او یا کارنامه ایام وزارت کشورش در ضدیت با مهاجران عرب فرانسه غور شود. امروز همه چیز در باره تمایلات این سیاستمدار لیبرال و ماجراجو روى مونیتور رسانه ها نمایان شده است.
به یقین ورود اولمرت به فرانسه یک نقطه عطف در سیاست الیزه به حساب مى آید اما تغییرنگاه سارکوزى مدت ها پیش از این آغاز شده است.لابى اعراب که در ۱۲ سال دوران حاکمیت شیراک در ساختار اقتصادى و سیاسى فرانسه فعال بود اکنون به شدت منزوى شده. این اتفاق بیش از هر جا در چینش مدیران دیپلماسى فرانسه مشهود است جایى که برنارد کوشنر به اندازه خود سارکوزى سیگنال هاى ضد عربى در تصمیم هاى خویش آشکار کرده است.مهم ترین میدانى که در آن مى توان چهره جدید سیاست خارجى «کوشنر- سارکوزى» را به تماشا نشست بیروت و مناقشه حساس انتخابات ریاست جمهورى لبنان است.
سیاست کاربردى مردان پاریس در بیروت که توسط دیپلماتى به نام ژان کلود کوسه ران رهبرى مى شود ظن و تردید بسیارى از محافل و فعالان این کشور را برانگیخته است.همراهى خط دیپلمات هاى فرانسه در بیروت با جفرى فیلتمن نماینده سیاسى آمریکا در لبنان به گونه اى است که به گفته یک تحلیلگر لبنانى هیچ آثارى سیاست شرق گرایانه شیراک در نقطه اى که حوزه سنتى فرانسوى ها بوده است نمى بینى، این مطلب را بسیارى از رهبران بیروت به فرستادگان الیزه گوشزد کرده اند که چنان که پاریس موضع خویش در بیروت را از آمریکا جدا نکند در آینده اى نه چندان دور فرانسه باید از ایستگاه بیروت به عنوان مهمترین تکیه گاه دیپلماسى خویش خداحافظى کند.
این هشدار را مردان الیزه مى توانستند به روشنى در انعکاس وسیع ضیافت سارکوزى با اولمرت در رسانه هاى بیروت درک کنند.اغلب گزارشگران لبنانى حادثه ضیافت الیزه براى دولتمردان تل آویو را قمار سیاسى سارکوزى تعبیر کردند.برخى از آنها نیز این اتفاق را دست پخت سیاسى کوشنر کهنه کار براى رهبر جوان الیزه تعبیر کرده اند.این دست از ناظران لبنانى که اتفاقات سیاسى پاریس را با وسواسى بیش از ملت هاى دیگر تعقیب مى کنند ریشه هاى این چرخش سارکوزى علیه اعراب را در حضور تیم مشاوران لیبرال و ضد عرب او جست وجو مى کنند که از زمان انتخابات به رهبرى کوشنر رشته تنظیم مواضع بین المللى سارکوزى را دردست گرفتند.به گفته این منابع، تیم لیبرال هایى که در ارکان دیپلماسى سارکوزى حاکم شده اند در ۵ ماه گذشته به یک جابه جایى و تسویه گسترده در وزارت خارجه دست زده و بسیارى ازدیپلمات هاى دوستدار اعراب و مرتبط با پایتخت هاى خاورمیانه را کنار زده اند.از جمله برنامه هاى این تیم در نخستین روزهاى صدارت سارکوزى بر الیزه حضور ناگهانى سارکوزى در مجمع یهودیان و ایراد سخنرانى معروف وى در ستایش از رژیم صهیونیستى و طرح اتهام تروریستى علیه حزب الله بود.
بنابراین نگرانى محافل عرب وکشورهاى اسلامى در باره آنچه در کاخ الیزه مى گذرد، فراتر از رفتار هاى جانبدارانه سارکوزى یا گفتارهاى مناقشه انگیز کوشنراست، منتقدان برنامه هاى الیزه در جهان عرب و نیز خود فرانسه نسبت به تغییر در ساختار دیپلماسى نگران هستند و به جد معتقدند که پاریس براى احیاى اعتبار ازدست رفته خویش باید تجدیدنظرى در نقش عوامل پشت صحنه این بازى هاى مخرب به عمل آورد.