بصیرت: بیست و هفتم تیر ماه 1367 نقطه عطفی در به کارگیری «مصلحت» در فرآیند تکاملی نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. در این تاریخ بود که حضرت امام (ره) به خاطر مصلحت نظام از هر آنچه گفته بود، گذشت و جام زهر آلوده قطعنامه را سرکشید. «من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن میدیدم ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری میکنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم. با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام میدانم.» حضرت امام (ره) در ادامه همین پیام مجدد تأکید میکند که «شما میدانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردهام.» در سخن امام (ره) چند نکته اساسی وجود دارد که میتواند الگویی برای زمانهای دیگر و صحنههای نیاز آینده باشد. مصلحت نظام جمهوری اسلامی زمانی به میدان میآید که موجودیت و هویت نظام به مخاطره افتد. حفظ نظام جمهوری اسلامی بر اساس اندیشه حضرت امام (ره) از اوجب واجبات بوده و خواهد بود لذا آنجا که پای بود و نبود نظام جمهوری اسلامی در میان است مصلحت نظام به میدان میآید و قاعده موجود را نقض مینماید و رهبران نظام از آبروی خود مایه میگذارند. مجمع تشخیص مصلحت نیز به همین دلیل توسط حضرت امام (ره) طراحی و در قانون اساسی آورده شد تا هر جا که مصلحت نظام ایجاب میکند حتی برخلاف شرع تصمیمی گرفته شود. آن روز حضرت امام (ره) قبول قطعنامه 598 و اتمام جنگ تحمیلی را به مصلحت نظام میدانست و هر قدر از آن نقطه در تاریخ آینده حرکت کردیم به این نتیجه رسیدیم که بهترین تصمیم همان بود که حضرت امام (ره) اخذ نمود، اما عدهای در کشور تلاش نمودند این الگوی حضرت امام (ره) را در جاهای دیگری نیز خرج نمایند و برداشت شخصی خود را به حساب مصلحت نظام بگذارند و درخواستهایی داشته باشندکه قاعده معمول را نقض نماید تا حفظ نظام جمهوری اسلامی تضمین گردد. مجلس ششم اولین گام در این عرصه بود. آنجا که بیش از 130 نماینده اصلاح طلب طی نامهای به مقام معظم رهبری، مصلحت نظام را در عدول از مواضع استکبار ستیزانه در مقابل امریکا دانستند و از رهبری خواستند از الگوی امام(ره) در اتمام جنگ تحمیلی استفاده نماید. رهبری نظام با تیزبینی و تیزهوشی از آن مطالبه عبورکردند. اما ساده اندیشانی که آن نامه را امضا کردند امروز که گذر زمان جایگاه منطقه جمهوری اسلامی ایران و جایگاه جهانی امریکا را روشنتر کرده است چه میگویند؟ اگر نظام جمهوری اسلامی به رغم روحیه متکبرانه و استکباری امریکا از هر آنچه گفته بود، عدول میکرد امروز مسلمانان جهان که نظام جمهوری اسلامی را کانون پرفروغ خود میدانستند چه وضعیتی داشتند؟ از جنگهای 33 روزه و 22 روزه چه نتیجهای حاصل می شد؟
آیا امریکای امروز در قد و قوارهای هست که بدون آن نتوان به حیات سیاسی و اقتصادی ادامه دهد؟ آیا امریکا در قد و قوارهای هست که ترس از آن ما را به اصل مصلحت نظام ارجاع دهد؟
لذا چه سادهاندیشانه میاندیشیدند مطالبهکنان دیروز و شرمندگان امروز.
قبل از مجلس ششم نیز اصلاح طلبان مصلحت نظام را در حمایت از صدام در جنگ کویت میدانستند و او را خالدابن ولید خواندند و از رهبری خواستند در جنگ عراق و امریکا باید به کمک صدام رفت. مسألهای که نقطه مقابل مصحلت نظام بود. یعنی امریکا آمده بود که بهانهای برای برخورد با ما پیدا کند.
اما نیروهای معتقد به انقلاب این درک و تحلیل را نداشتند. چهارمین مطالبه به کارگیری مصلحت در سال گذشته بود که عدهای و جریانی مصلحت و حیثیت نظام را در ابطال انتخابات میدیدند.
مقام معظم رهبری در خطبه 29/3/88 فرمودند «اینجا مصلحت نظام جایگاهی ندارد» و هیچ مصلحتی ابطال انتخابات را تجویز نمیکند. راستی چه دلیلی برای ابطال بود؟ آیا اصل نظام به خطر افتاده بود؟ نظام جمهوری اسلامی ایران از حوادث سال گذشته تلقی بحران هم نکرد تا چه رسد که مصلحت نظام را در پذیرش ابطال یک انتخابات قانونی بداند، بنابر این تثبیت نظام جمهوری اسلامی نشان داد که بعد از رحلت امام (ره) هیچ گاه مصلحت نظام به معنای عدول از مواضع اصولی برای حفظ اصل نظام مورد نیاز نبوده است. پذیرش قطعنامه، عزل منتظری و تعطیلی حج تمتع در سالهای 67 و 68 از بزنگاههای کلیدی مصلحت نظام است، خصوصاً دو مورد اول اگر در زمان حیات حضرت امام (ره) روی نمیداد معلوم نبود اکنون نظام جمهوری اسلامی ایران چه سرنوشتی داشت. آن روز حضرت امام (ره) از آبروی خود برای عدول از مواضع قبلی مایه گذاشت و امروز مقام معظم رهبری آبروی خود را برای استمرار طبیعی نظام به میدان آورد.
عبدالله گنجی