صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۴۸۹۸۰

نقشه بیلدربرگ برای روس ها در نشست هلسینکی


بصیرت: در سال 1994، بیلدربرگ از برخی مقاومت ها در برابر تغییر اتحادیه اروپا و تبدیل آن با یک ابردولت، مأیوس و درمورد ثبات در ژاپن، در بحبوحه رکود اقتصادی در آسیا، نگران بود.
چندین سخنران در جریان نشست گروه بیلدربرگ در این شهر، در تاریخ 5-2ژوئن سال 1994، گفتند سرمایه گذاران بین المللی باید برای بهره برداری از منابع طبیعی اتحاد شوروی سابق، خواهان حق مالکیت دانش فنی شوند- زیرا هفت دهه سیطره کمونیسم مانع از انجام کار و کسب عادی شده بود.
همچنین بیلدربرگی ها کمیته ای مشترک، شامل شماری از اعضای کمیسیون سه جانبه، برای پیگیری ثبات سیاسی در ژاپن تعیین کردند.
چهره هایی که در مجموعه ساختمان های مجلل محصور و ساکت موسوم به هتل کالاستایا تورپا1 گرد آمده بودند، به طوری غیرعادی مغموم بودند. یک دلیل آن رگبار بی سابقه تبلیغات محلی بود که عامل آن همین روزنامه نگار کوچک بود.
رهبران بیلدربرگ از مقاومت فزاینده برخی کشورهای اروپایی در واگذاری حاکمیت خود به اتحادیه اروپا، تداوم آشوب سیاسی در ژاپن (برادران آنها در کمیسیون سه جانبه، آوریل سال گذشته که در توکیو تشکیل جلسه دادند، ترتیب سقوط نخست وزیر را دادند) و تعمیق آشوب اقتصادی در اتحاد شوروی سابق نگران بودند.
چندین منبع آگاه از درون جلسات بسته محصور بیلدربرگ و اسنادی که از بیلدربرگ به دستم افتاد، تصویری از یأس این جهانی گرایان را ترسیم می کردند که البته خبر خوبی برای نیروهای ملی گرا و خودمختار بود.
راکفلر و کیسینجر جزو اعضای یک «گروه کاری» بودند که وظیفه آن کمک به ژاپن برای یافتن نخست وزیری بود که این کشور را به عضویت در اتحادیه اقیانوس آرام2 هدایت کند.
بیلدربرگ از طریق کمیسیون سه جانبه موری
هیرو هوسوکاوا 3 نخست وزیر ژاپن را، در آوریل 1994، به دلیل اکراه در واگذاری حاکمیت به اتحادیه اقیانوس آرام از کار برکنار کرد. طرح این اتحادیه تازه مطرح شده بود.
یک عضو بیلدربرگ با گلایه گفت: «اکنون هیچ کدام از ما نمی داند چه کسی فردا یا هفته آینده رهبر ژاپن خواهد بود.»
علاوه بر راکفلر و کیسینجر، چهره های آشنای دیگری پدیدار شدند، از جمله لرد پیتر کرینگتون4، ملکه بئاتریکس هلند، ورنر دبیرکل ناتو، آتیساری 5 رئیس جمهور و اسکو آهو6 نخست وزیر فنلاند، هلموت کهل صدراعظم آلمان، هانس-اوتو پل7
و آتوس اکو 8 از ناشران مشهور فنلاند.
همچنین فرانتس ورانیتسکی9، رئیس جمهور اتریش؛ پرسی بارنویک10، رئیس شرکت ای بی بی (آسه آ براون بووری با مسئولیت محدود11) از سوئد؛ ماکس یاکوبسون12و یاکو ایلونیمی 13 از فنلاند؛ روزان ریج وی14، دستیار مدیر دفتر مدیریت و بودجه کاخ سفید و فولکه روهه15 از آلمان حضور داشتند.
به علاوه، کاترین گراهام، مالک شرکت واشنگتن پست، لوئیس جرستنر16 از شرکت آی بی ام؛ توماس پیکرینگ17، سفیر آمریکا در روسیه؛ برنت اسکوکرافت18، مشاور بوش؛ پل آلر 19 از شرکت زیراکس؛ پیتر سادرلند20 از انگلیس؛ ملکه صوفیااز اسپانیا؛ رودلوبرز21، دیوید آدسن 22 و ویلی کلاس 23 از بلژیک؛ خوزه مانوئل دورائو هاروسو 24 از پرتغال؛ آندره اولچوفسکی 25 از لهستان؛ توروالد استولتنبرگ 26 و برایت برول 27 در این نشست شرکت کردند.
مشکلات ژاپن و مقاومت جدید در برابر ابردولت اروپایی هشداری به گروه بیلدربرگ بود، زیرا تهدیدی برای برنامه تمامیت خواهانه آن و تقسیم دنیا به سه منطقه بزرگ برای سهولت اداره زیر پرچم دولت نوظهور جهانی، محسوب می شد.
درحالی که اعضای بیلدربرگ از تحولات سیاسی در سال 1994 اظهار نومیدی می کردند، بیشترین نگرانی از ناحیه بالا گرفتن بحران اقتصادی در روسیه و کشورهای حوزه دریای بالتیک احساس می شد. بیلدربرگی ها در نشست خود درسال 1992 درشهر اویان در فرانسه تصمیم گرفته بودند از منابع غنی اتحاد شوروی سابق بهره برداری کنند.
اما پس از استفاده از نفوذ گسترش خود برای انتقال میلیاردها دلار به روسیه، به منظور بهره برداری از نیروی کار ارزان ساکنان این کشورها و منابع طبیعی غنی، نتایج «اقتصاد شوک درمانی» فاجعه بار بود.
یک آمریکایی گفت:«باید به کشورهای غربی، بالاخص کشور من، فهماند که کمک به جمهوری های شوروی سابق باید گسترده و مداوم باشد.»
درباره فرستادن کمک های نقدی، که عمدتاً از مالیات پردازان آمریکایی دریافت شده بود، به کشورهای کمونیست سابق صحبت های زیادی شد. سخنرانی گفت سرمایه گذاران غربی باید به ازای بهای دانش فنی ما مدعی مالکیت زمین در روسیه - ساختارهای زمینی، منابع - شوند.
سخنران دیگری گفت:«وقتی با روس ها مذاکره می کنید. آنها می گویند سود؟ سود چیست؟ هیچ شخص روسی که، پس از هفت دهه کمونیسم، در فضایی با اقتصاد بازار آزاد رشد کرده باشد امروز زنده نیست. اگر بزرگ ترین معدن طلای جهان زیر یک مزرعه سیب زمینی کشف می شد، همچنان سیب زمینی می کاشتند تا بتوانند ودکا تولید کنند.»
این سخنران گفت:«در بهر ه برداری از منابع طبیعی، سرمایه گذار غربی باید میزان متناسبی را در ازای کمک ارزشمند دانش فنی مطالبه کند.»
متن سخنرانی ای دراین نشست، که به دست من افتاد، درباره این موضوع توضیح بیشتری می داد. نویسنده این مقاله ظاهراً اروپایی بود. وی سواد داشت، اما اشتباهاتی در نگارش کلمات کرده بود که بعید بود کار کسی باشد که زبان اول وی انگلیسی است. ظاهراً نسخه پیش نویس بود که بعد از تایپ مجدد دور انداخته شده بود، اما نام نویسنده را برای احتیاط بیشتر قلم گرفته بودند.
این نویسنده درباره اتحاد شوروی سابق گفته بود: «مشکلات بی ثباتی، نبود تلاش یا ابتکار شخصی، ترس از مسئولیت پذیری، پنهان کاری و بی دقتی درتصمیم گیری های بغرنج، به واسطه تشتت آراء پیچیده است.»
وی گفته بود:«اینها ماهیت های بسیار غالب انجام کار و کسب دراین کشورهاست- چندین سال طول می کشد تاجران غربی این ذهنیت را تغییر دهند.»
کیسینجر، درسخنرانی مهمی، گزارش کرد که کشورهای صنعتی اصلی جهان از درخواست های بیلدربرگ برای تجدید زمان درپرداخت بخش اعظم بدهی روسیه برای سال 1994 تبعیت کردند. این موافقت نامه روز 4 ژوئن درپاریس حاصل شد، درحالی که نشست گروه بیلدربرگ هنوز جریان داشت. روسیه حدود 80میلیارد دلار به دولت ها و بانک های غربی بدهکار بود که بیشتر آن پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق به این کشور به ارث رسیده بود. کیسینجر به همکاران خود گفت امضای این موافقت نامه استمهال باعث می شود تا روسیه 7 میلیارد دلار از محل پرداخت سود صرفه جویی کند. اما وی افزود: روسیه علاوه بر کمک های مستقیم بیشتر، باید در درازمدت از استمهال جامع تر بدهی برخوردار شود. وی گفت: روسیه اکنون کمتر از آن مقداری که بابت سود بدهی های قبلی می پـردازد، از غرب دریافت می کند. بنابر این، کیسینجر و بیلدربرگی ها خواستار کمک مالی بیشتر آمریکا به روسیه بودند تا این کشور بتواند سود وام های دریافتی از کارتل صندوق بین المللی پول را بپردازد، هرچند که این کمک های اقتصادی باعث می شود تا این کشور نابسامان در برابر بهره برداری و حق مالکیت دانش فنی آسیب پذیرتر شود.
درنشست آن سال بیلدربرگ، مقامی از وزارت خارجه آمریکا گزارش داد که تغییر موضع کلینتون برای گسترش روابط کامله الوداد با چین - و جدا دانستن آن از موضوع حقوق بشر- نشان دهنده پایبندی وی به تقویت اتحادیه اقیانوس آرام بود. موضع کلینتون در دوران مبارزه انتخاباتی برخلاف این بود.
وی به سخنرانی رئیس خود- وزیر خارجه وقت وارن کریستوفر در انجمن آسیا28 در نیویورک در 27 مه 1994 اشاره کرد.
کریستوفر گفته بود که ادامه وضعیت کامله الوداد چین را به همکاری در ایجاد نظم جدید منطقه ای و بین المللی تشویق می کند.
این مقام وزارت خارجه گفت: «موضع رئیس جمهور از این واضح تر نمی تواند بیان شود.» کلینتون از اعضای باسابقه کمیسیون سه جانبه بود که نخستین حضور وی در بیلدربرگ در نشست بادن- بادن در سال 1991 بود.
ورنر با بیان این گزارش که طرح تشکیل ارتش جهانی آماده سازمان ملل به خوبی در حال پیشرفت است، می کوشید به همکاران خود دلگرمی دهد. مثال بمباران اهدافی در بوسنی به دست خلبان های آمریکایی با فرماندهی یک ژنرال انگلیسی که به شورای امنیت سازمان ملل- نه کنگره یا رئیس جمهوری- پاسخگو بود با تأیید همگان روبه رو شد. همچنین، مثال خدمات سربازان آمریکایی، در میدان نبرد در سومالی با فرماندهی یک ژنرال ترک- که دوباره تنها در برابر سازمان ملل پاسخگو بود- مورد توجه قرار گرفت.
شرکت کننده ای گفت: «ما هیچ فریاد اعتراض شدیدی از آمریکایی ها نشنیدیم.»
دیگری گفت: «آنها خوابیده اند.»
بورگنستاک29، سوئیس
اعضای بیلدربرگ در سال 1995 در سوئیس تشکیل جلسه دادند. آنها دلخور بودند، چون احساس می کردند رأی دهندگان آمریکایی خواهان رویکردی به مسائل داخلی و خارجی هستند که در آن آمریکا مقدم بر هر عنصر دیگری است.
گروه بیلدربرگ در این شهر، در کوهستانی پاک با قلبهای ناپاک بر بلندای تپه ای و در حضیض افسردگی گرد آمدند. دیوید راکفلر، که پایش در توکیو شکسته بود لنگان لنگان آمد، دلش هم شکسته بود، زیرا رأی دهندگان ژاپنی، در نوامبر 1994، خواستار مقدم دانستن مصالح کشورشان در مسائل داخلی و خارجی شده بودند.
در 80 سالگی، جاودانگی در برابر چشمان راکفلر بود و آرزو داشت رؤیایش برای تشکیل دولت جهانی به خوبی محقق شود، اما حالا ضرب الاجل تشکیل این دولت در سال 2000 عقب افتاده بود.
اعضای بیلدربرگ به مانند گروه کوچک تر خود، یعنی کمیسیون سه جانبه که ماه آوریل در کپنهاگ پایتخت دانمارک تشکیل جلسه داده بود، از حال و هوای حاکم بر آمریکا که رنگ و بوی ملی گرایانه
- واژه ای کفرآمیز در محافل آنها- داشت، دلخور بودند. اگر پوشش خبری رسانه های سوئیسی را نیز بر آن بیفزایید، می توانید حال و هوای یأس آور حاکم رادرک کنید.
کارگزاران بیلدربرگ با تأسف یادآوری می کردند بسیاری از 73 جمهوری خواه تازه کاری که در نوامبر انتخاب شده بودند، تاجرانی جوان بودند - نه وکیل و بانک دار- آنها کنترل مجلس نمایندگان و سنا را در کنگره به دست گرفته بودند.
تمایل برای برقراری توازن در بودجه، کاهش هزینه ها و حجم دولت و لغو کمک های خارجی، اعضای بیلدربرگ را ترسانده بود. بسیاری از جمهوری خواهان تازه کار در مناطق خود علیه امتیازات خاص دولت فدرال تبلیغ کرده- از رأی دهندگان خواسته بودند منابع مالی فدرال برای کمک به دادگاه ها، ادارات پست و پل سازی را نپذیرند- و با اختلاف زیاد رأی آورده بودند.
اعضای بیلدربرگ به شدت ترسیده بودند که حضور پت بوکنان30 در انتخابات ریاست جمهوری باعث شود نامزدهای دیگر به مواضع ملی گرایانه تر، میهن پرستانه تر و کمتر ستیزه جویانه سوق داده شوند. حتی بیم داشتند که بوکنان به نامزدی برگزیده و به ریاست جمهوری انتخاب شود. رنج بیلدربرگ را می توان به یادآوری تاریخ معاصر درک کرد. آنها عادت ندارند نگران باشند که چه کسی رئیس جمهور است. آنها عادت کرده اند رئیس جمهور را در مالکیت خود داشته باشند- صرف نظر از اینکه رئیس جمهور چه کسی است و چه حزبی صاحب اختیار کاخ سفید است.
نگاهی به گذشته: کلینتون، عضو کمیسیون سه جانبه و بیلدربرگ؛ بوش، عضو کمیسیون سه جانبه؛ ریگان، اعضای کمیسیون سه جانبه را در کاخ سفید پذیرفت و به معاون خود (بوش) گفت برایشان سخنرانی کند؛ کارتر و والتر ماندیل، معاون وی، هر دو عضو کمیسیون سه جانبه بودند؛ جرالد فورد و نلسون راکفلر، معاون وی هر دو در بیلدربرگ بودند؛ و ریچارد نیکسون به دلیل مقاومت در برابر بیلدربرگ از کاخ سفید اخراج شد.
بنابراین از آنجا که شاخه های بیلدربرگ- کمیسیون سه جانبه دولت جهانی- عادت کرده اند در انتخاباتی که همواره دو نامزد دارد، دو نامزد را در اختیار داشته باشند، انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 آنها را عصبی می کرد.
اگر کلینتون نامزد می شد- و آنها به سختی فعالیت می کردند تا وی در حزب خود بدون چالش باشد (هرچند که سناتور بیل برادلی31 (دمکرات از ایالت نیوجرسی) نیز به بیلدربرگ تعلق داشت)- فقط یک نامزد در اختیار داشتند.
اما آیا جمهوری خواهان را نیز در اختیار داشتند؟ رقیبان اصلی، یعنی سناتور باب دال32 (جمهوری خواه از ایالت کانزاس) و سناتور فیل گرام33 (جمهوری خواه از ایالت تگزاس)، هرگز در کمیسیون سه جانبه یا بیلدربرگ شرکت نکرده بودند.
رهبران جهان از دستورها پیروی می کنند؛
در برابر بیلدربرگ تعظیم می کنند
دو هدف گروه بیلدربرگ، که در نشست اخیر این بین المللی گرایان در بورگنستاک معین شد، عبارت بود از:
¤ تأسیس یک صندوق بزرگ برای رفع مخاطرات اقتصادی که متوجه آن دسته از سرمایه گذاران بین المللی است که در کشورهای فقیر سرمایه گذاری می کنند تا از دستمزدهای بسیار پایین، نبود مزایای جنبی برای کارگران- که از سوی دولت تحمیل می شود، و قیمت ارزان زمین استفاده کنند؛ و
¤ ساقط کردن جان میجر، نخست وزیر انگلیس، یا وادار کردن وی برای پذیرش موضع بیلدربرگ،حمایتی کامل از یکپارچگی سیاسی کامل اروپا.
1 The Kalastajatorppa Hotel
2- The Pacific Union
3- Morihiro Hosokawa
4- Lord Peter Carrington
5- Ahtisaari
6- Esko Aho
7- Hans-Otto Pohl
8- Atos Ekko
9- Franz Vranitsky
10- Percy Barnevik
11- Abb Asea Brown Boveri Ltd
12- Max Jacobson
13- Jakko Illoniemi
14- Rozanne Ridgway
15- Volker Ruhe
16- Louis Gerstner
17- Thomas Pickering
18- Brent Scowcroft
19- Paul Allaire
20- Peter Sutherland
21- Ruud Lubbers
22- David Oddson
23- Willy Claes
24- Jose Manuel Durao Harroso
25- Andrzej Olechowski
26- Thorvald Stoltenberg
27- Bright Breuel
28- The Asia Society
29- Burgenstock
30- Pat Buchanan
31-Sen Bill Breadley
32- Sen Bob Dole
33- Sen Phil Gramm
-------------------------------------------------
هلسینکی، فنلاند
E-mail:shayanfar@kayhannews.ir
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات