توفیقات دولت در مدیریت دیپلماسى خارجى کشور بر کسى پوشیده نیست و نقش رئیس جمهور بویژه در این توفیقات پررنگتر است.
احمدىنژاد با تاکید بر ارزشهاى انقلاب در برابر زورگویىهاى غرب بویژه آمریکا ایستاد و پرونده هستهاى ایران را از دو گردنه صعب العبور به سلامت عبور داد و در دوران وى بود که با شکستن تعلیق، ما به فناورى پیشرفته چرخه سوخت رسیدیم و به تهدیدهاى توخالى دشمن اعتنایى نکردیم. احمدىنژاد به خوبى از عزت و حرمت ملت ایران دفاع کرد و دستاوردهاى علمى دانشمندان جوان ایرانى را قدر دانست و در نمایش چهرهاى مقتدر از ایران اسلامى هراسى به دل راه نداد.
او در دانشگاه کلمبیا و در نطق تاریخى خود در مجمع عمومى سازمان ملل سیاستهاى تجاوزکارانه آمریکا را به محاکمه کشید و خود به تنهایى در اندازه یک رسانه ظاهر شد به گونهاى که میلیونها تن در سراسر جهان قدرت و منطق و در عین حال مظلومیت ملت ایران را درک کردند و به آن ارج نهادند.
او سیاست خارجى نظام را از تدافعى به تهاجمى کشاند و دشمنان ایران را منفعل و منزوى کرد.
کارنامه دولت نهم در مورد سیاست خارجى در نگاه ناظران بىطرف و منصف در داخل و خارج یک کارنامه موفق است. متاسفانه برخى سیاست خارجى کشور را در جلسات انتخاباتى خود یک تهدید شمردهاند و گفتهاند اگر احمدىنژاد با همین اعتبارو درخشش سیاست خارجى دولت را مدیریت کند در انتخابات آینده به عنوان یک فاکتور مهم در جلب آراى مردم مىتواند موثر باشد لذا بنا را بر تخطئه این توفیقات گذاشتهاند.
جمعه گذشته حزب مشارکت دهمین کنگره خود را برگزار کرد. دبیر کل این حزب بدون ارائه هیچ سند و مدرکى گفت: «چه کسى مىتواند مدعى توفیق سیاست خارجى دولت نهم باشد.»
در حالى که معاندترین رسانههاى جهان از اعتراف به توفیقات دیپلماسى خارجى دولت نهم پرهیز نمىکنند، واقعا طرح چنین جملهاى که ناشى از عصبانیت است چه معنى مىدهد.
البته در پاسخ بلافاصله این جمله به ذهن متبادر مىشود که؛ «چه کسى مىتواند موقعیت و درخشش دیپلماسى خارجى دولت نهم را انکار کند.» بنده نمىخواهم سیاست خارجى دولت اصلاحات را در زمینه هستهاى و یا مناسبات با آمریکا مورد نقد قرار دهم. چرا که از نفى آن سیاست اصرارى براى اثبات سیاست دولت نهم ندارم. در مورد دستاورد طرح گفتگوى تمدنها همین بس که جهان شاهد به خاک و خون کشیده شدن عراق و افغانستان و تشدید فشار به ملت فلسطین و عربدهکشىهاى بیشتر در مجامع جهانى بود، از تداوم سیاست گذشته چه نتیجهاى حاصل شد.
انکار توفیقات کنونى دولت در مدیریت سیاست خارجى انکار حقایق و واقعیتهایى است که در اطراف خود با چشم غیر مسلح قابل رویت است. چرا باید به خاطر منافع گروهى و حزبی، مصالح و منافع ملى را نادیده بگیریم و چوب حراج به دستاوردهاى غیر قابل انکار دولت بزنیم و آیه یاس و ناامیدى در جامعه بخوانیم.