صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۱۴۹۳۷۱

دیپلماسی ایران و پاشنه‌آشیل غرب


سیامک باقرى
وضعیت حقوق بشر در کشورهای غربی اکنون در انتقادات جدی و پیگیرانه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. با توجه به نقش و جایگاهی که دولت های غربی در زمینه حقوق بشر برای خود اختصاص داده اند، به نظر می رسد این حرکت کشورمان باید تقویت شود و به یکی از اهداف راهبردی دیپلماسی ایران تبدیل شود، زیرا که:
1- دولـت های غربی همیشه خودشان را مدافعان واقعی اصول اساسی حقوق بشر معرفی کرده و از طریق رسانه ها و دستگاه های ایدئولوژیک خود آن را به اهرم سلطه سایر کشورها تبدیل کرده اند. در همین راستا، غرب از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از اهرم حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی استفاده و در سال های اخیر این موضوع به یکی از ارکان اساسی جنگ نرم آنها علیه ایران تبدیل شده است.
2- غرب به موازات ترویج دمکراسی لیبرالی در جهان، حقوق بشر را به عنوان دومین رکن رسالت جهانی خود و جوامع غربی را به عنوان الگوی ایده آل بشری معرفی کرده و سایر جوامع را برای رسیدن به این الگو ترغیب می کنند.
3- تصویری که دولت های غربی از مبانی لیبرالیستی حقوق بشر و وضعیت حقوق بشر در این جوامع ارائه داده و می دهند آن را به عنوان منبع اصلی قدرت نرم دولت های غربی تبدیل کرده و بر همین اساس، نظام سلطه غرب را «بازتولید» می کند به نحوی که از طریق آن به راحتی، ترجیحات و اولویت های سایر جوامع را متناسب با منافع خود شکل می دهند .
4- امروزه رعـایـت مـسـئلـه حقوق بشر در ارتباط تنگاتنگی با افکار عمومی مـلـت هـا و مآلاً با مـشـروعیت دولت ها پیوند خورده است. اگرچه دولت های غربی با قدرت رسانه ای و دستگاه هژمونی خود، از این طریق، اراده های شان را بر سایرین تحمیل می کنند، اما از این ارتباط، دیگران نیز اگر اراده سیاسی داشته باشند می توانند علیه غرب به کار گیرند. زیرا با وجودی که غرب خود را مدافع و مصداق تمام عیار حقوق بشر معرفی می کند، اما وضعیت حقوق بشر در این کشورها کمتر از سایر کشورها نیست.
بنابراین از چند منظر موضوع حقوق بشر «پاشنه آشیل» غرب محسوب می شود؛ الف- حقوق بشر با توجه به پیوند آن با لیبرالیست و رسالتی که غرب در این زمینه برای خود تصویر کرده، به عنوان ارکان فلسفه وجودی غرب تبدیل شد. ب- تصویرسازی که غرب از خود در زمینه وضعیت حقوق بشر ارائه می دهد، حقانیت و مشروعیت خود را به آن گره زده است. لذا هر نوع بازنمایی نقض حقوق بشر در جوامع غربی از یک سو و تعرض در مبانی فلسفی و رفتاری دولت های غربی از سوی دیگر می تواند دولت های غربی را با چالش های اساسی روبه رو سازد.
1- چالش در مبانی غرب: رونمایی نقض حقوق بشر در جوامع غربی، ضمن اینکه فاصله مواضع آنها را از ادعا تا واقعیت نشان خواهد داد، ایده دولت های غربی را که به عنوان مرجع اصلی امنیت آنها محسوب می شود به چالش می کشد. ظرفیت این «رونمایی» به گونه ای است که قادر است غرب را با کسری مشروعیت و چالش حقانیت بین المللی روبه رو سازد.
2- چالش در قدرت نرم دولت های غربی: موضوعی که تاکنون توانسته است جوامع غیر غربی را مجذوب غرب کند منابع قدرت نرم غرب بوده اما مخدوش شدن یکی از مهمترین منابع قدرت نرم آنها، بدون تردید کاهش چشمگیری در قدرت نرم آنها و در نتیجه فروغ هژمونی آنها نیز به دنبال خواهد داشت.
3- به چالش کشیده شدن دیپلماسی عمومی غرب: ارائه تصویر واقعی از جوامع غربی و درگیرسازی افکار عمومی با نقض حقوق بشر در این کشورها و رفتارهای دوگانه غرب در جهان، دیپلماسی عمومی آنها را به شدت زمین گیر خواهد کرد.
پاسخگو کردن دولت های غربی و ایجاد انتظار و مطالبه در افکار عمومی به منظور توضیح خواستن از غرب در خصوص عملکرد ضد بشری خود، از بزرگترین دستاوردهای دیپلماسی جدید ایران در پیگیری نقض حقوق بشر در غرب می باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات