صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۱۴۹۳۹۸
به بهانه گزارش سازمان سیا در خصوص سقوط رژیم صهیونیستی طی 20 ساله آینده

ظرفیت‌سازی زمانی برای رژیمی در حال سقوط

مجید زادبود اشاره: در شرایطی که رژیم صهیونیستی به دنبال حمله وحشیانه نظامیان خود به کاروان آزادی و بر ملا شدن خوی جنایتکارانه اش، مورد خشم و اعتراض افکار عمومی جهان قرار گرفته و مشروعیت بین المللی آن مورد تردید و سوال قرار گرفته است، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) در راستای حمایت های راهبردی و بی دریغ کاخ سفید از رژیم صهیونیستی، اقدام به انتشار گزارش به ظاهر محرمانه ای می کند که در آن پیش بینی می شود که این رژیم تا 20 ساله آینده سقوط می کند. از آنجایی که انتشار این گزارش توسط ایالات متحده و آن هم از زبان سازمان جاسوسی خود، سوال ها و تردیدهای جدی و متعددی را برای محافل سیاسی جهان ایجاد کرده است، بر این اساس ضرورت داشت تا در این نوشتار با تبیین محتوای گزارش فوق، اهداف و مقاصد پشت پرده مقامات صهیونیستی کاخ سفید از انتشار این گزارش به ظاهر محرمانه مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. از جهتی در این نوشتار سعی شده تا ضمن واکاوی استدلالات سازمان سیا و همچنین جهت برجسته کردن چالش و بحران های اصلی و جدی پیش روی رژیم صهیونیستی، مهم ترین بحران های این رژیم را که نقش موثری در فرایند شتابدار سقوط آن دارند مورد کنکاش قرار دهد.

پیش‌بینی سقوط یا تلاش برای نجات
سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا(سیا) در شرایطی که کاخ سفید تلاش می کند تا با سناریوسازی های متعدد، روند مذاکرات صلح را به چالش کشیده تا از این رهگذر برای ادامه حیات رژیم بحران زده صهیونیستی ظرفیت سازی و فضاسازی کنند، اخیراً گزارش به ظاهر محرمانه مذکور را منتشر می کند.
براساس این گزارش مهاجرت بیش از دو میلیون صهیونیست طی 15 سال آینده از سرزمین های اشغالی و همچنین افزایش میزان زاد و ولد فلسطینیان نسبت به صهیونیست های ساکن در اراضی اشغالی، علل اصلی فروپاشی رژیم صهیونیستی در بیست سال آینده عنوان می شود.
گزارش فوق همچنین پروژه تشکیل دو دولت با هویت مستقل فلسطینی و اسراییلی را غیرقابل اجرا دانسته و در نهایت راهکار حل مناقشه فلسطین را تشکیل یک دولت دموکراتیک! می داند که در آن شهروندان بدون توجه به عرق نژادی، قومی و مذهبی، دارای حقوق شهروندی یکسان بوده و در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند. البته تشکیل چنین دولتی باید بدون بازگشت آوارگان فلسطینی سال های 48 و 67 انجام شود!
با دقت در محتوای این گزارش می توان به خوبی فهمید که گزارش سازمان سیا غیر واقعی و جهت دار بوده و مقامات صهیونیستی کاخ سفید اهداف از پیش تعیین شده ای را از انتشار گزارش فوق دنبال می کنند چرا که، اولاً این گزارش در شرایطی منتشر می شود که به دنبال حمله وحشیانه نظامیان صهیونیستی به کاروان «آزادی» و آشکار شدن چهره جنایتکارانه رژیم جعلی صهیونیستی، موجی از خشم و اعتراض افکار عمومی جهان علیه این رژیم ایجاد شده است؛ ثانیاً سازمان سیا در دلایل و استدلالات خود درخصوص فروپاشی رژیم صهیونیستی، نه تنها به بحران های جدی و چالش زای پیش روی این رژیم که موجودیت آن را در آستانه سقوط قرار داده اند، هیچ اشاره ای نمی کند، بلکه جهت انحراف افکار عمومی و همچنین واقعی نشان دادن پیش بینی خود، فقط به چالش های زمان بر از جمله مهاجرت بیش از دو میلیون صهیونیست از اراضی اشغالی 15 در سال آینده و همچنین افزایش میزان زاد و ولد فلسطینیان بسنده می کند؛ ثالثاً با وجود اینکه بیشتر مراکز مطالعاتی جهان و حتی موسسات مطالعات راهبردی صهیونیستی، بر این نکته اذعان دارند که روند سقوط و فروپاشی رژیم صهیونیستی روند رو به شتابی گرفته است، اما سازمان سیا در پیش بینی خود نه تنها این مسئله را مورد تردید قرار داده بلکه یک فاصله زمانی 20 ساله را برای آن تعیین می کند! رابعاً سیا در گزارش خود به بهانه سقوط رژیم صهیونیستی در یک فرایند زمانی 20 ساله، تلاش می کنند تا طرح تشکیل دو دولت مستقل فلسطینی - اسراییلی و دیگر شروط مهم از جمله بازگشت آوارگان فلسطینی را غیر قابل اجرا بداند.
اما آنچه که در این میان حائز اهمیت و قابل توجه است، اینکه در ورای انتشار این گزارش به ظاهر محرمانه سازمان سیا، مقامات صهیونیستی کاخ سفید، چه اهداف و مقاصدی را دنبال می کنند. در نگاه اول باید گفت، با وجود اینکه دولتمردان واشنگتن به خوبی می دانند که رژیم جعلی صهیونیستی با چه بحران ها و چالش های جدی و عمیقی مواجه است. اما با هزینه کردن از آبرو و حیثیت سازمان سیا،تلاش می کنند تا در نزد افکار عمومی این بحران ها را کم اهمیت نشان داده و با پیش بینی سقوط این رژیم در 20 سال آینده، برای تداوم موجودیت و حیات رژیم بحران زده صهیونیستی ظرفیت سازی کنند. در ثانی مسئله بسیار مهم دیگری که آمریکایی ها از انتشار این گزارش دنبال می کنند، این است که با تعیین زمان جهت فروپاشی رژیم جعلی صهیونیستی، سعی دارند تا روحیه مقاومت و مبارزه علیه اشغالگری، میان نسل جدید فلسطینیان در گذر زمان تضعیف شود ( چرا که اسرائیل 20 سال دیگر نابود می شود!) و رهبران و گروه های فلسطین به جای تلاش و مبارزه در جهت نابودی رژیم صهیونیستی در فراز و نشیب های سیاسی تشکیل دولت فلسطینی درگیر شوند.
اما در پاسخ به استدلالات و دلایل جهت دار سازمان سیا در پیش بینی سقوط رژیم صهیونیستی در 20 سال آینده که فقط به چالش های کلی و زمان بر اشاره داشته است، باید گفت رژیم جعلی صهیونیستی با آنچنان بحران های جدی و عمیقی مواجه است که بر خلاف پیش بینی سازمان سیا که سقوط رژیم صهیونیستی را در 20 سال آینده پیش بینی کرده است، این رژیم در فاصله زمانی بسیار کوتاه تری فرو خواهد پاشید.
رژیم صهیونیستی در تلاطم بحران‌ها
همانطور که گفته شد رژیم صهیونیستی با بحران ها و چالش های ریشه دار و متعددی مواجه است که با گذشت زمان عمق آنها نمایان تر می شود، مهم ترین چالش های پیش روی رژیم صهیونیستی که نقش موثرتری در فرایند شتابدار سقوط رژیم صهیونیستی دارند، به این شرح است:
الف) بحران رهبری
این بحران عمیق که سایر چالش های درونی رژیم صهیونسیتی را تحت تأثیر خود قرار داده است، چیزی جز بحران فقدان رهبران کارآمد و معتقد به آرمان های صهیونیسم در بدنه قدرت و حاکمیت رژیم اشغالگر قدس نیست.
بر خلاف رهبران نسل اول این رژیم که با اعتقاد و پایبندی زیادی که به ایدئولوژی صهیونیسم داشتند و به همین دلیل توانسته بودند چالش ها و جنگ های متعدد این رژیم را در دهه های نخستین اشغال، مدیریت کرده و در تثبیت این رژیم جعلی نقش مهمی ایفا کنند، رهبران جدید این رژیم هیچ اعتقادی به آموزه ها و آرمان های صهیونیستی نداشته، بلکه فقط به دنبال مال اندوزی و منافع شخصی خود می باشند. به طوریکه «آبراهام بورگ»،رئیس سابق کنست این رژیم، اخیراً اظهار می دارد که «اسراییل یک کشور استعماری و فاشیست است که گروهی فاسد و قانون گریز بر آن حکومت می کنند.»
از سویی براساس نتایج نظرسنجی های مرکز مطالعات راهبردی دانشگاه حیفا از صهیونیست های ساکن در اراضی اشغالی در سال 2009، بیش از 80 درصد آنان از فسادزدگی و کم تجربگی رهبران و مسئولان خود ناراضی بوده و خواستار تغییر سیاست های این رژیم شدند.
ب) بحران هویت و تشکیک در ماهیت رژیم صهیونیستی
هر چند که سران صهیونیستی توانستند با اشغال فلسطین و با تکیه بر آرمان های صهیونیسم مجموعه ای از یهودیان گوشه و کنار جهان را در اراضی اشغالی فلسطینی ساکن کنند و ماهیت تشکیل رژیم صهیونیستی را به زعم خود مشروعیت بخشند، اما جامعه ای چندپاره را بوجود آوردند که ترکیب اجتماعی آن آمیخته ای از موارد تناقض و چالش زا است.
به طوریکه چندگانگی بافت اجتماعی و فرهنگی جامعه صهیونیستی در کنار سیاست های تبعیض آمیز و تناقضات گفتمانی و کرداری سران صهیونیست که یهودیان مهاجر را با دادن وعده های رفاه و امنیت به اراضی اشغالی کوچانده اند، جامعه صهیونیستی را دچار بحران بی هویتی کرده است که تشکیک در ایدئولوژی صهیونیسم و فلسفه وجودی دولت صهیونیستی، از مهم ترین پیامدهای این بحران است. بر همین اساس است که نسل جدید صهیونیستی اعتقادی به دفاع از دولت صهیونیستی نداشته و فقط به دنبال رفاه اقتصادی و تأمین امنیت خود می باشد و بس.
از طرفی بروز بحران مهاجرت معکوس در این رژیم، موجودیت آن را به چالش کشیده است. به عنوان مثال طبق آمارهای وزارت مهاجرت رژیم صهیونیستی، مهاجرت یهودیان به خارج از اسرائیل در نیمه نخست سال 2010 ، 10 درصد نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده است.
ج) بحران در ارتش
ماهیت نظامی گری همانگونه که علت موجودیت رژیم صهیونیستی بوده، سبب استمرار و بقای آن نیز محسوب می شود. بر این اساس ارتش صهیونیستی و روحیه نظامی گری عنصری جدایی ناپذیر و اساسی از کلیت رژیم صهیونیستی قلمداد می شود.
اما امروز ارتش صهیونیستی به این دلایل با بحران مواجه است:
1- از بین رفتن میل جنگیدن و کاهش انگیزه خدمت در ارتش
به علت وجود احساس ناامنی روانی و شرایط دائمی فوق العاده جنگی در جامعه صهیونیستی و از سویی تمایل جوانان یهودی به رفاه طلبی و عدول از اندیشه های صهیونیستی (که ناشی از بحران هویتی در رژیم صهیونیستی است)باعث کاهش انگیزه خدمت آنان در ارتش این رژیم شده است. به طوریکه در هشتمین کنفرانس هرتصلیا، کاهش انگیزه خدمت در ارتش و عدم تمایل جوانان یهودی به جنگ و دفاع از اسراییل و آرمان های صهیونیسم به عنوان یکی از بزرگترین چالش ها و دغدغه های رژیم صهیونیستی عنوان شد.
2- بحران تبعیض نژادی در ارتش
اعمال سیاست های تبعیض آمیز رژیم صهیونیستی میان نظامیان و سربازان اشکنازی به عنوان شهروندان سطح بالای جامعه صهیونیستی و نظامیان و سربازان سفاردیم به عنوان طبقه فقیر و درجه دوم این رژیم، سبب چالش های خطرناکی در ارتش صهیونیستی شده است. به طوریکه جوانان اشکنازی به دلایل موقعیت اجتماعی خود تلاش می کنند تا با بهانه های واهی از خدمت ضرورت سربازی در ارتش صهیونیستی سر باز زنند و از سوی دیگر جوانان طبقه پایین جامعه صهیونیستی (سفاردیم ها) هم به دلیل حضور مستمر در خط مقدم درگیری ها و به علت شرایط سخت نظامی و عدم ناامنی روانی، سعی می کنند تا از خدمت دوره ضرورت سربازی فرار کنند. بر اساس آمار منابع نظامی صهیونیستی، پس از جنگ 33 روزه فرار از خدمت در ارتش صهیونیستی افزایش قابل ملاحظه ای داشته است.
3- گسترش بیماری‌های روانی؛
هزینه های بسیار زیاد انسانی در نتیجه شکست های پی در پی ارتش این رژیم در جنگهای اخیر، ضعف ساختار فرماندهی ارتش صهیونیستی و درگیری های فرسایشی با فلسطینیان، سبب شده تا انواع اختلالات و بیماری های روحی و روانی در بدنه انسانی ارتش صهیونیستی گسترش یابد، به طوریکه کمیسیون پزشکی ارتش صهیونیستی بعد از جنگ 22 روزه غزه اعلام کرد که بخش بسیار زیادی از نظامیان ارتش در معرض بیماری های روانی هستند.
د)اختصاص بودجه‌های هنگفت نظامی
بودجه های کلان نظامی و تزریق سایر منابع مالی این رژیم به بدنه نظامی، سبب شده تا علاوه بر اینکه نرخ تورم در جامعه صهیونیستی به شدت افزایش یابد، از طرفی کسری بودجه های پی درپی را برای این رژیم به ارمغان آورد که این امر سبب بروز بحران اقتصادی در این رژیم شده است.کاهش سطح جریان سرمایه گذاری خارجی در رژیم صهیونیستی به دلیل وضعیت امنیتی و بحرانی آن از یک سو، و وابستگی اقتصادی رژیم اشغالگر قدس به صنایع «های تک» از سوی دیگر، سبب شده تا چرخه اقتصادی این رژیم به شدت بیمار شده و درآمد تولید ناخالص ملی در آن به شدت کاهش یابد که همین موضوع نه تنها امروز ورود مهاجران یهودی را به این رژیم ( که قبلاً برای زندگی مرفه و راحت و آرام به فلسطین اشغالی مهاجرت می کردند) کاهش چشمگیری داده است، بلکه باعث مهاجرت معکوس ساکنان آن به کشورهای اروپایی و آمریکایی شده است و همه این مسائل، در مجموع زنگ خطر سقوط این رژیم را به صدا درآورده است به طوری که بسیاری از کارشناسان سیاسی در دنیا، سقوط این رژیم را نه طی 20 سال دیگر که بسیار زودتر از آن پیش بینی می کنند. به نظر می رسد شمارش معکوس برای سقوط رژیم جعلی صهیونیستی آغاز شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات