بصیرت: بسیاری از شرکت کنندگان در مورد خیزش ملی گرایی در اروپا، که موفقیت های انتخاباتی ژان ماری لوپن در فرانسه و تجدید حیات توده گرایی در هلند و دانمارک نشان دهنده آن بود، اتفاق نظر داشتند. آمریکایی ها موافقت کردند ایجاد جهان بدون مرز را پیگیری کنند.
اما در ارتباط با مسائل جنگ و سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، از آمریکایی ها، سه روز تمام در جلسات رسمی و حتی در زمان استراحت بین جلسات، شدیداً انتقاد کردند.
کیسیجر عبوس و سایرین ناچار بودند شاهد محکومیت سیاست آمریکا باشند و دم برنیاورند.
کار به جایی رسید که اروپایی ها از مطبوعات منفور خود، که در سال های اخیر تبلیغات زیادی در مورد آنها کرده بودند، تمجید کردند. این جملات بازسازی دقیق سخنانی هستند که آمریکایی ها شنیدند:
«در اروپا نمی توان چنین سیاست یک جانبه ای را در قبال خاورمیانه اتخاذ کرد. اروپایی ها به علت پوشش خبری گسترده مطبوعات، از جنگ های گسترش طلبانه اسرائیل و اشغال بی رحمانه سرزمین های فلسطینی آگاه اند. آنها می دانند که به غیرنظامیان، زنان و کودکان، بدون هیچ هدف نظامی، چه ظلم هایی می شود.
اروپایی هامی دانند که هزینه دستگاه نظامی اسرائیل را آمریکا تامین می کند. می دانند که ایالات متحده تامین کننده هواپیماها، تانک ها و سلاح هایی است که در حمله به شهروندان بی گناه استفاده می شود. با وجود آنکه توجیهی برای حملات نیویورک و واشنگتن در 11سپتامبر وجود ندارد، اروپایی ها می دانند فلسطینیان به هر شکل که بتوانند، مقاومت خواهند کرد.
به علت سیاست غیرمنصفانه ایالات متحده در خاورمیانه، ما اروپایی ها اکنون باید متحد شما در جنگ با تروریسم باشیم.»
آمریکایی ها با چهره های درهم رفته و شانه بالا انداختن به این انتقادات پاسخ می دادند.
دولت آمریکا این رگبار انتقاد را پیش بینی کرده و کوشیده بود با عرضه طرح صلح، با موضوع استقلال دولت فلسطین، آن را تخفیف دهد. آمریکایی ها به اروپایی ها اطمینان خاطر می دادند این فراتر از مواضع سابق آمریکاست که صرفاً خواهان کشور فلسطینی بود.
این طرح در زمان تشکیل جلسه بیلدربرگ، هنوز در مراحل پیش نویس بود، اما به اروپایی ها اطمینان می دادند که این طرح در ماه جولای منتشر می شود.
بیلدربرگ از این حقیقت خوشحال بود که برقراری مالیات جهانی سازمان ملل علنی شده است، بدون آنکه ملی گرایان فریاد اعتراض برآورند. اول بار من این موضوع را سال ها پیش گزارش کرده بودم. آلن کیز1، سفیر آمریکا در سازمان ملل در زمان ریاست جمهوری ریگان، این پیشنهاد را رد کرده بود و از آن زمان بحث گسترده در مورد آن آغاز شد.
بیلدربرگ چندین شکل از این مالیات را پیشنهاد کرده است. نخست، مالیات 10 سنتی بر هر بشکه نفت را پیشنهاد کرد. در این حالت، وقتی مردم باک خودروی خود را پر یا به هر شکل از نفت استفاده می کنند، مستقیماً به سازمان ملل مالیات می دهند. برقراری اضافه بها بر مسافرت های بین المللی زمینی یا هوایی و مالیات بر نقل و انتقال های مالی بین المللی نیز پیشنهاد شد.
مالیات سازمان ملل، مانند مالیات بر درآمد فدرال، در ابتدا به اندازه ای اندک خواهد بود که مصرف کننده اصلاً متوجه نمی شود. اما تثبیت این اصل که سازمان ملل می تواند مستقیماً از مردم جهان مالیات بگیرد، برای بیلدربرگ حائز اهمیت است. این امر گامی بزرگ در راه تاسیس دولت جهانی به شمار می رود. اعضای بیلدربرگ به خودشان اطمینان می دادند این موضوع علنی و با توجه یا مخالفت اندک عمومی بحث شود؛ البته ران پل های2 کنگره و مطبوعات ملی گرا استثنا هستند. این اشاره ای به ران پل (جمهوری خواه از ایالت تگزاس) عضو توده گرای مجلس نمایندگان آمریکا و نشریه امریکن فری پرس3 بود که در سال 2001 و پس از محکومیت قضایی اسپات لایت و ناشر آن یعنی لابی آزادی، منتشر شد.
در این نشست بیلدربرگ، تقاضای اجرای برابری مالیاتی مطرح شد- به این معنا که ایالات متحده باید قوانین مالیاتی خود را به گونه ای اصلاح کند که بازتاب عادلانه تری از جوامع سوسیالیست اروپایی باشد که مالیات بالایی می پردازند. می گفتند ایجاد وضعیت مناسب مالیاتی- به طور نسبی- توسط ایالات متحده برای اشخاص و شرکت ها باعث «تجارت ناجوانمردانه» می شود.
اروپایی ها همچنان از قانون جدید یارانه کشاورزی و اعمال تعرفه بر واردات فولاد ] به آمریکا[ برای محافظت از صنعت داخلی در برابر ورود فولاد ارزان شکایت داشتند و از برای اتخاذ رویه Fast ]Track رویه ای که به رئیس جمهور آمریکا اجازه می دهد معاهده های سنا تجاری با کشورهای دیگر امضا کند که کنگره می تواند تصویب کند یا نکند، اما نمی تواند اصلاح کند] ناراضی بودند، چون به کنگره اجازه می داد معاهده های تجاری ناقض قوانین حمایت از صنایع داخلی را تصویب نکند.
در این نشست به اقدام بوش در بازپس گیری امضای آمریکا از پیمان کیوتو، در زمینه گرم شدن جهان، انتقاد کردند. اقتصاددان ها هشدار داده بودند این پیمان باعث بالا رفتن شدید تورم می شود، اما هیچ مطالبه ای را از بیشتر کشورها مطرح نمی کند. اتحادیه اروپا که متشکل از 15 کشور بود، از روی غرض ورزی، این پیمان را روز اول ژوئن که بیلدربرگ تشکیل جلسه داده بود، تصویب کرد.
این امر باعث شد تا یکی از اعضای نسبتاً مسن بیلدربرگ بگوید که جورج بوش بدترین رئیس جمهور از زمان ]ریچارد[ نیکسون است. هرگز تمجیدی بالاتر از این نثار بوش نشده است.
از زمانی که ناتو، در جریان تهاجم به یوگسلاوی، پنجاهمین سالگرد تاسیس خود را در واشنگتن جشن گرفت، این سازمان به ارتش آماده سازمان ملل بدل شده است. اولین گلوله ناتو نه برای دفاع، آن گونه که منشور سازمان مقرر کرده است، بلکه از روی عصبانیت در جنگی تهاجمی شلیک شد. در آن زمان، رهبران اعلام کردند ناتو دیگر به اروپا محدود نیست، بلکه به عملیات نظامی در هر جایی از جهان، به دستور شورای امنیت سازمان ملل مبادرت می کند.
بیلدربرگ در حال تقویت دکترین ارتش جهانی و در عین حال تدارک اقدامات اولیه درباره سومین منطقه بزرگ نوظهور جهان، یعنی اتحادیه آسیا- اقیانوس آرام، است.
این منطقه اکنون با عنوان اپک- مجمع همکاری های اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام4- شناخته می شود. حتی در زمانی که بیلدربرگ تشکیل جلسه داده بود، یکی از اعضای آن، سناتور چاک هگل (جمهوری خواه از ایالت نبراسکا)، در نشست وزرای دفاع کشورهای آسیا و اقیانوس آرام شرکت کرده بود. نهایتاً برای سهولت اداره جهان توسط دولت جهانی سه منطقه ابداع می شود: اتحادیه اروپا، اتحادیه آمریکا و اتحادیه آسیا- اقیانوس آرام.
بیلدربرگ یک روز پیش از وقت معمول به نشست خود پایان داد و بعدازظهر یکشنبه 2 ژوئن وست فیلدز را ترک کرد. به طور عادی، باید روز دوشنبه باهم خداحافظی می کردند. احتمالا این تصمیم ناگهانی بود، زیرا به کارکنان شرکت کنندگان بیلدربرگ، که در واشنگتن استقرار داشتند، گفته بودند تا سه شنبه در دفتر حضور ندارند.
اروپایی ها به سکوت خبری رسانه های آمریکا رخنه می کنند
بیلدربرگ در فراری دادن رسانه های جریان غالب در آمریکا موفق شده است- به استثنای امریکن فری پرس و اینسایت5- اما علاقه رسانه های اروپایی پابرجاست.
تمام نشریات در مریلند و ویرجینیا اطلاعیه مطبوعاتی ای دریافت کردند که حاوی اطلاعاتی درباره برگزاری نشست و سابقه بیلدربرگ بود و این اطمینان که به پوشش خبری این رخداد جهانی کمک قابل توجهی می شود. این اطلاعیه خبری با پیک برای واشنگتن پست، نیویورک تایمز و واشنگتن تایمز ارسال شد.
فقط واشنگتن تایمز پاسخ داد و دن دویل6، گزارشگر هفته نامه خبری خود به نام اینسایت، را فرستاد. نیویورک تایمز و واشنگتن پست هیچ کدام از بیلدربرگ بی اطلاع نیستند. هر دو روزنامه مدت هاست به بیلدربرگ نماینده می فرستند و قول می دهند چیزی چاپ نکنند.
شرکت رادیو تلویزیونی انگلیس ]بی بی سی[ دو بار با من مصاحبه کرد؛ یک بار در وست فیلدز، حین نشست بیلدربرگ و بار دوم بعد از آن.
تلویزیون استار ترکیه چند بار با من مصاحبه کرد. آنها نیز به نوبه خود به همکارانشان در اروپا کمک می کردند.
آرویی تاپور 7 ، خبرنگار نشریه ای استونیایی به نام گستی پاوالی8 است. او که در نیویورک مستقر است، با اتوبوس مسافربری به واشنگتن رفته بود و با قطار به شهر وین9 در ایالت ویرجینیا آمده و سپس با تاکسی خودش را به وست فیلدز رسانده بود. در اینجا، همان گونه که انتظار داشت، نگهبان محوطه جلوی وی را گرفت. وی گفت راننده تاکسی از قرق شدن محل یکه خورده بود.
استونی پس از خلاصی از یوغ اتحاد شوروی سابق تدریجا به مطبوعات آزاد عادت می کند.
اولین سوال بی بی سی این بود که آیا بیلدربرگ با انتقال محل برگزاری نشست به نقطه ای دیگر، مانع از دسترسی خبرنگاران این شبکه به نشست شده بود. وست فیلدز به بی بی سی گفته بود جز چند عروسی، اتفاق دیگری در این هتل نمی افتد. از من در مصاحبه ای زنده در این باره پرسیدند.
به مردم انگلیس گفتم که بیلدربرگ با سابقه دیرینه در شنود تلفن من، در روزهایی که در مکان نشست این گروه هستم، احتمالا به این پرسش و پاسخ گوش می کند و اضافه کردم «آنها دروغ می گویند.»
عبارت دروغ در اینجا به معنای کامل کلمه به کار می رود. دروغ گفتن به معنای گفتن امری غیرواقع از روی اراده به منظور توانمند کردن خود، لطمه زدن به دیگران یا هر دو در این مورد، وست فیلدز می خواست حق دانستن را از مردم بگیرد.
گفتم: «بیلدربرگ اینجاست؛ نگهبان ها در قصر مستقر هستند.» پس از آن جزئیات دستور کار و افرادی را که تا آن وقت حضورشان محرز شده بود به اطلاع شنوندگان رساندم.
تعداد زیادی از نشریات رقابتی شهرهای اروپا با نشریه اسپات لایت، و اکنون آمریکن فری پرس که با حکم دادگاه تعطیل شد، همکاری کرده اند تا رگبار تبلیغات را متوجه بیلدربرگ کنند. اما بودجه بیشتر آنها محدود شده است، از این رو بیشتر پوشش خبری نشست امسال در مطبوعات اروپا باید بلندمدت باشد.
سیاست پنهان کاری رسماً هویدا شد
دو اقدام جدی کمک کرد تا بیلدربرگ داوطلبانه فهرست رسمی شرکت کنندگان و دستور کار خود را عرضه کند.
نیم ساعت قبل از ساعت 2 بعدازظهر پنجشنبه 30 مه، که زمان مقرر برای خروج مردم عادی از هتل بود، دکتر رافائل جانسون10 سردبیر وقت بارنز ریویو11، نشریه دو ماهانه چاپ واشنگتن که با گرایش به تجدیدنظر در زمینه تاریخ منتشر می شد، به میز بلندی نزدیک شد که کارکنان پوشه حاوی اسناد مختلف را به شرکت کنندگان بیلدربرگ تحویل می دادند.
جانسون توضیح داد دانشجوی دوره دکتراست و موضوع پایان نامه اش روابط بین الملل است و مقاله اش ماه ها بعد چاپ می شود، زن تنومند سوئدی مکرراً گفت: «نه.»
پنج دقیقه قبل از زمان خروج، به میز نزدیک شدم و به مردی که کت و شلوار تیره رنگ به تن داشت، گفتم: «من روزنامه نگار آمریکایی هستم. می توانم نسخه ای از دستور کار بیلدربرگ و فهرست شرکت کنندگان آن را داشته باشم؟»
زن مو طلایی تنومند سوئدی مرد میان سال را کنار زد و گفت: «نه.»
من گفتم: «شما پشت درهای بسته فعالیت های عمومی انجام می دهید.»
این زن گفت: «نه این یک نشست خصوصی است.»
گفتم: «در این نشست مقامات دولتی از ایالات متحده شرکت می کنند و مالیات پردازان به آن یارانه می دهند...»
مأمور امنیتی تنومند گفت: «وقت رفتن است.» دو مأمور در دو طرفم قرار گرفتند و مرا تا بیرون همراهی کردند.
مطبوعات وانمود می کنند از بیلدربرگ چیزی نمی دانند
واشنگتن پست و نیویورک تایمز، که در موارد بسیاری در نشست های بیلدربرگ نماینده داشته اند، عدم پوشش خبری را بی اطلاعی عنوان کردند.
واشنگتن تایمز نوشت به علت جلوگیری از دسترسی به هتل وست فیلدز ماریوت نتوانست اخبار بیلدربرگ را به اطلاع عموم برساند. با این حال، اینسایت، هفته نامه خبری آن، و در تدارک چاپ گزارشی مشروح خبرنگاری به محل فرستاد. متأسفانه، اینسایت اکنون دیگر منتشر نمی شود.
مسئولان هتل وست فیلدز ماریوت، واقع در شهر شانتیلی در ایالت ویرجینیا، از صحبت درباره دروغ خود در این باره که بیلدربرگ در این هتل مجلل با تدابیر امنیتی گسترده نشست برگزار نمی کند، خودداری کردند. وقتی در این باره اصرار کردم، تلفن را قطع کردند.
مردی از بخش داخلی در روزنامه واشنگتن پست گفت: «مطمئن نیستم... واقعاً نمی دانم. این نشست برای چیست؟»
خلاصه مختصری درباره نشست و شرکت کنندگان برجسته آن اطلاعات دادم و وی مرا به آقای کیمن ارجاع داد. در پیام گیر تلفنی ال کیمن12 همین درس تعلیمات مدنی را تکرار کردم.
مردی از بخش داخلی روزنامه نیویورک تایمز گفت: «نمی دانم که خبر آن را منتشر می کنیم یا نه، اما بررسی می کنم.» وی نیز اظهار بی اطلاعی کرده بود و من تاریخچه مختصری از بیلدربرگ را گفته بودم.
با کیران اتلو13، مدیر ارشد فروش هتل وست فیلدز، تماس گرفتم. زنی که خود را باربارا معرفی کرد، گفت وی نیست.
به او گفتم: «اسم من جیم تاکر است و برای نشریه آمریکن فری پرس بیلدربرگ را پوشش خبری می دهم.» کارکنان وست فیلدز چند بار به من گفتند گروهی به اسم بیلدربرگ در آنجا نشست ندارد. ادامه دادم: «پنجشنبه 03 مه، که بیلدربرگ در وست فیلدز تشکیل جلسه داد، به شبکه بی بی سی گفتید که چنین نشستی نداریم، فقط چند عروسی برگزار میشود. چرا کارکنان وست فیلدز دروغ می گویند؟»
باربارا قبل از اینکه تلفن را زمین بگذارد، گفت:«من، من، من واقعاً نمی توانم به این سؤال پاسخ دهم- ببخشید.»
1-Alan Keves
2- 1- The Ron Pauls
3-American Free Press
4- APEC the Asian - Pacific Economic Cooperation
5- Insight
6- Dan Doyle
7- Arui Tapuer
8- Gesti paevalehi
9- Vienna
10- Raphael Johnson
11- The Barnes Review
12-Al Kayman
13- Kieran Atlow
E-mail:shayanfar@kayhannews.ir