
با اینکه صهیونیست ها و غرب نمی توانند پدیده های مقتدر را در محیط پیرامونی خود شاهد باشند و کابوس مرگ و نابودی خود را در آن می بینند، مقاومت اسلامی لبنان در پروسه تکاملی خود به نقطه ای رسیده است که طعم تلخ شکست را برای اولین بار به ارتش شکست ناپذیر رژیم صهیونیستی چشاند و طلسم اقتدار و اراده مقدس آن را شکست.
با اینکه از ماه ها قبل اسرائیل و آمریکا در تدارک جنگ 33 روزه سال 2006 بودند، ولی حاصل این برنامه ریزی و طراحی با پیشدستی و هوشمندی و مدیریت دقیق مقاومت به رسوایی صهیونیست ها در ابتدای قرن 21 منجر شد.
کمیته وینوگراد که ظاهراً برای کشف دلایل و عوامل شکست این رژیم در مقابل حزب الله شکل گرفته بود، عملاً در جمع بندی خود به نتایجی رسید که دستور کارهای وسیع دیپلماسی و دستگاه های امنیتی، نظامی رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن را تعیین کردند. سلاح مقاومت، سیستم ارتباطی مقاومت و توان اطلاعاتی حزب الله و انسجام و اقتدار پیکره و ساختار حزب الله و رهبری آن به مهمترین هدف های این رژیم برای دور بعدی تجاوز و جنگ قرار گرفتند. ولی از آنجا که رژیم صهیونیستی قادر به تحمل شکست نظامی دیگری نبود، با توصیه و راهبری و همراهی کشورهای حامی غربی، دستور کارهای نرم افزاری برای فرسایش و تضعیف توانمندی های مقاومت را در اولویت قرار داد تا مقدمه ای برای یک جنگ تضمین شده بعدی قرار گیرد.
با اینکه تیم آمریکایی - صهیونیستی 14 مارس از سال 2005 در شرایط برتر در لبنان قرار گرفته بودند و با مستمسک قرار دادن ترور رفیق حریری به خونخواهی برخاسته و سوریه را در موقعیت انفعالی از لبنان اخراج کردند ولی در مقابل وجاهت و مشروعیت مقاومت اسلامی لبنان فاقد کارآمدی راهبردی بودند. با این حال از آنجا که 14 مارس تنها ابزار اجرای منویات و دستورات و مطلوبیت های آمریکا و رژیم صهیونیستی بودند و سفرهای مکرر رایس (وزیر خارجه وقت آمریکا) با هدف فعال سازی آنها صورت می پذیرفت، یک بار دیگر بخت خود را در 5 می 2008 به آزمون گذاشتند. حکومت سینیوره پس از ساعت ها بحث و برنامه ریزی در پاسی از نیمه شب با تصویب مصوبه ای در خصوص غیرقانونی بودن سیستم ارتباطی مقاومت و ضرورت پیگرد و دستگیری مسئول این شبکه و هر شرکتی که خدمات فنی به آن ارائه کرده، فاز جدیدی برای حذف توانمندی مقاومت و به نتیجه رساندن بخشی از گزارش کمیته وینوگراد را آغاز کرد.
این تصمیم حکومت سینیوره آنچنان در خدمت نیازهای اسرائیلی و بر خلاف منافع ملی و امنیتی لبنان بود که صرفاً با واکنش 7 می 2008 و تغییر معادله سیاسی - امنیتی در بیروت قابل حل بود که از طریق اکثر گروه های ملی و اسلامی به اجرا درآمد و حقایق بیشتری از ارتباط جریان 14 مارس با صهیونیست ها در خلال آن آشکار گردید.
دو سال پس از رسوایی فوق، توافقات امنیتی سری حکومت سینیوره با آمریکا و فرانسه که بدون تصویب پارلمان لبنان انجام شده ابعاد جدیدی از پیوند جریان و اعضای 14 مارس با آمریکا و ماهیت ضدملی آنها برملا شد.
جمع بندی های وینوگراد همچنان در دستور کار رژیم صهیونیستی و غرب قرار دارد و در ماه های گذشته و پس از تلاش های قبلی آمریکا، برای گسترش اختیارات امنیتی نیروهای یونیفل در جنوب لبنان جهت تحت فشار قرار دادن مقاومت و یا کنترل مرزهای سوریه به این اتهام که سلاح برای مقاومت ارسال می کند، فعال شده که بی نتیجه مانده است.
تلاش برای خلع سلاح و یا حذف سلاح مقاومت و وجاهت و اعتبار رهبری حزب الله، به شکل متمرکز و هدایت شده ای از طرف سمیر جعجع و جمیل و بخشی از نمایندگان پارلمان که وابسته به سعدحریری هستند نیز استمرار پیدا کرده است.
با هوشمندی مشترک مقاومت و دستگاه های امنیتی لبنان، تعداد زیادی از جاسوسان رژیم صهیونیستی کشف و بر ناتوانی های رژیم صهیونیستی افزوده شد ولی دستگیری چهار جاسوس جدید در سیستم ارتباطات لبنان دستپاچگی رژیم صهیونیستی و آمریکا را در اجرای طرح دیگری به دنبال داشت.
براساس گزارش های موجود، آمریکا و رژیم صهیونیستی از سال 2008 در تدارک طرحی بودند تا در قالب تحقیقات دادگاه ترور حریری، اهداف خود در خصوص مقاومت را محقق نمایند. این در حالی بود که در مرحله اول، سوری ها هدف اتهام از سوی طراحان اصلی و پشت پرده ترور دادگاه حریری بودند ولی با اثرگذاری روس ها و فرانسوی ها، از حلقه اتهام خارج شدند و سپس با تکیه بر DNA عامل انتحاری در ترور حریری، فرضیه اتهام به القاعده متوجه شد و در رایزنی های پنهان با سعودی ها، ما به ازای همکاری بیشتر عربستان با طرح های آمریکا و رژیم صهیونیستی در مقابل جبهه مقاومت برای کنار گذاشتن فرضیه القاعده توافق کردند. اکنون نوبت به حزب الله و عناصر و رهبران آن رسیده تا از نمایش تحقیقات دادگاه حریری دستاوردهای جدیدی را ثبت کنند.
برای تدارک این نمایش، دانیال بلمار قاضی سوم دادگاه حریری به آمریکا رفته و پس از رایزنی با مقامات آمریکا و به ویژه جفری فیلدمن، پیش نویس گزارش اتهامی برای افراد حزب الله را آماده کردند.
به طور همزمان سفر دوره ای سعد حریری به آمریکا، فرانسه، عربستان، مصر و اردن انجام گرفته تا آخرین هماهنگی های اجرایی برای پیشبرد این نمایش صورت پذیرد.
با اینکه ماهیت سیاسی اقدام دادگاه حریری که قرار است در ماه سپتامبر تا دسامبر 2010 (شهریور و یا آبان ماه 89) منتشر شود کاملاً روشن است ولی دو دسته اهداف برای این سناریو مطرح می باشد.
اولاً؛ از خلال اظهارات مقامات آمریکا و صهیونیست، اهداف امنیتی و سیاسی روشنی برای انتشار این گزارش در نظر گرفته شده است که بدان می پردازیم.
ثانیاً؛ اینکه همزمان با مطرح شدن موضوع گزارش دادگاه، مسئله احتمال حمله نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان نیز در رسانه های آمریکایی و صهیونیستی شدت گرفته است.
در سناریوی متهم کردن حزب الله بنا به اعلام سخنگوی دادگاه یک روند دو مرحله ای تا پایان سال میلادی 2010 دنبال می شود تا تعدادی از مسئولان و یا رهبران حزب الله به ترور متهم شوند. در این رابطه به مصطفی بدرالدین از نزدیکان شهید عماد مغنیه و سیدحسن نصرالله رهبر حزب الله اشاره می شود. با متهم کردن حزب الله، حکومت و ارتش لبنان باید اقدام به دستگیری متهمان و تحویل آنها به دادگاه بین المللی کنند و در صورتی که با مخالفت حکومت لبنان مواجه شوند، از ابزار شورای امنیت سازمان ملل برای متمرد نامیدن لبنان و قرار دادن آن تحت فصل هفتم منشور، مصوبه و قطعنامه ای در نظر گرفته اند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی براساس هماهنگی هایی که با برخی کشورهای عربی مانند عربستان، مصر و اردن به عمل آورده اند امیدوارند با فعال کردن بقایای 14 مارس و به ویژه سمیر جعجع و جمیل، حزب الله و رهبری آن به تروریست متهم و منزوی شوند و هم پیمانان حزب الله مانند میشل عون و جنبلاط و احزاب ملی لبنان از حزب الله فاصله گرفته و مقدمه نامشروع معرفی کردن سلاح مقاومت و دیگر توانمندی های آن مهیا گردد و وظیفه برخورد با حزب الله و دستگیری افراد آن را به نیروهای یونیفل واگذار کرده و حتی ناتو را وارد عمل کنند.
در بخش دوم این سناریو که از مدتی قبل آغاز شده و با ملک عبدالله، پادشاه سعودی در سفر به آمریکا نیز هماهنگ شده، مسئله اسکان آوارگان فلسطینی در لبنان با عنوان حداقل های حقوق اجتماعی و انسانی پایه ریزی خواهد شد تا موضوع بازگشت آوارگان فلسطینی به فلسطین از دستور مذاکرات سازش با ابومازن به شکل رسمی خارج شود.
در طراحی آمریکایی و صهیونیستی چنین پیش بینی شده که اگر این سناریو به خوبی پیش رود، مقدمه حمله نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان برای نابودی مقاومت در ماه های آینده فراهم خواهد شد.
در این سناریو نقش حکومت حریری و 14 مارس برای قوت بخشیدن و مشروعیت دادن به گزارش دادگاه حریری و فشارهای بین المللی بسیار حائز اهمیت است ولی از آنجا که جبهه 14 مارس با خروج جنبلاط از توان و وجاهت کافی برخوردار نیست، سفر ملک عبدالله سعودی به لبنان در دستور کار فوری قرار گرفته است که پس از مصر، اردن و سوریه جمعه گذشته انجام گرفت. عکس العمل سیدحسن نصرالله نسبت به گزارش بلمار که گفته می شود در یک تا سه ماه آینده منتشر می شود، اقدام پیشدستانه در مقابل کودتای سیاسی و امنیتی آمریکایی صهیونیستی ارزیابی شده است و با توجه به موقعیت حزب الله و مقاومت و حمایت های گسترده داخلی و کشورهای جبهه مقاومت منطقه ای، موجب سردرگمی طراحان و مجریان آن شده است.
برخی معتقدند که سفر شاه سعودی به لبنان که قرار بود برای تقویت حریری و 14 مارس انجام شود، با توجه به اینکه سیدحسن نصرالله تا پیش از ماه مبارک رمضان دست به افشاگری جدیدی خواهد زد و اطلاعات و مستندات جدیدی را آشکار می کند، بیشتر به این سمت گرایش پیدا کرده تا جلوی رسوایی در گزارش بلمار را بگیرند. از این جهت طی مذاکراتی که شاه سعودی در دمشق داشته، عربستان موظف به رایزنی با طرف های بین المللی و به ویژه آمریکا برای توقف و یا تأخیر در انتشار گزارش بلمار شده است. علت نگرانی شاه سعودی و حریری این است که نمی خواهند، حکم دادگاه در اتهام حزب الله را به قیمت از دست دادن حکومت در لبنان به دست آورند و به ویژه اینکه رفتار حریری و دیگر اعضای 14 مارس به عنوان خروج از وفاق ملی در حکومت وحدت ملی ارزیابی خواهد شد و وجاهت حکومت حریری از دست خواهد رفت و حزب الله نیز اوراق دیگری را برای مقابله با طرح و فتنه آمریکایی - اسرائیلی در اختیار دارد.
درخواست شاه سعودی از بشار اسد برای همراهی کردن وی در بیروت برای موثر کردن تلاش خود در لبنان ارزیابی می شود. آنچه در منطق و روش کار دادگاه حریری در چند سال گذشته جالب است اینکه فاقد ادله و مستندات قانونی است و صرفاً به شاهدهای قلابی و مزدور تکیه شده و افرادی مانند زهیر صدیق و هسام هسام و احمد مرعی و ابراهیم جرجوره و اکرم شکیب مراد و به ویژه جاسوس رسمی رژیم صهیونیستی به نام عبدالباسط بنی عوده را مبنای فرآیند اتهام زنی قرار داده اند.
در دوره جدید نمایش دادگاه حریری، شنود مکالمات شبکه موبایل و اظهارات عبدالباسط بنی عوده اساس اتهام قرار گرفته که با توجه به تعداد زیاد جاسوسان صهیونیستی در شرکت الفاو دستگاه های پیشرفته برای «مکالمه سازی» و «ماهیت صهیونیستی بنی عوده» و یا دیگر شاهدها، می توان به سیاسی بودن و اهداف فتنه بیش از پیش دست یافت.
خانم موراکونالی سفیر فوق العاده آمریکا در لبنان اعلام کرده که «توان موشکی و تمایل آن به گسترش نفوذ موجب تشنج در لبنان خواهد شد و ممکن است به رویداد سال 2006 منجر شود.» وی اضافه کرد که ما خواستار این هستیم که لبنان در دست کسانی باشد که اعتقاد به صلح داشته باشند. آنچه ناراحت کننده است اینکه ایران و سوریه از حزب الله حمایت می کنند و این برتری رژیم صهیونیستی را به خطر می اندازد.
اوباما نیز ضمن تمدید قانون بلوکه کردن دارایی افراد لبنانی که از مقاومت حمایت می کنند، هر گونه ارتباط و حمایت از حزب الله را جرم!!! دانست.
این اظهارات، سمت گیری آمریکا در کسب اهداف روشنی را در لبنان نشان می دهد.
آنچه قابل توجه است اینکه 14 مارسی ها و به ویژه جریان صهیونیستی جعجع، دقیقاً براساس نیاز رسانه ای و سیاسی و تبلیغاتی طرح آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل کرده و تلاش دارند تا هر گونه گمانه زنی دادگاه در گزارش خود را اقدامی قانونی و حرفه ای معرفی و از آن حمایت کنند و در بخش دیگری از تأثیر سخنان سیدحسن نصرالله بکاهند. این جریان تلاش دارد تا برای برخی موانع و بن بست ها، راه حل نیز تجویز و به دادگاه توصیه می کند که به جای اتهام علیه جریان سیاسی حزب الله، افراد متهم شوند تا بازتاب ها محدودتر شود و نزاع شیعی : سنی هم به راه نیفتد!!!
برای سناریوی یاد شده صهیونیستی، نقشی نیز به ابومازن و سازمان الفتح در لبنان داده شده تا در شرایطی که دولت لبنان از مفاد گزارش و یا حکم دادگاه سرباز زد، اعضای این گروه براساس ابلاغیه ابومازن، دست به ناآرامی در درون اردوگاه ها و خارج از آن بزنند تا فضای متشنج امنیتی به عنوان بخشی از مداخله بین المللی در لبنان مورد استفاده قرار گیرد.
نقش عربستان و شاه سعودی در سفر به سوریه و لبنان این بود که از طریق مشوق های مالی و برخی امتیازات در لبنان و یا همسویی در عراق، از میزان حمایت بشار اسد از مقاومت و یا سطح رابطه با ایران بکاهد. سخنگوی کاخ سفید قبل از سفر شاه سعودی به دمشق اعلام کرده بود که سوریه باید به توصیه های شاه سعودی توجه کند و از ایران فاصله بگیرد و سوریه نیز در موضع علنی به این درخواست پاسخ مناسب داده و در محتوای مذاکرات نیز، تلاش دادگاه حریری را فتنه صهیونیستی در لبنان معرفی کرده و بر ضرورت حمایت از مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی برای بازگرداندن حقوق عربی - اسلامی تأکید نموده است.
با این توصیف، سناریوی جدید آمریکایی - صهیونیستی بسیار خطرناک تر از طرحی است که در 5 می 2008 در لبنان به اجرا درآمد و به همین دلیل نیازمند تنوع بخشیدن به راهبردها و عمیق تر کردن دقت در برنامه ریزی و اجراست. آنچه بدیهی است اینکه آمریکا، رژیم صهیونیستی و هم پیمانان ورشکسته عربی آن در شرایط شکننده ای هستند و سطح ریسک پذیری محدودی دارند و نمی توانند خود را وارد تونل تاریک و پرهزینه براندازی مقاومت در لبنان، فلسطین و منطقه کنند.
مقامات رژیم صهیونیستی که به لحاظ روانی در فشارهای گوناگون به سر می برند، از هر بهانه ای برای امید بخشیدن و ابراز خشنودی در جامعه صهیونیستی استفاده می کنند که ژنرال اشکنازی و یا باراک گوی سبقت را از دیگران ربوده اند. ولی خوب است بدانند که این نمایش پایانی جز سوختن برگه ها و پایان تاریخ مصرف مزدوران صهیونیسم و استکبار و افزایش یأس و سرخوردگی در جامعه صهیونیستی و افزایش خسارت، هزینه و شکست برای آمریکا ندارد و دلخوشی مسئولان صهیونیست عمری بیشتر از رویاهای اولیه برای حمله به لبنان در سال 2006 ندارد.