بصیرت: با اوجگیری روند فشارها و تهدیدات بیگانگان و نظام سلطه علیه ایران اسلامی که در قالب قطعنامه شورای امنیت، مصوبه کنگره امریکا و اتحادیه اروپا بروز یافته است تحرکات عوامل و عناصر داخلی نیز در ایجاد رعب و تکمیل پروسه عملیات روانی دشمن افزایش یافته و به عنوان حلقه مکمل فشارها و تهدیدها عمل میکند.
آخرین مورد این همگرایی، مصاحبه مکتوب کروبی با بیبیسی است که طی آن تهیهکنندگان متن مکتوب برای کروبی، سپاه و بسیج را آماج حملات خود قرار داده و با ادعای اینکه پروژههای بزرگ اقتصادی در توان سپاه نیست، تحریمهای جدید را مطابق فصل هفتم و هشتم منشور سازمان ملل اعلام کردهاند.
در همین زمینه میرحسین موسوی نیز در یادداشت مورخ 16/4/89 خود در سایت کلمه ضمن بزرگنمایی قطعنامههای تحریمی نظام سلطه، سپاه را آماج هجمه قرار داده و مینویسد: سپاه امروز درگیر مسائل سؤالبرانگیزی است. از یک سو اسلحه سپاه به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته و در سرکوب، دستگیریها و بازجوییهای نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول را دارند و از سوی دیگر سپاه حجم غیرقابلباوری درگیر مسائل اقتصادی است.
همزمان با اعلام مواضع صریح سران فتنه علیه نیروهای مؤثر در مقابل تهدیدات احتمالی دشمن، همین مواضع به طور صریح از سوی گردانندگان کاخ سفید یا اتحادیه اروپا مطرح میشود. آنگاه که در قطعنامههای تحریم خود بخشی از توانمندیهای داخلی را که در خنثیسازی تحریمها نقش اساسی دارند، نشانه میروند.
در همین زمینه استوارت لوی، معاون امور ضد تروریسم خزانهداری امریکا در گفتوگو با بیبیسی درمورد چرایی هدفگیری سپاه در قطعنامههای شورای امنیت و اتحادیه اروپا میگوید: سپاه نهادی بود که اعتراضهای مردمی پس از انتخابات را سرکوب کرد و این سرکوب تا امروز ادامه دارد. با در نظر گرفتن همه اینها سپاه کانون مهمی در سیاست ایران است و سیاست امریکا در قبال ایران هم درکانون توجه ما قرار دارد.
لوی در گفتوگو با بیبیسی ادامه میدهد: ما یک هدف داریم؛ «تغییر رفتار ایران به خصوص سپاه». اگر ما بتوانیم تحریمها را در نهادهایی مثل سپاه متمرکز کنیم که در اقتصاد، برنامه موشکی، حمایت از تروریسم (!) و سرکوب معترضان مردمی ایران فعال هستند، خواهیم توانست تحریمها را به نحوی پیاده کنیم که مردم ایران به حمایت از حاکمیت برنخیزند.
در همین زمینه هفته گذشته نشریه کریستین ساینس مانتیور با اعتراف به ناکارایی تحریمها علیه ایران مدعی میشود آنچه ایران را تغییر میدهد تحولات داخلی است.
در تحلیل چرایی اوجگیری فشارها و تهدیدها علیه ایران در ابعاد مختلف اقتصادی، نظامی و دامنزدن به جنگ نرم تردیدی نیست که فراتر از موضوع هستهای ایران، تغییر رفتار ایران یا به تعبیر زیبای مقام معظم رهبری، تغییر حرکت انقلاب اسلامی را هدف گرفتهاند تا بهزعم خود از مشکلات و پیامدهای حرکت انقلاب اسلامی در منطقه و جهان معاصر رهایی یابند و بر همین اساس است که مجموعه توانمندیهای خود در ابعاد گوناگون را برای تحقق راهبرد «تغییر رفتار» ایران متمرکز کردهاند.
فارغ از اهداف راهبردی دشمن در این عرصه تردیدی نیست که نوع مواجهه مردم ایران با این فشارها و تهدیدها برای تکمیل پروسه فشار دشمن مؤثر است، یعنی اگر در بازتاب فشارها و تهدیدها در افکار عمومی مردم افزایش نگرانیها و اضطرابها و به زعم امریکاییها عدم حمایت مردم از حاکمیت باشد، به طور قطع فشارها و تهدیدها افزایش خواهد یافت چرا که دشمن نقطه ضعف را یافته است و از همان مسیر ادامه خواهد داد. در این حالت احتمال تهدید نظامی هم متصور است چرا که تهدید نظامی نیز زمانی محقق خواهد شد که آثار اجتماعی و تضعیف روحیه ملی را به دنبال داشته باشد، اما اگر روحیه مقاومت ملی و ایستادگی مردم ایران همچون دوران دفاع مقدس قوی و آماده و در صحنه باشد به طور طبیعی هر حرکت نظامی و تهدیدی به تقویت روحیه و انسجام ملی تبدیل خواهد شد و این نکتهای است که بر خلاف خواست و اراده دشمنان انقلاب اسلامی است.
در این زمینه شاید مروری بر وقایع صدر اسلام خالی از لطف نباشد. در جریان حصر پیامبر گرامی اسلام و مسلمانان در مکه، هدف اصلی کفار تضعیف توان مسلمانان و وادار کردن آنها به تسلیم بود. به راستی اگر آن زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) و مسلمانان تسلیم کفار قریش شده بودند امروز نامی از اسلام در جهان معاصر بود؟ مقاومت تاریخی مسلمانان در آن روزها و بهویژه مقاومت آنها در برابر حصر کفار در سالهای اولیه شکلگیری حکومت اسلامی در مدینه منوره که به جنگ احزاب انجامید و پیروزی مسلمانان در آن رقم خورد، در شرایطی بود که مسلمانان با تمام توان در مقابل حصرها و فشارها ایستادند و اکنون آن ایستادگی و مقاومت الگویی برای ما در ایستادگی در مقابل هجمههای گسترده دشمنان است.
تردیدی نباید کرد که اکنون سران فتنه، سران نظام سلطه و گروهکهای ضدانقلاب همگی بخشهایی از یک پازل هستند که تمامیت انقلاب اسلامی و اعتبار و عزت آن را هدف گرفته و این رسالت تاریخی ماست تا همچون دوران دفاع مقدس و دوران خنثیسازی جنگ نرم دشمنان در سال گذشته یکبار دیگر قابلیتها و توانمندیهای انقلاب اسلامی را بر دشمنان تحمیل کرده و پایایی و ثبات انقلاب اسلامی را بر آنها تحمیل کنیم.
عباس حاجی نجاری