فرامرز کمالى
پس از اینکه پایگاه اینترنتی «ویکی لیکس» 29 هزار سند نظامی سری آمریکا در افغانستان را جهت انتشار به روزنامه های معروف «نیویورک تایمز» آمریکا «گاردین» انگلیس و مجله «اشپیگل» آلمان داد، فضای رسانه ای و افکار جهانی احساس کردند با موضوع بسیار مهمی مواجه شده اند.
بر سر مهم بودن موضوع بحثی نیست اما اینکه این اهمیت ناشی از چیست موضوعی است که در ذیل اهمیت کلی موضوع به عمد پنهان نگه داشته شده تا کسی به آن نیندیشد و به جست وجوی آن برنیاید. اگر امواج خبری فریب دهنده ای که از ناحیه عدد سنگین 92 هزار سند ایجاد شده کنار زده شود و هیاهوهای ساختگی ایجاد شده نیز نادیده گرفته و موضوع آگاهانه و با دقت بررسی شود، مواردی آشکار می گردد که می تواند به فهم بهتر این اقدام کاملاً مشکوک کمک کند. برخی از این موارد عبارتند از:
1- چنانچه به شکل تقریبی حضور نیروهای اشغالگر به رهبری آمریکا در افغانستان در تاریخ مربوط به اسناد 2009 - 2004، 1825 روز در نظر گرفته شود، یعنی در هر روز حدود 50 سند سری در رابطه با افغانستان صادر شده است و چنانچه هر سند یک برگ باشد - که قطعاً غیر از این است - مجموع اسناد 184 جلد کتاب 500 صفحه ای خواهد شد و این باورنکردنی است.
2- امکان دسترسی فردی که درصدد افشای این اسناد باشد به تمام این اسناد تقریباً غیرممکن است و اینکه اعلام شده که یک سرباز وظیفه این کار را انجام داده به هیچ وجه قابل قبول نیست.
3- نوع واکنش مقامات آمریکایی به انتشار این اسناد با حجم و اهمیت اسناد تناسب نداشت.
4- اسناد موجود حاوی مطالب سوخته راست و دروغ است.
5- دسته بندی محتوای اسناد منتشر شده بر این مهم صحه می گذارد که آمریکایی ها از هر دسته می توانند به نفع اهداف خود بهره برداری کنند.
با مرور موارد پیش گفته و نیز موارد مهم دیگری که می شود به آن اضافه کرد می توان ادعا کرد آمریکایی ها به شکل هدفمند این اسناد راست و دروغ را به مسیر انتشار هدایت کردند. دقت در چند نکته ادعای فوق را تقویت می کند.
1- همزمان با افشای 92 هزار سند محرمانه از جنگ افغانستان، مجلس نمایندگان آمریکا با حمایت قاطع جمهوریخواهان و همراهی دموکرات ها بودجه 59 میلیارد دلاری جنگ افغانستان و عراق را تصویب کرد. «اوباما» پیش از تصویب این بودجه ضمن صحبت از افشای این اسناد به سران دو حزب جمهوریخواه و دموکرات گفته بود: «امیدوارم کنگره به سنا بپیوندد و به اتفاق آرا به این بودجه رأی دهد تا اطمینان یابیم که نیروهای ما منابع مورد نیاز را در اختیار دارند و بتوانند هر کار لازم را برای امنیت ملی ما انجام دهند.»
2- برخی مقامات آمریکایی و به ویژه اوباما تلاش می کنند اهمیت اطلاعات منتشره را زیاد جلوه دهند. اوباما در این باره می گوید: «من نگران افشای اطلاعات حساس از میدان نبرد هستم که می تواند افراد یا عملیات را به مخاطره بیندازد. حقیقت این است که این اسناد هیچ یک از موضوعاتی را که قبلاً به اطلاع رساندیم، افشا نمی کند.» حال اینکه موضوع چندان با اهمیتی که به ادعای برخی مقامات آمریکا امنیت ملی این کشور را به خطر اندازد، در بین اسناد منتشره دیده نشده است.
3- وجود اسنادی در بین اسناد منتشره دال بر اینکه پاکستان در پشت پرده با طالبان ارتباط داشته و آنها را علیه نیروهای آمریکایی و هند تسلیح می کرده است. این گروه از اسناد به غیر از اینکه فشار بر پاکستان را زیاد کند ارزش دیگری ندارد. ضمن آنکه پاکستان پیش تر تحت فشار آمریکایی ها با طالبان پاکستان وارد یک درگیری نظامی سنگین و پرهزینه شد و مدت ها است که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا مناطق قبیله ای پاکستان را بمباران می کنند که طی آن تاکنون صدها و شاید هزاران غیرنظامی بی گناه کشته شده اند.
4- به گفته «جولیان اسنج» موسس پایگاه «ویکی لیکس» هزاران سند وجود دارند که نشان دهنده جنایات جنگی است و دولت آمریکا به جای انتقاد از وی باید برای تحت تعقیب قرار دادن سربازان خود استفاده کند. این نکته هم در عملکرد نیروهای آمریکایی خبر جدیدی نیست و فرماندهان و مسئولان آمریکایی نسبت به جنایات بسیار بیشتر از این هم واقف هستند اما چون برای آنها اهمیت ندارد علیه نیروهای جنایتگر خود دست به هیچ اقدامی نمی زنند.
5- به استناد برخی از این اسناد، طالبان موشک های حرارتی در اختیار داشته و به وسیله آنها بالگردهای آمریکایی را ساقط می کند. چنین اخباری در وجه قوی تر می تواند دست نظامیان و سیاسیون جنگ طلب را برای تجهیز و تقویت بیشتر ارتش باز گذارد و هیچ ضرری از انتشار آن متوجه آمریکا نخواهد شد.
6- در برخی از این اسناد ادعا شده: ایران با استفاده از طالبان یک جنگ اطلاعاتی محرمانه علیه آمریکا به راه انداخته است.
در سند دیگری هم ادعا شده: ایران در سال 2005 به یک گروه 7 نفره از رهبران طالبان برای کشتن هر یک از سربازان افغان 1700 دلار و برای کشتن هر مقام افغان 3500 دلار در نظر گرفته است. در یکی دیگر از این گزارش ها آمده است: دستگاه اطلاعاتی ایران بیش از 200 هزار دلار برای کمک به گلبدین حکمتیار در افغانستان خرج کرده است. این ادعاها هم تبلیغات سوء آمریکایی ها علیه ایران را تقویت و افکار عمومی مردم آمریکا و جهان را علیه ایران تحریک می کند.
مروری بر آنچه گذشت و اندکی تأمل پیرامون نکات مورد اشاره هر تحلیلگر زیرک و هوشمندی را به این نتیجه می رساند که انتشار این اسناد کاملاً به نفع برنامه های آمریکا است و هر یک به نوعی ادعاهای تبلیغی و اهداف آمریکا را تقویت و دنبال می کند. با افشای تصنعی این اسناد نه اینکه آمریکا چیزی را از دست نداده و هیچ خطری متوجه آن نشده است، بلکه بسیاری از خواسته های مدنظرش در شرایط موجود در حال جلو رفتن است و به احتمال بسیار بخش های مهمی از اهداف انتشار تصنعی این اسناد در آینده آشکار خواهد شد.