فرامرز کمالى
کاخ سفید برای چهارمین بار درخواست دکتر احمدی نژاد برای مناظره با باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا پیرامون مسایل جهانی را رد کرد. «رابرت گیبز » سخنگوی کاخ سفید ضمن رد این پیشنهاد با تکرار ادعای بی اساس غیرقانونی بودن برنامه هسته ای ایران با فرافکنی به خبرنگاران گفت:«ما همواره گفته ایم تمایل داریم. بنشینیم و درباره برنامه هسته ای ایران در صورتی که ایران برای انجام آن جدی باشد مذاکره کنیم.» چند روز پس از این اظهارات، اوباما نیز اعلام کرد حاضر است درباره مسایل افغانستان با ایران گفت وگو کند. کسانی که خط سیر این موضوع را دنبال می کنند، پس از ملاحظه این گفت و شنودهای غیر مستقیم و بی ارتباط با یکدیگر در برابر این سوال قرار می گیرند که علت فرار اوباما از مناظره و پناه بردن به بحث هسته ای و مسئله افغانستان چیست؟ منطقی است که این سوال پر معنا بر دوش دستگاه دیپلماسی آمریکا سنگینی کند و بر آن فشار وارد آورد تا جایی که «فیلیپ کراولی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا برای شانه خالی کردن از پاسخ به این سوال درصد بر می آید موضوع را منحرف کند لذا به خبرنگاران می گوید: ممکن است ایران اکنون درصدد گفت وگو با واشنگتن باشد به این دلیل که فشار تحریم های تحمیلی شورای امنیت، آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگران را احساس می کند.» وی در ادامه با عمیق تر کردن این مسیر انحرافی و قلب موضوع اصلی می افزاید:« ما تمایل داریم در قالب 1+5 در هر زمان و هر مکانی برای آغاز پرداختن به یکسری مسایل که مسئله هسته ای از همه برای ما مهمتر است، با ایران نشست داشته باشیم.» این اظهارات که بیشتر به خاطر گریز از مسئولیت پاسخگویی ابراز می شود اهمیت پرسش فوق و پاسخ آن را بیشتر می کند.
شواهد بسیار روشن و قوی حاکی از آن است که اوباما و پیش از وی بوش از اینکه در یک مناظره با برد جهانی شرکت کنند به دو دلیل عمده وحشت دارند و یقیناً تا زمانی که عملکرد دولتمردان آمریکا آنچنان باشد که در حال حاضر است و از گذشته های دور هم اینگونه بوده است. هیچ رئیس جمهوری در آمریکا شهامت چنین مناظره ای با یک فرد قابل و توانا را نخواهد داشت. این دو دلیل عمده عبارتند از:
1- افکار عمومی جهان
رئیس جمهور آمریکا و سایر همکارانش در کاخ سفید می دانند در صورت تن دادن به چنین مناظره ای، پیشاپیش پذیرفته اند که میلیاردها انسان درجهان شنونده و بیننده این مناظره باشند. حال سوال آزاردهنده ای که مقامات آمریکایی حتی تحمل تصور آن را هم ندارند مطرح می شود که رئیس جمهور آمریکا در چنین مناظره ای چه چیزی برای عرضه کردن و جلب رضایت افکار جهانی را دارد و مهمتر اینکه در برابر سوالات عدیده و خردکننده طرف مقابل چه پاسخی خواهد داشت. دامنه جنایات آمریکا در جهان و در میان ملل مختلف آنچنان گسترده است که آمریکایی ها پس از افشاگری های حین مناظره، امیدی به پذیرفته شدن نظراتشان در نزد مخاطبین نخواهند داشت و به عنوان یک مفتضح بزرگ دست شان رو و رسوا خواهند شد.
2- افکار عمومی داخل آمریکا
تاریخ جدید آمریکا شاهد صادقی است بر اینکه سیاستمداران این کشور از هر گروه و دسته ای که بودند، هیچگاه رفتارشان با مردم شان صادقانه نبوده است. فریب مردم در لابه لای بسیاری از مظاهر دروغین آزادی، اصلی غیر قابل جایگزین برای صاحبان قدرت در آمریکا بوده است. صحنه گردانان عرصه سیاست در آمریکا سال های درازی تلاش کردند تا پرده فریبی را که در برابر چشمان مردم این کشور کشیده اند روز به روز ضخیم تر شود تا آنها کوچکترین نشانه از حقیقت را نبینند. اگر روزی در یک مناظره رو در رو و بی پرده که اکثر آمریکایی ها نیز مشتاق شنیدن و دیدن آن هستند فردی هوشیار و آگاه با سند و مدرک این پرده را کنار بزند، بر سر حکومت آمریکا چه خواهد آمد؟ پاسخ روشن است. پس روسای جمهور آمریکا باید از مناظره فرار و آگاهان نیز باید دعوت به مناظره کنند.