صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۵۰۵۳

رویش در بستر هویت ملی / سیدمحمدسعید مدنی


رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیروز، در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان بسیجی بار دیگر افق بسیار روشن آینده ایران اسلامی را نوید دادند و یادآور شدند: «سرنوشت ملت ها همواره منوط به تصمیم تاریخی آنها برای سلطه پذیری و سکوت در برابر زورگویی و یا مقابله با سلطه گران و ایستادگی در مقابل آنهاست و... ملت ایران در این تصمیم گیری سرنوشت ساز راه دوم را انتخاب کرد.»

ملت ایران راه دوم را که راه بازگشت به خویشتن، راه بازگشت به فطرت انسانی و رجوع به آموزه های قرآنی و بالاخره بازیابی «هویت ملی» بود، انتخاب کرد و حاصل این انتخاب، گسستن بندهای بندگی و عقب افتادگی و رسیدن به ساحل آزادی و استقلال و سیلی محکم ملت به سال ها زورگویی، تحقیر و سلطه طلبی قدرت های ستمکار و در راس همه آنها آمریکا در این سرزمین بود. اینک پس از گذشت حدود سی سال از آن تصمیم تاریخی، ملت ایران با انگیزه و مصمم و با توکل به نیروی لایزال الهی همچنان در این مسیر گام برمی دارد و صد البته تداوم این راه به فرموده رهبر انقلاب «در گرو تقویت اراده، افزایش معرفت دینی، تلاش علمی همراه با خلاقیت همه آحاد ملت به ویژه جوانان و تقویت روزافزون وحدت و همدلی دولت و ملت است.» و نه راه ها و در واقع کژراهه هایی که بعضی یا از سر غفلت و ناآگاهی یا از سر خودباختگی و غرض و مرض مطرح می کنند و با وجود همه واقعیت های روشن و تجربیات غیرقابل کتمان با تکیه بر نسخه های باطل شده غربی و القائات دستگاه های تبلیغاتی دشمنان، راه نجات را بازگشت به عقب و درغلتیدن مجدد به ورطه غرب زدگی و پیروی کورکورانه از مکاتب غربی همچون لیبرالیسم و اباحه گری و... می دانند و در این باره یقه می درانند و حنجره پاره می کنند و...!

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنان دیروز خود افزودند: «قدرت های استکباری و سلطه گران به راحتی تسلیم نمی شوند، اما در مقابل اراده یک ملت و عزم او برای ادامه مسیر استقلال و عزت کاری از پیش نخواهند برد.» ایشان با برشمردن هزینه هایی که مردم ایران برای دستیابی به استقلال و عزت خود متحمل شده (از جمله هشت سال دفاع مقدس) تاکید کردند: «امروز ملت ایران و جوانان ایرانی الهام بخش دنیای اسلام و بسیاری از کشورهای دنیا هستند و جایگاه و شأن ایران اسلامی در جهان قابل مقایسه با گذشته نیست...»

چه خوب است برای پرهیز از غفلت و خنثی کردن القائات و تبلیغات دشمنان که گهگاه از حلقوم کسانی که ظاهر و شناسنامه ایرانی دارند خارج می شود، هر از گاهی به این سؤال که پاسخ آن روشن و بدیهی است، پاسخ دهیم که به راستی چه چیزی و کدام عامل چنین تحولی را در این ملت به وجود آورد و جایگاه او را در نزد جهانیان تا این اندازه ارتقاء داده است؟ آیا پاسخ چیزی جز اسلام و بازگشت به هویت ملی است؟ این هویت ملی که اساس هر تحول و پیشرفتی است، چیست و معنایش کدام است؟ « هویت ملی هم که می گوئیم، ملیت در مقابل دین نیست، بلکه هویت ملی هر ملت، مجموعه فرهنگ ها و باورها و خواست ها و آرزوها و رفتارهای اوست. یک ملت مذهبی، یک ملت موحد، یک ملت مؤمن... معتقد به پاکان درگاه الهی و اهل بیت و پیغمبر (ص) است. این جزو فرهنگ و هویت شان است. هویت ملی که می گوییم شامل همه اینهاست، اینها را حفظ کنیم...» (رهبر فرزانه انقلاب، دیدار دانشگاهیان سمنان- 85.8.18)

به گواهی تاریخ این هویت که از آغاز نیمه دوم قرن هفتم میلادی - هزاروچهارصد و چند سال پیش- تا همین امروز با مکتب آگاهی بخش و انسانی و تمدن ساز اسلام سخت درآمیخته و مسیر حرکت آن با مسیر تاریخ اسلام تقریبا به طور کامل یکی شده، هرگاه مجال عرضه و بروز پیدا کرده است و حاکمان خیانتکار و خودفروخته، فریبکارانه آن را به اسم تحول و ترقی و پیشرفت کنار نزده اند، و هر وقت مردم ما به آن تکیه کرده و روی آورده اند، نشاط و سرزندگی و پیشرفت واقعی این سرزمین را در همه عرصه ها و ابعاد باعث شده و افتخارات و مفاخر بسیاری را نه فقط به این ملت که به کل بشریت و جهان علم و تمدن تقدیم کرده است. به طوری که در گذشته و با ورود اسلام به ایران: «... ایران قلب فرهنگی جهان اسلام ]شد[ و علمای اسلامی ما از شمال آفریقا تا چین، در مسیر جنبش های فکری و جریان های علمی و تبادل و تفاهم فرهنگی مداوم بودند و دایره تشعشع اندیشه متفکران ایرانی، تمامی شرق را شامل می شد و همچون سرچشمه جوشانی از فکر و فرهنگ، ایران از غرب تا مصر و از شرق تا چین را سیراب می ساخت و تصادفی نبود اگر در دربار ترکان عثمانی هم به فارسی شعر می سرودند و زبان رسمی و علمی و ادبی شبه قاره عظیم هند، فارسی بود و در اصطلاحات مذهبی مسلمانان تاخاور دور فارسی بسیار شنیده می شد و حتی نام کوچه ها و خیابان های زنگبار، هم اکنون، نام های فارسی است و کتابخانه های اسلامی در سراسر جهان از آثار علمای اسلامی ایران انباشته است. آنچنانکه گویی فرهنگ و علوم اسلامی را رسالتی بوده است که متفکران ایرانی بدان مبعوث بوده اند...» (دکتر شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی- اسلامی ) و به قول رهبر معظم انقلاب: «... در قرن های چهارم و پنجم هجری- مقارن با قرن های دهم و یازدهم میلادی- که دوران قرون وسطای اروپاست، یعنی دوران جهالت محض، ما ابن سینا را داشتیم، محمدبن زکریای رازی را داشتیم و... دورانی است که ما فارابی را داشتیم، خوارزمی را داشتیم و...» تقویم و تاریخ این سرزمین مملو از حضور این قهرمانان و مفاخر کم نظیر در عرصه های گوناگون است که جملگی به لطف حضور و ظهور فرهنگ اسلام و پویایی هویت ملی تولد یافته و خلق شده اند... و امروز نیز به برکت پیروزی انقلاب اسلامی و شروع نهضت بازگشت به خویشتن و احیاء فرهنگ و هویت ملی شرایط مهیا شده و این فرصت فراهم آمده است. تا ملت ما، با اقتدار بیشتری نسبت به گذشته در مسیر عزت و افتخارآفرینی گام بردارد چرا که این فرهنگ برخلاف نظر کسانی که به درد کتمان خویشتن و تشبه هر چه بیشتر به دیگری گرفتار آمده اند، تا همین جای کار هم نشان داده که باز هم می تواند، زایش و رویش داشته باشد. باز هم قادر است در صورت استفاده صحیح و بهینه از آن، سربلندی و عزت این ملک و ملت را تضمین کند و تحول و پیشرفت آن را در همه عرصه ها تأمین نماید. چرا که این فرهنگ ریشه در مکتب انبیا دارد. فرهنگ ابراهیم و موسی و عیسی (علیهم السلام) و محمدرسول الله(ص) است. زایش انسانی و رویش علمی و فرهنگی از چنین فرهنگی متولد شده و می شود نه مثلاً از فرهنگ لیبرالیسم که همه خودخواهی است و لذت پرستی و دیگران را قربانی منافع خود کردن، این است که این فرهنگ که خوشبختانه جزو «هویت ملی» ماست باید حفظ شود، و به ارزش ها و مفاهیم و آموزه های ناب آن بیشتر عمل شود تا مسیر پرافتخار کنونی ادامه پیدا کند و به برکت آن بتوانیم جایگاه خود را در دنیا ارتقا بخشیم.

فرهنگی که به ما اعتماد به نفس می دهد و موجب تقویت روحیه خودباوری ما می شود و گرد یاس و تزلزل و... را از قلب و چهره ما می زداید و آنچه را که به نظر غیرممکن می رسد یا در نظرمان غیرممکن جلوه می دهند!، ممکن و شدنی می کند. چنانکه امروز سردمداران نظام سلطه و دانشمندان مزدور آنها که سالهاست افسانه هایی نظیر این که شرقی و دماغ و مغز شرقی با صنعت و مدیریت سازمان های پیچیده اداری هماهنگ نیست و به این دلیل همواره باید تنها مولد موادخام و مصرف کننده کالاهای صنعتی باقی بمانند و وابسته تمدن اداری و صنعتی غرب باشند و... را تئوریزه می کنند و به خورد کشورهای شرقی و ضعیف می دهند، به قدرت علمی جوانان ایرانی اعتراف می کنند و از موفقیت های علمی ایران در زمینه های مختلف از جمله فناوری هسته ای و... سخت زخم خورده و عاجز هستند و... این تازه از نتایج سحر است.

فرهنگی که از سیره و سنت پیامبری استخراج می شود که منادی وحدت و پیام آور نجات انسان بود و می فرماید: «... مؤمنان به یک پیکر شبیه اند که اگر یکی از اعضای آن به درد آید، بقیه اعضا هم در تب و درد و بیداری او را همراهی می کنند.»

و شاعر گرانقدرش بر همین مضمون می سراید: بنی آدم اعضای یک پیکرند ...» و این شعر او در این قرن پرآشوب و عصر لگدمال شدن مقام انسانیت در سر در سازمان ملل نصب می شود! -بی آن که رعایت شود!- و چون چنین است و بیش از آنکه رنگ و بوی خونی و نژادی داشته باشد و انسانی و جهانی است، می تواند، الگو و نجات بخش کل بشریت هم باشد. آری ملت ایران راه و فرهنگ خود را انتخاب کرده است و در تداوم آن علی رغم همه مشکلات و سختی ها مصر است و با استقامتی مومنانه به سوی آرمان ها و اهداف بزرگ الهی و انسانی خود از جمله «الگو شدن در چشم جهانیان» در حرکت است که «وکذلک جعلناکم امه وسطا...»

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات