صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۵۰۹۲۳

سنجش طرح دیدگاه‌ها با شاخص وحدت


دکتر یدالله جوانی
چگونه می توان درستی یا نادرستی طرح یک نظریه و دیدگاه در یک زمان و مکان خاص را مورد سنجش قرار داد؟ دقت فرمایید که در این جا درستی و نادرستی طرح نظریه و دیدگاه، مورد نظر بوده و درستی یا نادرستی خود نظریه و دیدگاه مقوله ای دیگر می باشد که فعلاً مدنظر نمی باشد. غرض اینکه طی پنج سال گذشته از سوی آقای اسفندیار رحیم مشایی مطالبی در چارچوب یک نظریه و دیدگاه مطرح شده و هر کدام از آنها حرف و حدیث هایی را در پی داشته و با واکنش های مختلف مواجه گردیده است. این نوشتار به دنبال آن نیست که با نقد و بررسی این نظریات، آن را اثبات یا رد نماید، بلکه در پی آن است که به این سوال پاسخ دهد که اساساً طرح چنین نظریات و دیدگاه هایی از سوی ایشان به عنوان یک مقام مسئول در قوه مجریه که مورد اعتماد رئیس قوه نیز می باشد در شرایط کنونی امری درست یا نادرست است؟ پاسخ دادن به این سوال چندان دشوار نمی باشد اگر بپذیریم که درستی یا نادرستی طرح یک دیدگاه و نظریه در هر زمان و مکانی خاص تابع پیامدهای مثبت و منفی آن می باشد. مگر نه این است که احکام خمسه الهی نیز تابع مصالح و مفاسد است؟ خداوند رحمت کند مرحوم حاج احمدآقای خمینی را که پس از رحلت حضرت امام (ره)، در یک گفت وگوی رادیویی اظهار داشت از ویژگی های برجسته آن حضرت، دقت ایشان در پیامدهای بیانات و اظهارنظر بود. در واقع امام (ره) هر حرفی و نظری را با توجه به پیامدهای آن در جامعه بیان می داشت؟ بنابراین پیامدهای طرح یک دیدگاه و نظریه می تواند معیار و ملاک خوبی برای سنجش درستی یا نادرستی طرح آن در جامعه و فضای سیاسی کشور باشد. اصل وحدت می تواند شاخص قابل قبولی برای همگان جهت محک زدن پیامدهای طرح یک نظریه و دیدگاه برای رسیدن به درستی یا نادرستی طرح آن باشد. به عنوان مثال، در شرایطی که رمز پیروزی انقلاب و رمز بقای این پیروزی و استمرار آن در گرو «وحدت کلمه» است، به راحتی می توان دریافت که طرح و بیان هر دیدگاه و نظریه ای که مقوم وحدت کلمه باشد درست و بالعکس طرح و بیان هر دیدگاه و نظریه ای که موجب اختلاف و تفرقه در میان نیروهای انقلاب و دلسوزان نظام اسلامی گردد، امری کاملاً نادرست است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت امام (ره) روی موضوع وحدت کلمه نیروهای انقلابی، بیش از هر چیز دیگر تأکید داشت و به شدت همگان را از دامن زدن به اختلافات پرهیز می دادند تا جایی که در اواخر جنگ تحمیلی با توجه به طرح برخی مسائل تفرقه انگیز در جامعه ایشان فرمودند:«شما توجه داشته باشید که یک کلمه اختلاف آمیز از گناهان بزرگی است که مشکل است خدای تبارک و تعالی بیامرزد. چه این کلمه صادر بشود از دشمنان ما ، چه این کلمه صادر بشود از دوستان ما، چه از اشخاصی که ادعای قداست می کنند و چه از اشخاصی که این ادعا را ندارند. » (صحیفه نور، ج 20، ص84)
حضرت امام (ره) برای وحدت آنقدر ارزش و اصالت قائل بودند که وحدت را از جنود الهی و در نقطه مقابل،تفرقه را از جنود شیطان می دانستند. همین نگاه حکیمانه بعد از حضرت امام (ره)از سوی مقام معظم رهبری در تأکید بر وحدت و پرهیز دادن از تفرقه افکنی در جبهه اسلامی و نیروهای انقلاب دنبال شده است. معظم له طرح مسائل اختلاف انگیز را ممنوع دینی و شرعی دانسته و حفظ وحدت را تکلیف شرعی و در همین راستا می فرمایند:«حفظ وحدت را اصل قرار بدهیم و اگر تکلیف شرعی هم احساس کردیم ولی دیدیم عمل به تکلیف ممکن است مقداری تشنج بوجود آورد و وحدت را از بین ببرد، قطعاً انجام آنچه که تصور می کردیم تکلیف شرعی است، حرام است. حفظ وحدت واجب خواهد بود.» (بیانات مقام معظم رهبری ، 12/1/68)
اکنون برای رسیدن به درستی یا نادرستی طرح دیدگاه های خاص از سوی مشایی در جایگاه یک مقام مسئول، می توان این سوال را مطرح کرد که طی پنج سال گذشته این نظریه ها و دیدگاه ها، به وحدت نیروهای انقلاب کمک کرده یا موجب ایجاد اختلاف و تفرقه میان آنان شده است؟ وقتی مشایی برای اولین بار در طول تاریخ انقلاب از اشغالگران قدس شریف با عنوان «ملت اسرائیل» نام می برد ، پیامد این بیان و نظر از منظر حفظ وحدت و یا ایجاد تفرقه و اختلاف چگونه بود؟ وقتی ایشان در مورد مدیریت حضرت نوح (ع) آنگونه سخن گفت، این اظهارات چه پیامدی را به دنبال داشت؟ هنگامیکه ایشان نقطه نظراتی را در موضوع حجاب و عفاف بیان داشت ، تأثیرات آن در مجموعه نیروهای انقلاب چگونه بود؟ اکنون که ایشان دوران اسلام را پایان یافته تلقی کرده و مکتب ایرانی را در مقابل مکتب اسلام ارائه می کند، طرح این نظریه چه آثار و پیامدهایی را از منظر وحدت ملی به دنبال داشته است؟ آیا کسانی پیدا می شوند که بگویند مشایی در طی پنج سال گذشته با طرح این دیدگاه ها و نظریه ها به وحدت کلمه مورد نظر حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) کمک کرده است یا برعکس همه بر این اعتقاد هستند که ایشان با طرح چنین دیدگاه هایی و اتخاذ مواضع و اقدامات قابل تأمل، بر تنور تفرقه و اختلاف میان نیروهای انقلاب دمیده است؟ ممکن است در پاسخ این نگاه گفته شود بالاخره هر کسی و از جمله مشایی نظری و دیدگاهی دارد و در صورت بیان، دیگران می توانند به نقد آن بپردازند. آری هر کسی می تواند دارای نظر و دیدگاهی باشد، لکن اگر آن فرد در نظام اسلامی مسئولیتی را برعهده گرفت باید در اظهارنظرها، مصالح نظام اسلامی، دولت و نیروهای وفادار به انقلاب و نظام اسلامی را مدنظر قرار دهد.
آقای مشایی اگر یک فرد غیر مسئول بود، مانند دیگران می توانست به ابراز عقیده و ارائه نظریه بپردازد، لکن وقتی در جایگاه یک مسئول قرار می گیرد و بودجه های میلیاردی بیت المال را در اختیار دارد، آیا می تواند با صرف هزینه چند میلیارد تومانی و برگزاری همایش ایرانیان خارج از کشور به طرح موضوعاتی چون مکتب ایرانی پرداخته و منشأ اختلاف و تفرقه گردد؟
در این شرایط حساس که دشمنان خارجی دندان تیز کرده و فتنه انگیزان داخلی در کمین فرصت ها برای فتنه انگیزی هستند مسئولان نظام باید به حکم وظیفه دینی و انقلابی به تقویت وحدت کمک نمایند نه اینکه عامل اختلاف و تفرقه باشند. این نگاه دارای منطق قوی و غیر قابل خدشه است و متأسفانه آقای مشایی نه تنها تا کنون بر اساس این منطق عمل نکرده، بلکه عملکرد او و مواضع و دیدگاه هایش به گونه ای عامل اختلاف شده که رهبر معظم انقلاب اسلامی مهم ترین دلیل برای کنار رفتن وی از پست معاون اولی را همین موضوع اعلام می دارند. معظم له در نامه ای کوتاه به رئیس جمهور اینچنین می نویسند: «انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت اولی رئیس جمهور برخلاف مصلحت جناب عالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان به شما است لازم است انتصاب مذبور ملغی و کان لم یکن تلقی گردد.» هر چند مشایی از پست معاون اولی کنار رفت، اما آیا اختلاف افکنی ایشان میان نیروهای انقلاب و حتی میان هواداران دولت پایان یافت؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات