على تتماج
پاکستان که به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی و استراتژیک می تواند به بازیگری مهم در عرصه منطقه ای و بین المللی مبدل شود به دلیل چالش های داخلی و خارجی تاکنون در اجرای این امر ناکام مانده است. هر چند که مسائلی مانند وجود گسترده طالبان در این کشور و نیز همجواری پاکستان با ایران، هند، چین، افغانستان موجب شده تا این کشور مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گیرد و بعضاً از حمایت های مالی و نظامی آنها برخوردار شود اما در نهایت این کشور در فضایی ملتهب و ناآرام قرار دارد.
هرچند بحران داخلی و خارجی در پاکستان به امری طبیعی مبدل شده اما در هفته های اخیر ابعاد و سناریوهای جدیدی از بحران این کشور را فراگرفته که می تواند بر تحولات داخلی و بازیگری خارجی این کشور تأثیرگذار باشد.
الف) ترورهای سیاسی: از نکات مهم در تحولات پاکستان تشدید ترور شخصیت های سیاسی و تأثیرگذار می باشد. در شرایطی که انفجارهای خونین فضایی از ناامنی را در پاکستان ایجاد کرده، ترور شخصیت های سیاسی و دینی به ویژه در شهرهایی مانند کراچی و پیشاور بر این امر دامن زده است. این ترورها در حالی تشدیدکننده ناامنی ها است که فاز جدید نارضایتی مردم از دولت و نیز برافروخته شدن آتش فتنه های قومی و دینی را به همراه دارد. اعتراض های گسترده مردم کراچی به ترور «رضا حیدر» عضو جنبش متحده قومی و نماینده مجلس ایالتی سند، نمونه بارز این مسئله است که فضایی پر التهاب را بر این ایالت حاکم ساخت. ناظران سیاسی این ترورها را تلاشی جدید برای بحران سازی در پاکستان می دانند که برای به آشوب کشاندن فضای اجتماعی و سیاسی صورت می گیرد.
ب) اعتراض های مخالفان: از دیگر ابعاد بحران های پاکستان تشدید فعالیت گروه های سیاسی و اعتراض ها به عملکردهای حزب حاکم «مردم» به ریاست جمهوری«آصف علی زرداری» است. مواضع احزابی مانند حزب مسلم لیک شاخه نواز به ریاست نواز شریف، برخی جریان ها و احزاب ایالتی و... در انتقاد از سیاست های دولت به ویژه در حوزه امنیتی و روابط خارجی، نشانگر موج جدیدی از ناآرامی های سیاسی در پاکستان است.
ج) انتشار گزارش های ضد پاکستانی: از نکات قابل توجه دیگر انتشار گزارش های جدید از سوی محافل خبری و اینترنتی مبنی بر نقش پاکستان در ناآرامی های افغانستان و منطقه است. نمونه بارز این امر را در بیش از 90هزار سند منتشره از سوی سایت «ویکی لیکس» می توان مشاهده کرد که عملاً پاکستان و دستگاه های اطلاعاتی آن را بخشی از بحران منطقه عنوان کرده است. همزمان با این گزارش ها، بسیاری از محافل رسانه ای غرب نیز در فرایندی هدفمند به انتشار اخبار و گزارش های منفی علیه پاکستان روی آوردند.
د) فشار سیاسی غرب: به رغم آنکه غرب و آمریکا همواره از پاکستان به عنوان شریک منطقه ای یاد کرده و بعضاً کمک های مالی نیز به آن داشته اما در هفته های اخیر موج جدید انتقاد از این کشور را در پیش گرفته است. مواضع مقامات آمریکایی مانند هیلاری کلینتون وزیر خارجه، رابرت گیتس وزیر دفاع و ... مبنی بر عدم همکاری پاکستان در عرصه مبارزه با تروریسم در کنار فضاسازی شدید «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس که در سفر به هند صراحتاً پاکستان را متهم به فتنه انگیزی در منطقه کرد، نشانگر موج جدید فضای تبلیغاتی غرب برای به چالش کشاندن پاکستان است.
با توجه به آنچه از فضای پاکستان ذکر شد می توان گفت که فازهای جدیدی علیه دولت و امنیت ملی پاکستان بازگشایی شده که بانیان آن تلاش دارند تا از آن برای رسیدن به اهداف خود بهره برداری کنند. بسیاری از ناظران سیاسی مولفه ای از احزاب و گروه های سیاسی، طالبان و اشغالگران افغانستان را عاملان این سناریوها می دانند که هر کدام به نحوی در این عرصه ایفای نقش می کنند.
با این وجود محافل سیاسی و آگاهان به مسائل پاکستان تأکید دارند تحرکات اشغالگران افغانستان برای بحران سازی در منطقه جهت توجیه ادامه اشغالگری و توسعه آن به منطقه، هراس آمریکا و غرب از همگرایی منطقه ای پاکستان به ویژه روابط اسلام آباد با ایران و چین، از اصلی ترین عوامل این بحران ها هستند.
به هر تقدیر می توان گفت که پاکستان بار دیگر با فضایی از چالش های داخلی و جهانی مواجه شده که مسلماً بر امنیت ملی این کشور و منطقه تأثیرگذار خواهد بود به ویژه اینکه اشغالگران افغانستان همواره به دنبال گسترش این ناآرامی ها به سایر کشورهای منطقه بوده اند. بر این اساس می توان گفت که با روند کنونی، پاکستان در فضایی شکننده قرار خواهد گرفت هر چند که زرداری با برخی همگرایی های داخلی و رایزنی های منطقه ای و جهانی برای مقابله با این چالش ها فعالیت همه جانبه ای را آغاز کرده است.