صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۸۶ - ۱۳:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۵۱۸۷

رویاهای برباد رفته / رضا فاطمی


اگر این روزها مروری بر مطالب سایت ها و وبلاگ های اپوزیسیون خارج نشین داشته باشید، بیت الغزل نوشته ها و واگویه های آنان، شکایت از زمانه، یاس، ناامیدی، سرخوردگی، فقر و نداری و غم غربتی است که روح و جان آنان را درهم شکسته است.

حال زار و نزار چهره هایی چون اکبر گنجی، مسعود بهنود، ابراهیم نبوی، عباس معروفی، فریبا داودی مهاجر، فاطمه حقیقت جو، علی افشاری، نیک آهنگ کوثر، امید معماریان، عطاءا... مهاجرانی، حسین درخشان و... آنقدر تکان دهنده و گاه ترحم برانگیز است که خواننده از این همه درد و رنج اظهار تاثر می کند. از سوی دیگر تاملی بر فرجام کار این چهره های به اصطلاح اپوزیسیون که زمانی آرتیست های اول روزنامه ها و نشریات زنجیره ای بودند، ناخودآگاه این مهم را به ذهن خوانندگان القا می کند که این چهره های مفلوک با نگارش حالات روحی خود و غم نوستالژیکی که در آن موج می زند، بزرگترین خدمت و تبلیغ را برای نظام جمهوری اسلامی ایران می نمایند، نظامی که چهره های اپوزیسیون آن به این حال و روز رقت برانگیز دچار شده اند.

ابراهیم نبوی، طنزپرداز نشریات تجدید نظرطلب، در هفته گذشته با درج مطلبی تحت عنوان «سه خبر» نوشت: «اگر فردا سه خبر را درباره من شنیدید تعجب نکنید. 1- نبوی خودکشی کرد 2- نبوی با هواپیما به ایران برگشت چرا که اصلا برایم مهم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد و هر کجا باشم زندگی به مراتب بهتر از این شرایط است. 3- از کثرت خوردن مشروب، که این روزها بهترین پناه سرخوردگی هاست، کلیه ها و کبدم از کار افتاده و جان به جان آفرین تسلیم کرده ام.»

اکبر گنجی نیز از تماس خود با یکی از خبرنگاران داخلی گفته است و تصریح می کند: «به او گفتم در شرایط سختی به سر می برم و دارم دیوانه می شوم. هفت ماه است که در اینجا هر شب را در خانه یکی از آشنایان سپری می کنم و نمی دانم باید به کجا بروم. در اینجا هیچ کس دیگر مرا تحویل نمی گیرد. موجودی حسابم رو به پایان است و اگر نتوانم به ایران بازگردم روزهای سخت تری پیش روی دارم.»

همچنین مسعود بهنود در توصیف خود و همسرش در لندن می گوید: «من و همسرم روزانه 16 ساعت کار می کنیم تا بتوانیم در پایان هر ماه هزینه خورد و خوراکمان را تامین کنیم. ما در اینجا در خانه ای که بیشتر شبیه بیغوله است زندگی می کنیم و هر چه در می آوریم هم باید برای اجاره آن بپردازیم و با توجه به این همه کار، دیگر چیزی برایمان باقی نمی ماند.»

حکایت فریبا داودی مهاجر از دیگر آرتیست های روزنامه های تجدید نظرطلب هم شنیدنی است. وی که به صورت غیرقانونی و به قصد پناهندگی به آمریکا رفته است، در وضعیت نامناسبی به سر می برد. داودی مهاجر که برای پیوستن به علی افشاری داماد خود و هانیه بختیار دخترش به آمریکا رفته، پس از ناکامی در گرفتن ویزای اقامت برای خود و سپس انتقال همسر و فرزندانش به آمریکا، در وضعیت نامساعد روحی و روانی به سر می برد به گونه ای که به صراحت گفته است: «برنامه های زیادی برای آینده داشتم اما با این وضعیت که مرا در تنگنا قرار داده اند، همه رویاهایم برباد رفته است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات