رسانهها به لحاظ وظیفه و اخلاق شغلى خود، علىالقاعده باید اطلاعات و اخبار صحیح و موثق را به گونهاى صحیح در اختیار مخاطبین قرار دهند. رسانهها همچنین به این عنوان که حوزه عمومى جامعه را تشکیل مىدهند، موظفند پلى میان مسئولین و مردم باشند، مطالبات حقیقى مردم را تشخیص داده، به مسئولین انتقال دهند و به سرانجام مطلوب رسیدن آنها را پیگیرى نمایند. همچنین باید مردم را از کم و کیف عملکرد مسئولین و اوضاع و شرایطى که در پشت پرده سیاست داخلى و خارجى وجود دارد و محدودیتها، فرصتها، تهدیدها و ضعف و قوتهاى حوزه سیاستگذارى را آنچنان که هست به مردم بنمایانند. بدیهى است که رشد اطلاعات و دانایى مردم، از آنها موجوداتى مسئولیت پذیرتر، مصممتر، منتقدتر و مالاًمطلوبتر مىسازد.
روزنامه اعتماد ملی، ظاهرا در پى به انجام رساندن وظیفه فوقالذکر به ذکر خبرى در صفحه اول خود پرداخته است. این خبر که در کنار تیتر یک روزنامه به چاپ رسیده است، چنین تیتر خورده است: «خروج ایران از بازار اروپا» (1.) اصل این خبر، برگرفته از سخن مدیر کل CIS آمریکا و اروپاى وزارت بازرگانی، آقاى عبدالحمید اسدیان است. ایشان با اشاره به اعمال تحریمهاى مختلف علیه ایران، آن را در موضوع صادرات ایران تاثیرگذار دانسته است. وى پیشبینى کرده است حجم صادرات ایران به کشورهاى اروپایى رشد نکرده، بلکه حتى تا پایان سالجارى کاهش نیز بیابد. این خبر در ادامه گوشزد مىکند که «زنگ خطر کارشناسان در مورد سقوط صادرات و واردات ایران و اروپا با آواى بلندترى به صدا در آمده است.» عباراتى از این دست، بىطرف و خنثى بودن خبر را زیر سوال مىبرند و بدان رنگ و لعاب مخالفت و انتقاد علیه سیاست خارجى و بینالمللى دولت نهم مىبخشد. همچنین این خبر در ابتدا مىنویسد: «اعتراف به تاثیرات روزافزون تحریمهاى یکجانبه علیه ایران این بار از زبان مسئولان دولتى هم شنیده مىشود....» استعمال و به کار بردن واژه «اعتراف»، نوعى بار منفى و اعتراضى دارد؛ یعنى اشتباه یا ضعفى در کار دولت است که هم اکنون سرانجام بدان اعتراف کرده است.
شکى نیست که ایستادگى مردم ایران علیه استکبار و چپاول ثروتهاى ملى توسط بیگانگان در طول تاریخ، همواره با هزینههایى همراه بوده است، اما هر بار که ایستادگى به نحو کامل و ثمربخشى انجام شده است، هزینههایى که مردم پرداختهاند، هر چند هزینههاى بزرگى بوده باشد، در برابر منافع و عوایدى که دریافت داشتهاند بسیار ناچیز بوده است. مطلع کردن به موقع مردم، همراه با رعایت ظرافتهاى خبررسانی، خالى از ثمرات مفید نیست، زیرا مردم آگاهانه خود را براى مبارزه آماده مىکنند و روحیه ایستادگى خود را تقویت مىنمایند. اما آنچه بسیار حائز اهمیت است، آن است که مردم باید از منافعى که در قبال پرداخت هزینهها عایدشان خواهد شد نیز باخبر شوند. اگر آنها دائما به طور صرف با اطلاعاتى راجع به هزینههاى مقاومت خویش بمباران شوند، دیر یا زود ممکن است نیروى مقاومت را از دست بدهند و عطاى آن را به لقایش ببخشند. چنین وضعیتى را باید فریب دادن مردم تلقى کرد، نه اطلاعرسانی.
انرژى هستهای، غایتى بس عظیم و هدفى بس بزرگ است که جز با عزمى ملى به دست نمىآید. اگر بخواهیم کشورى غنى و ثروتمند را در آینده رقم بزنیم، باید اندکى حوصله کنیم، مقدارى سختى و رنج را بر خود هموار سازیم، شاهد از دست رفتن برخى منافع موقت باشیم، فشارها را به جان بخریم. قطعا بدون تلاش و پشتکار و تحمل مشقات، نمىتوان به قله موفقیت ارتقا یافت. اگر هزینههاى کنونى را بنگریم و نگاه حزم و دوراندیشى را کنار بگذاریم، آیا نسل آینده، ما را ملامت نخواهد کرد؟ اگر پاسخ مثبت است، باید در قلم، گفتار، سخنرانىها و مقالات خویش نگرشى دوباره نماییم.
در این برهه حساس زمانی، باید مردم را امیدوار و مصمم نگاه داشت؛ نه بدین معنى که به خلاف واقع، همه امور را خوب و مثبت و به نفع ایران نشان دهیم و واقعیات را مکتوم نگه داریم. ما باید مردم را از کید دشمنان و صدماتى که به ما وارد مىکنند به گونه درست باخبر سازیم، منتها نه با لحن مایوسانه. باید در کنار صدماتى که از دشمنان خوردهایم، امتیازاتى را که در پیشرو داریم و موائدى را که در برابرمان گشوده خواهد شد براى مردم تشریح کنیم و آنان را در راهى که انتخاب کردهاند مصممتر سازیم.
پىنوشت:
1- دوشنبه 14 آبان 1386، شماره 502، ص1 .