کیهان؛ دکتر مجید گودرزی:برای تحلیل گران سیاسی هیچگونه تردیدی باقی نمی ماند که سخنان پاپ بندیکت شانزدهم، یک حلقه از زنجیره ای است که به مقابله فرهنگی، سیاسی و نظامی با جهان اسلام و تلاش برای رو در رو قرار دادن مسلمانان و مسیحیان می اندیشد.
اگر بخواهیم تمامی حوادثی را که در سال های اخیر و با سرعت بسیار زیاد توسط صهیونیسم بین الملل که هدف نهایی آن افروختن آتش جنگ و فتنه جهانی است، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم، در ابتدا بد نیست به این نکته بپردازیم که اصولاً آیا مبحث جهاد که در اسلام مطرح شده است. مختص اسلام است و یا در دین یهود و مسیحیت نیز به نحوی عنوان شده و از مشترکات ادیان الهی است؟ از طرف دیگر، آیا می توان قبول کرد دولت های غربی که خود را مدعی پیروی از تعالم حضرت مسیح«ع» و مدافع صلح و دموکراسی می دانند و مسلمانان را بدلیل پیروی از قرآن کریم و رسول مکرم اسلام«ص» در نقطه تقابل با این اندیشه خود قرار می دهند، به راستی از همه مفاهیم دین خود اطلاع دارند و آیا تمامی بخش های کتب مقدس آنان با صلح و دموکراسی غربی سرسازگاری دارد و یا خیر؟
بی شک اگر برخی از قسمت های تورات و انجیل را مورد بررسی قرار دهیم، روشن خواهد شد که واقعیت چیست و این کتب مقدس در مورد جنگ و خشونت و شمشیر و کشتن چه می گویند.
اما، بهتر است سخنان خود را با سؤالاتی از آقای پاپ مطرح و از او درخواست کنیم که اگر از آن طایفه ای نیست که حضرت مسیح«ع» در حق آنان فرموده است: «وای بر شما ای علمای دین، چون حقیقت را از مردم پنهان می کنید، نه خودتان آن را می پذیرید و نه می گذارید دیگران به آن ایمان بیاورند»، از سر صدق به این سؤالات پاسخ بگوید.
به نظر آقای پاپ، منظور حضرت مسیح (ع) از بیان این جمله خطاب به حواریون و پیروان خود که «اگر شمشیر ندارید، بهتر است لباس خود را بفروشید و شمشیری بخرید» 2 چه بوده است و اصولاً توصیه به خریدن شمشیر با چه هدفی درخواست شده است و مقدم دانستن آن بر لباس که ضروری ترین وسیله (پوشش) زندگی انسان هاست به چه معناست؟
چرا حضرت مسیح(ع) آمدن خود را نه تنها باعث صلح و آرامش نمی داند، بلکه می فرماید: «آیا تصور می کنید که آمدن من باعث صلح و آرامش مردم با یکدیگر می شود؟ نه، بخاطر من مردم با یکدیگر اختلاف پیدا خواهند کرد و خانواده ها از هم پاشیده خواهند شد. 3 آیا این بیان حضرت مسیح (ع) درتقابل با ادعای غرب مسیحی مبنی بر دفاع از صلح و آرامش قرارندارد؟
آیا ساده تر از این جمله درانجیل می توان یافت که فرمود
« هر که صلیب خود را برندارد و به دنبال من نیاید، نمی تواند شاگرد من باشد» 4آیا آقای پاپ صلیب خود را بردوش گرفته است و به جنگ مسلمانان آمده است، درحالی که سخن حضرت مسیح (ع) جهاد با یهودیانی بود که دعوت او را به سوی خداپرستی نمی پذیرفتند؟
برای روشن تر شدن ذهن جناب پاپ و آنانی که به هر مناسبتی سخنانی را ایراد می کنند و به نحوی اسلام را دین خشونت و غیرمنطبق با منطق و عقلانیت ارزیابی می کنند و پس از اعتراضات مسلمانان، دیگران را متهم به عدم درک صحیح از بیانات خود می نمایند و به اظهار تأسفی بسنده می کنند، لازم است این نکته را متذکر شویم که مسلمانان به هیچ وجه خواهان جنگ صلیبی نیستند و از آن استقبال نمی کنند و با ترفندهای سیاست بازان صهیونیست حاکم بر غرب و بخصوص هیئت حاکمه آمریکا نیز به خوبی آشنا هستند. و به خوبی با مبحث مبارزه با تروریسم و تلاش برای کشاندن پای رهبران مذهبی کلیسا به این جنگ طلبی ها نیز آشنایند.
هجوم فرهنگی و تبلیغاتی به اسلام و مطرح کردن آیاتی از جهاد نه تنها نقطه ضعف این آخرین دین الهی نیست، بلکه ما مفتخریم که با استفاده از این دستورالعمل ها می توانیم با ظلم و ستم مبارزه کنیم و ستمگران را منکوب نمائیم. بی شک، آیات جهاد در اسلام اصلاح کننده آیاتی است که در تورات و انجیل در باب جهاد و مبارزه وارد شده است. به عنوان نمونه اگر جناب پاپ، فارغ از هیاهوهای سیاسی، تنها کتاب و تورات فصل خروج را بخواند و بخش هایی از آن را که به عنوان نمونه متذکر می شویم مرور کند، خواهد دید که ایشان و کسانی که چون او می اندیشند، از مکتب و مذهبی حمایت می کنند که برخی قوانین آن نیاز به اصلاح توسط اسلام عزیز، این آخرین دین مبین الهی داشته است، بد نیست ایشان اگر در تورات دید «هرکس پدر یا مادر خود را لعنت کند، باید کشته شود»5 باید قضاوت کند که تا چه اندازه آن بر پایه منطق استوار است و تا چه اندازه با آزادی بیان که ایشان و غربی ها معتقد به پای بندی به آن هستند، همخوانی دارد و روشن کند که آیه «هر کس پدر یا مادرش را بزند، باید کشته شود»6 تا چه اندازه با حقوق بشر و قوانین جاری و ساری درغرب مطابقت دارد؟
به راستی کدام عقل سلیمی امروزه می پسندد که قانون «اگر گاوی سابقه شاخ زدن به کسی را دارد و صاحب آن در بستن او سهل انگاری کرده است و گاو کسی را شاخ زده است هم باید گاو را کشت و هم صاحب آن را سنگسار نمود.»7 با عقل و منطق و حقوق بشر و حقوق حیوانات در تضاد نیست!
آیا دستور حضرت موسی(ع) به قوم یهود که فرمود: «خداوند، خدای بنی اسرائیل می فرماید: شمشیر به کمر ببندید و از این سوی اردوگاه تا آنسویش بروید و برادر و دوست و همسایه خود را بکشید.»8 ناشی از فکر
خشونت طلب و دور از منطق حضرت موسی(ع) است و یا حکمت و مصلحت الهی در آن نهفته شده است که ما و آقای پاپ از آن بی خبریم؟
شاید آقای پاپ در دام صهیونیست ها آنچنان اسیر شده باشد که مجبور باشد بگوید: پیامبر اسلام(ص) جز خشونت چیزی برای جهانیان به ارمغان نیاورده است، اما ما مسلمانان هیچگاه به خود اجازه نمی دهیم با توجه به مطالبی که مطرح شد چنین حرفی را در مورد حضرت عیسی(ع) به زبان خود جاری سازیم زیرا، اصولاً انبیاء(ع) را معصوم و مصون از گناه و اشتباه می دانیم، تا چه برسد به اینکه به خود جرأت اهانت به ساحت مقدس ایشان را بدهیم.
اگر بازیگران پشت پرده سخنان جناب پاپ قصد تحریک مسیحیان و بسیج آنان علیه مسلمانان را هم داشته باشند باید گفت:
امروزه در دنیای غرب، اینگونه سخنان به هیچ وجه نمی تواند مسیحیان را علیه اسلام و مسلمانان آنقدر تحریک نماید که حاضر باشند برای حرف های یک رهبر مسیحی از جان خود بگذرند، چرا که انسان اومانیستی غربی که تنها به فکر معیشت، رفاه و زندگی شخصی خویش است، با این گونه سخنان بسیج نمی شود و به خیابان ها نمی آید تا علیه اسلام شعار دهد. بی شک، نظریه پردازان جنگ تمدن ها که امروزه مصرانه در تلاشند تا پای مذهب مسیحیت و مسیحیان و برخی رهبران آنها را به صحنه عملی علیه مسلمانان بکشند، باید بدانند که انسان سکولار غربی اگر هم باور دینی داشته باشد، ایمان به مسیح (ع) را تنها در قلب خود دارد و حاضر نخواهد شد که چون مسلمانان از جان و مال و هستی خود در راه عقیده خویش بگذرد.
فرار سربازان صهیونیست در جبهه های نبرد با جوانان غیرتمند حزب الله و شکست خفت بار ارتش رژیم صهیونیستی در برابر چند مبارز مسلمان لبنانی، خود گویای این مدعاست که امروزه کسانی را که قائل به مقاومت در برابر تجاوز و دفاع از کرامت های انسانی و مبارزه با ظلم و ستم هستند، نمی توان با تروریست نامیدن و یا حمله به باورهای دینی آنان، مجبور نمود از مکتب الهی خویش دست بردارند و یا اسلام سیاسی بدون مقاومت را بپذیرند و یا با مرعوب شدن در برابر تهاجم فرهنگی و سیاسی و نظامی دشمنان، مجبور شوند برخی از آیات الهی موجود در قرآن را که در زمینه جهاد با ستمگران و ظالمان آمده است، به گونه ای تفسیر نمایند که برای غرب خوشایند باشد.
بی شک، تا ظلم و ستم وجود دارد، مبارزه و مقاومت هم امری عقلانی و بدیهی است و تا مبارزه هست، تمامی انسان های آزاده اعم از مسلمان و مسیحی حضور خواهند داشت و اظهارات آقای پاپ و توطئه هایی که در آینده از این نوع به وقوع خواهد پیوست بدون تردید سبب نخواهد شد که مسلمانان و مسیحیان با یکدیگر به نبرد برخیزند، بلکه برعکس، سبب روشن تر شدن اوضاع و آشکار شدن چهره های پنهان و نامرئی خواهد شد که بر طبل جنگ می کوبند، همانانی که مجبور شدند شخصیت مذهبی بزرگی چون پاپ را خرج مطامع سیاسی خود کنند و در نزد مسلمانان و مسیحیان آزاده از او چهره ای ناآگاه و دست پرورده سیاست بازان بسازند و او را وادار به چنین اظهارنظراتی در خصوص اسلام و پیامبر بزرگوار آن (ص) نمایند.
خوشبختانه نیاز به یک شوک سیاسی برای اتحاد دوباره جهان اسلام و بیداری مسیحیان روشن ضمیر در جهان، بسیار احساس می شد و جناب پاپ زحمت این کار را کشیدند که از این بابت باید از ایشان تشکر کنیم! اما به ایشان توصیه می کنیم که در آینده بهتر است برای هرگونه اظهارنظری در مورد اسلام، نخست تورات و انجیل خود را مرور نماید و سپس با درک صحیح از اسلام ناب محمدی (ص)، به بیان دیدگاه های خویش بپردازد. البته، در خوش بینانه ترین حالت باید گفت که ایشان هم در زنجیره حرکت اسلام ستیزی صهیونیسم بین الملل و آمریکای جنایتکار قرار گرفته است.
پی نوشت ها:
1- انجیل لوقا، فصل 11، بند .52
2- انجیل لوقا، فصل 22 بند .37
3- انجیل لوقا، فصل 12، بند 52و .51
4- انجیل لوقا، فصل 14، بند .28
5- تورات، کتاب خروج، فصل 21، بند .17
6- تورات، کتاب خروج، فصل 21، بند .15
7- تورات، کتاب خروج، فصل 21، بندهای 28 تا .30
8- تورات، کتاب خروج، فصل 32، بند .28