صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۶ - ۱۱:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۵۴۳۵

قدرتى به نام حزب‌الله / حسن بیگدلی


زبگنیو برژینسکی، مشاور اسبق شوراى امنیت ملى آمریکا مطلب فوق را در کوران نبرد سال گذشته حزب‌الله با رژیم صهیونیستى عنوان نمود که در روزنامه دارالخلیج چاپ امارات متحده عربى آن را منتشر و بازتاب وسیعى را در پى داشت.

وى در این زمینه مى‌گوید:‌ “از نظر من اگر دولت‌هاى عربى بتوانند مثل حزب‌الله عمل کنند از احترام بیشترى برخوردار خواهند بود، اما این کشورها نمى‌دانند که چطور باجدیت مبارزه کنند و نمى‌دانند، که چطور با جدیت صحبت کنند.”

سال گذشته نبردى سخت و نابرابر منطقه ناآرام و بى‌ثبات خاورمیانه را دستخوش حوادث و تبعات بسیارى نمود که شگفتى‌ حاصل از آن بهت و حیرت تحلیلگران سیاست و استراتژیست‌هاى جهانى را در پى داشت.

خاورمیانه به لحاظ موقعیت استراتژیکى و ژئوپلیتیکى همواره محل تلاقى منافع و منازعه قدرت‌هاى جهانى و منطقه‌اى بوده است، در این میان کشور کوچک لبنان اهمیت مضاعف دارد و آن مجاورت با رژیم نامشروع اسرائیل است.

رژیمى که مولود نامشروع قدرت و ثروت بوده و بیش از نیم‌قرن است که سعى در تحمیل خود به منطقه دارد.

از همین رو تحولات این خطه از درجه حساسیت بالایى در میان ملل عرب و اسلامى برخوردار است.

بعد از شکست‌هاى پیاپى اعراب در نبردهاى مختلف با اسرائیل که افول پان عربیسم و ناصریسم را در پى داشت، انگاره‌اى غلط در حال شکل‌گیرى بود، مبنى بر اینکه اسرائیل واقعیتى است شکست‌ناپذیر و به هر صورت باید با این واقعیت تلخ کنار آمد.

اما مقاومت دلیرانه حزب‌الله تمامى معادلات و محاسبات و انگاره‌هاى تلقینى از طرف صهیونیسم جهانى را نقش بر آب نمود.

یکى از دستاوردهاى این پیروزى استراتژیک را مى‌توان به گزارش کمیته وینوگراد ارتباط داد. روزنامه صهیونیستى جروز آلم پست و شبکه 10 تلویزیونى روستر اسرائیل بخش‌هایى از گزارش وینوگراد را این چنین منتشر نمودند:

“ایهود اولمرت نخست‌وزیر، عمیر پرتز وزیر جنگ و دان حالوتس رئیس سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل مسئول شکست این رژیم از مبارزان حزب‌الله در جنگ سى و سه روزه تابستان گذشته مى‌باشند.”

وینوگراد در گزارش خود اولمرت را مسئول اصلى شکست جنگ معرفى و در مورد عملکرد وى این گونه نتیجه‌گیرى کرده است: اولمرت در جنگ لبنان نقش یک رهبر منفعل زیرنفوذ ارتش را ایفا کرد و مسئولیت اداره جنگ را به ارتش واگذار کرد در حالى که طبق قانون مسئولیت اداره جنگ برعهده شخص نخست‌وزیر بود.

کمیته مزبور عملکرد پرتز را این‌گونه جمع‌بندى کرده است: پرتز اصلا لیاقت تصدى پست وزارت جنگ را نداشت و به علت بى‌بهره بودن از دانش قانونى در زمینه امنیتی، قادر به انجام وظیفه در قبال جنگ نبود.

نظر کمیته مذکور در خصوص حالوتس نیز بر این مبناست: حالوتس حملات موشکى (کاتیوشا) حزب‌الله به شهرهاى شمالى اسرائیل را جدى نگرفت و در هیچ برهه‌اى از جنگ یک برنامه مشخص براى مقابله با این حملات ارائه نکرد. کمیته وینوگراد، کمیته تحقیق و بررسى براى مشخص کردن دلایل شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه لبنان است که البته هنوز گزارش نهایى خود را ارائه ننموده است و پیش‌بینى مى‌شود که با ارائه گزارش نهایى این کمیته در تابستان سال‌جارى موقعیت سیاسى ایهود اولمرت به شدت دچار مخاطره شده و در سراشیبى سقوط قرار گیرد.

نکته بسیار با اهمیت درخصوص این گزارش آن است که رژیم غاصب اسرائیل بعد از پایان جنگ در ادامه عملیات روایتى تا با استفاده از قدرت رسانه‌اى صهیونیست جهانى بسیار تلاش نمود که خود را پیروز میدان و حزب‌‌الله را طرف شکست خورده معرفى نماید ولى با فروکش کردن فضاى روانى و موج‌هاى مصنوعى ساخته و پردخته کارشناسان اتاق جنگ روانى واقعیت دیگر قابل کتمان نبود و اسرائیل “جرم” واژه “شکست” را بیش از یکصدبار در گزارش کمیته وینوگراد گنجاند، آنچه بر فضاحت این شکست ذلت‌بار بیشتر مى‌افزاید موقعیت سیاسى اسرائیل صرف‌نظر از وضعیت نظامى این رژیم مى‌باشد.

براى اولین بار اسرائیل جنگى را تجربه مى‌نمود که نه تنها با سکوت دول عربى همراه بود، بلکه براساس مستندات متقن با حمایت‌ها و سیگنال‌هاى مثبت آنها تحت لواى سکوت معنادار و جهت‌دار نهادهاى بین‌‌المللى على‌الخصوص سازمان ملل و شوراى امنیت همراه بود.

گویا همه دنیا دست به دست هم داده بودند که این شجره طیبه را از میان بردارند آن گونه که در تجربه جنگ‌هاى اسرائیل با لبنان ملاحظه مى‌شود اصولا نبردى کوتاه مدت بوده و سریعا با دخالت مجامع بین‌المللى و قدرت‌هاى منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى فیصله پیدا نموده است. ولى در این جنگ یا خرق عادت، تبانى شرم‌آورى میان غرب و دول عرب و نهادهاى بین‌المللى بویژه شوراى امنیت برقرار بود که کار حزب‌الله را به خیال باطلشان یکسره نموده و کمربند صلح و امنیت را براى اسرائیل به ارمغان آورد.

ولى در کمال ناباورى جهانیان شاهد این سونامى نظامى و سیاسى بودند و اسرائیل على ر‌غم برخوردارى از این عقبه وسیع سیاسی، دیپلماتیک و نظامى نتوانست استراتژى رایس را در تحقق خاورمیانه جدید تعبیر نماید و تحت فشار افکار عمومى ملل آزاده و ضربات مرگبار مقاومت تن به ذلتى تاریخى داد و با پذیرش قطعنامه دیرهنگام 1701 شوراى امنیت از تحقق اهداف خود که نابودى حزب‌الله و آزادى دو اسیر در بند این جنبش بود بازماند.

اکنون حزب‌الله تبدیل به یک بازیگر قدرتمند منطقه‌اى گردیده و در قلوب میلیون‌ها انسان آزاده جاى دارد، بعد از این هرگونه تحول و نظریه‌پردازى پیرامون ایجاد تغییرات و سیاستگذارى منطقه‌اى قدرت‌هاى درونى و بیرونى خاورمیانه، مى‌بایست با لحاظ عنصرى قوى و کارآمد به نام مقاومت اسلامى در لبنان صورت پذیرد و پر واضح است که نتیجه لحاظ ننمودن این واقعیت فرجامى جز شکست و هزیمت براى جریان سلطه به دنبال نخواهد آورد.

حزب‌‌الله امروز قوى‌ترى از جنگ سى و سه روزه و با اعتماد به نفس بالاتر از صحنه لبنان و معادلات منطقه‌اى نقش پررنگ و تعیین کننده دارد، حضورى که به اعتراف دوست و دشمن مبتنى بر مشروعیت بالاى مردمى است. و قطعا همین مولفه یکى از عوامل قدرت روزافزون آن بوده و دشمنانش را همواره در رسیدن به اهداف پلیدشان ناکام و مضمحل نموده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات