بسم الله الرحمن الرحیم
طی روزهای اخیر مسائل جدیدی رخ داده که مرتبط با پرونده فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران است و می تواند بطور مستقیم و غیرمستقیم عوامل مثبت و منفی تاثیرگذار براین مسئله را فهرست کند.
1 ـ محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران صحه گذاشت و تصریح کرد که هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات ادعای غیرصلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران وجود ندارد.
2 ـ اظهارات البرادعی خشم آمریکا و صهیونیست ها را برانگیخت و « شائول موفاز » معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی البرادعی را متهم ساخت که گویا چشمان خود را برروی آنچه وی آنرا « بلندپروازیهای اتمی جمهوری اسلامی ایران می خواند » بسته است .
« موفاز » خواستار برکناری البرادعی شد و ادعا کرد سیاستهای وی صلح جهانی را به خطر می اندازد و بخاطر رفتار غیرمسولانه اش باید علیه وی اعلام جرم کرد!
اظهارات « موفاز » با توجه به اینکه اساسا رژیم صهیونیستی عضو « ان . پی . تی » نیست و تاکنون حاضر نشده مفاد « ان .پی .تی » را بپذیرد بیشتر باعث تعجب می شود بویژه آنکه اسرائیل علیرغم دارا بودن ظرفیت های اتمی با مقاصد نظامی هرگز به ناظران و بازرسان آژانس اجازه بازدید از تاسیسات اتمی خود را نداده است و مشخصا در جریان سفر البرادعی به فلسطین اشغالی زمان حضور وی را به دید و بازدیدهای سیاسی تلف کرد و به وی اجازه بازدید از مراکز اتمی خود را نداد.
اکنون صهیونیست ها به تدریج نقش و ماهیت خود را در ماجرای جنجالهای سیاسی ـ تبلیغاتی پیرامون فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران آشکارا ثابت می کنند که در واقع نیروی محرکه در پشت جنجالهای سالهای اخیر فقط صهیونیست ها بوده اند.
3 ـ موضوع جالب در این باره اینست که اعضای « ان . پی . تی » و کشورهای موثر در آژانس بجز آمریکا نظر دیگری دارند ولی فقط آمریکا آنهم به تحریک صهیونیست ها موضع خصومت و دشمنی با ایران را برگزیده اند و با انتخاب رفتاری کینه توزانه سعی دارند ایران را در مقابل دنیا معرفی کنند و حال آنکه در عمل ثابت شده است که این آمریکاست که در این مقوله منزوی شده و در مقابل دنیا قرار گرفته است .
« لاورف » وزیرخارجه روسیه اخیرا تصریح نمود که فقط آمریکا با فعالیتهای صلح آمیز ایران مخالف است و سایر کشورها در این زمینه موضع دیگری دارند.
آنچه در این میان اهمیت دارد اینست که نقش تحریک آمیز رژیم صهیونیستی در این مقوله تدریجا علنی و سئوال برانگیزتر از گذشته شده است . پس از سفر « ولادیمیر پوتین » به تهران و اظهارات وی در قبال فعالیتهای صلح آمیز ایران بلافاصله « ایهود اولمرت » نخست وزیر کینه توز رژیم صهیونیستی با سفر شتابزده به مسکو سعی کرد پوتین را از منطق گرائی باز دارد و وی را با صهیونیست ها در دشمنی با ایران همراه سازد. البته آن سفر پرشتاب واصرارهای جنون آمیز اولمرت به جائی نرسید و نخست وزیر اسرائیل هرچه بیشتر سماجت به خرج داد کمتر به نتیجه رسید.
صهیونیست ها پس از نومیدی از مواضع پوتین تلاش کردند بلکه یکبار دیگر با تحریک آمریکا به تغییر آرایش سیاسی ـ تبلیغاتی علیه ایران بپردازند. رفتار شتابزده و تصمیمات بی منطق واشنگتن در معرفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعنوان یک تشکل تروریستی ! نیز نتوانست کمکی به اهداف صهیونیست ها کند. چرا که در میدان عمل ابعاد انزوای سیاسی آمریکا در سطح جهانی را به نمایش در آورد و نشان داد که در واشنگتن هیچکس کمترین امیدی به موفقیت طرحهای ضد ایرانی آمریکا ندارد و تکروی یگانه راهکار باقیمانده پیش روی رهبران واشنگتن ارزیابی می شود. تفاوت جدی شرایط کنونی با اوضاع گذشته ارزیابی می شود. تفاوت جدی شرایط کنونی با اوضاع گذشته اینست که در جمع 1 +5 هیچ کشوری حاضر نیست با واشنگتن همصدا شود و رفتار خصمانه و فشارهای بی دلیل علیه ایران را تایید کند. سخنان صریح « لاوروف » در مقطع کنونی و درست در آستانه انتشار گزارش البرادعی بدین معنی است که مسکو دیگر حاضر به همراهی ضمنی با آمریکا در این مقوله نیست .
در چنین شرایطی سخنان یاس آلود و درعین حال کینه توزانه « جان بولتون » یکی از جنگ طلب ترین عناصر نومحافظه کار آمریکا که حرفهایش حتی در میان طیف همفکرانش هم بی طرفدار مانده می تواند سرخوردگی نومحافظه کاران در این مقوله را برملا کند. بولتون اخیرا از تیم دستیاران بوش بخاطر کوتاهی و تعلل در متقاعد کردن اروپا به تحریم ایران و عدم تلاش برای تغییر نظام ایران انتقاد و سیاستهای آمریکا را تاکنون شکست خورده معرفی کرد و حتی ارزیابی مایوسانه ای از آینده را ترسیم نمود که سیاستهای آینده نیز محکوم به شکست و ناکامی است بطوریکه حتی اگر قطعنامه ای هم صادر شود چیزی را تغییر نخواهد داد.
با در نظر گرفتن تاثیرات لابی صهیونیستی بر نومحافظه کاران و مشخصا جان بولتون که اواخر ماموریتش در سازمان ملل بعنوان « سخنگوی رژیم صهیونیستی » شناخته می شد اظهارات و خشم اخیر بولتون را بایستی به عنوان پس لرزه های ناشی از خشم صهیونیست ها واحساس ناکامی آنها از شکست فعالیتهای چند ساله علیه فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران ارزیابی کرد.
4 ـ موضوع مهم دیگر در این مقوله ورود اتحادیه عرب و چهره های شاخص اعراب در دفاع و حمایت از مواضع و دیدگاههای محمد البرادعی است .
« عمروموسی » دبیرکل اتحادیه عرب حمله اخیر مقامات ارشد صهیونیستی به مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی را به شدت محکوم کرد و برنامه های هسته ای رژیم صهیونیستی را تهدیدی برای ثبات و امنیت منطقه ارزیابی نمود. فراموش نکنیم که معمولا کشورهای عربی و نهادهای بین الملل عرب در مقولات مرتبط با ایران سعی داشتند از موضع سکوت رفتار کنند و دیدگاهی در این زمینه ابراز نکنند با اینحال اظهارات « شائول موفاز » علیه البرادعی باعث واکنش تند دنیای عرب شد و موضوع تهدیدات و خطرات اتمی اسرائیل علیه منطقه را در صدر مسائل منطقه مطرح ساخت .
بدین ترتیب به نظر می رسد صهیونیست ها با این مواضع « موفاز » دومین اشتباه در محاسبه را در طی مدت کوتاهی تجربه کرده اند.
پیش از این نیز « ایهود اولمرت » با سفر شتابزده به مسکو سعی کرد نقش آفرینی رژیم صهیونیستی را به رخ بکشد ولی با دست خالی بازگشت و به اعتراف وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی باعث شرمساری صهیونیست ها شد که از آن بایستی به عنوان « شکست سخت دیپلماتیک » رژیم صهیونیستی یاد کرد.
ناگفته پیداست که ناکامیهای امروز آمریکا و بویژه انزوای سیاسی روزافزون واشنگتن در ماجرای مقابله با فعالیتهای صلح آمیز اتمی ایران را هم بایستی به حساب ناکامی صهیونیست ها گذاشت و در واقع آمریکا بخاطر دنباله روی از سیاستهای صهیونیستی مستحق چنین شرمساری و شکستی بوده و هست . با در نظر گرفتن اینکه حتی در محافل آمریکائی هم دیدگاه یکسانی در قبال فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران وجود ندارد در واقع صهیونیست ها آمریکا را نیز در این مقوله به بن بست کشانده و دچار سردرگمی کرده اند.
این موضوع مهمی است که رژیم صهیونیستی به عنوان یک رژیم نژادپرست و اشغالگر در عین برخورداری از 200 کلاهک اتمی عضو « ان . پی . تی » نیست ولی برای آژانس بین المللی انرژی اتمی تعیین تکلیف می کند که مدیر کل آژانس بخاطر اعلام نتایج جمع بندی تحقیقات چند ساله درباره عضوی از « ان . پی . تی » بایستی برکنار شود. این جمله به تنهائی می تواند و بایستی بتواند ماهیت غیراصولی مناسبات بین المللی را به اثبات برساند.