صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۸۶ - ۱۳:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۵۵۱۶

نقدشویم عقب نمانیم / حمیده احمدیان راد


وقتى انتقاد کوچکى از او مى شود، قلبش به تپش مى افتد و فشارخونش بالا مى رود. دائم سعى مى کند به هر شیوه ممکن جواب منتقد را بدهد و در این مسیر از دعوا و یا تهمت زدن و حتى برخورد فیزیکى هم رویگردان نیست. در مقابل به بدترین شکل ممکن طرفش را مى کوبد و اسم آن را انتقاد مى گذارد و وقتى طرفش درصدد پاسخگویى برمى آید، مى گوید که انتقادپذیر نیست. او در این مواقع این ضرب المثل را به فراموشى مى سپرد که «یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران.»

هیچ کس نمى تواند ادعا کند که حق را به تمامى در اختیار دارد و دیگرى کاملاً از آن بى بهره است. هر فرد و هر جامعه اى که به این اصل فلسفى معتقد باشد، به اصل مترقى نقد پایبند است. اگر ما نقدهاى دیگران را برنتابیم، باید مطمئن باشیم که خودمان از پویایى لازم برخوردار نخواهیم شد و اگر در جامعه اى برنتابیدن نقد دیگران تبدیل به فرهنگ آن جامعه شده باشد، آن جامعه کارش به تحجر و پسرفت مى کشد.

نقدگریزى و عقب ماندگى

بسیارى عقیده دارند در کشور ما چندان فرهنگ نقدپذیرى وجود ندارد. نداشتن فرهنگ نقدپذیرى هم منحصر به توده مردم نیست. به عبارتى حتى نخبگان و روشنفکران را هم شامل مى شود.

تنها کافى است سرى به بعضى از وبلاگ ها بزنیم. یکى دیگرى را نقد مى کند. دیگرى جواب او را به تندى مى دهد. نفر اول این جواب را تحمل نمى کند و اختیارش را از دست مى دهد و این بار پایش را از دایره نقد فراتر مى گذارد و به طرف دیگر تهمت مى زند و در نهایت کار به تهمت زدن و بردن آبروى دیگرى مى انجامد. چنین رفتارى در جامعه اى که فرهنگ نقدپذیرى ندارد، طبیعى قلمداد مى شود و باید آن را تحمل کرد تا جامعه راه خود را بیابد و شیوه هاى نقد صحیح را بیاموزد.

در یک شبکه تلویزیونى عربى برنامه ویژه اى وجود دارد که در آن کارشناسان جمع مى شوند وبه انتقاد از مسائل روز و دیدگاه هاى دیگرى مى پردازند. گاهى در این برنامه کار بالا مى گیرد و حتى به بد و بیراه گفتن و جنجال مى انجامد. اما سیاستگذاران این شبکه اعتقاد دارند که این نوع رفتار به خاطر سابقه تاریخى کشورهاى عربى طبیعى است و اعراب باید به تدریج شیوه درست نقد کردن را بیاموزند.

رؤیا نجم کارشناس ارشد جامعه شناسى مى گوید: «در جامعه ما چندان روحیه نقدپذیرى و فرهنگ نقد وجود ندارد. بسیارى احساس مى کنند کسى که آنها را نقد مى کند، منزلت شان را پائین مى آورد و در نتیجه بلافاصله در مقابل نقد موضع مى گیرند. در حالى که اگر افراد احساس کنند که انتقاد از آنها موجب مى شود خود را ارتقا دهند و در واقع نقد باعث کاهش منزلت شان نمى شود، به شکل بدبینانه به نقد نگاه نمى کنند. همین طور کسى یا جامعه اى که خود را بى نیاز از نقد احساس مى کند، قاعدتاً فکر مى کند که نقطه ضعفى ندارد و یا اهمیتى به پیشرفت و توسعه و پویایى خود نمى دهد و همین طرز فکر موجب رکود و انحطاط است. البته خود بزرگ بینى هم از آن دسته ویژگى هایى است که با نقد سر سازگارى ندارد.»

البته نقد لوازمى دارد. کسى که نقد مى کند نباید عقیده اش را غیر قابل تزلزل بداند و وجود روحیه صبر و تحمل و دادن حق اظهارنظر به دیگران نیز از شرایط ضرورى نقد است.

نجم مى گوید: «نقد باید مبتنى بر قضاوت منصفانه باشد. نقدى که براساس انصاف نباشد و یا براى عیب جویى باشد با واکنش مواجه مى شود و مانع پذیرش آن از سوى طرف مقابل مى شود. کسى که نقد مى کند باید نشان دهد که به دلیل تخریب و تضعیف طرف دیگر نقد نمى کند بلکه نیت او خیرخواهانه است. در حالى که به نظر مى رسد نقدهاى تخریبى و غیرمنصفانه در جامعه نوعى هراس زدگى نسبت به نقد به وجود آورده است.»

افزایش تحمل مدیران بلندپایه کشور نسبت به نقد، حتى نقدهاى تخریبى و غیرمنصفانه کمک خواهد کرد تا جامعه سرانجام شیوه هاى صحیح نقد را بیاموزد.

آنهایى که از نقد مى هراسند

مدیرى که نقدناپذیر است، مى تواند نتیجه تلاش کارکنانش را خنثى کند. یکى ازنشریات غربى به نقل از یک کارشناس علم مدیریت به کارکنان توصیه مى کند که در صورتى که مدیرشان خودش را برتر و عاقل تر از دیگران مى داند، به خواسته ها و نظرات دیگران توجه نمى کند و مى کوشد وضع موجود را حفظ کند، بهتر است شغل خود را تغییر دهند.

امیر تمدن کارشناس مدیریت مى گوید: «مدیر نقدناپذیر ویژگى هاى مشخصى دارد. او پله هاى ارتقاى مقام را به طور تدریجى نمى پیماید و براساس شایستگى و تخصص انتخاب نمى شود. در نتیجه به مجموعه تحت مدیریتش آشنایى ندارد. او براى کارش برنامه ندارد و طرح هاى غیرعلمى ارائه مى دهد که غالباً با شکست مواجه مى شود. در نتیجه بیشتر فعالیت هایش براساس آزمون و خطاست و گاهى هزینه هاى زیادى را به شرکت و یا محل مدیریتش تحمیل مى کند. در کشورهاى پیشرفته این قبیل مدیران به سرعت برکنار مى شوند. البته شرکتى که در این کشورها آنها را در استخدام دارد غالباً چند گزینه دارد که به جایشان قرار دهد. ولى از آنجایى که بسیارى از شرکت ها و دوایر ما چنین گزینه هایى را در اختیار ندارند، گاهى وقت ها شاهدیم که بحرانى در حوزه تحت مدیریت مدیر رخ مى دهد و مشخص مى شود که وى حوزه مدیریتش را نمى شناخته و به همین دلیل از سمتش خلع مى شود. ولى بى کفایتى مانع از آن نیست که وى در جاى دیگرى مدیر نشود. در این مواقع دوستى ها و یا اعتماد منطق خود را تحمیل مى کند. طبیعى است که مدیرى که از نقد مى ترسد، همین مدیر بى صلاحیت است. چون مى داند که اگر انتقادى مطرح شود بى برنامگى و سستى برنامه هایش مشخص مى شود. چنین مدیرى مى کوشد جلوى ورود افراد متخصص به دایره اش را بگیرد و براى این که موردنقد قرار نگیرد، به عملکردهاى ضعیف کارکنانش به دیده اغماض نگاه مى کند. چنین مدیرى شیوه هاى بهره گیرى درست از منابع مالى و انسانى را نمى داند و در نتیجه کیفیت کار را پائین آورده و هزینه ها را بالا مى برد. بى برنامگى این مدیر و درک ناقصش از کار، انگیزه هاى زیردستان را هم از بین مى برد. در این شرایط صحبت از بهره ورى ناچیز نیروى کار در کشور امرى طبیعى است.»

با این وصف توصیه مى شود که انتخاب و انتصاب براساس صلاحیت علمى و توان تخصصى مدیر باشد تا مشکل سوءمدیریت در شرکت و یا مرکزى که وى آن را مدیریت مى کند از بین برود.

کارشناسى که به دلیل سوءمدیریت کارش را رها کرده و به سازمان دیگرى رفته است مى گوید: «در بسیارى از مراکز و شرکت ها این وضع پیش بینى نشده که اگر مدیر در برابر آرا و انتقاد دیگران انعطاف نداشته باشد، چه باید کرد. به خاطر همین بعضى ازمدیران فکر مى کنند وقتى پست مدیریت دارند، حقى انحصارى و نامحدود دارند و هر فرمانى صادر مى کنند باید اجرا شود.»

مدت هاست ایده پاسخگویى مدیران به عنوان اصلى جدى مورد توجه قرار گرفته است. در صورتى که این ایده گسترش یابد و عملکرد مدیران باز هم به همان شکل صحیح و غیرتخریبى مورد بررسى و نقد قرار بگیرد، مى توان امیدوار بود که عصر مدیران خودمحور جایش را به مدیران پاسخگو بدهد. چنین مدیرانى نه تنها نسبت به ارباب رجوع خود را موظف به پاسخگویى مى بینند، بلکه از نقد همکاران و زیردستانشان هم نمى ترسند و آن را توطئه و تخطئه خود قلمداد نمى کنند. چنین روندى مشتریان و ارباب رجوع را راضى مى کند و به کارکنان انگیزه کار بیشترى مى دهد و سرانجام به بهبود خدمات، رضایت ارباب رجوع و مشترى و رضایت کارکنان مى انجامد و میزان بهره ورى را بالا مى برد.

رؤیا نجم ،کارشناس اجتماعى مى گوید: «فقدان روحیه نقدپذیرى در جامعه ما و در پى آن در مدیران ما موضوعى تاریخى است. در طول تاریخ ایران، مدیران خود را ملزم به پاسخگویى نمى دانسته اند و تنها مدت اندکى است که بحث لزوم پاسخگویى مدیران مطرح شده است و تا زمانى که این بحث نهادینه نشود، مدیر تصور مى کند که اگر نقد کسى را بپذیرد، در حق او بزرگوارى کرده. در حالى که این وظیفه مدیر است که نقد منصفانه را بپذیرد.»البته لازم است سازوکارهایى وجود داشته باشد که بتوان براساس آنها درستى عملکردها را تشخیص داد و نسبت به آنها واکنش مناسب نشان داد. به عنوان مثال مدیر هتلى که مى داند انتقاد مشترى موجب افزایش و یا کاهش امتیازات هتلش نمى شود، نسبت به این انتقادات عکس العملى نشان نمى دهد و در این صورت مشتریان همیشه ناراضى خواهند بود.

رسانه ها و آموزش فرهنگ نقد

نقد یکى از وظایف اصلى رسانه هاست. اگر رسانه ها نقد را به قصد بهبود امور انجام دهند، به منتقدى خوب تبدیل مى شوند. نقد شکافتن یک موضوع و بیان ویژگى هاى خوب و بد آن است و رسانه ها باید این موضوع را مدنظر داشته باشند.

رؤیا نجم مى گوید: «سابقه تاریخى و فرهنگ ما باعث شده در رسانه ها عده اى تلخ و خشن سخن بگویند و عده اى تنها به مدح بپردازند. در حالى که نقد هیچ کدام از اینها نیست و در این شرایط ما اصول نقد را رعایت نکرده ایم. در این صورت اگر فرهنگ نقدپذیرى هم در جامعه و مدیران وجود نداشته باشد، نقد کارکردش را از دست مى دهد.»کشور ما یک کشور در حال توسعه است. در چنین جامعه اى نقد منصفانه و درست مى تواند به پویایى جامعه منجر شود و سرعت تحولات مثبت را بیشتر کند. در ابتدا هر کس باید از خود شروع کند و هم تحملش را مقابل نقد افزایش دهد و هم بیاموزد که چگونه به شکل صحیح نقد کند. نظر و عقیده هر فرد هر قدر به نظر خودش صحیح باشد تا در بوته نقد قرار نگیرد، صحت و سقمش مشخص نمى شود. البته در این تحول فرهنگى میزان تحمل و شیوه رفتار متولیان امور هم بسیار تعیین کننده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات