گویا ناکامى سوسیال دموکراتها در نقاط مختلف اروپا ادامه دارد.در حالى که سوسیالیستها در آمریکاى لاتین به اصلى ترین جبهه پیروز این منطقه تبدیل شده اند،سوسیالیستها و سوسیال دموکراتهاى اروپایى بعضا به علت اتخاذ سیاستهایى تند و از سویى دیگر،به علت وجود بى برنامگى هاى حزبى و سیاسى در میان خود شکستهاى سختى را پذیرا شده اند.
راى دهندگان دانمارکى در انتخابات پارلمانى این کشور با انتخاب مجدد ائتلاف حاکم براى سومین دوره متوالی، از سیاستهاى اقتصادى و سخت گیرانه این حزب در خصوص مهاجرت حمایت کردند.
با شمارش 100 درصد آراء، نتایج غیر رسمى حاکى از این است که جناح راستگراى میانهروى حاکم 95 کرسى و حزب مخالف این کشور 84 کرسى از 179 کرسى پارلمان را به خود اختصاص دادهاند. در کرسىهاى کسب شده از سوى ائتلاف آندرس فوگ راسموسن، نخست وزیر دانمارک، پنج کرسى توسط حزب «اتحاد جدید» به رهبرى ناصر خادر، تبعه سورى الاصل دانمارکی، احراز شده است. بدون احتساب کرسىهاى حزب «اتحاد جدید» اکثریت جناح حاکم در پارلمان چندان قابل توجه نخواهد بود. حزب «اتحاد جدید» خواستار رفتار انسانىتر دولت دانمارک با مهاجران جویاى پناهندگى در دانمارک است. این حزب همچنین در تلاش براى کاهش نفوذ حزب ملى گراى مردمى دانمارک (متحد سنتى دولت) است که به اتخاذ مواضع سخت گیرانه علیه مهاجران بویژه مسلمانان معروف است.
فوگ راسموسن در جمع طرفداران شادمان حزب لیبرال اعلام نموده است که همه چیز حاکى از ایناست که دولت مىتواند به کارش ادامه دهد. وى انتخاب شدن دولت تحت امر لیبرالها براى سومین دوره پیاپى را یک پیروزى «تاریخی» خواند.
این در حالى است که هله کورنینگ شامیت، رهبر حزب سوسیال دموکرات چپگراى مخالف دانمارک نیز با چشمانى اشکبار طى سخنانى براى طرفداران خود به شکست حزباش اذعان کرد. او در این خصوص اعلام نموده است:
“ من قول دادم که آندرس فوگ راسموسن را شکست خواهم داد. متاسفانه این امر اتفاق نیفتاد، مردم دانمارک براى واگذار کردن مسئولیتها به ما به زمان بیشترى نیاز دارند”.
در نهایت اینکه شکستهاى سلسله وارد سوسیال دموکراتها در کشورهاى اروپایى نشان دهنده بى تدبیرى سران این احزاب است.مشخص نبودن برنامه هاى اقتصادی،رفاهی،سیا ست خارجى و فاکتورهاى دیگر این حزب تاکنون ضربه هاى شدیدى را بر بدنه آنها وارد ساخته است.از این رو به نظر مى رسد که سوسیال دموکراتها نیز مبرمى نسبت به بازتعریف خود در معادلات اروپا دارند.
هم اکنون شاهد هستیم که در دولت ائتلافى آلمان،سوسیال دموکراتها نقش بسیار کمرنگى دارند.ضعف داخلى این حزب سالهاست که به صورتى مزمن در آمده است.در زمان صدر اعظمى گرهارد شرودر،شاهد ایجاد شکافهایى عمده در میان سوسیال دموکراتهاى آلمان بودیم.در فرانسه سوسیالیستها شکستى سنگین را از راستگرایان پذیرفتند.سگولن رویال در این انتخابات بسیار جنجالى ظاهر شد و سعى نمود به هر نحو ممکن بر سارکوزى پیروز شود.اما مردم فرانسه سارکوزى افراطى را بر رویال بى برنامه ترجیح دادند.در نروژ نیز محبوبیت سوسیالیستها کاهش یافته است.
بازتعریف سوسیالیستها و سوسیال دموکراتهاى اروپا امر ساده اى نیست.این حقیقتى است که به راحتى مى توان آن را از درون مناسبات سیاسى و حزبى اروپا استنباط نمود.