صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۸۶ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۵۶۳۳
بصیرت ::

درباره انقلاب گل رز / محمد اسکندری


در چند هفته اخیر تنش ها در امور داخلى و خارجى گرجستان به شدت افزایش یافته است. میخائیل ساآکاشویلى رئیس جمهور گرجستان در این کشور پانزده روز وضعیت فوق العاده اعلام کرده است. فعالیت تمامى شبکه‌هاى تلویزیونى مستقل و ایستگاه هاى رادیویى به غیر از تلویزیون عمومى کشور، در طول 15 روز وضعیت فوق‌العاده متوقف شده است و این رسانه‌ها حق انتشار هیچ‌گونه اخبارى را ندارند. دراین چند روزه پلیس گرجستان به شدت با مخالفان برخورد کرده است به طورى که روزنامه «نیزاویسیمایا گازیه تا» نوشت دولت گرجستان به برخورد ملایم با اعتراضات گسترده مخالفان که تقریبا یک هفته ادامه داشت، خاتمه داد و بالاخره با گاز اشک آور، باتوم و ماشینهاى آبپاش به‌شدت به سرکوب ده‌ها هزار تظاهرکننده در روبروى ساختمان پارلمان این کشور در مرکز شهر تفلیس پرداخت.

وضعیت تفلیس به شدت بحرانى است و تبعات این بحران نه تنها در داخل این کشور بلکه در تمامى کشورهاى مشترک المنافع ، آسیاى مرکزى و قفقاز و همچنین در کشورهایى همچون اوکراین و صربستان و مونته‌نگرو که چندى پیش درآنها انقلاب هاى مخملى به وقوع پیوسته است مى تواند تاثیر گذار باشد.پیشامدهاى تفلیس از منظرهاى مختلفى قابل بررسى است.

1- پس از انقلاب “رز” در گرجستان سریال تیرگى در روابط مسکو- تفلیس شتابى روز افزون بر خود گرفت.روسیه که از دیرباز بر سر منطقه “آبخازى “ با گرجستان اختلاف داشت پس از اقدام ساآکاشولى رئیس جمهور این کشورمبنى بر اخراج نیروهاى حافظ صلح روسى از این منطقه خواستار قطع مناسبات سیاسى بین دو کشور شد.در این امر ابتدا تفلیس دست به کار شد و سه تن از دیپلمات هاى روسى را به اتهام جاسوسى و سرنگونى دولت گرجستان بازداشت و آنها را از خاک خود اخراج نمود . کاخ کرملین نیز در جواب به این اقدام دولت گرجستان سه تن از مقامات سیاسى ارشد سفارت گرجستان را به اتهام جاسوسى دستگیر و آنها را روانه تفلیس کرد.پس از آن میخائیل ساآکاشویلى در اظهارات خود تنش هاى موجود در گرجستان را متاثر از دخالت هاى سیاسى مسکو دانست.این در حالى بود که “سرگئى لاوروف” وزیر امور خارجه روسیه به شدت دخالت مسکو در امور داخلى گرجستان را رد کرد .البته چنین جبهه گیرى هایى از سوى مقامات گرجى در مقابل روسها قابل تامل است.باید دانست که اسفاده از چنین الفاظى توسط سران تفلیس جز در راستاى فرافکنى و شانه خالى کردن از بار مسئولیت بروز این گونه نارآمى ها نمى تواند باشد.در ضمن باید به این نکته نیزبذل توجه داشت که بهره بردارى از این راهبرد چیزى بیش از یک تقلید صرف و ناشیانه از پروسه هاى سیاسی- امنیتى دستگاه هاى اطلاعاتى کاخ سفید نیست که به صورتى مستمر در حال اجرا است. مقامات گرجستان در تازه ترین اظهار نظر خود با متهم کردن دوباره مسکو،‌ مدعى شده‌اند روسیه با هدف تحریک مناقشات داخلى در گرجستان، نیرو و تسلیحات نظامى به منطقه آبخازى وارد کرده است. این در حالى است که وزارت دفاع فدراسیون روسیه این اطلاعات را تکذیب کرده است. مقامات محلى آبخازى نیز ورود تجهیزات و نظامیان روسى به خاک این منطقه خودخوانده را تکذیب کرده اند.مسکو شرایط بدى را در این پارادایم سپرى مى کند.از یک سو روسیه باید مانع از برباد رفتن منافع خود در گرجستان شود و از سوى دیگر از طرف جامعه جهانى به دخالت در امور گرجستان متهم نشود.بنابراین سران روس استراتژى خود را مبتنى بر استفاده از فشار جامعه جهانى بنا کردند که اجراى این سیاست ملازم با هوچیگرى در مورد رخدادهاى تفلیس مى باشد. رئیس دوماى روسیه در تازه ترین اظهارنظر خود بر بحرانى بودن وضعیت تفلیس اشاره کرد و بیان داشت روسیه در قبال تحولات کشورهاى همسایه بى ‌تفاوت نیست و هشدار مى ‌دهد که بحران گرجستان، مى تواند عاملى براى شروع خونریزى در این کشور باشد.

2-هنگامى که ادوارد شوارد نادزه رئیس جمهور اسبق گرجستان دچار چالش ها و معضلاتى مشابه آنچه اکنون در داخل این کشور در جریان است شده بود غرب و على الخصوص آمریکا به پشتیبانى از مخالفین پرداخت و از هیچ کمکى نسبت به آنها دریغ نکرد تا آنجایى که رئیس جمهور منتخب مردم را از مسند حکومت عزل و توانست حکومتى دلپسند خود در این دیار مسقر کند.اما امروز جوامع غربى چشم خود را بر تحولات تفلیس بسته اند و هیچ گونه واکنشى نسبت به آن نشان نمى دهند.حتى رسانه هاى گروهى نیز حق انتشار اخبار را در مورد تحولات تفلیس ندارند.این امر از وجود دست هایى پنهان درآن سوى پرده حکایت دارد. انقلاب هاى مخملى که درچند دهه اخیر تعداد آنها به اوج خود رسیده است نمودى از دکترین سرنگونى حکومت هاست که به کمک نهاد هاى خود فروخته به غرب و با رهبرى دستگاه هاى اطلاعاتى آنها در لفافه انحطاط استبداد و روى کار آوردن حکومت ها دموکراتیک انجام مى شود.از جمله این انقلاب ها مى توان به تحرکات مخالفان در صربستان و مونته‌نگرو که موجب سقوط میلوسویچ شد ،در اکراین (انقلاب نارنجی)که موجبات سقوط ویکتور یانوکویچ را فراهم آورد و در قرقیزستان (انقلاب لاله) که موجب فرار عسکر آقایف شد، اشاره کرد.انقلاب “رز” در گرجستان را نیز مى توان در زمره همین انقلاب ها دانست.ایالات متحده توانست با هجمه رسانه اى عقاید و نظرات نهاد هاى اجتماعى گرجستان را از شرق به غرب منحرف سازد و انقلابى خودساخته را در این کشور پیاده و در این بین با کمک احزاب متمایل به غرب دست نشانده و تربیت شده خود را( ساآکاشولى مدرک حقوق خود را از دانشگاه کلمبیاى آمریکا و دکتراى علوم قضائى را از دانشگاه جرج ‌واشنگتن دریافت کرده است) بر گرجستان،این منطقه حساس و ژئوپولیتیک حاکم کند.پس از آن تمام تلاش واشنگتن در جهت حفظ تفلیس گمارده شد.گرجستان به عنوان یکى از پیشروان انقلاب هاى مخملى و نمایه اى براى جهانیان باید ماهیت خود را حفظ مى کرد تا بتواند توجیه وکارآمدى این انقلاب ها را به عرصه ظهور بگذارد. قراردادهاى تجارى و میلیون ها دلار کمک به اقتصاد این کشور گواهى بر این مدعا است .سفر اخیر”متیو برایز”، معاون وزیر امور خارجه آمریکا را نیز مى توان در همین راستا قلمداد کرد.برایز در سفرى که به تازگى به تفلیس داشت بیان کرد که آمریکا خواهان هرچه سریعتر ختم شدن غائله گرجستان است و از دولت این کشور مى خواهد تا هرچه سریعتر وضعیت فوق العاده در این کشور را لغو کند که البته این سیاست راهبردى است در راستاى حفظ موقعیت ساآکاشولى و احزاب غرب گرایى همچون دموکرات ها و جنبش ملى .

.3-در این برهه از زمان نقش مردم و نهادهاى اجتماعى از اهمیت شایانى برخودار است.احزاب گرجستان که اهم آنها عبارتند از: حزب راست جدید و حزب صنعت،جنبش ملى و دموکرات ها در این بازى بزرگ مى توانند نقش بسزایى را ایفا کنند.البته اکثر احزاب مخالف با نظام حاکم، خرده احزابى هستند که زیر چتر مخالف متحد قرار گرفته اند و توانسته اند سیل عظیمى از مردم را به خیابان ها گسیل کنند.اما این احزاب باید با درک اقتضائات پیرامون نقش خود را در این بازى حساس پر رنگ تر کنند و مانع از انقلاب رنگى دیگرى در کرجستان گردند.دسیسه ها و اقدامات کاخ سفید بیانگر این است که آمریکا متوجه مهره سوخته خود شده است.تغییر زمان انتخابات ریاست جمهورى از پنج سال به چهار سال و برگزارى انتخابات پیش از موعد ریاست جمهورى در پنجم ژانویه سال 2008 گواهى صادق بر این مدعى است. کاخ سفید قصد دارد با آرام کردن تنش ها در مقطعى کوتاه کشور را براى پذیرش نوع جدیدى از حکومت آمریکایى آماده کند.بنابراین تمام احزاب و ارگان هاى اجتماعى در داخل گرجستان نباید تن به انتخابات زودهنگام ریاست جمهورى بدهند و بر خواسته اولیه خود که انتخابات پیش از موعد پارلمانى بود پافشارى کنند.در صورتى که مخالفان این عقب نشینى دولت گرجستان را به مثابه برگ برنده اى براى خود تفسیر کنند در واقع مغلوب سیاست “شکست براى پیروزی” ساآکاشولى و همپیمانانش شده اند زیرا اصلاحات ساختارى هرگز با تغییر عروسک هاى خیمه شب بازى انجام نمى شود بلکه این تغییرات باید در زیر ساخت هاى بنیه نظام حکومتى گرجستان اعمال شود.

در نهایت باید گفت تطورات گرجستان مى تواند نقش بسزایى در فراسوى آسیاى میانه و قفقاز ایفا کند.درصورتى که جامعه گرجستان متوجه واقعیات پیرامون باشد و در راستاى قطع ایادى بیگانگان از کشور خویش قدم گمارد مى توان آتیه روشن براى این منطقه حساس ترسیم کرد.با شکست انقلاب مخملى “رز” در گرجستان آماج این واقعه هیمنه پوشالى این انقلاب ها رادر سایر کشور ها از هم مى توشاند و دسیسه هاى استثمارگران کهنه و نو را در استیلاى منابع و امتیازات ملت ها در هم مى شکند که به حتم این فرض در آینده اى نه‌چندان دور به حقیقت مى پیوندد و ما باید به انتظار حوادثى ناگوار براى سران انقلاب هاى مخملى باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات