صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۱۵۶۷۱
بصیرت ::

سایه سنگین یک گزارش بر دو قطعنامه


در تیر ماه سال جاری، توافقنامه سه جانبه ای میان دکتر علی لاریجانی، محمد البرادعی و خاویر سولانا به امضا رسید تا بر مبنای طرح موسوم به «مدالیته- چارچوب- همکاری»، جمهوری اسلامی ایران درباره 6 موضوع و 3 مسئله توضیحات لازم را به آژانس ارائه نماید.

بر اساس این توافقنامه، چنانچه تهران تا پایان زمانبندی مشخص شده، به تمام سوالات آژانس به صورت شفاف پاسخ دهد، آژانس موظف است پرونده فعالیت های 91 ساله هسته ای ایران از سال 1983 تا 2003 را رسما مختومه اعلام نماید. در این توافقنامه، خاویر سولانا به عنوان نماینده اتحادیه اروپا و همچنین اعضای گروه 1+5 حضور داشتند.

6 موضوع و 3 مسئله

براساس گزارش اخیر البرادعی که نوزدهمین گزارش از سلسله گزارش های وی درباره پرونده فعالیت های هسته ای ایران به حساب می آید، جمهوری اسلامی ایران در مدت 4 ماه مذاکرات شفاف و مستمر، به 3 موضوع اساسی «پلوتونیوم آزمایشگاهی و آلودگی های کرج»، «سانتریفیوژهای پی1 و پی2»، و «سند اورانیوم فلزی» پاسخ های لازم را داده و این 3 موضوع رسما مختومه اعلام می گردد. بنابراین مباحث باقیمانده، حول 3 محور منشأ آلودگی دانشکده فنی تهران، پلوتونیوم 210 و معدن گچین بندرعباس و 3 مسئله فرعی که از آن به عنوان «مطالعات مشکوک» نام برده شده، یعنی توضیح درباره چگونگی و چرایی مطالعات کارشناسان ایرانی درباره تبدیل دی اکسید اورانیوم به UF4 (پروژه نمک سبز)، تست های انفجاری قوی و طراحی دستگاه حمل کلاهک موشک خواهد بود.

کابوس یک گزارش

در شامگاه پنج شنبه 24 آبان، گزارش البرادعی با 3 روز تاخیر منتشر گردید. با اطلاع آمریکا و برخی دولت های غربی از محتوای مثبت این گزارش، جنگ روانی و رسانه ای شدیدی علیه این گزارش و همچنین فعالیت های هسته ای ایران آغاز گردید. خبرگزاری صهیونیستی رویترز که عنوان قدیمی ترین و همچنین فراگیرترین خبرگزاری دنیا را یدک می کشد، اعتبار و آبروی ظاهری خود را آنچنان خرج خبرسازی ها و دروغ پردازی های آشکار نمود که انگشت حیرت را بر لبان ناظران سیاسی و رسانه ای فرو نشاند. صحنه گردانان این خبرگزاری که خود را گرفتار کابوس گزارش البرادعی می دیدند، در ابتدا با طرح خبری موهوم و مضحک درباره «عبور هواپیمای حامل رادیواکتیو ایران از فراز آسمان چک»، تلاش برای مخدوش جلوه دادن گزارش البرادعی را آغاز کردند. پایه های سست این خبرسازی، سریع تر از آنچه تصور می شد فرو ریخت تا سناریوی سفر غیر منتظره البرادعی و سولانا به تهران و ممانعت مقامات تهران از آن، کلید بخورد. رویترز سعی داشت نشان بدهد این سفر اضطراری به منزله اتمام حجت نهایی آژانس، اتحادیه اروپا و گروه 1+5 با مقامات تهران می باشد. کذب بودن این خبر هم ساعتی بعد با اعلام رسمی مسئولان دفتر البرادعی و سولانا مبنی بر عدم وجود برنامه ای برای سفر به تهران آشکار گردید.

سناریوی سوم هم با جنجال پیرامون تحویل اسناد مربوط به اورانیوم فلزی کلید خورد. دو روز مانده به ارائه گزارش مثبت البرادعی درباره فعالیت های هسته ای ایران، رویترز از تسلیم شدن ایران در برابر فشارهای جهانی(!) خبر داد و گفت: «سرانجام مقاومت ایران در برابر فشارهای جهانی فرو ریخت و این کشور مجبور به ارائه سند مربوط به اورانیوم فلزی به بازرسان آژانس گردید» و سپس این خبرگزاری به همراه شبکه تلویزیونی فاکس نیوز وابسته به پنتاگون، در آستانه ارائه گزارش نوامبر البرادعی اعلام کردند: «منابع دیپلماتیک نزدیک به آژانس (این منابع چه کسانی هستند نه معلوم است و نه هیچ گاه معلوم خواهد شد) اعلام کردند علیرغم همکاری های ایران با آژانس، اجماع جهانی بر تعلیق کامل فعالیت های هسته ای ایران تعلق گرفته چرا که مسیر آینده فعالیت های آینده این کشور مبهم است.

روزنامه انگلیسی فایننشنال تایمز هم به نقل از دیپلمات های ناشناس(!) به صراحت نوشت: «ایران نباید تصور کند که می تواند با پاسخ دادن به سوال هایی در مورد گذشته برنامه خود، همه چیز را عادی کند. آنچه مهم است آینده برنامه هسته ای ایران است.»

فرازهای گزارش البرادعی

در بررسی گزارش نوزدهم البرادعی، باید بر این نکته اذعان داشت که فرازهای آن بیشتر از فرودهای آن است و در برهه کنونی می توان به آن نمره قبولی داد. اما این گزارش همچون گزارش های سابق البرادعی از کمبودها و نقایصی هم رنج می برد. در ارزیابی نقاط قوت این گزارش می توان به نکات ذیل اشاره داشت:

1- البرادعی در گزارش خود از همکاری مثبت ایران با بازرسان و کارشناسان آژانس خبر داده و اینچنین ابراز رضایت کرده است: «ایران دسترسی کافی به افراد را فراهم آورده و در یک شیوه زمان بندی شده به سوالات پاسخ داده و شفاف سازی هایی را انجام داده است. همچنین ایران توضیحات اضافی را در خصوص مسائل در چارچوب مدالیته فراهم کرده است.»

2- البرادعی در مورد سانتریفیوژهای پی1 و پی2 اعلام کرده «آژانس قادر است نتیجه بگیرد که پاسخ های ارائه شده ایران درباره ماشین های سانتریفیوژ p2p1 مطابق با یافته های آژانس است.» از آنجا که این موضوع اصلی ترین منشأ اتهام زنی غرب به ایران درباره در سر داشتن نیات نظامی بوده، با بسته شدن آن می توان گفت که آژانس درباره گذشته برنامه ایران دیگر سوال مهمی برای طرح ندارد.

3- در ضمیمه گزارش البرادعی درباره وضعیت فعلی برنامه غنی سازی ایران که با عنوان «ضمیمه تأسیسات» و «ره یافت پادمان» منتشر شده، آمده است که مجتمع غنی سازی نطنز اکنون تحت نظارت کامل آژانس قرار دارد.

4- البرادعی تلویحا اشاره دارد که هیچ گونه انحرافی در فعالیت های گذشته و حال جمهوری اسلامی ایران مشاهده نکرده و سندی هم دال بر این انحراف به دست نیاورده است.

5- برآیند کلی گزارش البرادعی نشان می دهد که تصویر تقریبا شفاف و روشنی از گذشته و حال فعالیت های هسته ای ایران وجود دارد و با حل اندک موضوعات باقیمانده، جامعه جهانی می تواند به صورت کامل نسبت به راستی آزمایی فعالیت های هسته ای کشورمان اطمینان حاصل نماید.

فرودهای گزارش البرادعی

اما فرودها و نقاط ضعف گزارش البرادعی که در برخی مواقع به تناقض کشیده شده است را می توان در موارد ذیل برشمرد:

1- البرادعی در بخشی از گزارش خود از اینکه ایران به مصوبه شورای امنیت در خصوص تعلیق غنی سازی توجه نکرده، ابراز نگرانی کرده است. البرادعی در گزارش خود تاکید کرده که ایران برخلاف درخواست قطعنامه های شورای امنیت، فعالیت های مرتبط با غنی سازی، تداوم ساخت راکتور تحقیقاتی تهران و احداث راکتور آب سنگین اراک را متوقف نکرده است.

2- البرادعی در بخشی از گزارش خود، اجرای پروتکل الحاقی را شرط آن اعلام کرده که آژانس قادر باشد اعلام کند در ایران برنامه هسته ای اعلام نشده، وجود ندارد: «با توجه به اجرانشدن کامل پروتکل الحاقی، آژانس در موقعیتی نیست که درباره نبود مواد و فعالیت های ذکر نشده در ایران، اطمینان دهد. این مورد به خصوص به دلیل وجود دو دهه فعالیت ذکر نشده در ایران و نیاز به بازگرداندن جو اطمینان در ماهیت صرفا صلح آمیز فعالیت هسته ای ایران، حائز اهمیت است.»

3- البرادعی درگزارش خود ضمن ابراز رضایت از همکاری ایران در دسترسی بازرسان آژانس به افراد و ارائه پاسخ های شفاف، نحوه همکاری ایران را «منفعلانه» دانسته و درخواست نموده که تداوم این همکاری ها به صورت «فعالانه» باشد.

4- البرادعی باب جدیدی را درباره «مواد اعلام نشده» درگزارش خود باز کرده و اعلام نموده است: «گرچه آژانس هیچ اطلاعات ملموسی به غیر از آنچه که از طریق طرح اقدام (مدالیته) پاسخ داده شده است، درباره مواد و فعالیت های هسته ای «احتمالا اعلام نشده در ایران» در اختیار ندارد، لذا در موقعیتی نیست که بتواند تضمین های معتبری درباره نبود مواد و فعالیت های هسته ای اعلام نشده در ایران بدون اجرای کامل پروتکل الحاقی ارائه دهد.

5- درگزارش البرادعی آمده: «در اواسط دهه 1980، ایران تصمیم گرفت که فناوری غنی سازی اورانیوم را از طریق بازار سیاه تامین نماید.» این نحوه گزارش دهی می تواند بهانه ای برای برخی کشورهای غربی در اعمال فشار سیاسی و حتی فنی بر پرونده هسته ای ایران فراهم نماید.

6- البرادعی درگزارش خود اعلام کرده که نمی تواند درباره «ماهیت برنامه هسته ای ایران » پاسخی دهد: «با توجه به تاریخچه طولانی و پیچیدگی برنامه و ماهیت دو منظوره فناوری غنی سازی، آژانس در موقعیتی نیست که براساس اطلاعاتی که هم اکنون در دسترس است به جمع بندی درباره ماهیت اصلی بخش های برنامه هسته ای ایران برسد. گذشته بر این ممکن است تمرکز اصلی بر این سوال که ماهیت برنامه هسته ای ایران چیست متمرکز شود، حتی اگر دیگر موضوعات طرح مدالیته مورد بررسی قرارگیرد و آژانس بتواند کامل شدن اظهارات ایران را راستی آزمایی کند.» در واقع در این گزارش، البرادعی تصریح کرده که ممکن است درباره گذشته و حال فعالیت های هسته ای ایران بتوان یک پاسخ روشنی مبنی بر عدم انحراف از فعالیت های صلح آمیز ارائه کرد، اما درباره ماهیت، هدف و آینده فعالیت های هسته ای ایران نمی توان تضمینی داد.

7- البرادعی در بخش دیگری از گزارش خود آورده است:« از اوایل سال 2006 ، آژانس اطلاعاتی را از سابقه فعالیت های هسته ای ایران که مطابق با سیاست شفاف سازی و پروتکل الحاقی است، دریافت نکرده و در نتیجه اطلاعات آژانس در برنامه هسته ای ایران در حال کاهش است.

8- البرادعی همچنین از وجود بعضی ابهامات درباره آلودگی هایی که بازرسان آژانس مدعی وجود آنها در بعضی تاسیسات هسته ای ایران شده اند، خبر می دهد.

مسیر آینده

گزارش البرادعی با همه فرودها و نقاط ضعف آن نشان داد که می توان تدبیری جهت سیاست زدایی از پرونده فعالیت های هسته ای ایران اندیشید. به تعبیری دیگر، زمانی که دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان متصدی قانونی تنها نهاد بین المللی از «همکاری مثبت، مطابقت پاسخ های ایران با یافته های آژانس و عدم مشاهده انحراف در فعالیت های هسته ای ایران »سخن می گوید، این امر نشان می دهد که دخالت شورای امنیت سازمان ملل در پرونده هسته ای ایران بیهوده و غیرقانونی است. محتوای کلی گزارش البرادعی نشان می دهد، اتهامات حداقل 5 ساله آمریکا مبنی بر انحراف ایران از فعالیت های هسته ای، ادعایی موهوم و بی پایه و اساس است ضمن آنکه این گزارش نشان داد ایالات متحده آمریکا کنترل لازم را بر پرونده ایران نداشته و درحال انزوای بیشتر در شورای حکام می باشد. غیبت نماینده آمریکا در جلسه ارائه گزارش البرادعی حاکی از این مهم است که ایران مسیر صحیحی در تعامل فنی و حقوقی با آژانس انتخاب کرده است.

پس از ارجاع پرونده فعالیت های هسته ای ایران به شورای امنیت، آمریکا انتظار داشت در حرکتی شتابزده، جمهوری اسلامی ایران از NPT خارج و همکاری های خود را با آژانس متوقف و به تمام بازرسی ها پایان دهد که این امر می توانست اهرم فشار سیاسی و رسانه ای لازم را در اختیار آمریکاییان قرار دهد، که این پروژه برنامه ریزی شده با هوشمندی و تدبیر مقامات مسئول کشورمان نقش برآب گردید. گزارش نوزدهم البرادعی، فرصت دیگری را برای حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای ایران فراروی جهانیان گذاشته است و در حالی که البرادعی اعلام می نماید که «برمبنای اساسنامه آژانس»، «معاهده عدم اشاعه» و «موافقتنامه های جامع پادمان»، نظارت کامل و مستمری بر مرکز غنی سازی ایران دارد، گواه این مدعا است که تداوم رسیدگی به پرونده فعالیت های هسته ای ایران در شورای امنیت، فاقد وجاهت قانونی است اگر چه از همان ابتدای ارسال پرونده ایران به شورای امنیت اعلام کرده و براین باور بودیم که رسیدگی به مسئله هسته ای ایران با نگاه سیاسی و غیرقانونی به شورای امنیت واگذار شده است. بنابراین از آنجا که اعتقاد داریم ادامه رسیدگی به پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت قانونی نیست، قطعا سخن گفتن از تعهد به قطعنامه های گذشته و اجرای آن را نیز در تناقض با کار کرد آژانس می دانیم. گزارش اخیر البرادعی، ضمن آنکه آبرویی برای آژانس خریداری کرد، این نهاد بین المللی را از وضعیت رکود و بی ارادگی تا حدودی خارج کرد و هویتی تازه به آن بخشید. البرادعی به عنوان مدیر کل آژانس می تواند تلاش خود را برای سیاست زدایی از پرونده ایران تشدید نماید و رسما درخواست ارجاع پرونده فنی فعالیت های هسته ای ایران را از شورای امنیت خواستار شود، چرا که در حال حاضر نه تنها منشا صدور قطعنامه دیگری علیه جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد بلکه اعتبار و مشروعیت دو قطعنامه دیگری علیه جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد بلکه اعتبار و مشروعیت دو قطعنامه صادره هم از دست رفته است. مقامات مسئول در پرونده هسته ای ایران هم به هوش باشند با تداوم سیاست صبوری، هوشمندی و جسارت، ادامه مذاکرات را با آژانس جدی گرفته و استراتژی روشن، مستدل و قوی خود را در پیگیری و استیفای حقوق هسته ای ملت ایران دنبال نمایند در عین اینکه با حل شدن بخش عمده ای از پرسش ها و ابهامات فنی آژانس ، خود را باید برای آغاز یک چالش سیاسی با آمریکا و اذنابش آماده نمایند. آمریکائیان این روزها سخت از خود بی تابی نشان می دهند و چونان افعی دندان کشیده، بازیچه دستان کودکان شده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات