کالبد شناسى شخصیت سارکوزى نشان مى دهد که افراط گرى و لجاجت دو جزء لاینفک مشى رفتارى وى محسوب مى شوند
شناسایى سارکوزى به عنوان سیاستمدارى آرام و بى تنش با واقعیات جهان امروز مطابقت ندارد.رئیس جهمور فرانسه از همان ابتداى ورود خود به کاخ الیزه پیام آور نوعى بحران مزمن براى اروپا بود
سارکوزى به عنوان اصلى ترین عامل حرکت قهقرایى پاریس در معادلات اروپا بعدها باید در مقابل افکار عمومى فرانسه پاسخگو باشد
اشاره:سخن گفتن از شخصیت سیاستمدارانى مانند بوش و سارکوزى کار چندان آسانى نیست.افراطگرایى در نظام بین الملل امروز ابزارى جهت تقویت تنشهاى موجود محسوب مى شود.در این میان افرادى که این افراط گرایى را هدایت مى کنند به عنوان عناصرى نا مطلوب مورد شناسایى قرار مى گیرند...
شناسایى سارکوزى به عنوان سیاستمدارى آرام و بى تنش با واقعیات جهان امروز مطابقت ندارد.رئیس جهمور فرانسه از همان ابتداى ورود خود به کاخ الیزه پیام آور نوعى بحران مزمن براى اروپا بود.شهروندان فرانسوى که ترجیح داده بودند در مقابل رویال بى برنامه نام سارکوزى افراطى را در آراى خود ثبت نمایند پس از مدت اندکى نسبت به خطاى فاحش خود پى بردند.اجراى طرح اصلاحات سارکوزى زیرساختهاى مدنى و اجتماعى فرانسه را به طور کلى در هم ریخته است.بر این اساس گسلهاى سیاسى پاریس نیز به لرزه در آمده و راستگرایان در معرض چالشى سخت قرار گرفته اند.این در حالى است که سوسیالیستها و احزاب میانه رو فشارهاى سیاسى خود علیه سارکوزى و همراهانش مانند فیون را تشدید نموده اند.
هفته گذشته شاهد بودیم که صدها هزار نفراز کارکنان بخشهاى دولتى و خصوصى فرانسه به دعوت هشت اتحادیه بزرگ کارکنان این کشور دراعتراض به کاهش قدرت خرید و حذف فرصتهاى شغلی، تظاهرات گستردهاى درسراسراین کشور به راه انداختند. این تظاهرات علاوه بر شهر پاریس ، در 75شهر دیگر فرانسه برگزارشد. براساس آمارى که اتحادیهها ارائه دادهاند درحدود هفتصدهزارنفراز کارکنان فرانسه دراین تظاهرات شرکت کردند. دهها هزارنفر از کارکنان متروها، اتوبوسرانى ، راه آهن ، شرکتهاى برق ، گاز، رادیو بینالمللى فرانسه ، بیمارستانها همچنین نمایندگان حزب سوسیالیست مجلس ملى فرانسه، هفته گذشته دست ازکارکشیدند و باشرکت دراین تظاهرات سراسرى سیاستهاى ناکارآمد دولت فرانسه را دراین زمینه به باد انتقاد گرفتند. روساى برخى از کارخانجات صنعتى این کشور نیز که درپى اعتصاب بخش حمل ونقل باربرى نتوانستهاند مواد اولیه دریافت دارند، به شدت با بحران مواجه شدند.
ادامه این اعتصابات آن هم درآستانه حلول سال جدید میلادى سبب کاهش فروش فروشگاههاى بزرگ فرانسه به میزان در خور توجهى شده است.
تظاهرات کارکنان بخشهاى دولتى فرانسه امروز در حالى برگزارشد که فرانسوا فیون نخست وزیر فرانسه همچنان بر موضع دولت براى انجام اصلاحات ادارى و فرهنگى این کشور تاکید ورزیده و آن را غیر قابل تغییر مىداند.
به عقیده کارشناسان با توجه به سماجت طرفین بر روى مواضع خود، باید در انتظار روزهاى سختى براى مردم و دولت فرانسه بود. در اینجاست که نسبت به تبعات حضور فردى مانند نیکولا سارکوزى در کاخ الیزه بیشتر پى مى بریم.رئیس جمهور افراطى فرانسه به هیچ عنوان حاضر به کارشناسى دقیق نظرات و ایده هاى نادرست خود نیست و با لجاجت تمام بر روى آنها اصرار مى ورزد.کالبد شناسى شخصیت سارکوزى نشان مى دهد که افراط گرى و لجاجت دو جزء لاینفک مشى رفتارى وى محسوب مى شوند.این افراط گرى خود را در موارد متعددى بروز داده است.روابط پاریس و واشنگتن،رفتار فرانسه در قبال ترکیه و ... مواردى هستند که جملگى نشان دهنده ضعف دولت فرانسه در کنترل اوضاع این کشور است.
پازلهاى سیاسی،اجتماعى و امنیتى فرانسه به طور کلى دگرگون شده است.اعتراض معلمان، اتحادیههاى حمل و نقل شهرى و کارکنان بخش عمومى نیکولا سارکوزى را به شدت سردرگم ساخته است.آنچه در فرانسه مى گذرد معلول اتخاذ نگاه روبنایى کاخ الیزه نسبت به معادلات داخلى پاریس است.گذار اتحادیه اروپا به هزاره سوم به اندازه اى سریع و نامتوازن صورت گرفت که سه کشور اصلى اروپایى اروپایى یعنى انگلستان،آلمان و فرانسه قدرت همراهى با این تحول محسوس را نداشتند.از این رو قدرتهاى اروپایى خود را در سیکلى مجازى و ثانوى تعریف نمودند که با سیکل حقیقى به وجود آمده از دل تحولات اروپا و نظام بین الملل کاملا متفاوت بود.کالبد شکافى اعتصابات فرانسه تنها در قالب اتخاذ رویکردى واقع بینانه به معادلات اروپاى امروز میسر است. آنچه مسلم است اینکه حضور فردى افراطى و ناکارآمد مانند نیکولا سارکوزى در بروز تحولات اخیر پاریس نقش بسزایى داشته است.رئیس جمهور فرانسه به طور کلى شخصیتى بحران ساز داشته و از این لحاظ با تونى بلر،نخست وزیر سابق انگلستان شباهتى کامل دارد. حمایتهاى مکرر سارکوزى از بلر جهت حضور نخست وزیر سابق انگلستان در راس معادلات سیاسى و اجرایى اتحادیه اروپا به سبب همین تشابه صورت مى گیرد.رئیس جمهور فرانسه طى مدت کم حضور خود در کاخ الیزه به اصلى ترین مولد بحران در اروپا تبدیل شده است.
بحران اخیر فرانسه حاصل تفریق سیاستگذارى واقع بینانه از مانورهاى کاذب درون قاره اى پاریس است.آسیب شناسى جریان سیاسى حاکم در فرانسه کار چندان آسانى نیست.به هر حال جریان راستگرا در انتخابات اخیر این کشور حامى سرسخت سارکوزى بوده اند و سوسیالیستها و احزاب میانهرو شکست سیاسى خود در این مجال را پذیرفته اند.اما این پیروزى و شکست در چه فضایى رقم خورده است؟پاسخ این سوال کاملا مشخص است. بى برنامگیهاى رویال و وعده هاى دروغین سارکوزى با یکدیگر جمع گردید و پیروزى راستگرایان پاریس در انتخابات را رقم زد.اما سوالات اصلى ما به بعد از زمان حضور سارکوزى در کاخ الیزه مربوط مى شود.آنچه امروز در پاریس خود نمایى مى کند بحران هویت سیاسى سارکوزى در زیر مجموعه بحرانهاى اقتصادى و مدنى فراگیرى است که از ابتداى سال 2000 میلادى رویش نامنظم خود را در فرانسه آغاز نموده بودند.هنوز مواردى مانند شورش در حومه پاریس و بحران قانون مهاجرت و کار دوویلپن و...از ذهن فرانسویها خارج نشده است.در آن شورشها نیز سارکوزى که آن زمان وزیر کشور فرانسه بود نقشى اساسى داشت.موضع گیریهاى نژاد پرستانه رئیس جمهور فرانسه سبب تشدید درگیریها در حومه پاریس گردید.در اینجاست که نسبت به تفاوت شخصیت سیاسى ژاک شیراک و سارکوزى آگاه مى شویم.رئیس جمهور سابق فرانسه سعى داشت بحرانهاى بالقوه فرانسه را به نقطه اى کور و حاشیه اى هدایت کند تا عواقب آنها دامنگیر کاخ الیزه نشود.اما سارکوزى نه تنها هنر هدایت بحرانهاى پاریس را ندارد،بلکه با بى درایتى خود آنها را تشدید مى کند.بدیهى است که فرانسه به لحاظ مدنى و اجتماعى یکى از سخت ترین دوران خود را مى گذراند.از این رو وقوع ناآرامى هاى فراگیر در فرانسه از مدتها قبل پیش بینى شده بود.اما این ناآرامى ها فرعى بر اصل مسئله،یعنى هنر مدیریت بحران توسط کاخ الیزه محسوب مى شود.
مطابق آخرین نظر سنجى ها محبوبیت رئیس جمهور و نخست وزیر فرانسه در این کشور ماه به ماه کاهش مى یابد.این در حالى است که هنوز جوهر امضاى حکم ریاست جمهورى نیکولاسارکوزى خشک نشده است.نخست وزیر فرانسه اخیرااقرار نموده که اقتصاد کشورش به شدت آسیب پذیر شده است.طى سه ماهه نخست میلادى امسال نرخ رشد اقتصادى این کشور اروپایى بسیار اندک و تقریبا نزدیک به صفر بوده است.همچنین ساختار تجارت خارجى فرانسه به گونه اى است که این کشور در برابر افزایش ارزش برابرى یورو آسیبپذیر است.پاریس از افزایش بهاى صادراتش که نیمى از آن به خارج از منطقه اقتصادى یورو تعلق دارد بسیار متضرر خواهد شد.اقتصاددانان نزدیک به نیکولا سارکوزى بارها ناتوانى خود در حل این نوع بحرانها را نشان داده اند.این در حالى است که انتظارات و نیاز هاى داخلى فرانسویها روندى صعودى و رو به افزایش دارد.از این رو رابطه میان ظرفیت سیستم اقتصادى و مطالبات شهروندان فرانسوى به رابطه اى معکوس تبدیل شده است که مى تواند در آینده اى نزدیک به پاشنه آشیل کاخ الیزه تبدیل شود
مفصل بندى سیاست خارجى فرانسه در دولت سارکوزى بر اساس همگرایى واشنگتن-پاریس شکل گرفته است.این همگرایى افراطى در جریان سفر اخیر سارکوزى به ایالات متحده آمریکا به طور کامل قابل مشاهده بود.در این سفر سارکوزى سعى کردخود را به عنوان اصلى ترین متحد ایالات متحده آمریکا در اروپا و نظام بین الملل معرفى نماید.این در حالى است که این رفتار سارکوزى با آنچه در متن جامعه فرانسه مى گذرد کوچکترین تطابقى ندارد.این رفتار سارکوزى چشم انداز استراتژیک پاریس و حتى اتحادیه اروپا را خدشه دارد نموده است.از سوى دیگر،تشدید بحرانهاى شهروندى در فرانسه نوعى گرایش به سمت داخل و تطبیق سیاست خارجى با نیازهاى داخلى را مىطلبد.هم اکنون سارکوزى در درک این حقیقت مسلم دچار مشکل شده است.رمز آسیب پذیرى سیاسى بیشتر فرانسه در قیاس با آلمان و انگلستان نیز در همین نکته نهفته است.آنگلا مرکل و گوردون براون على رغم علاقه وافر خود نسبت به همگرایى با کاخ سفید خود را در جبر همسان سازى نیازهاى داخلى و سیاست خارجى کشورهایشان گرفتار مى بینند.از این رو سعى دارند وزن افراطى گرى را در مناسبات بین المللى خود کاهش دهند. اخیرا روزنامه فرانسوى لاکروا)la croix( سوالات مهمى را در این خصوص مطرح نموده است.”تاثیر گذارى اعتصاب طولانى بر اقتصاد فرانسه”،”بازخورد اجراى طرح اصلاحات بازنشستگى بروضعیت حقوقبگیران”،”پیشنهادات احتمالى اپوزیسیون “و”تغییر عقیده افکار عمومى نسبت به طرح اصلاحات سارکوزی”چهار محور مهمى هستند که در این راستا مطرح شده است.
اما این سوالات باید در ذیل محورهایى کلىتر مانند “نسبت اقتصاد و سیاست در کاخ الیزه”،”نحوه تغییر زیرساختهاى مدنى فرانسه”،”چگونگى زایش مطالبات فراملى جدید فرانسویها در ابتداى هزاره سوم” و... مورد بحث کارشناسى قرار گیرند.فرانسه طى روزهاى اخیر به بى ریخت ترین حکومت اتحادیه اروپا تبدیل شده است.مسلما عقبگرد پاریس در زمان ریاست جمهورى سارکوزى مقوله اى خواهد بود که سالیان دراز کاخ الیزه را به مخاطره خواهد انداخت.سارکوزى به عنوان اصلى ترین عامل حرکت قهقرایى پاریس در معادلات اروپا بعدها باید در مقابل افکار عمومى فرانسه پاسخگو باشد.مسلما سرنوشت این سیاستمدار با افرادى مانند اسنار،بلر و برلوسکونى بى شباهت نخواهد بود.