در چند ماه اخیر پرونده انرژى هسته اى کشورمان دستخوش تغیرات عدیده اى شده است.گزارشات محمد البرادعى دبیر کل آژانس بین الملى انرژى اتمی،توافقات تهران وآزانس در چارچوب “برنامه کار” ،جلسات شوراى امنیت ،تحریم ها و تهدیدات نظامى ، اقتصادى و ..... همه از جمله متغیراتى بودند که پرونده هسته اى ایران را تحت الشعاع خود قرار داده اند.درنگى بر این رخدادها مى تواند نتایج بسیارى از سیاست ها،استراتژى ها و پادستراتژى هایى را که بازیگران اصلى این میدان در دستور کار قرار دادند به عرصه ظهور برساند.
پس از ابتکار تهران در ارائه ى طرح (Modality) ، بابى جدید در مقابل مساله هسته اى ایران باز شد.ایران که همواره بر پایبند بودن خود به اصل مذاکره و حل این مساله از طرق مسالت آمیز بافشارى مى کرد بار دیگر با ارائه این طرح حقانیت اظهارات خود را در پرچم دار بودن اصول دیپلماتیک به اثبات رساند.این طرح که از طرف ناظران جهانى به مثابه وقت کشى تهران در قبال پاسخگویى به مطالبات آزانس تفسیر مى شد در کوته زمانى حتى کوتاه تر از موعد مقرر توانست راهگشاى بسیارى از چالش هاى پیش روى آزانس و تهران باشد.این طرح در حقیقت چارچوبى است براى حل مسائل باقى مانده بین ایران و آژانس که در طى آن شش مبحث بررسى مى شود. موضوعات پلوتونیم،سانتریفیوژهاى 1-P2P،منشاء آلودگی،سند اورانیم،پلوتونیم 210 و موضوع معدن گچى مواردى بودند که مى بایست در جلسات بین آژانس و تهران بررسى مى شدند. در اولین نشست هاى این کارگروه که توسط” جواد وعیدى “معاون بینالملل شوراى عالى امنیت ملى و “اولى هاینونن” معاون امور پادمانهاى آژانس بین المللى انرژى اتمى صورت گرفت موضوع جنجالى پلوتونیم مطرح شد ودر ادامه کار این موضوع خاتمه یافت . محمد البرادعى دبیر کل آژانس در بیانیه شوراى حکام در این باره خاطر نشان کرد که ایران به مساله پلوتونیم پاسخ داده است و این مساله طبق اساسنامه مدالیته بسته شده است.این سخنان محمد البرادعى در حقیقت تیر خلاصى به پیکر هوچى گرى هاى امریکا بود. زیرا کاخ سفید همواره مى کوشید تا با تمسک به مساله پلوتونیم اثبات نماید که اطلاعاتى مبتنى بر وجود تسلیحات هسته اى در ایران را در دست دارد اما با سخنان البرادعى ماهییت این اطلاعات کاخ سفید توسط جامعه عمومى زیر سوال رفت.پس از آن کاخ سفید براى جبران این نقیصه تلاش هاى بسیارى را انجام داد.ایالات متحده درسدد برآمد تا سران گروه 1+ 5 را براى تصویب قطعنامه اى شدید الحن به اجماع رساند.اما کشورهایى همچون چین و روسیه که توجیه منطقى براى غیر صلح آمیز بودن فعالیت هاى هسته اى ایران پیدا نکردند از واشنگتن خواستند تا مواضع واقع گرایانه ترى را در قبال ایران اتخاذ کند.مسکو و پکن نهتنها با کاخ سفید همراهى نکردند بلکه وزیران امور خارجه خود را براى اظهار همگرایى با ایران به تهران فرستادند “سرگى لاوروف” وزیر امور خارجه روسیه در همین باره گفت غرب ایران را به تلاش براى دستیابى به سلاح اتمى متهم مىکند؛ در حالى که تهران برنامه هستهاى خود را صرفا براى مقاصد صلحآمیز مىداند و با آژانس اتمى نیز همکارىهاى گستردهاى دارد تا شفافسازى و رفع نگرانىهاى کشورهاى غربى صورت گیرد.پس از ناکامى نئوکان ها در ایجاد وثوق بین سران گروه 1+5 در مورد ایران ایالات متحده ناگزیر دست به تحریم هایى یکجانبه زد.تحریم هایى غیر قابل الزام آور براى جامعه جهانى که تنها در راستاى تسکین آلام سران کاخ سفید صورت مى گرفت. به عنوان مثال مى توان به تحریم هاى یکجانبه نظام پولى بانکى جمهورى اسلامى ایران توسط آمریکا اشاره کرد.
یکى دیگر از سیاست هاى آمریکا پس از این رسوایى تمسک به جنگ روانى علیه ایران بود.ایالات متحده در چند هفته ى اخیر از طریق کانال هاى رسمى و غیر رسمى متعددى دمیدن در شیپور جنگ علیه ایران را به گوش مقامات ایرانى رساند.هیمنه رسانه اى پنتاگون در عرض چند روز وضعیت دنیا را در آستانه جنگ جهانى سوم قرار داد.این حرکت کاخ سفید که تنها در حد و اندازه یک بلوف سیاسى بود وتنها توسط رسانه هاى جمعى به مثابه حربه اى براى فشار بر ایران در آمده بود تحرک لفظى سران بسیارى از قدرت هاى جهانى را بر انگیخت. سران کشورهایى همچون چین،روسیه،آلمان،فرانسه، انگلستان و... همگى براین امر اتفاق نظر داشتند که کوچکترین تحرک نظامى درقبال ایران مى تواند آتشى را بر پا کند که تمام منافع و مواضع آمریکا و دیگر کشورها را درسرتاسر دنیا دامن گیر شود.لذا فشارهایى متعددى از جانب جامعه حهانى بر سران کاخ سفید متحمل گشت تا آنحایى که بوش وادار به اظهار جعلى بودن این ادعا شد و بر این نکته اشاره کرد که مساله هسته اى ایران جز از طریق دیپلماتیک حل نمى شود.وى در مصاحبه اى با تلویزیون (RTL) آلمان گفت:من مطمئن هستم که ما مى توانیم این مسئله را از طریق دیپلماتیک حل کنیم و ما همچنان بر روى این مساله کار مى کنیم.