ایالات متحده آمریکا در ابتداى هزاره سوم میلادى به بهانه دخالت القاعده در حادثه خود ساخته 11 سپتامبر 2001 به افغانستان حمله نمود و این کشور را به اشغال خود در آورد.کاخ سفید در سال 2002 میلادى مدعى شد که نیروهاى طالبان از بین رفته و افغانها در حال تجربه نمودن حیاتى تازه هستند.این ادعا به عناوین مختلف از سوى رسانه هاى وابسته به طیف نومحافظه کاران واشنگتن بیان شد.اما امروزه شاهد بازگشت خطر ناک طالبان به معادلات سیاسى کابل هستیم.بر این اساس مذاکرات مخفیانه و آشکار میان دولت حامد کرزاى و طالبان همچنان ادامه داشته و برخى از اعضاى القاعده در بدنه سیاسى و اجرایى افغانستان نفوذ پیدا کرده اند.این افراد به شدت از سوى آمریکا مورد حمایت قرار مى گیرند.زیرا واشنگتن در صدد بازتعریف طالبان در شبه قاره هند و خاورمیانه است تا از طریق آنان بتواند اهداف خود در منطقه را عملى نماید.نگاه ابزارى آمریکا نسبت به طالبان و القاعده طى ماههاى اخیر پررنگ تر شده است.واشنگتن هم اکنون در راستاى پیادهسازى اهداف سلطه طلبانه و ماجراجویانه خود با کمبود شدید ابزارها مواجه است.استراتژیستهاى واشنگتن سعى دارند این کمبود خود را با تقویت طالبان و القاعده جبران نمایند.این در حالیست که حضور مجدد طالبان در افغانستان بر نگرانى مردم این کشور افزوده است.قرار گرفتن در بین اشغالگران آمریکایى و شورشیان طالبان موجب وحشت شدید افغانها از اوضاع کابل شده است.طى هفته هاى اخیر طالبان سعى کرده اند در مناطق مختلف افغانستان پیشروى نموده و قسمتهایى از این کشور را در کنترل خود در آورند.
طبق گزارش اندیشکدهى شوراى سنلیس)Senlis( مستقر در بروکسل، در حال حاضر در بیشتر بخشهاى افغانستان طالبان حضور دائمى داشته و این خطر وجود دارد که کل کشور مجددا به دست این گروه بیفتد. در حال حاضر شورشیان طالبان بخشهاى وسیعى از مناطق آرام را کنترل کرده و سعى دارند موقعیت سیاسى خود را در ذهن مردم افغانستان تقویت نمایند.قتل و کشتار مردم بیگناه افغانستان توسط نیروهاى ناتو و شکنجه هایى که نیروهاى آمریکایى و انگلیسى بر مردم افغانستان وارد مى نمایند سبب شده است تا نفرت عمومى از اشغالگران خارجى افزایش یابد.طالبان نیز با سوء استفاده از این موقعیت در صدد استیلاى دوباره بر کابل و دیگر شهرهاى افغانستان بر آمدهاند.این در حالیست که اکثر مردم افغانستان خواهان ادامه حیات اجتماعى خود در قالب تشکیل دولتى ملى و مردمى و به دور از دخالتهاى واشنگتن و طالبان هستند.
طالبان درحال حاضر 54 درصد افغانستان را در کنترل خود دارند که براى مقابله با آنها باید نیروهاى ناتو دو برابر شده و به 80 هزار سرباز آماده به رزم برسد. 71 هزار سرباز نیز باید توسط کشورهاى عضو ناتو و 9 هزار سرباز دیگر باید توسط کشورهاى دیگر فراهم شود. آنچه مسلم است اینکه تحرکات ناتو در افغانستان نتیجه اى جز وخامت بیشتر اوضاع ندارد.هم اکنون اوضاع داخلى افغانستان به گونه اى وخامت یافته است که تنها با حذف ناتو،آمریکا و طالبان است که مى توان نسبت به آینده این کشور امیدوار بود.در این میان تقویت موقعیت هر یک از اینها سبب ناامنى بیشتر اوضاع خواهد شد.اگر ناتو در افغانستان تقویت شود،طرحهاى مداخله گرایانه کشورهاى اروپایى و آمریکا با سرعت بیشترى اجرا مى شود و این مسئله زیرساخت هاى سیاسى و مدنى افغانستان و شبه قاره هند را به شدت مورد آسیب قرار مى دهد.
اگر اشغالگران آمریکایى موقعیت خود در افغانستان را تقویت نمایند شاهد کشتار بیشتر افغانها و ناامنى شدید اوضاع در اثر تحرکات طالبان و القاعده مستقل از آمریکا هستیم.لازم به ذکر است که میان اعضاى القاعده یک تقسیم بندى مهم وجود دارد.عدهاى از آنها تحت نظارت مستقیم ایالات متحده آمریکا قرار داشته و فعالیتهاى خود را با مطالبات کاخ سفید تنظیم مىکنند.اما عده اى دیگر از افراطیون القاعده سعى دارند در قالبى مستقل قرار گرفته و به مبارزه مسلحانه خود با آمریکا که زمانى حامى آنها بوده است ادامه دهند.هم اکنون فعالیت این دو گروه با یکدیگر خلط شده و ترکیب نامناسبى ایجاد نموده است.
نکته جالب توجه اینکه اخیرا رهبران نظامى آمریکا و انگلیس علت توقف ماموریت مبارزه علیه طالبان را امتناع کشورهاى عضو ناتو از اعزام نیروهاى پشتیبانى به منطقه خواندهاند. این در حالیست که واشنگتن و لندن موضع ثابتى در خصوص تقویت یا عدم تقویت طالبان در مناسبات داخلى افغانستان ندارند.
وضعیت فعلى افغانستان بسیار ناراحت کننده است زیرا دیگر سوال بر سر این نیست که آیا طالبان به کابل باز مىگردد یا نه؛ بلکه الان مسئله زمان و چگونگى وقوع این اتفاق مطرح است. نباید فراموش کرد که در صورت بازگشت طالبان به افغانستان شکست آمریکا در جنگ افغانستان محرز خواهد شد.اما در این میان افغانستان به گونه اى سقوط مى کند که بازگشت موثر آن به معادلات شبه قاره هند ناممکن مى باشد.مهار همزمان طالبان،ناتو و ایالات متحده آمریکا تنها فرمولى است که در قالب آن مى توان افغانستانى آزاد و آرام ایجاد نمود.البته وزارت دفاع افغانستان اظهار داشته است که گزارشهاى موجود در خصوص فعالیتهاى طالبان در افغانستان به هیچ وجه قابل اطمینان نیست. اما واقعیات امروز افغانستان مسئله دیگرى را نشان مى دهد.
رییس جمهور افغانستان اخیرا اعلام کرده است که دولت وى تماسهایش را با شورشیان طالبان طى سال جارى افزایش داده و چندین دوراز مذاکرات با رهبران شبه نظامیان که در تبعید به سر مىبرند، داشته است. به راستى این مذاکرات چه معنا و مفهومى دارد؟آیا حذف طالبان از معادلات افغانستان هدف اصلى آمریکا از اشغال این کشور نبوده است؟نکته قابل تامل اینکه در عراق نیز شاهد وضعیت مشابهى هستیم.تقویت حزب بعث توسط نیروهاى آمریکایى نشان مى دهد که آمریکا سعى دارد از مهره هاى قبلى حکومتهاى طالبان و صدام حسین استفاده اى دوباره بنماید.
رییسجمهور افغانستان در این خصوص اظهار داشته است که شبه نظامیانى که در افغانستان و یا پاکستان ساکن هستند طى هشت ماه گذشته به شدت از این عملکرد دولت حمایت کردهاند، حتى در زمانهایى که کشور حادترین دوران خشونتها را پشت سر گذاشته است. کرزاى از ذکر جزییات بیشتر در خصوص اینکه با کدام یک از رهبران طالبان گفتوگو کرده و یا این گفتوگوها کجا انجام شده خوددارى کرد. کرزاى همچنین انجام مذاکره با ملاعمر، رهبر طالبان را خواستار شد و به آنها پیشنهاد موقعیت در دولت در مقابل برقرارى صلح را داده است .
مقام هاى افغان و غرب معتقدند بسیارى از رهبران افغان و القاعده مجددا، فعالیتهاى شبهنظامى را سازماندهى کرده و کنترل بخشهایى از کشور را در دست گرفتهاند.
در این خصوص دبیر کل ناتو که سازمان متبوع وى عامل اصلى کشتار غیر نظامیان در افغانستان مى باشد اظهار نموده است که سازمان ملل به تازگى از نیروهاى نظامى ناتو به دلیل تلفات بیشمار غیر نظامیان در افغانستان در عملیاتهاى این ائتلاف به شدت انتقاد کرده بود.
شفر در این خصوص مدعى شده است که در سراسر افغانستان بسیارى از غیرنظامیان توسط طالبان و خائنان و کسانى که براى انتقامگیرى غیرنظامیان بى گناه را هدف قرار مىدهند، کشته مىشوند. آنها مىخواهند ترور را در کشور جایگزین کنند .بر همگان مشخص است که طالبان افرادى خشونت طلب ،افراطى و نمادى از تروریسم هستند ،اما جنایات ناتو در افغانستان به مراتب از جنایات طالبان طى چهار سال اخیر بیشتر بوده است.دبیر کل ناتو نباید فراموش کند که مقایسه ناتو و طالبان کلا مقایسه صحیحى نیست،زیرا هر دوى اینها مرتکب جنایات سهمگینى در افغانستان شده اند و از این جهت در یک مجموعه قرار مى گیرند.