گفتگو از : مهدى صادقی
اشاره:بدون شک تکاوران دریایى ارتش جمهورى اسلامى ایران را مىتوان از جمله اولین کسانى دانست که با آغاز جنگ تحمیلى در برابر یورشهاى بىوقفه و بىامان رژیم بعث عراق و در مقابل آن مزدوران تا بندندان مسلح ایستادند و با نثار جان خود اولین هستههاى مقاومت را در جنوب کشور و در شهر خرمشهر بهوجود آوردند. تکاوران دریایى ارتش پیش از آن هم در ختم غائلههاى کردستان و خلق عرب، قابلیتهاى خود را به نمایش گذاشته بودند؛ گروهى از این مردان دریایى در غائله کردستان و در کنار سالارمرد ایران شهید دکتر مصطفى چمران و دیگر برادران ارتشى و سپاهی، غیرت و عزت را به نمایش گذاشتند تا ایران بزرگ و اسلامى یکپارچه بماند و گروهى دیگر در جریان غائله خلق عرب آنچنان ضرب شستى به منافقان ونوکران اجنبى نشان دادند که براى دولتمردان استکبار و حامیان منافقان داخلى که در راس آنها آمریکاى جهانخوار قرار داشت،راهى به جز وارد کردن ایران در جنگى بزرگ و خانمانسوز و فرسایشى باقى نگذاشته بودند. به همین منظور و براى آگاهى شما خوانندگان گرامى و آشنایى با نحوه عملکرد تکاوران دریایى ارتش جمهورى اسلامى ایران در 8 سال دفاعمقدس گفتگویى با ناوسروان بازنشسته داریوش هوشنگپور انجام دادهایم که ضمن گرامیداشت روز نیروى دریایى ماحصل این گفتگو را تقدیم مىداریم؛
داریوش هوشنگپور از نسل تکاوران دریادلى است که پیش از آغاز رسمى جنگ تحمیلى در تاریخ 31/6/59 در منطقه شلمچه و سپس خرمشهر حضور داشته است. گفتههاى او در مورد روزهاى قبل از آغاز جنگ شنیدنى است. وى مىگوید: من به همراه تعداد دیگرى از تکاوران دریایى در پاسگاه شماره دو شلمچه که به نام «پاتو محمودی» معروف بود استقرار داشتیم. در آن زمان جنگ به صورت علنى آغاز نشده بود اما نیروهاى عراقى در حال تجهیز کردن خود و مواضعشان بودند و در برخى نقاط به صورت مقطعى تعرضاتى را انجام مىدادند که با عکسالعمل نیروهاى مستقر در مرز روبرو مىشدند و تکاوران دریایى نیز براى پى بردن به تحرکات آنها عملیاتهاى گشتزنى را در نقاط مرزى انجام مىدادند و کلیه تحرکات نیروهاى عراقى را به ردههاى بالاتر ارجاع مىدادیم اما هیچگاه احساس نمىکردیم که عراق خود را در جنگى چنین بزرگ و خانمانسوز درگیر کند و به خود اجازه دهد که به سرزمین مردان و یلان و پهلوانان حمله کند و طمع به خاک گرانبهاى آن داشته باشد.
وى در مورد اولین روز حمله عراقىها مىگوید: نیروهاى بعثى از نیمروز 31 شهریور سال 59 حمله خود را آغاز کردند و به سرعت از نوار مرزى گذشتند و با پشتیبانى 6 گردان تانک و 3 گردان مکانیزه و با حمایت آتش توپخانه توانستند در ساعات اولیه مسافت زیادى از خاک خوزستان را اشغال کنند و به پشت دروازههاى خرمشهر برسند اما با غیرت و شجاعت مردم و اندک نظامیان مستقر در خرمشهر و آبادان در آنجا زمینگیر شدند و تکاوران دریایى به همراه مردم با اندک سلاحهاى سبکى که داشتند با توکل به خدا و براى حفظ خاک میهن از ادامه پیشروى نیروهاى بعثى با نثار جان خود جلوگیرى کردند و نیروهاى عراقى با تمام قوا و امکانات خود و با هجمه تبلیغاتى که انجام مىدادند در برابر همت و شجاعت بزرگ مردان ایران اسلامى سرتعظیم فرود آوردند.
ناوسروان هوشنگپور در مورد مقاومت 45 روزه شهر خرمشهر و حماسههاى ماندگار تکاوران دریایى مىگوید:واحدهاى تکاور برحسب وظیفه و کارکرد، نیروهاى تیزرو هستند. این واحدها و نفرات عملیاتهاى ویژه و غیرمنظم را انجام مىدهند و نظم دشمن را به هم مىریزند. در شهر خرمشهر تکاوران دریایى وظیفه خود را به خوبى انجام دادند. براى بچههاى تکاور نیروى دریایى جاى جاى خرمشهر خاطره است؛ لحظه به لحظه، کوچه به کوچه، خیابان به خیابان و درخت به درخت این شهر براى تکاوران نیروى دریایى خاطره است زیرا تنها نیروى نظامى که در شهر خرمشهر حضور داشت تکاوران نیروى دریایى بودند که به همراه زنان و مردان غیرتمند بومى به دفاع از آب و خاک و ناموس ایران اسلامى پرداختند و با وجود اینکه فقط سلاحهاى سبک در اختیار داشتند 45 روز تمام به نیروهاى عراقى اجازه نمىدادند تا شهر را تصرف کنند.
وى ادامه مىدهد و مىگوید:درگیرى به صورت محله به محله ادامه داشت تا اینکه پس از خلق حماسههاى بىشمار و رشادتهاى بسیار، شهر به تصرف کامل نیروهاى عراقى درآمد و نیروهاى ما روى پل خرمشهر مستقر شدند تا از پیشروى مزدوران بعثى جلوگیرى کنند. وى سپس به نقل یکى از خاطرات آن روزها مىپردازد و مىگوید:در یکى از همین روزها تعدادى از نیروهاى تکاور که در خرمشهر حضور داشتند خود را به نزدیکى پل رسانده بودند اما به دلیل تمام شدن مهماتشان در آنجا غافلگیر شده و در محاصره قرار گرفته بودند، ما از دور شاهد این ماجرا بودیم و قصد داشتیم با یک دستگاه جیپ، مهمات لازم را به آنها برسانیم. شهید مختارى که فرمانده و از اساتید رزمى گردان تکاوران بود، گفت:من خودم ماشین را مىبرم فقط چند نفر براى کمک کردن همراه من بیایند و این در حالى بود که عراقىها با سلاحهاى سنگین و سبک روى پل را هدف قرار مىدادند. شهید مختارى حرکت کرد و زیر رگبار گلوله با عبور از میان اتومبیلهاى سوخته روى پل، خود را به آن سوى پل رساند. هنوز بهطور کامل وارد خیابان نشده بود که ماشین از حرکت ایستاد. همه ما نگران بودیم و مىدیدیم که بچههاى تکاور از ماشین پیاده شدند. فقط شهید مختارى باقى مانده بود! انتظار بىپایان بود و او هیچ حرکتى نمىکرد. در همین هنگام گلوله آرپىجى به ماشین اصابت کرد و تمام ماشین را شعلههاى آتش فرا گرفت و این در حالى بود که شهید مختارى لحظاتى قبل براثر اصابت تیر تک تیرانداز عراقى به سرش شهید شده بود. وقتى بچههاى تکاور خود را به ماشین رسانده بودند دیگر از شهید مختارى جز تلى از خاکستر چیزى باقى نمانده بود.
ناوسروان داریوش هوشنگپور از نسل دریادلانى است که هنوز دل در گرو سالهاى جنگ دارد. او مىگوید: من در زمان جنگ یک دوربین عکاسى با خودم داشتم و از تمام لحظات جنگ و زندگى بىریاى آن سالها تصاویرى را مىگرفتم و در این چند ساله بعد از جنگ هرگاه دلم براى دوستان شهیدم تنگ مىشود مىروم خانه و با خودم خلوت مىکنم. آلبومها را مىآورم و شروع مىکنم به نگاه کردن. بچهها را که مىبینم خاطرههایى که با تک تک آنها داشتم به یادم مىآید و حضور آنها را حس مىکنم؛ شهید مختاری، شهید عباسی، شهید محمود میرزاحسینی، شهید اسماعیل شعبانى و...
با گفتن نام شهید اسماعیل شعبانى اشک در چشمانش حلقه مىزند و به یاد خاطرهاى مىافتد که از آخرین لحظات و ساعات زندگى شهید دارد. او ادامه مىدهد: زمانى که در حال حرکت به سمت جاده ماهشهر، آبادان بودیم هوا بسیار گرم بود. شهید اسماعیل شعبانى در میان راه که به ایستگاه صلواتى رسیده بودیم از ماشین پایین پرید و گفت:الان یک شربت شهادت درست مىکنم تا همه بخورید. من گفتم که اسماعیلجان حالا اول خودت از شربت بنوش تا ببینیم عمل مىکند؟ او گفت:من از قبل این شربت را خوردهام و دیر نیست زمانى که به شهادت برسم.
بلافاصله یک شربت آبلیمو درست کرد و به همه بچهها یک لیوان داد و چند ساعت بعد خبر دادند که اسماعیل شهید شد.
سپس ادامه مىدهد: تک تک لحظههاى حضور د رخرمشهر براى من و تکاوران دریایى خاطره است و وقتى به عکسهاى آن سالها نگاه مىاندازم احساس جوانى مىکنم. هیچوقت احساس فرسودگى نمىکنم و یاد آنها مرا شاد و زنده نگه داشته است؛ وقتى به چهره آنها نگاه مىکنم حضور فیزیکى ندارند ولى در ذهن من و در قلب من و با تمام لحظههاى من هستند و با آنها صحبت مىکنم و بىاختیار اشک مىریزم.
و به راستى نام اروندرود، خرمشهر، آبادان، شلمچه، پاسگاه مومنى و جاى جاى جنوب ایران با نام تفنگداران دریایى گره خورده است و تکتک ذرات خاک جنوب بر خون پاک مردان بزرگى که در عرصه دفاع مقدس در مقابل دشمن صف کشیدند و از هموطنان و تمامیت کشورمان دفاع نمودند گواه است. براى بیان حماسههاى دلیران نیروى دریایى ارتش زبانها قاصرند و قلمها عاجزند از آنکه وصف کنند 45 روز رشادت گردان تکاوران دریایى با قابلیت 1200 نفر را در مقابل دو لشکر مکانیزه عراق که به راستى آنها بهترین نشانه اطاعت محض از اوامر فرمانده و رهبر عزیزشان بودند.