صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۸۶ - ۱۰:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۶۰۵۷
بصیرت :

دستاورد بوش از کنفرانس آناپولیس چه بود؟


بند پایانی تفاهم‌نامه محمود عباس و اولمرت، تفسیرهای مختلفی به همراه خواهد داشت، اما یکی از آن تفسیرها با توجه به ماهیت امنیتی طرح «نقشه راه» و این‌که وظیفه اصلی دولت فلسطین بر اساس طرح «نقشه راه»، استقرار امنیت در سرزمین‌های اشغالی است، این خواهد بود که آمریکا برای اجرای امنیت در فلسطین می‌تواند راهکارهای جدید و مستقلی اتخاذ کند که یکی از آنها، دخالت مستقیم نظامی به منظور استقرار و حفظ امنیت در سرزمین‌های اشغالی در کرانه غربی و نواز غزه است.

همه نگاه‌‌های روز گذشته به سخنرانی «‌جورج بوش‌»، رئیس‌جمهور آمریکا در کنفرانس آناپولیس بود تا روشن شود وی چه رهاورد جدیدی برای روند سازش در خاورمیانه دارد؟ اما همه نگاه‌‌ها مأیوس و ناامید باقی ماند.

«جورج بوش» بیش از هر چیز بر این نکته تأکید نمود که دولت اسرائیل، یک دولت یهودی است و اعراب باید بپذیرند اسرائیل، یک سرزمین یهودی به عنوان کشوری ملی برای یهودیان است. تأکید و تکرار چندباره وی بر این موضوع، حتی نگرانی و ناراحتی برخی از نمایندگان شانزده کشور عربی را نیز برانگیخت. پافشاری بوش بر «دولت یهودی»، همان نکته‌ای بود که حتی محمود عباس، رئیس خودگردانی فلسطین، در مذاکرات پیش از آناپولیس با اسرائیلی‌‌ها، حاضر به اعتراف به آن نشد و اتحادیه عرب نیز آن را به شدت رد کرد. جورج بوش از کشور‌های عربی خواست تا روند عادی‌سازی با اسرائیل را گسترش دهند تا عملا نشان داده شود که اعراب به وجود یک کشور و دولت یهودی در خاورمیانه ایمان دارند.

مواضع آمریکا اکنون هیچ شبهه‌ای باقی نگذاشته است که فلسطینی‌‌های آواره در کشور‌های دیگر عربی، هرگز رویای بازگشت به وطن را محقق نخواهند دید، در حالی که بنا بر طرح صلح عربی عربستان با اسرائیل که در سال جاری در کنفرانس سران عرب در ریاض به تصویب دوباره رسید، بازگشت فلسطینی‌‌های آواره را یک شرط قطعی صلح با اسرائیل می‌دانند، اما جورج بوش در سخنان خود هیچ اشاره‌ای به مهمترین موضوعات مطروحه بین فلسطینی‌‌ها برای «‌ترسیم حقیقی‌» نقشه‌ای جدید برای روشن کردن وضعیت نهایی فلسطینی‌‌ها نکرد.

جالب است که بیانیه «تفاهم مشترک» محمود عباس و اولمرت که توسط رئیس‌جمهور آمریکا در میان تعجب همگان خوانده شد، نیز هیچ اشاره‌ای به موضوعاتی همچون قدس، پناهندگان فلسطینی، شهرک‌‌های یهودی نشین، مرزها و دولت فلسطین نکرد و تنها با ذکر کلیات و اصول، همان رویدادی را که در کنفرانس‌‌های دیگر رخ داده، تداعی کرد.

از سوی دیگر، ادامه مذاکرات دوجانبه فلسطینی ـ اسرائیلی به پاریس در 26 آذر ماه جاری و مذاکرات آتی در اوایل سال 2008 میلادی در مسکو موکول شده است. البته آمریکایی‌ها جانب احتیاط را در کنفرانس «آناپولیس» رعایت کردند و احتمال شکست تلاش‌ها برای صلح تا پایان سال 2008 را نیز باز گذاشته‌اند.

بخش پایانی بیانیه «تفاهم مشترک» بین خودگردانی فلسطین و اسرائیل ناظر بر همین آینده‌نگری دولت آمریکا است: «اگر دو طرف برخلاف آن [تعهدات در بیانیه] هرگز توافق نکردند، در آن صورت اجرای پیمان صلح آینده، طبق نقشه راه و زیر نظر آمریکا، اجرایی می‌شود».

هرچند گذاردن این بند در بخش پایانی تفاهم‌نامه محمود عباس و اولمرت، تفسیرهای مختلفی به همراه خواهد داشت، اما یکی از آن تفسیرها با توجه به ماهیت امنیتی طرح «نقشه راه» و این‌که وظیفه اصلی دولت فلسطین بر اساس طرح «نقشه راه»، استقرار امنیت در سرزمین‌های اشغالی است، این خواهد بود که آمریکا برای اجرای امنیت در فلسطین می‌تواند راهکارهای جدید و مستقلی اتخاذ کند که یکی از آنها، دخالت مستقیم نظامی به منظور استقرار و حفظ امنیت در سرزمین‌های اشغالی در کرانه غربی و نواز غزه است.

جالب است که وزیر خارجه اسرائیل از پیش درخواست نموده بود که دیگر نمایندگان عربی، در مذاکرات دوجانبه محمود عباس و اولمرت دخالت نکنند؛ درخواستی که این پرسش را پیش می‌آورد: پس چرا دیگر کشور‌های عربی از سوی آمریکا دعوت شده‌اند؟

اولمرت نیز در این کنفرانس با جمله عربی «اهلا و سهلا» تلاش کرد وجهه‌ای دوستانه در برابر اعراب حاضر در کنفرانس داشته باشد و آن را پایه‌ای برای دعوت فراگیر به منظور عادی‌سازی روابط کشور‌های عربی و اسلامی با اسرائیل قرار دهد. از نکات بسیار جالب و دیدنی سخنان بوش و اولمرت، اشاره نکردن به سوریه بود، در حالی که این موضوع از نظر جایگاه و تأثیرگذاری، یک موضوع استراتژیک در مذاکرات صلح تلقی می‌شود، اما جورج بوش به تفصیل درباره مسائل لبنان و انتخابات ریاست‌جمهوری و لزوم آزادی مردم لبنان برای انتخاب رئیس‌جمهوری، خارج از فشار و دخالت‌‌های خارجی تأکید کرد.

این گزارش می‌افزاید: تفاهم‌نامه مشترک محمود عباس و ایهود اولمرت، با آن‌که دقایقی پیش از آغاز کنفرانس آناپولیس و دخالت شخصی جورج بوش تهیه و سپس در کنفرانس توسط وی خوانده شد، هیچ نکته جدیدی در آن نیست. در این تفاهم مشترک بر دولت فلسطینی که فلسطینی‌‌ها را در یک کشوری به نام فلسطین جای می‌دهد، تأکید شده است تا در کنار دولت یهودی اسرائیل و سرزمین یهودی اسرائیل زندگی کنند، اما هیچ اشاره‌ای به موضوعات حساس که سال ها پشت دروازه همه کنفرانس‌‌های صلح معطل باقی مانده، اشاره‌ای نشده است. از همین روست که از هم‌اکنون، نتایج آتی این کنفرانس نیز در پرده‌ای از ابهام فرو رفته، حال آن که از کشور‌های عربی خواسته شده است تا از دولت محمود عباس برای استقرار امنیت در سرزمین‌‌های اشغالی با همه وجود حمایت کنند تا زمینه‌‌های اجرای امنیتی هرگونه تفاهم و توافقی در فلسطین فراهم شود؛ هدفی که طرح «نقشه راه» در سال 2002 به همان منظور به امضای دو طرف فلسطینی و اسرائیلی رسیده بود.

اما این کنفرانس پیامدهایی دارد که از حاشیه کنفرانس تلقی می‌شود،‌ ولی برای آمریکایی از متن اصلی مهمتر است: ـ کنفرانس آناپولیس می‌تواند جریان عادی‌سازی روابط بین کشور‌های عربی حاضر در کنفرانس با اسرائیل را تسریع کند.

ـ مذاکرات جدیدی بین فلسطینی‌‌ها و اسرائیلی‌‌ها تحت اشراف آمریکا آغاز می‌شود که احتمالا تا پایان عمر ریاست جمهوری جورج بوش به صورت فعال حفظ خواهد شد.

ـ برای نخستین بار از سال 1993 قضایای نهایی (بدون ذکر جزییات و بند‌های ثابت آن) به صورت کلی اشاره شده و این از آن رو بوده است تا موجبات تحقق اهداف منطقه‌ای کنفرانس آناپولیس فراهم شود.

ـ آمریکایی‌‌ها از نظر سیاسی و روانی، موفق به تشکیل یک جبهه جدید و هم‌پیمان در خاورمیانه شده‌اند.

همه این امور به هزار و یک موضوع دیگر در خاورمیانه بستگی دارد. آمریکا از همان روز نخست اندیشه شکل‌گیری کنفرانس، درصدد برآمد تا عناصر اصلی بازی در داستان فلسطین را حذف کند و در حقیقت، بخش اصلی مردم و نمایندگان فلسطین را نفی کرده است. از سوی دیگر، در بازگرداندن بلندی‌‌های جولان به سوریه نیز جدی نیست و مهمترین مسائل فلسطین همچون بازگرداندن پناهندگان فلسطینی بنا بر قطعنامه 194 شورای امنیت، به فراموشی سپرده شده است. همین امور باعث خواهد شد تا نتایج کنفرانس به شدت متأثر از متغیرها در داخل سرزمین‌‌های اشغالی و تحولات منطقه باشد.

در هر صورت، رئیس‌جمهور آمریکا همچون پدرش، کنفرانسی هم‌پای کنفرانس مادرید در سال 1991 برگزار کرد تا در دو دوره ریاست‌جمهوری‌اش فردی بی‌تفاوت به «‌صلح خاورمیانه‌» به شمار نرود، به ویژه که «‌رئیس‌جمهوری جنگ‌طلب‌» در دنیا و خاورمیانه شناخته می‌شود. او موفق شد یک سناریو بزرگ و بین‌المللی برگزار کند؛ سناریویی که تا به مرحله اجرا بر صحنه خاورمیانه درآید، به طور حتم دستخوش تغییرات گسترده‌ای خواهد شد و چه بسا، برخی از عناصر اولیه آن از اجرای این نمایش سرباز زنند تا آمریکا مجبور شود جایگزین‌‌هایی برای آنها بیابد؛ چیزی که حتما در اصل داستان نیز همچون دیگر نمونه‌‌هایش، تغییراتی اساسی ایجاد خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات