حافظه تاریخ بخوبی به یاد دارد که خاویر سولانا در سال 1999میلادی به عنوان دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و در اقدامی مغایر قوانین بین المللی هدایت یک حمله گسترده علیه یوگسلاوی پیشین را برعهده گرفت ؛ وی پس از گذشت زمان کوتاهی با عنوان رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به یوگسلاوی پیشین سفر کرد تا به مقامات بلگراد لازم الاجرا بودن قوانین بین المللی را یادآوری کند!!
انتظار افکار عمومی جهان این است که سولانا این بار با توجه به تجارب گذشته خود اشتباهات پیشین را مرتکب نشود و پا را از حدود و موازین حقوق بین الملل فراتر نگذارد.
شش قدرت درگیر در پرونده هسته ای ایران شامل آلمان، آمریکا، انگلیس، روسیه و فرانسه روز شنبه پس از دیدار اخیر خاویر سولانا با "سعید جلیلی" دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران ، به گفتگو درباره گام های بعدی برای مواجهه با فعالیت های هسته ای صلح آمیز تهران پرداختند.
گرچه برخی رسانه های غربی از توافق کلی این کشورها برای فراهم کردن زمینه تصویب قطعنامه جدید علیه ایران سخن گفته اند ولی هنوز اجماع کامل این کشورها برای تصویب چنین قطعنامه ای قطعی نشده است.
از نقطه نظر کارشناسان ، این حرکت برخی کشورهای غربی از جمله آمریکا در مواجهه با مسایل بین المللی که برگرفته از سیاستهای دوگانه و پارادوکسیکال آنها است از ابعاد گوناگون قابل بررسی است.
در بعد تئوریک و در یک فضای تحلیلی ، اینکه قطعنامه یا حرکت دیگری علیه ایران از سوی گروه 1+5صورت گیرد بیش از آنکه منافع ایران را مورد تهدید قرار دهد ، منطق سیاسی آنان و پایه های حقوق بین الملل را هدف قرار خواهد داد.
ایران عضو پیمان منع تکثر سلاح های هسته ای است و بازرسان سازمان بین المللی انرژی اتمی نیز براساس مفاد این پیمان بر کلیه فعالیت های هسته ای ایران نظارت دارند، محمد البرادعی مدیر کل سازمان بین المللی انرژی اتمی در گزارش اخیر خود تمامی فعالیت های هسته ای ایران را صلح آمیز دانست و اعلام کرد هیچ نشانه ای از انحراف در فعالیتهای آن مشاهده نشده و نیز پیمان منع تکثیر سلاح های هسته ای بر حق کشورها برای غنی سازی اورانیوم تاکید دارد، در چنین شرایطی اصرار برخی کشورهای غربی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم از سوی ایران به منزله محروم کردن یک کشور از حقوق قانونی خود است.
چنانچه برخی کشورهای غربی وارد این دالان غیرمنطقی شوند و اولین پایه آن را فروریزند در آن صورت شاهد ریزش تمامی پایه های این دالان یکی پس از دیگری خواهند بود به گونه ای که در پایان راه هیچ منطق قابل استناد و تکیه گاهی قانونی در عرصه بین المللی باقی نخواهد ماند.
به بیان دیگر کشورهای قدرتمند با نقض قوانین و حقوق بین الملل باید در انتظار بی اعتبار شدن تمامی معاهدات جهانی و نادیدن گرفتن این پیمان ها از سوی دیگر کشورها باشند.
در شرایطی که آژانس بین المللی انرژی اتمی براساس معاهدات بین المللی تشکیل شده و مصوبات و گزارش های آن لازم الاجرا است و نیز در حالی که محمد البرادعی مدیر کل این آژانس بر پرونده هسته ای ایران نظارت دارد، پس چگونه است که برخی اعضای این گروه از جمله آمریکا نظرات و گزارش البرادعی را فاقد اعتبار لازم برای استناد و اجرا می دانند و به رغم گزارش اخیر مدیر کل آژانس مبنی بر عدم انحراف از سوی ایران در فعالیتهای هسته ای،واشنگتن همچنان در مسیر تحت فشار قراردادن تهران حرکت می کند. این اقدام کشورهای غربی بوضوح حکایت از آن دارد که آنان به مصوبات و نهادهای خود نیز اعتماد ندارند بنابراین طبیعی است که نمی توانند به دیگران نیز اعتماد کنند.
مواضع و اقدامات متناقض برخی کشورهای غربی از جمله محور واشنگتن بوضوح حکایت از آن دارد که آنان در مواجهه با رویدادهای بین المللی از جمله فعالیتهای هستهای ایران براساس طرحهای از پیش تعیین شده در جهت منافع خود حرکت می کنند و توجهی به واقعیات و یا حقوق بین الملل ندارند.
" مک کورمک" سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا چندی پیش و پس از انتشار گزارش مثبت البرادعی در خصوص فعالیتهای هسته ای ایران در اقدامی شتابزده اعلام کرد واشنگتن از این پس چشم امید به گزارش خاویر سولانا دارد.
موضعگیری سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا بیانگر آن بود که سولانا بار دیگر از سوی واشنگتن برای نادیده گرفتن واقعیات تحت فشار قرار گرفته است.مک کورمک با این ادبیات در واقع به سولانا تاکید کرد باید مواضع واشنگتن را در گزارش خود محور قرار دهد.
"جان بولتون" سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل اخیرا با انتشار کتابی تحت عنوان "دفاع از آمریکا در سازمان ملل متحد و جهان خارج" بر تغییر نظام حکومتی در ایران تاکید کرده است.
وی در این کتاب می نویسد: آمریکا در چهار سال گذشته به جای تمرکز بر گفتگوهای هسته ای باید برای تغییر حکومت در ایران تلاش می کرد.
در این سخنان بولتون دو نکته اساسی وجود دارد: نخست قطع گفتگوها و در مرحله بعد تلاش برای تغییر رژیم ایران. در واقع بولتون با این یک جمله دو بار بر نقض آشکار قوانین بین المللی تاکید کرده است.
تاکید وی بر توقف گفتگوهای هسته ای بیانگر آن است که مقامات واشنگتن اساسا ارزشی برای دیپلماسی قایل نیستند و فقط آن را دستاویزی برای حصول به اهداف خود می دانند . نکته دیگر اینکه بولتون با سخن گفتن از تغییر رژیم یک کشور مستقل ، اشکارا از مداخلات مستقیم آمریکا در امور داخلی کشورهای دیگر پرده برمی دارد.
در حالی که مردم ایران هر سال بطور متوسط شاهد برگزاری یک انتخابات در این کشور هستند و تمامی نهادهای اجرایی و قانونگذاری آن با آرای مردم انتخاب می شود ، تلاش برای تغییر چنین نظامی آن هم از سوی یک کشور دیگر براساس کدام منطق سیاسی، بشری و یا دمکراتیک صورت می گیرد و اینگونه اظهارات با کدامیک از موازین حقوق بین الملل مطابقت دارد.
واشنگتن در شرایطی خواستار توقف فعالیت های هسته ای ایران است که بسیاری از کشورهای جهان در کنار آژانس بین المللی انرژی اتمی بر ماهیت صلح آمیز این فعالیت ها تصریح و تاکید دارند.
"جمیل الحجیلان" دبیر کل سابق شورای همکاری خلیج فارس اخیرا در مصاحبه ای با روزنامه "عکاظ" چاپ عربستان سعودی تصریح کرد: آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی در خصوص موضوع پرونده هسته ای ایران مبالغه می کنند. وی گفت این کشورها اتهاماتی را به ایران نسبت می دهند که عاری از حقیقت است.
همچنین "جوزف گری" یک نماینده پارلمان مجارستان گفت : فعالیت های هسته ای ایران صلح آمیز است. وی افزود: براساس موازین بینالمللی ، همه کشورهای عضو پیمان "ان.پی.تی" از حقوق یکسانی برای استفاده از انرژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز برخوردارند.
از سوی دیگر در حالی که واشنگتن همواره در ژست های سیاسی بر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای کشورها تاکید دارد ، خود بر خلاف تمامی موازین بین المللی در تلاش برای افزایش ذخایر هسته ای خویش است.
"جفری لوییز" رییس بنیاد آمریکای نوین در مقاله ای که روز شنبه از سوی "واشنگتن پست" به چاپ رسید، نوشت: دولت بوش می خواهد به جهانیان تلقین کند که آمریکا در صدد کاهش ذخایر هسته ای خود است در حالی که واشنگتن به عکس تلاش می کند تا حمایت های کنگره را برای اجرای طرحهای چند میلیارد دلاری به منظور ارتقای زرادخانه های هسته ای آمریکا بدست آورد.
وی در این مقاله تاکید کرد: سیاستهای آمریکا به جای اینکه بر حداقل تسلیحات هستهای تمرکز داشته باشد ، برای به حداکثر رساندن آن متمرکز شده است.
این رفتار متناقض واشنگتن که برگرفته از سیاست های دو گانه آمریکا است بیشتر از هر نکته دیگری بر یکجانبه گرایی و انحصار طلبی کاخ سفید در مواجه با کشورهای دیگر تاکید دارد ضمن اینکه نشان می دهد از نقطه نظر مقامات آمریکا ، قوانین بین المللی اهرمی برای تحت فشار قراردادن کشورهای دیگر است و در مواردی هم که این قوانین به نفع کاخ سفید نباشد به راحتی می توان آنها را نقض کرد.
به گفته ولتر اندیشمند فرانسوی "همه چیز برای اشرار بهانه است " حتی نیکوکاری .
به هر روی در میان هیاهویی که آمریکا و برخی کشورهای غربی پیرامون فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران به راه انداخته اند به نظر می رسد که یک نکته از دید آنان مغفول مانده است و آن اینکه ایران معادلات خود را براساس داوری ها ، فرضیات ، تهدیدها و یا فشار این کشورها شکل نمی دهد. معادلات سیاسی و تصمیم مقامات مسوول در تهران براساس ارزشهای اعتقادی ، منافع ملی ، خواست مردم و حقوق مصرح در قوانین بین المللی اتخاذ می شود و بنابراین خواسته های غیرمنطقی برخی کشورهای غربی که برخلاف موازین و حقوق بین الملل است نمی تواند به عنوان متغییری در معادلات ایران جای گیرد.