مصطفى حسینى
در حالی که تنش ها و اختلافات درونی رژیم بحران زده صهیونیستی را به کام تلخ سقوط می کشاند، «ایهود باراک»، وزیر جنگ این رژیم در اقدامی سریع و عجولانه «یواد گالانت» را به سمت رئیس آینده ستاد کل ارتش برگزید که فوراً مورد پذیرش «نتانیاهو» قرار گرفت.
«یوآو گلانت» رئیس جدید ستاد کل ارتش صهیونیستی، فرماندهی جنوبی ارتش و مشاور عالی نظامی آریل شارون را در کارنامه سوابق خود دارد. آنچه که در این میان قابل توجه و تأمل است، اینکه با توجه به فرماندهی ضعیف وی در جریان حمله نظامی ارتش صهیونیستی به غزه در سال 2008 که منجر به شکست مفتضحانه ای بر این ارتش اسطوره ای صهیونیستی شد، اما شاهد آن هستیم که وی با وجود این مسئله و همچنین تجربه کم در مسائل نظامی نسبت به سایر ژنرال های چند ستاره گذشته صهیونیستی، به سمت رئیس ستاد کل ارتش رژیم جعلی صهیونیستی منصوب می گردد.
در نگاه اول به خوبی به این مسئله می توان پی برد که رژیم صهیونیستی در بحران جدی فقدان رهبران کارکشته و لایق به سر می برد که هر لحظه این مسئله، سقوط و فروپاشی رژیم صهیونیستی را به واقعیت نزدیکتر می کند. هر چند که برای سرپوش گذاشتن بر سر این موضوع، مقامات بلندپایه صهیونیستی، معرفی گالانت را انتخابی شایسته برای آماده سازی ارتش شکست خورده صهیونیستی در مواجهه با معضلات امنیتی و نظامی این رژیم می دانند و در توهمات خود انتخاب وی را با تخیلات ماجراجویانه علیه ایران مرتبط می کنند!
به اعتقاد تحلیلگران سیاسی، انتخاب «گالانت» به سمت رئیس ستاد کل ارتش صهیونیستی ناشی از دشمنی این فرد با ایران و همچنین جسارت وی در ارتکاب جنایات و عملیات نظامی می باشد. حال آنکه برای دست زدن به یک اقدام نظامی، عداوت و جسارت تعیین کننده نیست، بلکه ضمانت درخصوص موفقیت در عملیات نظامی، مهم ترین عنصر محسوب می شود و از این منظر، پرونده فرماندهان ارتش صهیونیستی از جمله «یوآو گالانت» در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه عاری از هر گونه نقطه روشن و افتخارآمیزی است که بر توانمندی مدیریت نظامی آنها دلالت کند. بنابراین نه می توان ادعا کرد و نه می توان انتظار داشت که انتصاب گالانت به سمت ریاست ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی می تواند تحولات مهمی را در عرصه نظامی این کشور به دنبال داشته باشد.
به هرحال می توان از انتخاب گالانت بر مسند ریاست ارتش از سوی مقامات صهیونیستی و تبلیغات گسترده رسانه ای درخصوص این مسئله، این چنین نتیجه گرفت که اولا با توجه به جسارت گالانت در اقدامات نظامی، فضای داخلی این رژیم را برای هزینه دادن در جنگی جدید علیه حماس و حزب الله آماده کنند و ثانیاً با نزدیک شدن به زمان نشست کشورهای خاورمیانه که در آن طرح خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای و زرادخانه اتمی اسرائیل دنبال می شود، تل آویو خود را در یک تنگنای جدی می بیند، از همین رو تلاش می کند تا با دامن زدن به پروژه شکست خورده ایران هراسی و خطرناک نشان دادن فعالیت هسته ای ایران و فرافکنی در این مورد که تهران تا یک سال دیگر به سلاح اتمی دست پیدا می کند، محافل سیاسی و افکار عمومی جهان به ویژه منطقه خاورمیانه را از خطر زرادخانه اتمی خود منحرف سازد.